بیماریهای قلبی – عروقی رتبه نخست علت مرگ و میر در جهان

بیماریهای قلبی – عروقی رتبه نخست علت مرگ و میر در جهان*بیماریهای قلبی – عروقی رتبه نخست علت مرگ و میر در جهان را به خود اختصاص داده و بیشتر مردم دنیا هر ساله بیشتر از هر علت دیگری جان خود را بعلت بیماریهای قلبی و عروقی از دست می دهند، طبق برآورد صورت گرفته ۱۷.۵ میلیون نفر در جهان در سال ۲۰۱۲ بعلت بیماریهای قلبی عروقی فوت نموده اند که ۳۱ درصد از کل موارد مرگ و میرها را شامل می شود، از این مرگها حدود ۷.۴ میلیون به بیماری عروق کرونر قلب و ۶.۷ میلیون ناشی از سکته های قلبی و مغزی بوده است، بیش از  سه چهارم مرگ و میر قلبی و عروقی در کشورهای کم درآمد و با در آمد متوسط رخ می دهد.  از ۱۶ میلیون مرگ و میر زیر۷۰ سال بعلت بیماریهای غیر واگیر،۸۲درصد آن در کشورهای کم در آمد و با در آمد متوسط ایجاد می شود و ۳۷ درصد این بار مرگ و میر بعلت بیماریهای قلبی و عروقی است. در ایران نیز آمارهای رسمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نشان می‌دهد که ۳۳ تا ۳۹.۳ درصد مرگ و میرها در کشور ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی است، به‌طوری که ایران رکورددار بالاترین آمار مرگ قلبی در جهان نامیده شده است، بر اساس این گزارش، روزانه ۳۰۰ نفر در کشور بر اثر عوارض قلبی فوت می‌کنند و این در حالی است که شیوه زندگی و نوع تغذیه مردم، ریسک بروز این بیماری را به حداکثر رسانده است.  بیماریهای قلبی- عروقی اولین علت مرگ با ۳۹.۳ درصد کل موارد مرگها می باشد که از این تعداد ۱۹.۵درصد آن مربوط به سکته قلبی،۹.۳ درصد ناشی از سکته مغزی،۳.۱مربوط به فشار خون بالا و مابقی مربوط به سایر بیماریهای قلبی- عروقی می باشد. اکثر بیماریهای قلبی و عروقی با اصلاح عوامل خطر رفتاری مانند استعمال دخانیات، رژیم غذایی ناسالم و افزایش وزن و چاقی و همچنینانجام فعالیت جسمانی می توان از آنها پیشگیری کرد. افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و یا کسانی که در معرض خطر قلبی و عروقی بالا (با توجه به وجود یک یا چند عامل خطرمانند فشار خون بالا، دیابت، افزایش چربی خون) هستند نیاز به تشخیص زود هنگام و استفاده از مشاوره و خدمات پزشکی مناسب جهت پیشگیری از این بیماریها را دارند. بیماری قلبی و عروقی چیست؟ بیماریهای قلبی و عروقی(CVD) یک گروه از اختلالات عمده قلب و عروق هستند که عبارتند از ۱- بیماری عروق کرونر قلب۲-بیماری عروق مغزی ۳- بیماری شریان محیطی۴- بیماری روماتیسم قلبی ۵- بیماری مادرزادی قلبی۶- ترومبوز ورید و آمبولی ریه که شامل لخته شدن خون در پاهاست که می تواند بسمت قلب حرکت کند، می باشند. حوادث قلبی و سکته معمولا حاد هستند و به طور عمده بعلت انسداد عروق از جریان خون بسمت قلب و مغز جلوگیری می شود. رایج ترین دلیل این اختلال ایجاد رسوبات چربی بر روی دیواره داخلی عروق تامین کننده قلب و مغز هستند سکته مغزی می تواند با خونریزی از یک رگ خونی در مغز و یا از لخته شدن خون ایجاد شود.

