ابرخودروی دست‌ساز با پیشرانه پورشه +تصاویر

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از جام جم آنلاین از زومیت، سوپرلایت یک خودروی اسپرت با موتور پورشه است که با قیمت ۵۰ هزار دلار به فروش خواهد رسید.

خودرویی که تصاویر آن را مشاهده می‌کنید یک سوپرلایت کوپه مدل ۲۰۱۲ است که در کارخانه‌ای در دیترویت میشیگان به تولید می‌رسد. البته این خودرو یک کیت کار (خودروهایی که بعدا سرهم می‌شوند) به‌حساب می‌آید و اخبار زیادی در مورد آن منتشر نشده است. در ساخت این خودرو از شاسی مونوکوک آلومینیومی و رول‌بار محافظ فولادی با پوشش پودری استفاده شده و همچنین بدنه‌ی خودرو به‌طور کامل از فایبرگلاس ساخته شده است. نیروی مورد نیاز این خودرو توسط یک پیشرانه‌ی ۶ سیلندر تخت تأمین می‌شود که متعلق به پورشه 991 GT3 است.

قیمتی که برای این خودرو تعیین شده ۵۰ هزار دلار است؛ اما زمانی که خودرو نو بود قیمتی معادل ۷۰ هزار دلار داشت. کیلومتر شمار این خودرو کارکرد ۴۶ هزار کیلومتر را نشان می‌دهند؛ ولی فروشنده‌ی خودرو ادعا کرده که تنها ۱۶۰ کیلومتر با این خودرو رانندگی کرده است. پیشرانه‌ی سوپرلایت یک تعمیر اساسی در بخش سرسیلندر به خود دیده و برای انتقال نیروی آن به چرخ‌ها، از یک جعبه‌دنده‌ی ۶ سرعته با کد G96 استفاده شده است که این جعبه‌دنده نیز در پورشه ۹۱۱ مورد استفاده قرار می‌گرفت. لازم به ذکر است که جعبه‌دنده نیز کاملا اورهال شده است و قطعات داخلی آن سالم و نو هستند.

سایر مشخصات این خودرو شامل مواردی چون فلایویل سبک‌وزن، مخزن سوخت اضافه، سیستم اگزوز از برند Borla و ترمزهای ساخت برمبو هستند. رینگ‌هایی که در زیر سوپرلایت قرار گرفته‌اند از برند فورجستر با نام F14 هستند که سایز آن‌ها در محور جلو ۱۸ اینچی و در محور عقب ۱۹ اینچی است. در داخل کابین نیز از غربیلک فرمان پورشه 911 GT3، پوشش چرم آلکانترا و نشان‌دهنده‌های دیجیتال استفاده شده است.

سازنده‌ی این خودرو جزئیات فنی دقیقی را منتشر نکرده است و اعلام شده است که پیشرانه‌ی ۳.۶ لیتری سوپرلایت بسته به نوع تنظیم می‌تواند ۳۵۵ تا ۳۸۰ اسب بخار قدرت را تولید کند. سوپرلایت همچنین خودروی بسیار سبک‌وزنی است به‌طوری که تنها ۱۰۸۸ کیلوگرم وزن دارد. در خصوص ابعاد این خودرو نیز باید به طول ۴.۱ متری و فاصله‌ی بین دو محور ۲.۶۶ متری آن اشاره کرد.

سوپرلایت مجوز تردد در خیابان هم دارد و هیچ منع قانونی برای رانندگی با آن وجود ندارد، البته این قضیه در ایالت کالیفرنیا صادق است و مشخص نیست آیا در سایر ایالت‌ها نیز می‌توان با آن تردد کرد یا نه. همراه این خودرو مدارک کامل و چند عدد لاستیک زاپاس نیز تحویل مشتری می‌شود. به‌طور کلی باید گفت سوپرلایت جایگزینی بسیار خوب برای پورشه 911 GT3 است و قیمت پایین‌تری دارد؛ اما برای خرید آن باید عجله کرد چون زمان زیادی تا پایان یافتن حراجی باقی نمانده است.

گزارش بانک مرکزی از معاملات مسکن در شهریورماه

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از افکارنیوز،

بررسی‌های بانک مرکزی از حجم معاملات آپارتمان‌های مسکونی در شهر تهران طی یکماهه شهریور، نشان می‌دهد: در این بازه بیش از 15 هزار و 500 واحد مسکونی در بنگاه‌های املاک مسکن معامله شده‌اند که نسبت به شهریورماه سال گذشته معادل 2/ 9 درصد رشد داشته است. این در حالی است که حجم معاملات در شهریورماه نسبت به مرداد اندکی با کاهش مواجه شده است. مطابق با این گزارش، حجم معاملات آپارتمان‌های مسکونی در آخرین ماه از فصل تابستان نسبت به میانه تابستان معادل 6/ 13 درصد کاهش داشته است.

افزایش قیمت پیشنهادی از سوی فروشنده‌ها به دنبال افزایش حجم معاملات مردادماه، نحوه سپرده‌گیری بانک‌ها در دهه اول شهریور، کمبود فایل مناسب در فایل‌های خرید پس از موج افزایش حجم معاملات مردادماه و پایان موج تابستانی خرید مسکن پیش از شهریور از جمله مهم‌ترین دلایل افت معاملات در ماه پایانی فصل گرم سال است که از سوی مشاوران املاک به آن اشاره می‌شود. در عین حال مطابق با بخش دیگری از این گزارش، متوسط قیمت خرید و فروش هر مترمربع آپارتمان مسکونی در شهریورماه به 4 میلیون و 760 هزار تومان رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل معادل 7/ 9 درصد رشد را تجربه کرده است.

متوسط قیمت خرید و فروش هر مترمربع واحد مسکونی در مقایسه با مردادماه سال جاری نیز معادل 9/ 1 درصد افزایش داشته است. مطابق با بررسی‌های بانک مرکزی، اگرچه واحدهای نوساز تا پنج سال ساخت با سهم 5/ 47 درصدی بیشترین سهم از واحدهای مسکونی معامله شده را به خود اختصاص داده‌اند اما سهم معاملات این گروه از آپارتمان‌ها نسبت به شهریورماه سال گذشته معادل 9/ 3 درصد کاهش داشته و در مقابل به سهم معامله آپارتمان‌های با قدمت 6 تا 10 سال و بیش از 15 سال افزوده شده است. نکته مهم دیگر  آنکه همزمان با گرم شدن مسیر پیش رونق معاملات مسکن، منطقه 5 و 4 به‌عنوان دو منطقه مصرفی، بیشترین سهم معاملات یک ماه پایانی فصل تابستان را به خود اختصاص داده‌اند.

همچنین بررسی تحولات بازار اجاره بهای مسکن در شهریور ماه سال جاری نیز موید تغییر متناسب اجاره‌بها با نرخ تورم در این دوره است، به‌طوری که شاخص کرایه مسکن اجاری در شهر تهران در کل مناطق شهری نسبت به ماه مشابه سال قبل به ترتیب معادل 6/ 8 و 6/ 7 درصد رشد را نشان می‌دهد.

گزارش بانک مرکزی از تحولات شش ماهه نخست سال جاری در بازار مسکن نیز حاکی از آن است که حجم معاملات با رشد 8/ 2 درصد در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته در این بازه زمانی به 85 هزار و 200 واحد مسکونی رسیده است. همچنین در این مدت متوسط قیمت خرید و فروش آپارتمان مسکونی معامله شده در بنگاه‌های املاک پایتخت معادل 4 میلیون و 580 هزار تومان بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل معادل 2/ 6 درصد افزایش نشان می‌دهد.

 

دختران شیفت دوم

شیفت صبح به پایان رسیده، دخترهای ایرانی از در اصلی مدرسه خارج می‌شوند و هم‌زمان دخترک‌های افغان از در دیگر وارد حیاط می‌شوند؛ اینها بچه‌های نوبت عصر هستند، بچه‌های شیفت دوم مدرسه دولتی دخترانه محله کن. امسال هم این مدرسه میزبان بچه‌های افغان است، قبل‌ترها فقط آنهایی که کارت اقامت داشتند را می‌پذیرفتند، حالا سال سوم است که بچه‌های بدون گذرنامه و بدون کارت اقامت هم این فرصت را دارند که پشت نیمکت‌های کلاس‌ها بنشینند.
دخترهای ایرانی که می‌روند، قصه مدرسه دوباره از سر آغاز می‌شود، حیاط دوباره همان حیاط سر صبح می‌شود، صف بسته می‌شود، دعای فرج خوانده می‌شود و صدای ناظم توی بلندگو می‌پیچد. از وقتی که به مدد قانون لزوم تحصیل فارغ از ملیت و وضعیت اقامت، پای بچه‌های بیشتری به این مدرسه باز شده، تعداد دانش‌آموزان افغان بالا رفته، حالا تقریبا تمامی بچه‌های افغان از دانش‌آموزان ایرانی جدا شده‌اند و شیفت دوم مدرسه مال آنها است.
دختر تقریبا هم‌قد همان کوله‌پشتی‌ است که به دوش دارد. مادرش با خنده جواب می‌دهد: «والاچی بگم؟ زیاد خوشایند بچه‌ها نیست، با هم کنار نمی‌آیند.» بعد دخترک سرش را بالا می‌آورد که بگوید چه فرقی می‌کند که بغل‌دستی‌اش در کلاس درس ایرانی باشد یا نباشد: «من نمی‌‌خوام با افغانی‌ها باشم.
می‌ترسم شپش داشته باشن.» بعد در جواب اینکه چرا فکر می‌کند ممکن است شپش داشته باشند شانه‌های کوچکش را بالا می‌اندازد. دو تا دختر بزرگ‌تر از او کمی دورتر ایستاده‌اند و آنها هم بلافاصله در جواب همین را می‌گویند: «یکی از دوستان ما قبلا از یکی از افغانی‌ها شپش گرفت، برای همین آنها را بردند شیفت عصر.»
آن سوی خیابان باریک، یک مدرسه دیگر هست، مقطع متوسطه و پذیرای دانش‌آموزان افغان.
در مدرسه آن‌ سوی خیابان بچه‌های ایرانی و افغان کنار هم می‌نشینند. دو مادری که کنار در ورودی منتظر بچه‌های‌شان هستند می‌گویند که اتفاقا بچه‌های افغان دانش‌آموزان زرنگی هستند و با بودن‌شان کنار بچه‌ها هیچ مشکلی ندارند. یکی از مادرها عضو انجمن اولیا و مربیان است و یکی از دخترهایش هم در همان دبستان روبه‌رو درس می‌خواند: «بچه‌های من دوست افغان دارند و اتفاقا از بچه‌های من مودب‌تر هستند. از نظر نمره و انضباط از بچه‌های ایرانی خیلی بهتر هستند.
به سختی می‌آیند مدرسه و حسابی درس می‌خوانند.» زن می‌گوید که ترس بچه‌ها از شپش ربطی به بچه‌های افغان ندارد و بعد هر دو نفر شروع می‌کنند به خاطرات شپش گرفتن بچه‌های مدارس دیگر که هیچ ارتباطی هم با بچه‌های افغان ندارد.
در دبستان، شیفت دوم شروع شده است، صف بچه‌ها راهی کلاس شده و حالا مدیر و معاونانش می‌توانند در دفتر مدرسه بنشینند. خانم اصانلو، معاون آموزشی ٢٦ سال سابقه کار در این مدرسه را دارد و در تمامی این سال‌ها شاهد حضور دانش‌آموزان افغان در مدرسه بوده، به قول خودش اول در حد یکی دو تا و حالا به ٣٠٠ نفر رسیده‌اند: «قبلا تعداد بچه‌ها هم کم بود و همراه بچه‌های ایرانی سر کلاس می‌نشستند.
اما هجوم جمعیت به مرور زمان تعداد را رساند به ٦ نفر و بعد بیشتر و دیگر سه سال پیش تقریبا نیمی از جمعیت هر کلاس ما را افغان‌ها تشکیل می‌دادند. این موضوع کم‌کم برای خانواده‌های ایرانی مشکل شد. می‌آمدند دنبال پرونده دانش‌آموزان و می‌گفتند می‌خواهیم بچه‌مان را ببریم مدرسه دیگر. از دو سال قبل دیگر تصمیم گرفتیم که شیفت بعدازظهر را به دانش‌آموزان افغان اختصاص بدهیم که جمعیت هم کمی متعادل تقسیم شود.
بعد دوباره دانش‌آموزان ایرانی به مدرسه ما برگشتند و بچه‌های افغان هم بیشتر شدند. امسال دیگر اینقدر بچه‌های افغان زیاد شدند که یک کلاس دوم ما شد ٤٧ نفر، تا وقتی هم بچه‌ها به حدود ٥٦ نفر نرسد، آموزش و پرورش کلاس دیگری اضافه نمی‌کند. خلاصه با مکافات ٧ نفر از بچه‌ها را فرستادیم شیفت صبح که جای خالی داشت.
اما خب همین امروز صبح سر این مساله با ایرانی‌ها جنگ داشتم، می‌گفتند قرار نبود افغانی‌ها بیایند، چرا آمدند؟» چرا اینقدر با هم‌کلاسی شدن بچه‌های‌شان با بچه‌های افغان مشکل دارند؟ «نمی‌دانم، خیلی بچه‌های خوبی هستند اتفاقا. بخشی‌اش جو است.» پیمانی، معاون پرورشی مدرسه هم وارد بحث می‌شود: «یک مساله عمده‌شان هم نظافت است.»
اصانلو توضیح می‌دهد: «برخی از بچه‌ها این مشکل را دارند. این هم برمی‌گردد به شرایط زندگی‌شان.
مثلا می‌بینی یک خانواده ١٠ نفره دارند در یکی دو اتاق زندگی می‌کنند. اهالی قدیم کن که از محل رفتند بعضا خانه‌های‌شان را اجاره دادند به خانواده‌های افغان، مثلا یک حیاط است که دورتادور اتاق دارد و توی هر اتاق چند نفر زندگی می‌کنند. برای همین از نظر بهداشت (نه همه) اما بخشی از بچه‌ها مشکل دارند.
ما خیلی تاکید می‌کنیم که حواس‌شان به بهداشت‌شان باشد.» معاونان مدرسه می‌گویند که تلاش بر این است که لااقل به لحاظ آموزشی میان بچه‌های ایرانی و افغان فرقی نباشد، می‌گویند که شیفت عصر، بچه‌ها چند تا معلم عالی دارند. پیمانی می‌گوید: «معلم کلاس اول‌شان ١٣ سال سابقه تدریس همین مقطع را دارد. »
هر دو معاون از جدا شدن بچه‌های ایرانی و افغان در دو شیفت راضی هستند، یک بخشی‌اش را به پای این می‌گذارند که بچه‌ها همدیگر را بهتر درک می‌کنند و با هم راحت‌تر هستند، یک بخش دیگرش هم مسائل انضباطی است.
معاون آموزشی می‌گوید: «به لحاظ انضباطی من در شیفت بعدازظهر خیلی راحت‌ترم، صبح باید بیشتر داد بزنم و بکن و نکن راه بیندازم، بچه‌های صبح گستاخ‌تر هستند اما بچه‌های افغان منضبط‌تر هستند، حرف من را قبول دارند و احترام می‌گذارند.» حرف گوش کردن بچه‌ها گاهی خوب است گاهی بد. گاهی اقلیت بودن با خودش ترس و واهمه می‌آورد، گاهی آدم‌ها یاد می‌گیرند که از احترام و فرمان‌برداری به عنوان سیستم دفاعی استفاده کنند تا ضربه کمتری ببینند.
اینکه بچه‌های افغان سربه‌راه‌تر از هم‌سالان ایرانی خود باشند، شاید نشانه خوبی هم نباشد اما خانم اصانلو می‌گوید که این رفتار آنها به دلیل این است که تازه پا به سیستم آموزشی مدارس رسمی کشور گذاشته‌اند: «من قشنگ اینها را می‌فهمم، اینها منِ بیست سال پیش هستند که از معلم و ناظم حساب می‌بردم، تازه مدرسه را تجربه می‌کنند و برای همین نسبت به بچه‌های شیفت صبح بهتر هستند. »
اصانلو می‌گوید که بزرگ‌ترین مشکل مدرسه مساله مالی است، اگر مسائل مالی حل شود بخشی از مشکلات دانش‌آموزان افغان هم حل می‌شود، چندان به رسیدن کمک از آموزش و پرورش امیدی نیست، مسوولان مدارس دست به دامن خیرها شده‌اند اما تاکنون جوابی نگرفته‌اند: «اهالی اصیل منطقه کن از آدم‌های ثروتمند تهران هستند، از اول تا آخر محرم اینجا نذری می‌دهند و شام پخش می‌کنند اما هنوز یک ریال هم نتوانسته‌ایم برای کمک به بهبود وضعیت مدرسه بگیریم.
یک‌بار صحبت کردم و گفتم: بابا پول یکی از این شب‌ها را بدهید به مدرسه! اما می‌گویند این پول باید خرج امام حسین(ع) شود. به خدا اگر امام حسین (ع) بیاید اینجا و این بریز و بپاش‌ها را ببیند راضی نیست. با خیلی‌ها صحبت کردیم اما فایده‌ای نداشت.»
از زمان صدور فرمان رهبری برای پذیرش دانش‌آموزان افغان در مدارس دولتی، فارغ از اینکه کارت اقامت دارند یا نه، سر مدرسه حسابی شلوغ شده است. تراکم بالای جمعیت افغان‌ها در منطقه کن سبب شده تا این مدرسه، بهترین گزینه برای خانواده‌هایی باشد که حالا می‌توانند فرزندشان را در مدرسه‌ای با فاصله‌ای نزدیک‌تر به محل زندگی‌شان ثبت‌نام کنند. قبلا برای ورود به مدرسه دولتی باید کارت اقامت و توان پرداخت شهریه می‌داشتند، حالا شرایط ساده‌تر شده و جمعیت مدرسه رو به رشد است.
معاون آموزشی مدرسه در همه این سال‌ها شاهد تغییر روند بوده: «ثبت‌نام بچه‌ها به این سادگی نبود، خانواده‌شان پاسپورت و کارت اقامت داشتند، کلی ازشان اطلاعات می‌گرفتیم و حدود ٢٥٠ هزار تومان شهریه باید پرداخت می‌کردند تا ثبت‌نام شوند.
الان یک کارت واکسن می‌برند اداره و کد سناد (سامانه نام‌نویسی الکترونیکی دانش‌آموزان) می‌گیرند و یک کارت آبی که از اداره اتباع می‌گیرند. با همین‌ها ما ملزم به ثبت‌نام هستیم.
هزینه کمک به مدرسه هم بین بچه‌های ایرانی و افغان یکسان است و شامل پول بیمه و رشد و اینها است که می‌شود حدود ٧٠ تا ١٠٠ هزار تومان. یعنی پول‌هایی که مدرسه هزینه می‌کند و شامل شهریه نمی‌شود. برخی که می‌توانند یک‌جا پول را می‌دهند و باقی در طول سال.
نمی‌دانم سازمان ملل برای این کار کمکی در نظر گرفته یا نه، اما کاش بخشی از این کمک‌ها را به مدرسه‌هایی مانند ما بدهند. الان در این منطقه فقط مدرسه ما است که یک شیفت کامل دانش‌آموز افغان دارد، باقی تعداد دانش‌آموزان افغان‌شان خیلی محدودتر است. امسال کلاس ششم ما ٤٠ نفره شده، کلاس اول چهل نفر، کلاس دوم ٨٠ نفر شدند که دو کلاس شدند. »
در دو سه سال گذشته تسهیل شرایط ثبت‌نام سبب شده دانش‌آموزان افغان که پیش‌تر در مدارس غیررسمی درس می‌خواندند یا در مقطعی از تحصیل باز مانده بودند به مدارس دولتی بروند. در ابتدای ورود از آنها امتحان تعیین سطح گرفته می‌شود تا بتوانند در کلاس‌های رسمی بنشینند: «تابستان روزی را اعلام می‌کنیم و بچه‌ها برای امتحان می‌آیند، اگر قبول شوند به مقطع بالاتر می‌روند و اگر نه در همان پایه‌ای که قبلا خوانده بودند می‌نشینند. ما البته کمک می‌کنیم که با نمره در حد قابل قبول هم به پایه بالاتر بروند چون برخی‌شان اگر نروند به دلیل کِبر سن نمی‌توانستند در این مدرسه درس بخوانند، برای همین اکثرشان قبول شدند. امسال ٧٠ نفر را تعیین سطح کردیم.»

خانه شوهر جایگزین کلاس درس
معاون آموزشی مدرسه می‌گوید قبلا که بچه‌های ایرانی و افغان سر یک کلاس می‌نشستند خیلی کم پیش می‌آمد که خود بچه‌ها با هم به مشکل بخورند: «دختر خود من هم در همین مدرسه درس می‌خواند و سال سوم و چهارم کنار بچه‌های افغان بود و دوست هم شده بودند. اما امسال جمعیت خیلی زیاد شده و بخش قابل توجهی از بچه‌ها تازه‌وارد و مهاجر هستند، گاهی من هم‌زبان‌شان را درست نمی‌فهمم و آنها هم بعضی اوقات متوجه حرف‌های ما نمی‌شوند.
مطمئنم سال بعد از این هم بیشتر دانش‌آموز افغان برای ثبت‌نام می‌آید و مدرسه به حال انفجار می‌رسد.» غیر از آمدن تازه‌واردها، یکی از دلایل جمعیت بالای دانش‌آموزان افغان را ازدواج دختران افغان در سن کم می‌دانند و زاد و ولد زیاد. پیمانی می‌گوید: «من با زن‌های افغان حرف زده‌ام، خودشان هم از این وضعیت ناراحتند اما می‌گویند آنجا طالبان آنقدر ما را اذیت می‌کند که فقط مجبوریم در خانه بمانیم و بچه به دنیا بیاوریم.» اما سنت ازدواج زودهنگام همراه برخی از مهاجران به این سوی مرز هم آمده است.
اصانلو یکی از دانش‌آموزانش را به همین سنت غم‌انگیز باخته است: «پارسال یکی از کلاس سومی‌هام که البته کبر سن داشت و ١٢ ساله بود می‌خواست ازدواج کند. با او صحبت کردم گفتم دخترم لااقل تا کلاس پنجم را بخوان، سوادت را بالا ببر و بعد ازدواج کن که وقتی بچه‌دار شدی بدانی باید چه کار کنی اما فایده نداشت. پسر چند سال داشت؟ ١٧ سال. دختر را گرفتند و بردند شمال و درسش رها شد.»
بحث کودک‌همسری البته محدود به اتباع افغان نیست، شهریور همین امسال بود که معاون امور ابتدایی آموزش و پرورش به «ایلنا» گفت: «در بسیاری از استان‌های مرزی، نرخ پوشش دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه حدود ٥٠ درصد است یعنی ٤٠ تا ٥٠ درصد دانش‌آموزان این مقطع در مدرسه حضور ندارند و این آمار، تکان‌دهنده است و ممکن است برخی از آنها به دلیل ازدواج زودهنگام مدرسه را ترک می‌کنند.» اما در مورد دختران افغان که به‌ناچار یا در مواردی خودخواسته تن به ازدواج زودهنگام می‌دهند آیا سیستم مشاوره مدارس راهکاری دارد؟
معاونان مدرسه می‌گویند که نه در شیفت صبح و نه عصر مدرسه کسی با عنوان مشاور حضور ندارد، کمبود نیرو جایی برای رسیدگی درست به این قبیل مسائل باقی نمی‌گذارد: «من و خانم پیمانی فقط می‌توانیم از این‌ور به آن ور دنبال کارهای بچه‌ها بدویم. مشکل آموزش و پرورش ما این است که تعداد ما را نسبت به دانش‌آموزان کم کردند. قبلا هر ١٠٠ دانش‌آموز یک معاون آموزشی داشت و می‌شد روی انضباط و اخلاق و وضعیت خانوادگی‌شان نظارت داشت. بعد این نسبت شد ٢٠٠ به یک. حالا من مانده‌ام با ٣٠٠ تا دانش‌آموز افغان، من به چی برسم؟ الان هم صبح می‌مانم با ٣٨٠ دانش‌آموز ایرانی و هم عصر با بچه‌های افغان.»
پیمانی می‌گوید که می‌شود روی موضوع کودک‌همسری کار کرد اما باید وقت و انرژی بیشتری گذاشت: «البته این را بگویم که همه خانواده‌های افغان هم به فکر شوهر دادن دختران‌شان نیستند، برخی‌ها می‌آیند مدرسه و می‌گویند می‌خواهیم دخترمان درس بخواند و به جایی برسد اما اغلب خیلی عادی دنبال این هستند که دخترشان را روانه خانه شوهر کنند. برای حل کردن این موضوع هم ما باید راهکار بدهیم، نمی‌شود به خانواده‌ای که از سر ناچاری دخترش را شوهر می‌دهد گفت این کار را نکن و هیچ راهی جلوی پایش نگذاشت.
این بندگان خدا هم مشکل دارند، گاهی در نیازهای اولیه زندگی‌شان مانده‌اند. ما خیلی سعی می‌کنیم اول این نیازهای بچه‌ها و خانواده‌ها را برطرف کنیم. اعلام کردیم که هرکس مایل است لباسش را اهدا کند، بعد لباس‌های بچه‌های شیفت صبح که می‌رفتند مقطع بالاتر را گرفتیم برای بچه‌های افغان که توانایی تهیه فرم مدرسه را نداشتند. این بچه‌ها خیلی خوبند، لباس شیفت دیگر را می‌گیرند و دم نمی‌زنند، از همین حالا با سختی‌های زندگی آشنا می‌شوند، من فکر می‌کنم در آینده بهتر در جامعه راه‌شان را پیدا می‌کنند.»
دختران افغان چقدر فرصت این را دارند که از این پیچ‌وخم‌های سنت و مهاجرت و تبعیض‌های گاه وبی‌گاه بگذرند و روند طبیعی پا گذاشتن به نوجوانی و جوانی را طی کنند؟ خانم پیمانی امیدوار است و روی هوش بچه‌ها حساب باز کرده: «من خیلی امیدوارم، هدفم این است که هر کاری از دستم برمی‌آید انجام دهم که این بچه‌ها آینده بهتری داشته باشند.» و حرفش را اصانلو ادامه می‌دهد: «از بین این ٣٠٠ نفر دانش‌آموز افغان، ١٠٠ نفرشان در حد عالی هستند. اگر ازدواج نکنند حتما به جایی می‌رسند.»
روبه‌روی دفتر مدیر معلم‌ها نشسته‌اند. بخش مهمی از بار تصمیماتی که در خصوص نحوه پذیرش دانش‌آموزان گرفته می‌شود در نهایت روی دوش آنها است و برای همین بدون نیاز به پرسش خودشان لب به شکوه باز می‌کنند. معلم ریاضی می‌گوید که بزرگ‌ترین دردسر آنها این است که بچه‌های ضعیف سر از کلاس‌های بالاتر از آنچه باید باشند، درمی‌آورند: «کلاس چهارم شاگردی دارم که ٣٢٢ را می‌نویسد: ٣٠٠٢٠٢، اما آخر سال باید همین بچه را قبول کنیم. می‌گویند قبول‌شان کنیم.»
بعد صدای باقی معلم‌ها درمی‌آید: «هم تعیین سطح سوری است و هم امتحان‌ها.» می‌گویند چون برخی از بچه‌ها به مشکل کبر سن می‌خورند، اگر از امتحانات ورودی یا آخر سال نمره نیاورند مجبورند راهی کلاس‌های بزرگسالان شوند و برای جلوگیری از این اتفاق اغلب‌شان را قبول می‌کنند اما به عقیده معلم‌ها این روش مشکل آموزش بچه‌ها را حل نمی‌کند چون ناتوانی آنها در درس همراه آنها به مقطع بالاتر می‌رود.
معلم‌ها ترس‌شان از این است که بچه‌ها با بی‌سوادی بار بیایند، برای‌شان افغان و ایرانی فرقی ندارد. معلم ریاضی می‌گوید: «بچه‌های افغان خیلی منظم و حرف‌شنو هستند، ایرانی و افغان فرقی ندارد، تنها دغدغه من این است که بچه‌ها بر اساس سطح سواد بالا بروند.»