عوامل خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی چیست؟ از مهمترین عوامل خطر رفتاری ایجاد کننده بیماری قلبی و عروقی و سکته ها می توان به رژیم غذایی ناسالم، عدم فعالیت جسمانی و مصرف دخانیات و همچنین مصرف الکل اشاره کرد. اثرات عوامل خطر رفتاری ممکن است بعنوان افزایش فشار خون، قند خون بالا، چربی بالا و اضافه وزن و چاقی خود را نشان دهد این عوامل خطر در مراکز مراقبت های اولیه بهداشتی اندازه گیری و ریسک افزایش خطر ابتلا به حمله قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی و سایر عوارض مشخص می شود. قطع مصرف دخانیات، کاهش نمک در رژیم غذایی، مصرف میوه ها و سبزیجات، فعالیت جسمانی منظم و عدم مصرف الکل نشان داده است که باعث کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی می شود.  علاوه بر این درمان دارویی دیابت، فشار خون بالا، و چربی بالا برای کاهش خطر بیماریهای قلبی و عروقی و جلوگیری از حملات قلبی و عروقی و سکته مغزی ضروری می باشد. در زمینه کاهش بار بیماریهای قلبی و عروقی سیاست های بهداشتی برای ایجاد محیط مساعد برای ایجاد انگیزه در افراد برای اتخاذ و حفظ رفتارهای سالم ضروری می باشد. عواملی مانند جهانی شدن، شهر نشینی و پیر شدن جمعیت که بازتابی از تغییرات اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی است همچنین فقر، استرس و عوامل ارثی در ایجاد بیماریهای قلبی موثرند. بیماریهای قلبی – عروقی رتبه نخست علت مرگ و میر در جهان علایم شایع بیماریهای قلبی و عروقی چیست؟ علائم سکته قلبی و مغزی ممکن است اولین هشدار از بیماریهای زمینه ای باشد، علائم حمله قلبی عبارتند از: درد یا ناراحتی در قفسه سینه، درد یا ناراحتی در بازوها، شانه چپ، آرنج فک و یا پشت باشد، علاوه براین فرد ممکن است دچار تنگی نفس، احساس استفراغ، سرگیجه و ضعف، عرق سرد و رنگ پریده شود. رایج ترین نشانه های سکته مغزی، ضعف ناگهانی در صورت بازو یا پا، اغلب در یک طرف از بدن است، سایر علائم شروع ناگهانی بی حسی در صورت، بازو، مشکل در صبحت کردن و گفتار، مشکل دید در یک یا هر دو چشم، اختلال در راه رفتن، سر گیجه از دست دادن تعادل و هماهنگی و سردرد شدید بدون علت شناخته شده و غش و بیهوشی باشد در صورت تجربه این علایم بایستی که بلافاصله مراقبت های پزشکی انجام شود.  حدود سه چهارم از مرگ و میرها در جهان بعلت بیماری های قلبی و عروقی در کشورهای کم درآمد و با درآمد متوسط رخ می دهد. در کشورهای کمتر توسعه یافته مراقبت های اولیه یکپارچه برای تشخیص زود هنگام عوامل خطردر مقایسه با کشورهای توسعه یافته وجود ندارد و مردم از این مراقبت ها بی بهره هستند.  مردم در کشورهای در حال توسعه از بیماریهای غیر واگیر بعلت عدم دسترسی کمتر به خدمات بهداشتی موثر و عادلانه که پاسخگوی نیاز آنها باشد رنج می برند در نتیجه بسیاری از مردم در کشورهای با درآمد کم و متوسط بعلت تاخیر در تشخیص در سن جوانی بعلت بیماریهای قلبی و عروقی و سایر بیماریهای غیرواگیر جان خود را از دست می دهند که بیشتر این افراد از قشر مولد جامعه می باشند.   افراد کم درآمد در کشورهای کمتر توسعه یافته و با درآمد پایین بعلت فقر مالی و عدم پرداخت هزینه های درمان تحت تاثیر بیماریهای قلبی و عروقی می باشند که اثرات فاجعه باری بر روی سلامت جامعه دارد. بیماریهای قلبی و عروقی در سطح کلان بار مالی سنگینی را بر روی اقتصاد کشورهای در حال توسعه می گذارد. چگونه می توان بار بیماریهای قلبی و عروقی را کاهش داد؟ بهترین مداخلات موثر جهت کاهش بیماریهای قلبی و عروقی توسط سازمان جهانی بهداشت ارایه شده که شامل دو نوع مداخلات مبتنی بر جمعیت و فرد می باشدکه توصیه شده است بصورت ترکیبی از آنها استفاده شود. نمونه هایی از مداخلات مبتنی برجمعیت که به منظور کاهش بیماریهای قلبی و عروقی اجرا شده است عبارتند از: سیاست های جامع کنترل دخانیات، مالیات برای کاهش مصرف غذاهایی که چربی و نمک و شکر بالا دارند، فراهم آوردن تسهیلات مناسب جهت افزایش فعالیت جسمانی منظم، استراتژیهایی برای کاهش مصرف الکل، ارائه وعده های سالم غذایی به کودکان در مدارس. در سطح فردی نیز برای پیشگیری از مشکلات قلبی – عروقی مداخلاتی همچون کنترل فشار خون بالا و سطح کلسترول بالا که همراه با ترک سیگار باعث پیشگیری از حدود۷۵درصد از حوادث قلبی – عروقی می شود پیشنهاد شده است. اقدامات سازمان جهانی بهداشت: تحت هدایت و رهبری سازمان جهانی بهداشت، همه کشورهای عضو(کشور۱۹۴) در سال ۲۰۱۳ توافق کردند به منظور کاهش بار بیماریهای قلبی و عروقی طرح اقدام جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیر واگیر را از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ به اجرا در آورند. این طرح با هدف کاهش تعداد مرگ و میر زودرس ناشی از بیماریهای غیر واگیر به میزان ۲۵درصد تا سال ۲۰۲۵ از طریق اجرای ۹ هدف جهانی و داوطلبانه صورت می گیرد. تمرکز دو تا از این اهداف به طور مستقیم در پیشگیری و کنترل بیماریهای قلبی و عروقی می باشد . هدف ششم در این برنامه جهانی خواستار کاهش شیوع فشار خون بالا می باشد زیرا که فشارخون بالا از عوامل خطر اصلی بیماریهای قلبی و عروقی می باشد. شیوع فشار خون بالا به فشار خون سیستولیک/دیاستولیک ۹۰/۱۴۰ اطلاق می شود که در سال ۲۰۱۴ در افراد ۱۸ سال به بالا در سطح جهان۲۲ درصد بوده است.  کاهش بروز فشار خون بالا با اجرای سیاست های به منظور کاهش عوامل خطر رفتاری از جمله مضرات استفاده از الکل، عدم فعالیت جسمانی، مصرف نمک بالا، چاقی و اضافه وزن برای رسیدن به این اهداف ضروری می باشد. هدف هشتم در طرح اقدام جهانی برای پیشگیری از بیماریهای قلبی و عروقی دسترسی حداقل۵۰ درصد از افراد واجد شرایط به درمان دارویی برای جلوگیری از حملات قلبی و عروقی و سکته مغزی می باشد.  دسترسی به این اهداف نیاز به تقویت اجزای نظام سلامت از جمله تامین مالی مراقبت های بهداشتی برای اطمینان از دسترسی به فن آوری بهداشتی اولیه و داروهای ضروری بیماریهای غیر واگیر می باشد. در سال ۲۰۱۵ در کشورهای عضو روند اجرای این اهداف آغاز و نشستی در ۲۰۱۸ جهت بررسی میزان پیشرفت این برنامه در سطح بالا و با حضور اعضا برگزار خواهد شد.  در ایران نیز این طرح از سال ۹۵ آغاز شده که هدف آن کاهش عوامل خطر بیماریهای غیر واگیر و رسیدن به اهداف توصیه شده سازمان جهانی بهداشت می باشد که امید است با برنامه ریزی دقیق و منسجم و آینده نگر جهت رسیدن به این امر از طریق اطلاع رسانی به آحاد جامعه و هماهنگی نهادهای مختلف مرتبط با امر سلامت این مهم انجام شود. * نویسنده:هادی درویشیReference : Cardiovascular diseases (CVDs)