فکر کنید افغانستان آرام بود و ایران در جنگ
«سلااااام، ظهر شما بخییییر، به کلاس اول خوش آمدیییییید!» این فریاد هم‌زمان، رسم خوشامد گفتن در کلاس اول این مدرسه است. بچه‌ها با چشم‌های کشیده، چشم‌های درشت، چشم‌های مشکی، چشم‌های سبز و عسلی ردیف به ردیف سر کلاس نشسته‌اند و گردی مقنعه‌ها، دور صوت‌های کوچک‌شان درست جا نیفتاده. تصویر آشنای کلاس اولی‌ها که تازه قرار است شروع کنند به یاد گرفتن طرز درست مقنعه سر کردن و ساختن با مقررات مدرسه.
تازه قرار است یواش‌یواش با قانون‌های نوشته و نانوشته جامعه آشنا شوند، اگر این کلاس‌ اولی‌ها جزو اقلیت جامعه باشند (که هستند)، زودتر از باقی سال‌ اولی‌های دنیا باید یاد بگیرند که با قوانین نانوشته خو بگیرند و خودشان را آماده کنند؛ قرار است زودتر از باقی بچه‌ها بزرگ شوند. زنگ تفریح اول کلاس اولی‌ها به باقی جمعیت در حال دویدن به سوی حیاط اضافه می‌شوند. گوشه راهروی مدرسه خالی می‌ماند برای چند نفر از بچه‌های سال بالایی که از زنگ تفریح‌شان بزنند تا از درس خواندن در مدرسه دولتی و کنار آمدن با زندگی دور از وطن بگویند.
«آن موقع که کلاس‌مان یکی بود همه با هم دوست بودیم. با بچه‌های ایرانی مشکلی نداشتیم. » زهرا از آن بچه‌هایی است که مشکل کارت اقامت نداشته و از دوره پیش دبستانی توانسته سر کلاس‌های مدرسه دولتی بنشیند. حالا کلاس ششم است و سومین سالی است که به خاطر تغییر سیاست‌های مدرسه در دسته بچه‌های شیفت دوم قرار گرفته. مریم هم مثل زهرا خاطره هم‌کلاسی با بچه‌های ایرانی را دارد، دوستانی داشته و در آن سال‌ها نامهربانی هم دیده: «گاهی می‌گفتند: افغانی! افغانی!»
بعد می‌خندد و اضافه می‌کند: «خب افغانی هستیم دیگر.» بچه‌هایی مثل مریم و زهرا فهمیدند خیلی زود فهمیدند که ملیت‌شان هم ممکن است گاهی به عنوان ناسزا مورد استفاده قرار بگیرد. زهرا می‌گوید وقتی از افغانی برای مسخره کردنش استفاده می‌کنند ناراحت می‌شود اما تا به حال نپرسیده که چرا؟ «وقتی ناراحت می‌شوم به کسی نمی‌گویم اما یک جوری خودم را خالی می‌کنم.» چطوری؟ «مثلا می‌کوبم روی بالشتم، عصبانیتم را یک جوری خالی می‌کنم.»
بچه‌های شیفت بعدازظهر یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های‌شان همین ساعت مدرسه رفتن است. تا ساعت ٥ عصر در مدرسه هستند و می‌گویند بعد از رسیدن به خانه غیر از مشق نوشتن دیگر هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند.
یک نمونه از قوانین نانوشته که سر راه‌شان قرار گرفته همین است، همه سال در شیفت بعدازظهر درس می‌خوانند چون ایرانی نیستند.
دخترانی که حلقه زده‌اند و حرف می‌زنند به جز یک نفرشان همه در ایران متولد شده‌اند، در ایران بزرگ شده‌اند و با این حال از اینجا و آنجا می‌شنوند که دلیل جدا شدن‌شان از بچه‌های ایرانی چیست: «مادرهای بچه‌های شیفت صبح اعتراض کرده‌اند که نمی‌خواهیم بچه‌های‌مان پیش بچه‌های افغانی باشند. برای همین جدامان کردند.» برای خودشان فرقی نمی‌کند همکلاسی‌های‌شان ایرانی باشند یا افغان، برای آنها مهم این است که ساعت درس خواندن و مدرسه رفتن‌شان بهتر شود.
بچه‌هایی که سابقه بیشتری در مدرسه دارند، کسانی که به خاطر مجوز اقامت در سال‌های گذشته هم مشکلی برای ورود به مدرسه دولتی نداشته‌اند، بیشتر از باقی بچه‌ها این را حق خودشان می‌دانند، مطالبه‌گری بیشتری دارند. یکی از دخترها راه‌حل منطقی دارد، به نظرش منصفانه است که اگر هم قرار است بچه‌های ایرانی و افغان از هم جدا باشند شیفت‌های صبح و عصرشان را یک هفته در میان نوبتی کنند تا آنها هم بتوانند صبح‌ها به مدرسه بروند. تبعیض آرام آرام برای‌شان شکل‌های تازه‌تری پیدا می‌کند.
یکی از دخترها به ردیف جام‌هایی که روی یکی از کمدهای مدرسه ردیف شده اشاره می‌کند: «این‌ها را می‌بینید، بچه‌های صبح را می‌برند مسابقه، معلم ورزش و هنرشان جدا هستند، اردو می‌روند. اجازه! برای صبحی‌ها المپیک برگزار کردند اما عصری‌ها را اصلا در نظر نگرفتند.»
آن دسته از بچه‌هایی که امسال برای نخستین بار توانسته‌اند سر کلاس مدرسه دولتی بنشینند، خوبی‌های مدرسه را بیشتر می‌بینند. در این جمع هفت هشت نفره، مژگان تنها دختری است که در افغانستان به دنیا آمده، در کابل. چهار ساله بوده که همراه خانواده‌اش راهی ایران شده و دیگر تصویری از وطن به یاد ندارد.
مژگان امسال برای نخستین بار توانسته از اداره اتباع کارت بگیرد و وارد مدرسه دولتی شود. او که دو سال از تحصیل مانده بوده و تا قبل از این هم سر کلاس‌های مدارس غیررسمی می‌نشسته، روی دیگر این مدرسه را می‌بیند: «اینجا خوب است، کلاس‌های بزرگ دارد. همه بچه‌های هر کلاسی سر کلاس خودشان می‌نشینند، معلم‌ها خوبند. بچه‌های بیشتری هستند و می‌شود دوستان بیشتری پیدا کرد.»
بعد حرف کشیده می‌شود به افغانستان، وطنی که ندیده‌اند جز در تلویزیون: «شبکه‌های افغان را تماشا می‌کنیم، جنگ را می‌بینیم.» مریم معترض است: «چرا افغانستان؟ چرا هیچ‌کس نمی‌تواند اینها را از آنجا بیرون کند؟» «اینها» یعنی طالبان و تازگی‌ها داعش. نگار تصویری از وطن نادیده دارد که پدرش برایش تعریف کرده: «پدرم می‌گوید قبل از جنگ افغانستان خیلی سرسبز و قشنگ بوده، می‌گوید وقتی بچه بودم کلی خانه قشنگ و باغ بود و در باغ‌ها بازی می‌کردیم.» چند نفرتان دلش می‌خواهد برود و افغانستان را ببیند؟
من! من! من! دست‌های‌شان یکی‌یکی بالا می‌رود. اما تصویر جنگ چنان در ذهن‌شان جان‌دار است که خیلی زود جای رویا را می‌گیرد. «آنجا بعضی‌وقت‌ها که می‌خواهند بروند مسجد ممکن است یکهو منفجر شود.» این را نگار می‌گوید، باقی تایید می‌کنند. هر کدام‌شان مادربزرگی، خاله یا دایی و عمویی در افغانستان دارد، گاهی از خودشان در افغانستان عکس می‌فرستند، بچه‌ها اغلب فامیل‌ها را این‌گونه می‌بینند. مژگان، دختر‌زاده کابل تنها کسی است که با قاطعیت می‌گوید دلش نمی‌خواهد برود افغانستان اما مادرش خیلی نگران است و بی‌تابی می‌کند: «خواهر و برادرهایش همه ازدواج کردند و او در عروسی هیچ کدام‌شان نبود. پدرش فوت کرد و او حتی مرده‌اش را هم ندید، فقط مادرش مانده، خیلی دلش می‌خواهد برود آنجا.»
با همه اینها چند تایی‌شان هستند که از حالا فکر می‌کنند وقتی بزرگ شوند می‌خواهند برگردند افغانستان. زهرا یکی از آنهاست: «آنجا وطنم است، دلم می‌خواهد کاری کنم که آنجا از این چیزی که الان هست بهتر شود.» یکی دیگرشان می‌گوید: «دلم می‌خواهد حداقل یک بار هم که شده خاک کشورم را لمس کنم، ببینم هوایش چه جوری است.» بچه‌ها وطن نادیده را به روش خودشان ستایش می‌کنند، از معادن خوبش می‌گویند، از سرسبزی‌اش، از اینکه کلی گردشگر هست که دلش می‌خواهد افغانستان را ببیند: «فقط اگر این جنگ نبود.»
حرف جنگ که می‌شود دوباره برمی‌گردند سر خانه اول. همه‌شان تجربه شنیدن این حرف را داشته‌اند: «چرا نمی‌روید کشور خودتان؟» یا به قول یکی از دخترها: «گاهی هم اگر مستقیم بهمان حرفی زنند ازمان فاصله می‌گیرند، با ما حرف نمی‌زنند وقتی می‌فهمند افغان هستیم.
اگر طالبان و داعشی‌ها نبودند ما هم در کشور خودمان بودیم.» حرف‌هایی که باید بزنند و نمی‌زنند را روبه مخاطب فرضی‌شان می‌گویند، خطاب به کسانی که به زبان یا رفتار، آنها را آزار داده‌اند. نگار می‌گوید: «خودتان را بگذارید جای ما، فکر کنید خدای نکرده ایران الان در جنگ بود، فکر کنید افغانستان آباد و آرام باشد و ایرانی‌ها مجبور شوند به افغانستان بیایند. ما رفتار بهتری داشتیم، نمی‌گفتیم که شما ایرانی هستید!»
آخر سر می‌رسند سر شغل آینده، بعد دیگر گل از گل‌شان می‌شکفد. آینده یعنی مریم که می‌خواهد پلیس شود، زهرا که دوست دارد دکتر باشد، نگار که می‌خواهد معمار شود و بقیه دندان‌پزشک، مهندس، نویسنده، وکیل. مژگان، دختر‌زاده کابل می‌خواهد معلم شود: «می‌خواهم به افغان‌ها سواد یاد بدهم تا خیلی از طالب‌ها و داعشی‌ها بفهمند که نباید در شهرها خرابی و ویرانی به بار بیاورند.» در آخرین ثانیه‌های زنگ تفریح، در انتهای راهروی مدرسه‌ای در کن، بخشی از آینده افغانستان لابه‌‌لای آرزوها و نقشه‌های دختران شیفت دوم شکل می‌گیرد.

روزنامه اعتماد
9353

منتشر شده در پول

تشکیل «سوپرمارکت‌های مالی» در ایران کلید خورد

بانک به سوپرمارکتی مالی برای مشتریان تبدیل می‌شود که در آن خدمات متنوع مالی از خرید و فروش سهام بورسی، اوراق قرضه و… و مشاوره‌های تخصصی ارائه می‌شود.

 از سال 1267 هجری شمسی که نخستین بانک ایرانی (شاهنشاهی ایران) آغاز به کار کرد تاکنون شالوده نظام بانکداری ایران تغییر چندانی نکرده است. درواقع بسیاری از بانکداران این صنعت را یک صنعت صرفاً مالی می‌دانند که باید تمام تلاش خود را برای مدیریت دارایی‌ها و جذب نقدینگی انجام دهند. این درحالی است که از حدود 200 سال پیش کشورهایی مانند سوئیس و انگلیس با رفتن به سمت «بانکداری اختصاصی» تعریف جدیدی به نظام بانکداری اضافه کردند که در آن ارائه خدمات ویژه و اختصاصی به مشتریان در دستور کار بانک‌ها قرار گرفته است. اما در کشور ما نظام بانکی همچنان با اتکا به روش‌های سنتی به رقابت می‌پردازند و درصدد جذب مشتری هستند؛ رقابتی که به صورت عمده در نرخ سود بانکی و سپس اعطای تسهیلات خلاصه می‌شود. رقابت بانک‌ها برای جذب مشتری در دهه‌های گذشته در قالب پرداخت جوایز به حساب‌های قرض‌الحسنه بود و در سال‌های اخیر که مردم رغبتی برای سپرده‌گذاری قرض‌الحسنه ندارند، بانک‌ها تلاش می‌کنند با پیشنهاد نرخ‌های سود بالاتر نقدینگی را به سوی خود هدایت کنند.  رقابتی نفسگیر که در مقطعی سود بانکی را به 30 درصد رساند درحالی که نرخ تورم نیمی از آن بود. پس از آن که در دولت یازدهم برای جبران سرکوب مالی چهار دهه گذشته و نرخ سود منفی، دست بانک‌ها برای اعطای سود بالاتر بازشد، رقابتی نفسگیر و البته مخرب میان بانک‌ها درگرفت و درآن زمان حضور مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز تنور این رقابت را داغ‌تر کرد و درنتیجه نرخ‌های سود سپرده به بالای 30 درصد رسید.  برای کنترل این شرایط بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار با مشارکت طلبیدن بانک‌ها کاهش تدریجی نرخ‌های سود بانکی را در دستور کار خود قرار دادند تا این که سرانجام براساس تصمیم شورای پول و اعتبار در سال 1394 حداکثر نرخ سود بانکی برای سپرده‌های بانکی یکساله 15 درصد تعیین شد، نرخی که تاکنون نیز تداوم داشته است. این درحالی است که با وجود تعیین این نرخ که نسبت به نرخ تورم جاری حدود 5 واحد درصد بالاتر بود، رقابت بانک‌ها برای جذب سپرده با نرخ‌های بالاتر ادامه داشت و در همین شرایط اکثر بانک‌ها به روش‌های مختلف سودهای بالاتر از 20 درصد به مشتریان خود می‌پرداختند. در این وضعیت بانک مرکزی یکبار دیگر با تأکید بر نرخ مصوب شورای پول و اعتبار‌، بخشنامه هشت‌بندی خود را که از 11 شهریور لازم الاجرا شد به بانک‌ها ابلاغ کرد تا ضمن رعایت نرخ سود 15 درصدی علی الحساب بودن نرخ‌ها در نظام بانکی زنده شود. برای پایان دادن به این شرایط که نه تنها به نفع شبکه بانکی نیست بلکه اقتصاد ملی را نیز تهدید می‌کند، زمان آن رسیده است تا بانک‌های ایرانی زمین بازی خود را برای رقابت عوض کنند.  زمینی که در آن دیگر نرخ سود حرف اول را نمی‌زند و رضایت مشتریان از خدماتی که بانک به آنها ارائه می‌دهد، سرنوشت ساز است. در بانکداری اختصاصی که هم اکنون در اکثر کشورهای دنیا درحال اجراست و درکشور ما نیز توسط یکی از بانک‌های خصوصی آغاز شده است، بانک به سوپرمارکتی مالی برای مشتریان تبدیل می‌شود که در آن خدمات متنوع مالی از خرید و فروش سهام بورسی، اوراق قرضه و… و مشاوره‌های تخصصی ارائه می‌شود. هرچند در بانکداری اختصاصی هدف اصلی بانکداران، سپرده‌گذاران کلان و ثروتمندان است، اما اگر این الگو در کشورما در سطحی گسترده‌تر برای عموم سپرده‌گذاران اجرایی شود به طور قطع آثار مثبت بسیاری به همراه خواهد داشت. البته تجربه‌های موفقی درزمینه ارائه خدمات غیربانکی به مشتریان در بانک‌های خصوصی ایرانی از قبیل ارائه بیمه‌های عمر و درمان داشته‌ایم که یکی از نقاط متمایز سپرده‌گذاری در این بانک‌ها محسوب می‌شود.  اکنون در نزدیکی مرزهای ایران، بانک های ترکیه‌ای خدمات متنوعی را در قالب صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک شامل اوراق بهادار داخلی و بین‌المللی، اوراق قرضه دولتی و سهام خارجی، صندوق های مبادلات ارزی، معاملات آتی، برگه‌های اختیار و دیگر خدمات از جمله ابزار مشتقه مبتنی بر کالاهای کشاورزی و فلزات گرانبها به مشتریان ارزنده خود ارائه می‌دهند. آکبانک از نخستین مؤسسات مالی در ترکیه بوده که بخش بانکداری ویژه را ایجاد کرده است، خدمات ویژه‌ای نیز نظیر مشاوره مالی به خانواده‌ها ارائه می‌کند. بانک های ترکیه در مورد ترهین ملک، اجاره، تملک دارایی‌ها و حتی خرید قایق‌های تفریحی به مشتریان خود مشاوره می‌دهند. برای مثال «یاپی کردی» یکی از بانک های تجاری بزرگ، مشاوره در زمینه ایجاد و حفظ مجموعه‌های هنری و اطلاع‌رسانی در مورد فعالیت های هنری را از طریق بخش ویژه فرهنگی بانک در دستور کار قرار داده است. حرکت بانک‌های ایرانی به سوی سوپر مارکت مالی «سوپرمارکت‌های مالی» که از حدود 40 سال پیش برای نخستین بار توسط سیتی گروپ در امریکا مطرح و اجرایی شد، پس از فراز و نشیب‌های گوناگون و با اندکی تغییر هم اکنون در بسیاری از بانک‌های دنیا دنبال می‌شود. درواقع در سوپرمارکت‌های مالی یکی از نقش‌های بانک های تجاری در ساختار مالی اقتصاد «فروش، توزیع و عاملیت خدمات مالی مانند بیمه، سهام و اوراق با درآمد ثابت، با ارائه مشاوره یا بدون مشاوره» است. براساس تعاریف ارائه شده سوپرمارکت مالی شرکتی است که خدمات گسترده مالی را در زیر یک سقف ارائه می دهد. برای مثال برخی از مؤسسات مالی، خدمات بورس، اوراق با درآمد ثابت، بیمه و بعضاً مشاوره املاک را در کنار خدمات بانکی به مشتریان ارائه می کنند. برای مشتریان، مدیریت کردن تمامی دارایی‌ها با یک مؤسسه می تواند تبادلات مالی و برنامه‌ریزی را سهل‌تر و کاراتر کند، زیرا دیگر نیازی به انتقال دائم پول از یک مؤسسه به مؤسسه دیگر نیست.  طی سال‌های اخیر در ایران نیز گام‌هایی برای تبدیل شعب بانک‌ها به سوپرمارکت‌های مالی برداشته شده که البته با تعریف بین‌المللی آن تفاوت دارد. درهمین راستا برخی از بانک‌ها درکنار نگاه سودآوری، اقدام به راه‌اندازی شرکت‌های بیمه، صرافی و کارگزاری در زیرمجموعه خود کرده‌اند. یکی از نخستین تجربه‌ها در سال 1389 برای اتصال 1200 شعبه بانک مسکن به شرکت فرابورس ایران رخ داد. پس از پذیرش «اوراق حق تقدم استفاده از تسهیلات مسکن» در شرکت فرابورس ایران، شعب بانک مسکن در تعامل مستقیم با شرکت فرابورس و کارگزاری بورس قرار گرفتند. برای نخستین بار در کشور، ارائه این گونه خدمات موجب تنوع بخشی به محصولات ارائه شده در بانک شده و منابع قابل توجهی را عاید بانک ها  کرد. در روزهای گذشته نیز یکی دیگر از بانک‌های بزرگ کشور از راه‌اندازی سوپرمارکت‌های مالی برای ارائه خدمات بانکی، بیمه‌ای و مشاوره سرمایه‌گذاری خبر داد. هرچند تا رسیدن کامل به این هدف فاصله زیادی باقی مانده است، ولی تلاش برخی از بانک‌ها برای ارائه خدمات گوناگونی که صرفاً بانکی نیست، نشان می‌دهد که آنها نیز ضرورت تغییر زمین بازی رقابت را درک کرده‌اند. مسیر آینده بانک ها درصورتی که با نظارت شدید بانک مرکزی نرخ‌های سود بانکی در تمام بانک‌های کشور یکسان شود و هیچ بانکی با روش‌های مختلف آن را دور نزند، تنها چگونگی ارائه خدمات بهتر و بیشتر و رضایت مشتریان است که برنده رقابت بانک‌ها را مشخص خواهد کرد. تا زمانی که سودی که بانک‌ها به مشتریانشان می‌پردازند تنها ملاک انتخاب بانک باشد، بانک‌ها نیز برای پیروزی در این رقابت و جذب مشتری بیشتر سعی می‌کنند تا نرخ سود جذاب‌‌تری به مردم پیشنهاد دهند، روشی که در نهایت به زیان همه تمام خواهد شد. ولی در فضایی که نرخ سود در شبکه بانکی یکسان و یکنواخت شود، مشتریان به دنبال بانکی می‌گردند که عمده نیازهای مالی آنها را همچون یک مشاور امین و وکیلی دلسوز پاسخگو باشد.

گمنام‌ها علیه ستاره سالاری

شهروند: شاید از نظر پول، ‌امکانات، ‌برنامه‌ریزی، ‌مدیریت و علم و دانش، فوتبال ما یکی از فقیرترین کشورهای قاره آسیا باشد،‌ منتهی آن چیزی که فوتبال ایران دارد و به وسیله آن بسیاری از مشکلات بزرگ خود را حل می‌کند،‌ داشتن استعدادهای ناب فوتبالی در سرتاسر کشور است. نیروی انسانی با تکنیک و فیزیک بسیار خوب همواره باعث شده در فوتبالی که مدیریت هیچ برنامه درستی برای جوانگرایی و پرورش استعدادها ندارد، هر‌ سال شاهد ظهور چند فوتبالیست جوان در سطح اول فوتبال کشور باشیم. به دلیل بی‌برنامگی و همچنین جولان‌دهی مافیای دلالی البته فوتبالیست‌های جوان زیادی پشت درِ ورود به لیگ برتر می‌مانند اما در بین آنهایی که به تیم‌های لیگ برتری راه پیدا می‌کنند،‌ هر‌ سال چند فوتبالیست بیشتر از بقیه خودشان را به فوتبال ایران نشان می‌دهند تا مردم فوتبالدوست به خاطرشان به آینده امیدوار باشند. در این گزارش ١٠ بازیکن جوان حال حاضر لیگ برتر تا پایان هفته هشتم را به شما معرفی می‌کنیم که توانسته‌اند عملکردی خیره‌کننده در ترکیب تیم‌های خود داشته باشند. ستاره‌هایی که در آینده می‌توانند حرف‌های بسیار زیادی در فوتبال ایران برای گفتن داشته باشند؛ مثل سعید عزت‌اللهی، مهدی طارمی،‌ سردار آزمون،‌ میلاد و مهرداد محمدی‌، احسان حاج‌صفی،‌ سروش رفیعی، پیام صادقیان،‌ محسن مسلمان و …
آقای نیمار!
درست است که استقلال بدترین دوران خود را پشت سر می‌گذارد اما در تمام این روزهای سخت هم هواداران از حضور تکنیکی‌ترین ستاره جوان فوتبال ایران در این تیم رضایت دارند. آنها هنوز نیامده به مهدی قائدی لقب نیمار آسیا داده‌اند. فوتبالیستی سرعتی، تکنیکی بسیار جوان و ریزنقش که هر لحظه بوی گل و ایجاد موقعیت خطرناک روی دروازه حریفان را می‌دهد و بدون هیچ تردیدی در سال‌هایی نه چندان دور،‌ به یکی از بزرگترین فوتبالیست‌های ایران و تیم‌ملی تبدیل خواهد شد که قطعا مورد توجه تیم‌های اروپایی قرار خواهد گرفت، البته اگر تا آن موقع مثل خیلی‌های دیگر به حاشیه نرود!
ستاره آینده‌دار سپاهان
رضا میرزایی، بازیکن جوان سپاهان متولد 75 است که شواهد و قراین و فوتبال او نشان می‌دهد که بدون‌شک با ادامه این روند فوتبال اصفهان یک ستاره بزرگ دیگر را به فوتبال ایران تقدیم خواهد کرد. میرزایی که در زمان عبدالله ویسی به‌عنوان یک بازیکن خیلی جوان به سپاهان آمد‌، هنوز نتوانسته خودش را به‌عنوان یکی از بازیکنان ثابت برای تمام بازی‌ها به کادرفنی ثابت کند، اما هر وقت که وارد بازی می‌شود، اوضاع برای سپاهان با عملکرد خیره‌کننده و خوب او در خط حمله بهتر می‌شود. میرزایی در ابتدای فصل حتی این فرصت را داشت به تیم مالمو سوئد ترانسفر شود که این اتفاق منتفی شد.
مدافع مستحکم مثل مهران درخشان‌مهر
امیر قلعه‌نوعی یک تیم خوب و آماده را ساخته و بدون تردید ذوب‌آهن در فصل جاری فوتبال ایران حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. پرافتخارترین مربی لیگ برتر در این تیم اما از ستاره‌های جوان زیادی هم بهره می‌برد که یکی از آنها پدیده بی‌چون و چرای مسابقات تا به این‌جا یعنی مهران درخشان‌مهر بوده است. مدافعی که سابقه حضور در تمام تیم‌های ملی – به‌جز بزرگسالان – را در کارنامه دارد و با این‌که متولد 1377 است،‌ به یکی از مدافعان ثابت ترکیب ذوب‌آهن تبدیل شده است! او در ١٩سالگی از همین حالا به همه ثابت کرده که می‌تواند خیلی زود به ترکیب تیم‌ملی هم برسد. در ذوب‌آهن محمد ستاری هم جوانی است که عملکرد خوبی داشته و می‌تواند به یکی از بهترین بازیکنان این تیم تبدیل شود.
قلی‌زاده،‌ پدیده جدید سایپا
یکی از ویژگی‌های علی دایی در مربیگری بازی دادن او به بازیکنان جوان است. امسال هم در سایپا ستاره‌های آینده‌داری توپ می‌زنند که در بین آنها تا به این‌جا علی قلی‌زاده که به‌عنوان مهاجم یا ‌هافبک هجومی فوتبال بازی می‌‌کند، توانسته نظر مثبت کادر فنی و کارشناسان را به خود جلب کند. او در ترکیب سایپا تا پایان هفته هفتم دو گل هم زده و از بهترین بازیکنان لیگ برتر بوده است که حالا در اردوی تیم‌ملی نیز حضور دارد.
آینده روشن مصلح بی‌حاشیه
شایان مصلح بدون هیچ تردیدی یکی از بهترین بازیکنان سپیدرود رشت در لیگ یک بود که توانست کمک زیادی به صعود این تیم به لیگ برتر کند. عملکرد خوب او در لیگ یک باعث شد برانکو ایوانکوویچ تصمیم بگیرد مصلح پرسپولیسی شود و این اتفاق هم رخ داد. حالا مصلح با این‌که هنوز نتوانسته به‌ بازیکن ثابت تیم برانکو تبدیل شود،‌ اما رفته‌رفته دارد خودش را به بهترین تیم حال حاضر فوتبال ایران تحمیل می‌کند و قطعا در آینده به یکی از تاثیرگذار‌ترین بازیکنان پرسپولیس و فوتبال ایران تبدیل خواهد شد. مصلح در زندگی خصوصی خود هم هیچ حاشیه خاصی ندارد و زندگی‌اش بشدت حرفه‌ای است. او متولد 1372 است.
محمدرضا آزادی؛ ‌از او بیشتر خواهیم شنید
محرومیت باشگاه تراکتورسازی از فعالیت در دو پنجره نقل و انتقالاتی درست است که ضربه‌های زیادی به این تیم زد،‌ اما بهترین فرصت برای جوانگرایی در این تیم ریشه‌دار و پرطرفدار بود. یحیی گل‌محمدی در تراکتورسازی این تهدید بزرگ را به فرصت تبدیل کرد و حالا بازیکنان بسیار جوان و آینده‌داری توانسته‌اند خودشان را به او ثابت کنند. محمدرضا آزادی که متولد 1378 است یکی از آنهاست که گل‌محمدی و مجتبی حسینی سرمربی و مربی تراکتورسازی هم به اطرافیان خود گفته‌اند اگر او قدر خودش را بداند، می‌تواند به فوتبالیست بزرگی تبدیل شود. آزادی در هفته‌های اول به‌عنوان بازیکن ذخیره برای تراکتور به میدان می‌رفت اما حالا به بازیکن ثابت تیم یحیی تبدیل شده و عملکرد خوبی هم داشته است.
میعاد یزدانی،‌ بازیکنی که منصوریان او را نخواست
سپیدرود تیم پرطرفدار رشت نتوانسته تا به این‌جای لیگ رضایت هواداران این تیم را جلب کند اما میعاد یزدانی، فوتبالیست جوانی است که همه نگاه‌ها را به خود با فوتبال خوبی که بازی می‌کند، خیره کرده است. میعاد ‌سال گذشته در استقلال حضور داشت اما فرصت بازی به او داده نشد و درنهایت آخر فصل هم در لیست خروج منصوریان قرار گرفت و راهی تیم تازه صعودکرده شهر خود به لیگ برتر شد. یزدانی بدون هیچ تردیدی از جوان‌های خوش‌آتیه فوتبال ایران به حساب می‌آید که با ادامه این روند‌ سال آینده این امکان وجود دارد او را با پیراهن تیم‌های بزرگتر لیگ ببینیم.
ستاره جدید در فوتبال آبادان،‌ رضا جبیره
رضا جبیره یکی از پدیده‌های فوتبال ایران است که توانسته درخشش قابل توجهی در ترکیب تیم خوب صنعت نفت آبادان در لیگ امسال داشته باشد. این بازیکن متولد 1376 است و سابقه حضور در تیم‌ملی نوجوانان، جوانان و امید را در کارنامه دارد. جبیره در شهر فوتبالیست‌پرور آبادان توانسته خودش را به رویای تبدیل شدن به یکی از بازیکنان بزرگ فوتبال کشور نزدیک کند و برای تحقق این رویا فقط باید به‌دور از حاشیه همین روند صعودی خود را طی کند. 
دشتی؛ پدیده تأثیرگذار شگفتی‌ساز لیگ
پارس جنوبی جم در نخستین فصل حضور خود در لیگ برتر شگفتی‌ساز بزرگ مسابقات تا به این‌جا بوده است که بدون شکست بالاتر از پدیده و پرسپولیس در صدر جدول رده‌بندی حضور دارد. از آن‌جایی که در این تیم شگفتی‌ساز ستاره‌های جوان و آینده‌داری هم توپ می‌زنند باید به علی دشتی اشاره کنیم که بدون تردید جزو بهترین نفرات تیم صدرنشین لیگ تا به این‌جا بوده است. دشتی متولد ١٣٧٢ است و بدون تردید تا پایان لیگ تمام دقایق بازی‌های او زیر ذره‌بین کارشناسان و مربیان سایر تیم‌ها قرار خواهد گرفت. دشتی هم از آن دسته نام‌هایی است که قطعا در آینده‌ای بسیار نزدیک بیشتر از او در فوتبال ایران خواهیم شنید.
ارجمندیان؛ خوب در تیمی که بد نتیجه می‌گیرد
گسترش فولاد تبریز نتایج بسیار بدی تا به این‌جا در لیگ برتر کسب کرده و از همین حالا خیلی‌ها بر این باورند که این تیم از اصلی‌ترین کاندیداهای سقوط به دسته پایین‌تر خواهد بود. جدایی بسیاری از بازیکنان تأثیرگذار گسترش در فصل نقل و انتقالات البته باعث شده زمینه بازی کردن فوتبالیست‌های جوان فراهم شود تا حالا کارشناسان از علیرضا ارجمندیان و آینده روشن این فوتبالیست جوان حرف بزنند که در تاریخ 1375 متولد شده است. این بازیکن با وجود نتایج بد تیم، خودش عملکرد بسیار خوبی داشته و قطعا اسم و رسم بزرگتری برای خود دست و پا خواهد کرد.
بهاروند: فضا را برای جوانان باز کردیم
حیدر بهاروند، نایب‌رئیس دوم فدراسیون فوتبال و رئیس سازمان لیگ درباره ظهور ستاره‌های جدید در لیگ برتر به «شهروند» می‌گوید: «با سیاست‌هایی که در سازمان لیگ مصوب کردیم،‌ خوشبختانه فضا برای جذب بازیکنان جوان توسط باشگاه‌ها بیشتر شد. برای لیگ برتر هفدهم سهمیه بازیکنان رده سنی جوانان و امید را هم افزایش دادیم تا شاهد ظهور پدیده‌های بیشتری در فوتبال کشور باشیم. به‌هرحال باید فضایی فراهم شود که باشگاه‌ها به استعدادهای جوان خود بهای بیشتری بدهند. خیلی‌ جریان‌ها در فصل نقل و انتقالات تلاش داشتند مقدماتی را فراهم کنند تا سهمیه جذب بازیکن بزرگسال به دلیل منافعی که خودشان در نقل و انتقال بازیکنان داشتند، بیشتر شود اما ما پای قانون ایستادیم و با افزایش سهمیه جذب بازیکن جوان و امید به باشگاه‌ها گفتیم اگر نیاز به بازیکن بیشتر دارید از جوان‌ها استفاده کنید. این اتفاق باعث پوست‌اندازی فوتبال کشور هم خواهد شد و قطعا در سال‌های آیده ستاره‌های جوان بزرگی به فوتبال ایران معرفی خواهند شد که می‌توانند به تیم‌ملی ما هم کمک کنند.» رئیس سازمان لیگ در بخش پایانی صحبت‌های کوتاه خود تأکید کرد: «این نکته را هم فراموش نکنیم که سازمان لیگ نمی‌تواند برای بازی کردن بازیکنان در ترکیب تیم‌ها قانونی وضع کند و به باشگاه‌ها فشار بیاورد. ما تنها می‌توانستیم باشگاه‌ها را با این افزایش سهمیه به عقد قرارداد با بازیکنان جوان ترغیب کنیم که این اتفاق با نتایج مثبتی همراه بود. من شخصا معتقدم باشگاه‌ها به هیچ عنوان از اعتماد کردن به جوان‌ها ضرر نخواهند کرد. هر تیمی که در سال‌های اخیر به جوان‌های خود اعتماد کرده نتایج خوبی گرفته است و از این پس همین‌طور خواهد بود.»

منتشر شده در پول

درآمد میلیاردی سلبریتی‌ها از سکونت در ویلاهای شمال!

تابناک: شماری از سلبریتی‌ها و چهره‌های پرطرفدار سینمایی و ورزشی، از شکل گیری یک بازار جدید در شمال تهران، درآمدی بسیار کلان تر از فعالیت‌های مرسومشان به دست آورده‌اند و صرفاً با سکونت گاه به گاهی در یک ویلای تفریحی، صاحب آن ویلای میلیاردی شده‌اند؛ رویکردی که ظاهراً با پیشنهاد برخی انبوه سازان در مناطق شمالی ایران آغاز و اکنون مرسوم شده است.

درآمد میلیاردی سلبریتی‌ها از سکونت در ویلاهای شمال!

سلبریتی‌های ایران توانسته‌اند در سال‌های اخیر، برخی درآمدهای مشابه سلبریتی‌های سایر کشورها را فعال کنند و اکنون شمار بازیگران، ورزشکاران و سلبریتی‌های اینترنتی ـ که از طریق تبلیغ یک کالا، درآمدهای قابل توجهی کسب می‌کنند ـ رو به فزونی گذاشته و این بازار رو گسترش و در حال توسعه است.

البته سلبریتی‌ها روش‌های دیگری که چهره‌های مشهور غربی به کار می‌برند، نیز برای کسب درآمد به کار گرفته‌اند و از تبلیغ پزشک، دندان پزشک، مزون و کافه و… که می‌روند نیز برای کسب درآمد و یا صفر شدن هزینه‌ها بهره‌برداری می‌کنند و بدین ترتیب، هنرمندان می‌توانند با استفاده از شبکه‌های اجتماعی ـ که محدودیتی برای چنین تبلیغاتی ندارد ـ برای چندصد هزار تا چند میلیون مخاطب‌شان این تبلیغات مستقیم یا غیرمستقیم را عرضه نمایند.

در این میان؛ اما روش‌های عجیبی نیز برای کسب درآمد در حال گسترش است که بیش از آنکه ابتکار عمل سلبریتی‌ها باشد، مدل‌های تجاری صاحبان برخی کسب و کارها بوده است. عجیب‌ترین روش، واگذاری ویلا با سلبریتی‌ها برای ارزش مضاعف یافتن مجموعه‌های ویلا در مناطق مختلف شمال کشور است؛ رویکردی که در گذشته نیز وجود داشت اما اکنون دامنه وسیع‌تری یافته است.

از گذشته، برخی صاحبان ویلا برای ارزش بخشیدن به یک مجموعه ویلا و حتی فروختن به قیمتی بالاتر از حد معمول، یکی از ویلاها را به قیمتی بسیار نازل به یکی از ستاره‌های مطرح فوتبال ایران یا یکی از بازیگران مطرح می‌فروختند. با توجه به رفت و آمد این چهره‌ها، بازارگرمی صاحب مجموعه ویلا برای فروش سایر ویلاها نتیجه می‌داد و عرضه مجموعه ویلا در کمال شگفتی با استقبال خریداران روبه رو می‌شد.

اکنون شمار سلبریتی‌هایی که این گونه یک شبه صاحب درآمدی میلیاردی می‌شوند، دو رقمی شده و بر خلاف گذشته این تجارت محدود به انگشتان یک دست نمی شود. هم اکنون بسیاری از سلبریتی‌ها، برای چنین ویلاهایی اساساً رقمی پرداخت نمی‌کنند و کاملاً رایگان ویلا به نامشان سند می‌خورد و صاحب یک یا چند ملک میلیاردی در شمال ایران می‌شوند.

البته عدم حضور مکرر این چهره‌ها در ویلاهای واگذار شده و یا فروش سریع این ویلاها، باعث شده تا برخی ویلاسازان نیز دست به کار شوند و تمهیدات و تعهدات حقوقی در قبال واگذاری ویلا در نظر بگیرند. از جمله این تعهدات، عدم امکان واگذاری ویلا برای یک دوره زمانی مشخص (دو تا پنج سال) توسط سلبریتی به غیر و تعهد به بهره برداری مستمر از ویلاست.

تخمین زده می‌شود، یکی از بازیگران که در این زمینه جزو اولین‌ها بوده، درآمدش در چند سال اخیر از این طریق و با مالکیت تعداد قابل توجهی ویلا در نقاط مختلف شمال کشور، از مجموعه دستمزدهایش در سینما و سایر شاخه‌های هنری که فعال بوده، بیشتر بوده است؛ هرچند به دلیل عدم شفافیت درآمدهای چهره‌ها در ایران و عدم علاقه مندی صاحبان کسب و کارها به علنی شدن جزئیات این توافق‌های مالی، نمی‌توان ارزیابی دقیقی داشت.

هرچند طیف وسیعی از چهره‌های ورزشی و هنری ایران از دستیابی به چنین درآمدهای محروم هستند، برخی چهره‌ها که لزوماً بازی درخشانی ندارند، به چنین درآمدهای کلانی دست می‌یابند که جزو مزیت‌های برخورداری از طرفداران میلیونی و محبوبیت و نه الزاماً به منزله موفقیت حرفه‌ای است. دور از انتظار نیست که چنین روش‌های کسب درآمد بیش از اینها گسترش یابد.

این فضا البته بسترساز حواشی نیز شده و برخی برای ارزش بخشیدن با املاکشان، بخشی از املاک و یا املاک جنبی را در مالکیت چهره‌های سیاسی، فرهنگی یا ورزشی می‌خوانند و در واقع بدون بخشیدن ویلا سعی می‌کنند از مزایای تبلیغاتی بهره برداری کنند که در مواردی ـ به ویژه درباره سیاسیون ـ منجر به حواشی و دردسرهایی برای صاحبان املاک که چنین شایعاتی به راه انداخته بودند، شده است؛ بنابراین، اگر قصد خرید ویلا در همسایگی فلان بازیگر زن یا مرد سینمای ایران را دارید، ابتدا مطمئن شوید که واقعاً او صاحب ویلاست و سالی یک بار سری به ویلا می‌زند!

عوامل موثر بر مخارج سلامت با تاکید بر سالمندی جمعیت

چکیده

در چند دهه‏ گذشته رشد سریع مخارج سلامت‌ در میان کشورها و اختلاف قابل تامل در مخارج سلامت‌ سرانه‌ آن‌ها، سبب شده تا مطالعات بسیاری به شناسایی عوامل موثر بر مخارج سلامت‌ بپردازند. هدف این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر مخارج سلامت‌‌ کل در میان کشورهای مختلف جهان با گروه ‏های درآمدی مختلف است. برای این منظور از تکنیک داده‏ های پانل برای 148 کشور طی سال‌های 2013-1995 با مدل اثرات ثابت بین کشورها استفاده‌کرده‌ایم. نتایج نشان داده‌اند که برخلاف مطالعات پیشین در سطح کلان، تاثیر متغیر سالمندی جمعیت در گروه کشورهای با درآمد متوسط بالا و بالا -که بیشترین رشد جمعیت سالمند را در این سال‌ها داشته‌اند- مثبت و معنی‌دار بوده و در گروه کشورهای با درآمد بالا بیشترین تاثیر را داشته است. درآمد نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر مخارج سلامت‌ است که همراه با امید به زندگی و سهم جمعیت زیر 14 سال، در هر چهار گروه درآمدی معنادار بوده‌ است. عامل دیگر، متغیر بودجه‌ دولت است که در همه‌ گروه‌ها به‌جز گروه کشورهای با درآمد پایین، معنی‌دار بوده است‌. این نتیجه می‌تواند ناشی از جانشینی کمک‌های خارجی دریافتی و مخارج دولت بر بخش سلامت از منابع داخلی این کشورها باشد. همچنین کشش درآمدی در تمامی گروه‌ها کوچک‌تر از یک برآورد شده‌‌ که نشان می‌دهد خدمات سلامت در همه‌ کشورها، کالایی ضروری به‌شمار می‌آید.

کلیدواژه ها: سالمندی جمعیت؛ مخارج سلامت‌‌کل؛ مدل‌های داده‏های پانل

پژوهشنامه اقتصادی – دوره 17، شماره 65 – شماره پیاپی 2، تابستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

بازار اشباع شده موتورسیکلت/دورنمایِ مبهم وسیله نقلیهِ اقشار کم درآمد جامعه

بازار اشباع شده موتورسیکلت/دورنمایِ مبهم وسیله نقلیهِ اقشار کم درآمد جامعهبه گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار صنعت،تجارت و کشاورزی گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان،موتورسیکلت را می توان وسیله نقلیه اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه نام نهاد.اگرچه لزوما هر کسی که از این وسیله نقلیه استفاده می کند از حیث اقتصادی ضعیف نیست و در پاره ای از مواقع،گره های ترافیکی باعث تمایل به استفاده از این وسیله می شود.

اما بدون تردید،بخش قابل توجهی از موتورسیکلت سواران به دلیل قیمت کمتر آن در مقایسه با خودرو،از آن استفاده می کنند و چه بسیار افراد و گروه هایی که بواسطه همین موتور سیکلت ها،معیشت خود و خانواده شان را تامین می نمایند.

تعداد موتورسیکلت ها،در سالیان اخیر به میزان فزاینده ای تشدید شده و در این میان برخی کارشناسان،اصلی ترین علت این پدیده را به کاهش قدرت خرید مردم و مشکلات حوزه اشتغال مرتبط می دانند.

چندی پیش،ابوالفضل حجازی،یکی از مسئولان و متولیان تولید موتورسیکلت از مازاد تولید و دو برابر بودن میزان تولید موتورسیکلت(به نسبت نیاز بازار)خبر داد.

آنچنان که این مقام مسئول عنوان کرده،نیاز بازار کشور به موتور سیکلت،سالیانه 400 تا 500 هزار دستگاه برآورد می شود و این در شرایطی است که ضریب تولید موتورسیکلت،حدود 800 هزار دستگاه تخمین زده می شود.

وی می گوید:بازارب ه دلیل میزان تولید بالا اشباع شده و این وضعیت به احتمال بسیار زیاد تا پایان بهار سال 1397 استمرار خواهد داشت.

با عنایت به اظهارات این مقام مسئول،می توان اینچنین نتیجه گیری کرد که افق صنعت موتور سیکلت سازی بسیار مبهم است و این شرایط،برای صنعتی که تعداد بسیاری در دو عرصه تولید و استفاده از آن ارتزاق و معیشت می کنند نگران کننده به نظر می رسد.

فارغ از مسائل زیست محیطی موتورسیکلت ها(بخصوص کاربراتوری ها) ،واردات موتورسیکلت های هندی نیز مزید بر علت شده تا تهدیدهای پیش روی این صنعت،بیشتر از گذشته تعمیق و تشدید شود.

مونتاژکاری،بلای جان صنعت موتورسیکلت سازی

فیروز هاشمی نژاد،یکی از فعالان قطعه ساز در غرب استان تهران ،در گفت و گو با خبرنگار صنعت،تجارت و کشاورزی،با اشاره به لزوم تدوین و طراحی نقشه راه و استراتژی کارشناسی شده برای صنعت موتورسیکلت سازی گفت:متاسفانه صنعت مذکور در سالیان گذشته،صرفا به یک مونتاژ کننده تبدیل شده،در صورتی که با برنامه ریزی هوشمندانه،امکان حصول پیشرفت هر چه بیشتر در این صنعت میسر می شد.

وی افزود:واردات قطعات چینی یا هندی و مونتاژکردن آن در داخل کشور،بسترساز شکوفایی این صنعت نبوده  و قطعا در صورت تلاش برای انتقال تکنولوژی روز و مدرن به کشور،به توفیق بیشتری در این عرصه نائل می شدیم.

هاشمی نژاد گفت:امید آن می رود وزارت صنعت،معدن و تجارت و دیگر دستگاه های ذیربط با تعریف و طراحی تمهیدات لازم در مسیری گام بردارد که با نوآوری و ارتقای کیفی هر چه بیشتر محصولات ایمنی،حفظ و سلامت زیست محیطی به نحو شایسته تری تامین شود.

این فعال قطعه ساز در غرب استان تهران در خصوص اشباع بازار موتور سیکلت گفت: بنده در این خصوص اطلاع دقیقی ندارم اما کاهش میزان فروش موتورسیکلت در دو سال گذشته بصورت محسوسی قابل احساس است که به نظر می رسد رکود اقتصادی ، اصلی ترین عامل آن به شمار می رود.

وی در خاتمه یادآور شد : پایه موتورسیکلت سازی ایران به تکنولوژی 30 سال پیش باز می گردد و متاسفانه بخش قابل توجهی از موتورسیکلت هایی که در معابر می بینیم تنها در شکل ظاهری متفاوت شده اند و می طلبد با عِرق و تعصب هر چه بیشتر و البته حمایت مضاعف دولت در مسیری گام بر داریم که از حیث تکنولوژی به پیشرفت هر چه مطلوب تری دست پیدا کنیم در غیر اینصورت با مونتاژ کاری و بستن پیچ و مهره راه به جایی نخواهیم برد.

راز یک نامه/رانت ۱۵ هزار میلیارد تومانی در جیب پتروشیمی‌ها

هدایت الله خادمی در گفت و گو با خبرنگار مهر درباره نحوه محاسبه نرخ خوراک پتروشیمی ها گفت: ماجرا از جایی آغاز می‌شود که دولت دهم طی بخشنامه‌ای از شرکت‌های پتروشیمی خواست تا پول خوراک را به صورت ارزی در خارج از کشور و حساب‌هایی که به آن‌ها معرفی می‌شود واریز کند. از آنجا که قیمت خوراک پتروشیمی برای محصولاتی که صادر می‌شد باید به صورت ارزی دریافت می‌شد٬ این بخشنامه توانست وزارت نفت و دولت را به دلار دسترسی دهد تا بتواند از این امکان برای پرداخت های ارزی در خارج از کشور بهره ببرد و یا به داخل انتقال دهند.

وی با اشاره به اینکه با فرمولی که در دولت دهم بکار گرفته شد٬ پول خوراک پتروشیمی بصورت دلار به حساب‌های خارجی واریز شد تا راه خوبی برای خریدهای خارجی باز شود افزود:  این روند در حالی در دستور کار قرار گرفت که وزارت نفت می‌توانست از پتروشیمی‌ها درخواست کند این دلار را در داخل و به قیمت ارز مبادله‌ای به وزارت نفت تحویل دهد اما هیچگاه این مسیر را انتخاب نکرد زیرا هم می‌توانست نیازهای ارزی خود و کشور را تامین کند و هم سودی که بابت مابه التفاوت قیمت بازار و ارز مبادله‌ای وجود داشت به بیت المال باز می‌گشت.

خادمی تصریح کرد: این دستور العمل اما دراوایل کار دولت یازدهم مورد بازنگری دولت یازدهم قرار گرفت و بر اساس تصمیمی که به امضای معاون برنامه ریزی وزارت نفت رسید٬ به شرکت‌های پتروشیمی و شرکت‌های زیر مجموعه وزارت نفت ابلاغ شد که پول خوراک بصورت ریالی و بر اساس ۹۵ درصد قیمت فوب خلیج فارس محموله‌های صادراتی در هر ماه شمسی دریافت شود آن هم به نرخ ارز مبادله‌ای.

نماینده مردم ایذه و باغملک در مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: بر اساس این بخشنامه اگر یک شرکت پتروشیمی٬ مثلا بابت خوراک سالانه خود باید ۲۰۰ میلیون دلار پرداخت کند دیگر نیازی نیست ۲۰۰ میلیون دلار بپردازد بلکه با تبدیل این مبلغ به ریال در بازار ارز٬ با وزارت نفت تسویه کرده و باقی مانده عواید تبدیل دلار به ریال را برای خود کنار می‌گذارد.

به گفته این عضو خانه ملت فرض کنید در یکی از همین سال‌ها٬  قیمت میانگین دلار در بازار ارز ۳۶۰۰ تومان بوده باشد٬ یک شرکت پتروشیمی با فروش ارز خود در بازار به این قیمت ٬ ۷۲۰ میلیارد تومان درآمد کسب می‌کرد. با توجه به دستور العمل وزارت نفت برای دریافت پول خوراک به ریال و با پایه ارز مبادله‌ای٬ و با فرض اینکه قیمت ارز مبادله‌ای ۳۱۰۰ تومان باشد یک شرکت پتروشیمی تنها از این محل ۱۰۰ میلیارد تومان سود کسب کرده است.  

وی با بیان اینکه این موضوع در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مطرح شده و وزیر نفت به صورت گذرا بانک مرکزی را مسئول دانسته است گفت: اسناد نشان می‌دهد که وزارت نفت از عواقب این تصمیم با خبر بوده است ولی نسبت به اصلاح آن بی تفاوت بوده است تا پتروشیمی‌ها از این دستور العمل به شکل ویژه‌ای سود کسب کنند.

نائب رئیس کمیسیون انرژی ادامه داد: مجموع بررسی‌های موجود و اسنادی که در اختیار داریم نشان می‌دهد پتروشیمی‌ها بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان از این دستور العمل سود کرده‌اند و این جدای از نوسانات ارزی است که در بازار رخ داده است. اینکه بگوییم هدف از این کار تزریق ارز به بازار بوده است قابل قبول نیست زیرا سوال پیش می‌آید که مگر بانک مرکزی نمی‌توانست این دلارها را وارد کرده و خودش با این ابزار بازار را تنظیم کند؟ چرا در دولت دهم پول خوراک در خارج از کشور صرف هزینه‌های کشور شد ولی در دولت یازدهم چنین رانتی بوجود آمد.

خادمی با اشاره به اینکه دستگاه‌های مسئول بویژه وزارت نفت باید توضیح دهند که دلیل بکارگیری این دستور العمل چه بوده است گفت: این موضوع باید روشن شود و مشخص شود چرا در طول ۵ سال اخیر٬ سه دستور العمل ارزی برای پتروشیمی‌ها صادر شده است که از میان این ۳ دستور العمل٬ مورد اشاره بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان از سهم بیت المال را به صورت رانت در اختیار برخی‌ها قرار داده است.

منتشر شده در پول

اصول اخلاقی اقتصادی در عرصه توزیع از دیدگاه قرآن

 

چکیده

توزیع یکی از شاخصه‌های مهمّ اقتصاد در هر جامعه‌ای است، به طوری‌که نسبت شایسته بین تولید، مصرف و توزیع در هر اقتصادی یک ضرورت به شمار می‌رود. یکی از اصول موجود در علم اقتصاد متعارف، اصل توزیع می‌باشد که به نظر می‌رسد چنین اصلی بسیاری از آموزه‌های اسلامی همچون نهی از احتکار، تقسیم سرمایه و امر به میانه‌روی در توزیع و… را به چالش بکشد. لذا این مقاله با روش تحقیق تحلیلی ـ توصیفی به بررسی آموزه‌های قرآنی و روایی در حوزه توزیع می‌پردازد و در جستجوی پاسخی مناسب برای مهم‌ترین اصول اخلاقی اقتصادی در عرصه توزیع است.

کلیدواژگان

اخلاق اقتصادی؛ توزیع؛ اسلام؛ قرآن؛ حدیث

اصل مقاله

عصر حاضر، عصر بحران هویّت انسانی و ارزش‌های اخلاقی است؛ زیرا هرچند با پیشرفت پرشتاب علوم تجربی پدیده‌های شگفت‌آور و حیرت‌انگیزی در جهان علم و صنعت پدید آمده است و امکانات فراوانی برای کامیابی‌های مادّی و کسب لذّت‌های سیری‌ناپذیر حیوانی فراهم گردیده، امّا کاخ عظیم ارزش‌های معنوی رو به فروپاشی نهاده است و سرمایه‌های فرهنگی و اخلاقی انسان، فدای ثروت‌اندزوی‌ها و کام‌جویی‌های دنیاپرستان گردیده است و در نتیجه، جامعه انسانی دچار بحران بی‌هویّتی و انحطاط اخلاقی شده است، به گونه‌ای‌که ارزش‌های اصیل معنوی و الهی را تهدید می‌کند (ر.ک؛مصباح یزدی، 1375: 11، 16، 17 و 18).

از راهکارهای کارآمد اسلام دراین باره، پیوند ارزش‌های اخلاقی با اقتصاد است. جامعه اسلامی از یک سو به اقتصادی پویا و رشدیافته نیازمند است تا نیازهای افراد و رفاه نسبی آنان فراهم شود. از سوی دیگر، نیازمند تحکیم و تقویت ارزش‌های اعتقادی و اخلاقی در فرهنگ عمومی است تا با سالم‌سازی فعّالیّت‌ها و مقابله فرهنگی با مفاسد اقتصادی، سعادت اُخروی افراد را به ارمغان آورد، به‌ویژه آنکه رشد مطلوب اقتصادی و تحکیم ارزش‌های دینی، تأثیری متقابل بر یکدیگر دارند (ر.ک؛ میر معزّی، 1378: 153).

 ریشه اصلی مشکلات اقتصادی در عملکرد نادرست بشری، به‌ویژه در توزیع ناعادلانه ثروت است و فقر جوامع در وهله نخست، معلول روابط ظالمانه و استثماری میان کشورهای قدرتمند و ضعیف می‌باشد، به گونه‌ای‌که شکاف عمیقی را میان آنها پدید می‌آورد. با وجود این، توزیع نابرابر ثروت در جوامع نیز کم‌وبیش وجود دارد. به خوبی روشن است که این معضل، خود عامل بروز بسیاری از مشکلات و مفاسد اجتماعی و اخلاقی در جامعه می‌گردد. آموزه‌های اسلام با شیوه‌های گوناگون به مقابله با این معضل پرداخته است. یکی از این شیوه‌ها، مبارزه فرهنگی است که در قالب تحکیم مبانی اعتقادی و نهادینه ساختن اخلاق اقتصادی در جامعه و نفی ارزش‌های مبتنی بر اصالت مادّه انجام می‌پذیرد (ر.ک؛ صدر، 1408ق.: 348).

پرسش‌های کلیدی نوشتار حاضر این است که آیا آموزه‌های دینی، معیارها و محدودیّت‌هایی را برای توزیع در عرصه اقتصاد مشخّص کرده است؟ مهم‌ترین عناصر اخلاقی توزیع در عرصه اقتصادی چه اصول و عناصری هستند؟ به عبارت دیگر، از نگاه  قرآن و روایات، فضایل و اخلاق در باب توزیع چه اموری می‌باشند؟ آموزه‌ها و عناصر فراوانی در  قرآن کریم و روایات ارائه گردیده که کارکردهای مثبت اقتصادی و اثرات روحی و معنوی دارند و در پرتو پیوند، اخلاق و اقتصاد، رفاه مادّی و سعادت ابدی انسان را تأمین می‌کنند (ر.ک؛ میر معزّی، 1378: 153). در این نوشتار، به روش توصیفی ـ تحلیلی، برخی از مهم‌ترین عناصر اخلاقی توزیع در عرصه اقتصادی از نگاه آموزه‌های دینی معرّفی شده است.

1ـ اصول اخلاقی اقتصادی در عرصه توزیع از دیدگاه  قرآن

تحقّق اخلاق اقتصادی در توزیع عادلانه ثروت، بر پایه سلسله اصول اعتقادی و زیرساخت‌های معرفتی استوار است که بایسته است بدان توجّه گردد. از دیدگاه اسلام، اخلاق و آداب تجارت با وجود تنوّع و گستردگی خود، در واقع، نتیجه اصولی است که از نوع جهان‌بینی و نگرش انسان‌شناختی اسلام (همچون اصالت خدا و نیز جانشینی و مسئول بودن آدمی) نشئت می‌گیرد (ر.ک؛ اعتصامی، 1381، ج 3: 234ـ 230). برخی از این اصول به شرح ذیل می‌باشد.

1ـ1) اصل توجّه به معنویّات

از دیدگاه  قرآن، بهترین حالت انسان، توجّه به خدا و یاد معاد و بدترین حالت، غفلت و فراموشی از یاد خداوند متعال می‌باشد. این اصل در برخی از آیات  قرآن کریم بیان شده است؛ از جمله: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ: به یقین، گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلهایى دارند که با آن (اندیشه نمى کنند، و) نمى فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى بینند؛ و گوش‌هایى که با آن نمى شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چراکه با داشتن همه  گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! (الأعراف/ 179)؛ وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ * وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ * حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ: و هر کس از یاد خدا رویگردان شود، شیطان را به سراغ او می‌فرستیم.

پس همواره قرین اوست! * و آنها [= شیاطین ] این گروه را از راه خدا بازمى دارند، در حالى‌که گمان مى کنند هدایت یافتگان حقیقى آنها هستند! * تا زمانى که (در قیامت) نزد ما حاضر شوند و مى گویند: اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود! چه بد همنشینى بودى! (الزّخرف/ 38ـ36).

«بازار» نمادی از زرق و برق دنیاست که زمینه مناسبی برای غفلت آدمی را فراهم می‌سازد. از این رو، بر اهمیّت توجّه به امور معنوی در هنگام داد وستد، تأکید بسیاری شده است؛ این تأکید در قالب موارد زیر بیان می‌شود:

1ـ1ـ1) یاد خدا

قرآن کریم می‌فرماید: رِجَالٌ لاَ تُلْهِیهِمْ تِجَارَه وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاه وَإِیتَاءِ الزَّکَاه…: مردانى که نه تجارت و نه معامله اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زکات غافل نمى کند… (النّور/ 37). «ذکر» گاه به معنای حفظ مطالب و معارف است و گاه به معنای یادآوری زبانی و قلبی چیزی می‌باشد (ر.ک؛ راغب اصفهانی، 1406ق.: 328). مراد از کسانی که در این آیه از آنها یاد شده است، تجّاری است که با شنیدن صدای اذان، تجارت را رها می‌کنند و به سوی نماز می‌روند.

از نظر اسلام، حتّی کارهای حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهای مکروه و حرام: لاَ تُلْهِیهِمْ تِجَارَه. از طرفی، ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است: رِجَالٌ لاَ تُلْهِیهِمْ تِجَارَه وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ (ر.ک؛ قرائتی، 1383، ج 8: 189ـ 188).

2ـ1ـ1) توجّه به نماز

نماز، مظهر یاد خداست و مقدّم بر همه فعّالیّت‌های تجاری است: إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاه لِذِکْرِی: من «اللّه» هستم؛ معبودى جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را براى یاد من بپادار! (طه/ 14). در این آیه، پس از بیان مهم‌ترین اصل دعوت انبیاء که مسئله توحید است، موضوع عبادت خداوند یگانه به عنوان یک ثمره برای درخت ایمان و توحید بیان شده است و به دنبال آن، دستور به نماز، یعنی بزرگترین عبادت و مهم‌ترین پیوند خلق با خالق و مؤثّرترین راه برای فراموش نکردن ذات پاک اوداده شده است (ر.ک؛ مکارم شیرازی و دیگران، 1374، ج 13: 170).

قرآن کریم بر لزوم رها کردن دادوستد برای حضور در نماز جمعه تصریح فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاه مِن یَوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ: اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است، اگر مى دانستید! (الجمعه/ 9).

از این آیه استفاده می‌شود که اشتغال به کار در بازار و مراکز تجاری به هنگام اقامه نماز جمعه، خلاف دستورها و اخلاق اقتصادی اسلام است.

از آیات بعدی این نکته برمی‌آید که تبلیغات بازرگانی نیز نباید مانع حضور مردم در نماز جمعه گردد: وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَه أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَه وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ: هنگامى که آنها تجارت یا سرگرمى و لهوى را ببینند، پراکنده مى شوند و به سوى آن مى‌روند و تو را ایستاده به حال خود رها مى کنند، بگو: آنچه نزد خداست، بهتر از لهو و تجارت است و خداوند بهترین روزى دهندگان است (الجمعه/ 11).

در شأن نزول این آیه چنین آمده است: «در یکی از سال‌ها که در مدینه خشکسالی و گرانی بود، کاروانی تجاری حامل موادّ غذایی در حالی وارد مدینه شد که پیامبر(ص) مشغول خطبه نماز جمعه بودند. کاروانیان برای اعلام ورود خود، طبل نواختند. در این هنگام، مردم، حتّی بسیاری از مسلمانانی که در نماز جمعه بودند، به سرعت خود را به بازار رساندند و تنها شمار اندکی ماندند…» (واحدی، 1411ق.، ج 1: 449ـ448).

بنابراین، در آیه مورد نظر، «لهو» اشاره به طبل و دیگر آلات لهوی دارد که کاروانیان برای اعلام ورود خود و نیز سرگرمی و تبلیغ کالا استفاده کردند و در عصر حاضر، به شکل تبلیغات بازرگانی، به گونه‌ای روشنتر نمود یافته است.

3ـ1ـ1) یاد معاد

باور به معاد و یادکرد آن یکی از نیرومندترین عوامل درونی اصلاح رفتارها و جلوگیری از ناشایست‌ها، از جمله مفاسد اقتصادی است. قرآن کریم در نهی از کم‌فروشی و نکوهش کم‌فروشان می‌فرماید: أَلاَ یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ * لِیَوْمٍ عَظِیمٍ * یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ: آیا آنها گمان نمى کنند که برانگیخته مى شوند، * در روزى بزرگ * روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى ایستند (المطفّفین/ 6ـ4).

واژه «یَظُنُّ» ممکن است اشاره به این داشته باشد که اعتقاد به معاد، هرچند در حدّ گمان، تأثیر عمیقی بر پیشگیری از مفاسد اقتصادی دارد (طبرسی، 1406 ق.، ج 9: 687). از این رو، در نگاه  قرآن، بازرگانانی که به هنگام تجارت پیوسته به یاد معاد هستند، مقام والایی می‌یابند (النّور/ 38ـ37).

2ـ1) اصل عدالت

یکی از از اصول مهمّ تجارت، اصل عدالت است. امیر مؤمنان، علی(ع) با اشاره به این اصل می‌فرمایند: «وَلْیَکُنِ البَیعُ بَیعاً سَمحاً بِمَوَازِینِ عَدلٍ: باید خرید و فروش در جامعه اسلامی، به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد» (نهج‌البلاغه/ ن 53). اجرای عدالت که در تمام فعّالیّت‌های بازرگانی به آن توجّه شده است، به گونه‌های مختلف تجسّم می‌یابد که مهم‌ترین نمودهای آن عبارتند از:

1ـ2ـ1) سود عادلانه

از دیدگاه آموزه‌های دینی، نرخ سود، بر اساس قانون عرضه و تقاضا و به اندازه هزینه‌ها و کارهایی است که در تولید و توزیع کالا انجام می‌شود و به دیگر سخن، سود عادلانه، سودی است که به هیچ یک از دو طرف معامله، زیان و اجحافی نشود، چنان‌که امیر مؤمنان، علی(ع) می‌فرمایند: «… و أَسعَارٍ لاَتجَحف بِالفَریقَینِ مِن البَائِع: با نرخ‌هایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند» (همان).

از این رو، پیامبر اکرم(ص) و علی(ع) با درخواست برخی مردم مبنی بر نرخ‌گذاری کالاها و تعیین قیمت تحمیلی بر فروشندگان، سخت مخالفت می‌کردند (کلینی، 1369، ج 5: 164)، چون امتناع از نرخ‌گذاری، مربوط به شرایط طبیعی بازار و برای جلوگیری از اجحاف به فروشندگان و اخلال در روند عرضه و تقاضاست. بنابراین، تردیدی نیست که سودخواهی بیش از اندازه متعارف، نکوهیده است (ر.ک؛ توسّلی، 1375ق.، ج 2: 36 و محمّدی ری‌شهری، 1380: 187).

بر اساس آموزه‌های دینی، شایسته است خریدار برای جلوگیری از مغبون شدن خود، از فروشنده تخفیف بگیرد، چنان‌که درخواست کاهش قیمت که در میان مردم به «چانه زدن» معروف است، در سیره و گفتار معصومان نیز دیده می‌شود (ر.ک؛ کلینی، 1369، ج 4: 546)، چون تجارت و دادوستد بر پایه سودآوری استوار است و مغبون نه اَجری نزد خداوند دارد و نه از ستایش مردم برخوردار است، چنان‌که امام باقر(ع) می‌فرمایند: «فَإِنَّ المَغبُونَ فِی بَیعِهِ وَ شِرائِهِ غَیرُ مَحمُودٍ وَ لاَ مَأجُورٍ: به راستی آن که در دادوستد خود مغبون گردد، نه [پیش مردم] ستایش شود و نه [نزد خدا] اجر یابد» (صدوق، 1413ق.، ج 3: 197).

2ـ2ـ1) حذف واسطه‌هایی غیرلازم

برای اجرای عدالت در نرخ‌گذاری و حفظ سلامت و روند طبیعی عرضه و تقاضا، قوانین حقوقی و اخلاقی در اسلام وضع شده است که یکی از آنها، نفی وساطت غیرضروری است. از دیدگاه اسلام، تجارت، کار و تلاشی است برای انتقال کالاها از مراکز تولیدی به دست مصرف‌کنندگان که افزون بر صرف نیروی انسانی، نیازمند سرمایه‌گذاری است. از این رو، سود حاصل از آن مشروع می‌باشد. این درحالی است که واسطه‌های غیرلازم نه تنها خدمتی انجام نمی‌دهد، بلکه عامل افزایش قیمت‌هاست (ر.ک؛ نمازی، 1374: 134).

در آموزه‌های اقتصادی اسلام، نفی واسطه‌گری با عنوان‌های از جمله «نهی از تلقّی رُکبان» یاد شده است؛ با این توضیح که در زمان رسول خدا(ص)، گروهی سودجو که سرمایه‌های کلان داشتند، پیش از ورود کاروان‌های تجاری به مدینه و با آگاهی از قیمت‌ها، به استقبال آنان می‌رفتند و اجناس آنها را خریداری می‌کردند. سپس به شهر بازمی‌گشتند و کالاهای خریده را به بهای گزاف می‌فروختند. این کار که از آن به «تلقّی رُکبان» یاد می‌شود (تلقّی به معنای «پیش باز رفتن» است و «رُکبان» جمع «راکب»، به معنی «سواران» و اشاره به کاروان‌ها)، دو مفسده در پی داشت: نخست آنکه کاروان‌های تجاری مغبون و متضرّر می‌شد (ر.ک؛ کلینی، 1369، ج 5: 168).

دوم اینکه بازار کالاها در انحصار سودجویان قرار می‌گرفت و قیمت‌ها افزایش می‌یافت که این خود به زیان تولیدکنندگان، بازرگانان و مصرف‌کنندگان بود. از این رو، پیامبر(ص) از این کار نهی فرمود: «لاَ یَتَلَقَّی أَحَدُکُم تِجَارَه خَارِجاً مِنَ المِصرِ… وَالمُسلِمُونَ یَرزُقُ اللهُ بَعضَهُم مِن بَعض: هیچ یک از شما نباید برای استقبال از کاروان تجاری، از شهر خارج شود… خداوند روزی برخی مسلمانان را به دست برخی دیگر نهاده است» (کلینی، 1369، ج 5: 168).

3ـ2ـ1) نفی کم‌فروشی

کم‌فروشی یکی از مظاهر ظلم و فساد اقتصادی است که در  قرآن و روایات نکوهش فراوان شده است و سوره‌ای در قرآن با نام مطفّفین (کم‌فروشان) هست که آیات آغازین آن به کم‌فروشان و فرجام آنان اشاره دارد. البتّه آیات دیگری به گونه‌ای مستقیم یا اشاره‌وار به این موضوع اشاره کرده‌اند؛ از جمله: وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ قَدْ جَاءتْکُم بَیِّنَه مِّن رَّبِّکُمْ فَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ: و به سوى مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم). گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که جز او معبودى ندارید! دلیل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است.

 بنابراین، حقّ پیمانه و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزى نکاهید؛ و در روى زمین، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید. این براى شما بهتر است، اگر باایمان هستید (الأعراف/ 85). در این آیه که به داستان حضرت شعیب(ع) اشاره دارد، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با مفاسد اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی آنها برخاسته است: نخست آنان را که آلوده کم‌فروشی و تقلّب و تزویر در معامله بودند، از این کار بازمی‌دارد و می‌گوید: اکنون که راه خدا برای شما آشکار شده، حقّ پیمانه و وزن را ادا کنید و از حقوق مردم چیزی کم نگذارید: فَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ: بنابراین، حقّ پیمانه و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزى نکاهید! (الأعراف/85).

روشن است که نفوذ هر گونه خیانت و تقلّب در امر معاملات پایه‌های اطمینان و اعتماد عمومی را که بزرگترین پشتوانه اقتصادی ملّت‌هاست، متزلزل و ویران می‌سازد و ضایعات غیرقابل جبرانی برای جامعه به بار می‌آورد، به همین دلیل، یکی از موضوعات مهمی که شعیب روی آن انگشت گذاشت، همین موضوع بود (ر.ک؛ مکارم شیرازی و دیگران، 1374، ج 6: 251). یا در آیه دیگری آمده است: وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّیَ أَرَاکُم بِخَیْرٍ وَإِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ * وَیَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ: و به سوى مدین برادرشان، شعیب را (فرستادیم).

 گفت: اى قوم من! خدا را پرستش کنید که جز او معبود دیگرى براى شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشى نزنید)! من (هم‌اکنون) شما را در نعمت مى بینم؛ (ولى) از عذاب روز فراگیر بر شما بیمناکم! * و اى قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام دهید و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید؛ و از حقّ آنان نکاهید و در زمین به فساد نکوشید! (هود/ 84).

 این آیات، داستان شعیب(ع) و قوم او را که همان اهل مدین باشند، می‌سراید، اهل مدین بُت‌ها را می‌پرستیدند و بیماری کم‌فروشی در بین آنان شایع و فسادهای دیگر نیز در میان ایشان رایج شده بود، خدای سبحان شعیب(ع) را به سوی آنان مبعوث کرد و آن جناب قوم مدین را به سوی دین توحید و کیل و وزن به سنگ تمام و عادلانه و ترک فساد در زمین دعوت نموده، بشارت‌ها داد و اندرز کرد و درموعظه آنان سعی بلیغ نمود: وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ کلمه «مِکیَال» و نیز کلمه «مِیزَان» اسم آلت ‌هستند و به معنای آن آلتی هستند که کالاها به وسیله آن، کیل و یا وزن می‌شوند و این دو آلت نباید به نقص توصیف شوند و نباید گفت قپان و ترازوی ناقص، بلکه آنچه به صفاتی از قبیل نقص و زیادت و مساوات توصیف می‌شود، کالای کیل شده و وزن شده است، نه آلت کیل و وزن، اگر در آیه شریفه نسبت نقص به خود آلت داده، از باب مجاز عقلی است.

 همچنین اینکه از میان همه گناهان قوم، خصوص کم‌فروشی و نقص در مکیال و میزان را نامبرده، دلالت دارد بر اینکه این گناه در بین آنان شیوع بیشتری داشت و در آن افراط می‌کردند، به حدّی که فساد آن چشمگیر و آثار سوء آن روشن شده بود و لازم بود که داعی به سوی حق، قبل از هر دعوتی آنان را به ترک این گناه دعوت کند و از میان همه گناهانی که داشتند، انگشت روی این یک گناه می‌گذارد: …وَیَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ (هو/85).

کلمه «أُوفُوا» امر حاضر از باب «ایفاء» افعال است و ایفا به معنای آن است که حقّ کسی را به طور تمام و کامل بپردازی، به خلاف «بخس» که به معنای نقص است، در این آیه بار دیگر سخن از مکیال و میزان را تکرار کرد و این از باب تفصیل بعد از اجمال است که شدّت اهتمام گوینده به آن کلام را می‌رساند و می‌فهماند که سفارش به ایفای کیل و وزن آنقدر مهمّ است که مجتمع شما از آن بی‌نیاز نیست، چون جناب شعیب در بار اوّل با نهی از نقص کیل و وزن، آنان را به سوی صلاح دعوت کرد و در نوبت دوم به ایفاء کیل و وزن امر کرد و از بخس مردم و ناتمام دادن حقّ آنان نهی نمود و این خود اشاره است به اینکه صرف اجتناب از نقص مکیال و میزان در دادن حقّ مردم کافی نیست و اگر در اوّل از آن نهی کرد.

در حقیقت، برای این بود که مقدّمه‌ای اجمالی باشد برای شناختن وظیفه به طور تفصیل، بلکه واجب است ترازو‌دار و قپان‌دار در ترازو و قپان خود ایفاء کند؛ یعنی حقّ آن دو را بدهد و در حقیقت، خود ترازودار و قپان‌دار طوری باشند که اشیاء مردم را در معامله کم نکنند و خود آن دو بدانند که امانت‌ها و اشیاء مردم را به صورت کامل به آنان داده‌اند (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 10: 541ـ543)؛ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ * وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ: حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشى نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید! * و با ترازوى صحیح وزن کنید!

* و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش براى فساد نکنید! (الشّعراء/ 183ـ181). آنچه از آیات  قرآن برمی‌آید، آن است که کم‌فروشی مایه استثمار و فسادانگیزی در جامعه است و افزون بر گناه کبیره بودن (ر.ک؛ صدوق، 1413ق.، ج 2: 127ـ 126)، کیفر دنیوی آن به شکل قحطی و خشکسالی بروز می‌کند (ر.ک؛ کلینی، 1369، ج 2: 374).

4ـ2ـ1) دخالت نکردن در معامله دیگران

رقابت در فعّالیّت‌های اقتصادی و تجاری زمانی سودمند است که در چارچوب احکام و ارزش‌های اخلاقی، به‌ویژه رعایت حقوق دیگران و اصل عدالت انجام پذیرد. یکی از آسیب‌های رقابت در دادوستد، دخالت بی‌جا و غیراخلاقی در معامله دیگران است که در آموزه‌های اسلامی بازداشته شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «نَهَی [رَسُولُ اللهِ (ص)] أَن یُدخَلَ الرَّجُلُ فِی سُومِ أَخِیهِ المُسلِم: [رسول خدا(ص)] از دخالت مرد در معامله برادر مسلمان خود نهی فرمود» (صدوق، 1413ق.، ج 4: 3).

2ـ اصل خیرخواهی و نفی غش (فریب)

یکی از زیرساخت‌های احکام و اخلاق اقتصادی در اسلام، اصل اخوّت است و از نمودهای مهمّ و عملی آن، نصیحت و خیرخواهی است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «یَجِبُ لِلمُؤمِنِ عَلَی المُؤمِنِ النَّصِیحُه لَهُ فِی المَشهَدِ وَ المَغِیبِ: خیرخواهی برای مؤمن در بود و نبودش، ضروری است» (کلینی، 1369، ج 2: 208).

در برابر نصیحت و خیرخواهی، «غش» قرار دارد که نقیض «نصح» است و معنای آن وارونه نشان دادن مکنونات درونی است (ر.ک؛ ابن‌فارس، بی‌تا، ج 4: 383؛ ابن‌منظور، 1410ق.، ج 6: 323 و زیبدی، 1409ق.، ج 17: 289). بنابراین، غش در معامله به معنای پنهان داشتن تمام اطّلاعاتی است که دانستن آن برای خریدار ضرورت دارد و در چند و چون خرید وی تأثیرگذار است. در آموزه‌های روایی، نیرنگ و غش در معامله نکوهش فراوان شده است و چنین کسانی به دور از مکتب پیامبر و امامان(ع) دانسته شده‌اند (ر.ک؛ کلینی، 1369، ج 5: 160 و صدوق، 1413ق.، ج 4: 13).

پیامد ناگوار چنین عملی، بی‌برکتی و تنگنای معیشتی است و این گونه کسان از یاری دیگران و توجّه پروردگار، بی‌بهره خواهند بود. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «مَن غَشَّ أَخَاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللهُ مِنهُ بَرِکَه رِزقِهِ وَ أسد عَلَیهِ مَعِیشَه وَ وَکَّلَهُ إِلَی نَفسِهِ: هر کس به برادر مسلمان خود نیرنگ زند، خداوند برکت روزی‌ او را می‌گیرد و راه تأمین زندگی‌ وی را تنگ می‌سازد و او را به خود وامی‌نهد» (مجلسی، 1403ق.، ج 73: 365).

از این روایات به روشنی برمی‌آید که نهی از غش در معامله بر پایه اخوّت اسلامی استوار است. به‌علاوه، این کار در خرید و فروش پیامدهای نامطلوب دنیوی و اخروی دارد. همچنین غش در معامله، مصادیق فراوانی دارد که بر اساس آموزه‌های دینی به موارد مهم اشاره می‌کنیم.

1ـ2) ممنوعیّت فروش کالاهای تقلّبی

تقلّب در فروش کالا از بارزترین مصادیق غش در معامله است. این کار به شکل‌های مختلف انجام می‌گیرد؛ همانند عرضه کالای نامرغوب به جای کالای مرغوب، فروش کالای غیراستاندارد، آمیختن اجناس به چیزهای دیگر و استفاده از نشانه‌های دروغین. روشن است که این کار، خلاف مصالح عمومی و به زیان مصرف‌کنندگان است و در تضاد با ارزش‌های انسانی و اخلاقی می‌باشد (ر.ک؛ میر معزّی، 1378: 249).

نقل است که رسول خدا(ص) به مردی رسید که طعامی مرغوب را با نامرغوب درآمیخته بود. حضرت به او فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: خواستم [همه آن] به فروش رسد. حضرت فرمود: آنها را از یکدیگر جدا کن که در دین ما غشی نیست (ر.ک؛ متّقی الهندی، 1409 ق.، ج 2: 159).

همچنین موسی‌بن بُکیر گوید: «نزد امام کاظم(ع) بودیم. چند عدد دینار [بر زمین] افتاده بود. حضرت چشمش به دیناری افتاد. آن را برداشت و دو نیم کرد. آنگاه به من فرمود: آن را در چاه فاضلاب انداز تا چیزی که در آن غش هست، فروخته نشود» (کلینی، 1369، ج 5: 160). از این روایت، لزوم نابود ساختن پول و کالای تقلّبی و بی‌مصرف استفاده می‌شود.

2ـ2) نفی تبلیغات دورغین

تردیدی نیست که تبلیغات بازرگانی، با هدف معرّفی کالا به خریداران و بیان ویژگی‌ها و امتیازهای آن ضرورتی است که در عصر حاضر یکی از عناصر مهمّ پیشرفت اقتصادی به شمار می‌رود.

در آموزه‌های اقتصادی اسلام به این مهم توجّه شده است؛ برای نمونه، رسول خدا(ص) به مردی بلندقامت که ایستاده بود و جامه‌ای کوتاه می‌فروخت، فرمود: «اِجلِس فَإِنَّهُ أَتفَقَ لِسِلعَتِکَ: بنشین تا کالایت بهتر به فروش رسد». گویا قامت بلند او اندازه جامه را برای خریداران، کوتاه‌تر از اندازه واقعی‌ آن می‌نمایاند و نشستن مرد، خود تبلیغی عملی برای معرّفی کالای او بوده است» (کلینی، 1369، ج 5: 312).

با وجود این، تبلیغات تجاری امروز از فلسفه وجودی فاصله گرفته است و کارکرد اصلی آن به جای معرّفی کالا، به «ایجاد احساس نیاز» تبدیل گشته، «تجارت تبلیغات» جای «تبلیغات تجاری» را گرفته است و شرکت‌های بزرگ هزینه‌های هنگفتی را به این امر اختصاص داده‌اند تا با تأثیر بر افکار عمومی و با استفاده از پیشرفته‌ترین شگردهای تبلیغاتی، تولیدهای خود را بفروشند و اعتبار بیشتری به دست آورند. بدیهی است که پیامد این گونه تبلیغات برای افراد و جوامع ثروتمند، رشد مصرف‌گرایی، اسراف، مُدگرایی و هم‌چشمی و نیز برای افراد و جوامع فقیر، حسرت، سرخوردگی، ناکامی و یا مفاسد اقتصادی و کارهای غیرقانونی همچون سرقت و… است (ر.ک؛ کرمی و پورمند، 1380: 257). در آموزه‌های دینی، برای مقابله با تبلیغات دروغین، احکام و دستورهای اخلاقی داده شده است.

الف) تأکید بر راستگویی

یکی از ویژگی‌های مهمّ تاجر مسلمان، راستگویی است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «… فَإِنَّ التَّاجِرَ الصَّدُوقُ مَعَ السَّفَرَه الکِرَامِ البَرَرَه یَومِ القِیَامَه: به راستی که تاجر راستگو، روز قیامت، با سفیران گرامی نیکوکار [فرشتگان والامقام] همراه هستند» (حرّ عاملی، 1403ق.، ج 12: 285).

ب) اشاره به عیوب کالا

بر این نکته تأکید فراوانی شده است؛ برای نمونه امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَن بَاعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفِظ خُمسَ خِصَالٍ وَ إِلاَّ فَلاَ یَشتَرِینَ وَ لاَ یَبِیعَن… وَ کِتمَان العَیبِ: هر کس خرید و فروش می‌کند، باید پنج خصلت را حفظ نماید وگرنه هرگز خرید و فروش نکند… [و یکی از آنها عبارت است از: پرهیز از] پنهان کردن عیب» (کلینی، 1369، ج 5: 150).

ج) نهی از تبانی برای تبلیغات فریبنده

این موضوع در روایات، با نام «نَجش» یاد شده است و مفهوم آن این است که شخصی، بی‌آنکه خرید کالایی را قصد داشته باشد، پیوسته از آن تعریف کند یا وانمود نماید به قیمت بالایی خریدار است تا دیگران را در خرید کالا فریب دهد (ر.ک؛ زیبدی، 1409ق.، ج 17: 406ـ402). رسول خدا(ص) می‌فرماید: «… النَّاجِشُ وَ المَنجُوش مَلعُونُونَ عَلَی لِسَانِ مُحَمَّدٍ: تمجیدکننده [کالا] و آن کس که به نفع او تمجید شده است، بر زبان محمّد نفرین شده‌اند» (کلینی، 1369، ج 5: 559).

د) نفی سوگند

از آموزه‌های اخلاقی مؤکّد در معامله، پرهیز از سوگند است، هرچند به حقّ و راست باشد. امیر مؤمنان، علی(ع) می‌فرماید: «بیعُوا وَ لاَتَحلحُوا فَإِنَّ الیَمِینَ یُنفِقُ السَّلعَه وَ یُمحِقُ البَرکَه: (بفروشید، [ولی] سوگند مخورید، چراکه سوگند، کالا را به فروش می‌رساند، [امّا] برکت را از میان می‌برد» (مجلسی، 1403ق.، ج40: 331). سوگند در معامله، افزون بر آنکه استفاده ابزاری و تبلیغاتی از مقدّسات است، تأثیر زیادی بر خریداران مؤمن و معقتد بر جای می‌گذارد، چنان‌که اندیشه مخاطب را از تمرکز بر جنبه‌های کلیدی و محاسبه دقیق اطّلاعات ارائه‌شده بازمی‌دارد (ر.ک؛ یوسف قرضاوی،، 1417ق.: 288).

هـ) نفی جلوه‌های کاذب تبلیغاتی

ایجاد جلوه‌های کاذب تبلیغاتی در محلّ فروش کالا، با نورهای خیره‌کننده، صداهای محرّک و بسته‌بندی‌های زیبا و فریبنده، از شگردهای تبلیغاتی کاذب به شمار می‌رود که در آموزه‌های دینی نهی شده است. هشام بن حَکَم گوید: «مشغول فروختن جامه‌های نازک در سایه بودم که امام کاظم(ع) به من رسید و فرمود: ای هشام! فروختن در سایه، [گونه‌ای از] غش است و غش قطعاً حلال نیست» (کلینی، 1369، ج 5: 160).

مراجع

قرآن کریم.

ابن‌بابویه (صدوق)، محمّدبن علی. (1403ق.). الخصال. چاپ دوم. قم: انتشارات جامعه مدرّسین.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ . (1413ق.). من لایحضره الفقیه. چاپ سوم. قم: جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم.

ابن‌فارس، أبی‌الحسین احمد. (بی‌تا). معجم المقاییس اللّغه. قم: دار الکتب العلمیّه.

ابن‌منظور، محمّدبن مکرم. (1410ق.). لسان‌العرب. چاپ اوّل. بیروت: دارالفکر.

اعتصامی، منصور. (1381). «مفهوم تجارت». مجموعه مقالات فارسی دومین مجمع بررسی‌های اقتصادی اسلامی. زیر نظر محمّد واعظ‌زاده خراسانی. چاپ اوّل، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.

تمیمی، نعمان بن محمّد. (1385). دعائم الإسلام. چاپ دوم. مصر: دار المعارف.

توسّلی، غلامعبّاس. (1375). جامعه‌شناسی کار و شغل. چاپ اوّل. تهران: سمت.

حرّ عاملی، محمّد بن حسن. (1403ق.). وسائل الشّیعه إلی تحصیل مسائل الشّریعه. چاپ ششم. تهران: مکتبه الإسلامیّه.

حسینی شیرازی، سیّد محمّد. (1410ق.). الفقه. چاپ دوم. بیروت: دار العلوم.

حکیمی، محمّدرضا و دیگران. (1368). الحیاه. چاپ اوّل. تهران: مکتب نشر الثّقافه الإسلامیّه.

راغب اصفهانی، حسین بن محمّد. (1406ق.). مفردات الفاظ قرآن. چاپ اوّل. دمشق ـ بیروت: دار الکتب العلمیّه الرّساله.

رشید رضا، محمّد. (1414ق.). تفسیر المنار. چاپ دوم. بیروت: دار المعرفه.

زبیدی، سیّد محمّد مرتضی. (1409ق.). تاج العروس من جواهرالقاموس. تحقیق مصطفی حجازی. بی‌جا: دار هدایه.

شریف الرّضی، محمّد بن حسین. (1389). نهج‌البلاغه. ترجمه محمّد دشتی. چاپ دوم. قم: نشر دیوان.

صدر، محمّدباقر. (1408 ق.). اقتصادنا. چاپ دوم. بی‌جا: المجمع العلمی للشّهید الصّدر.

طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (1417ق.). المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ اوّل. بیروت: مؤسّسه الأعلمی للمطبوعات.

طبرسی، فضل بن حسن. (1406ق.). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. چاپ اوّل. بیروت: دار المعرفه.

طوسی، محمّد بن حسن. (1365). تهذیب الأحکام. چاپ چهارم. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.

قرائتی، محسن. (1383). تفسیر نور. چاپ یازدهم. تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.

قرضاوی، یوسف. ( 1417ق.). دور القیم و الأخلاق فی إقتصاد الإسلامی. چاپ اوّل. بیروت: مؤسّسه الرّساله.

کرمی، محمّدمهدی و محمّد پورمند (نبی‌زاده). (1380). مبانی فقهی اقتصاد اسلامی. چاپ اوّل. تهران: سمت.

کلینی، محمّدبن یعقوب. (1369). الکافی. چاپ چهارم. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.

متّقی الهندی، علاءالدّین علی. (1409ق.). کنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال. تحقیق بکری حیانی و صفوه السّقا. بیروت: مؤسّسه الرّساله.

مجلسی، محمّدباقر. (1403ق.). بحارالأنوار. چاپ سوم. بیروت: مؤسّسه الوفاء.

محمّدی ری‌شهری، محمّد. (1380). التنمیه الإقتصادیّهفی کتاب و السّنّه. چاپ اوّل. قم: دارالحدیث.

مصباح یزدی، محمّدتقی. (1375). اخلاق در قرآن. تحقیق محمّدحسین اسکندری. چاپ اوّل. قم: مؤسّسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره).

مکارم شیرازی، ناصر و دیگران. (1374). تفسیر نمونه. چاپ اوّل. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.

میرمعزّی، حسین. (1378). نظام اقتصادی اسلام (اهداف و انگیزه‌ها). چاپ اوّل. تهران: مؤسّسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.

نجفی، محمّدحسن. (1367). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام. تحقیق عبّاس قوچانی. چاپ سوم. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.

نمازی، حسین. (1374). نظام‌های‌ اقتصادی. چاپ اوّل. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

واحدی، علیّ بن احمد. (1411ق.). اسباب نزول القرآن. تحقیق کمال بسیونی. چاپ اوّل. بیروت: دار الکتب العلمیّه.

نویسندگان:

رقیّه ابراهیمی‌زاد جویمی: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی گچساران

فرج تلاشان: کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه شیراز

فصلنامه معارف قرآنی شماره 17

ادامه دارد…

اجرا شده توسط: همیار وردپرس