سرخط روزنامه های ترکیه / روز پنجشنبه 6 مهر ماه 1396

*** صباح
ـ ترکیه برنامه اقتصادی خود را تا 2020 اعلام کرد/ رشد سالانه 5.5 درصدی اقتصاد و درآمد سرانه 13000 دلاری در سال 2020
ـ سخنان اردوغان بر روی دیوارهای کرکوک/ خوشنویس ترک مقیم کرکوک سخنان اردوغان را با زبان عثمانی بر روی دیوارهای کرکوک نوشت
ـ نشست تاریخی در آنکارا / پوتین رییس جمهور روسیه برای مذاکره درباره سوریه و شمال عراق امروز وارد آنکارا می شود
ـ قلبشان برای ترکیه می تپد/ ساکنان ترک کرکوک از سخنان اردوغان خوشحال شده و امیدوار به کمک ترکیه هستند
ـ رییس انجمن معلمان ترک کرکوک: همه پرسی را تحریم کردیم اما بارزانی با زور اسلحه صندوق های رای را به مناطق ترک نشین آورد

*** استار
ـ نقشه راه اقتصاد تا 2020 / اقتصاد ترکیه تا سال 2020 سالانه 5.5 درصد رشد خواهد داشت و در آمد سرانه در سال 2020 به 13 هزار دلار می رسد
ـ اردوغان دیدار مهم 1.5 ساعته در کاخ ریاست جمهوری با علی ارباش رییس امور دینی ترکیه داشت
ـ باغچه لی: 5000 نفر به صورت داوطلبانه آماده حضور در شمال عراق برای دفاع از ترکمن ها هستند
ـ بغداد اقدام کرد/ مجلس عراق لایحه 13 ماده ای برای تحریم اقلیم کردستان را تصویب و العبادی دستور مداخله نظامی در کرکوک را صادر کرد
ـ ترکیه پروازها را متوقف می کند/ در اولین پاسخ به درخواست دولت مرکزی عراق پرواز شرکتهای پگاسوس و اطلس جت به مقاصد اربیل و سلیمانیه از فردا قطع می شود

*** ملیت
ـ هدف درآمد سالانه 13 هزار دلار برای هر نفر/ ترکیه تا سال 2020 سالانه 5.5 درصد رشد اقتصادی خواهد داشت
ـ اردوغان روز گذشته علی ارباش رییس امور دینی را در کاخ ریاست جمهوری به حضور پذیرفت
ـ دیداری مهم با پوتین/ رییس جمهور روسیه امروز برای مذاکرات مهم درباره اقلیم کردستان و سوریه وارد آنکارا می شود
ـ هلال احمر: در بنگلادش ترکیه برای بیش از 100 هزار نفر از مسلمانان آراکان اردوگاه اقامتی برپا کرده است
ـ باغچه لی: برای حفاظت از ترک های کرکوک 5 هزار نفر داوطلب آماده اعزام داریم

*** آکشام
ـ هدفی بزرگ در اقتصاد ترکیه: رشد سالانه 5.5 درصدی اقتصاد و درآمد ملی 13 هزار دلاری تا سال 2020
ـ باغچه لی: 5000 داوطلب برای دفاع از ترک های کرکوک آماده حرکت به سوی شمال عراق هستند
ـ چلیک: یک سوم اعضای حزب آلترناتیو برای آلمان عقاید نازی ها را دارند
ـ اردوغان و پوتین دیدار می کنند/ پوتین امروز برای مذاکراتی مهم وارد آنکارا می شود
ـ دولت بغداد به کرکوک نیروی نظامی اعزام می کند

*** ینی شفق
ـ مشاور ارشد وزیر خارجه روسیه: آمریکا با اهرم کردها، نمی تواند ترکیه را تجزیه کند
ـ رییس هلال احمر: ترکیه در بنگلادش اردوگاههای اقامتی برای 100 هزار نفر از مهاجران آراکان برپا کرد
ـ دولت باغچه لی: ترکیه موظف به دفاع از ترک های شمال عراق است و اجازه قتل عام آنها را نمی دهد
ـ بارزانی در 13 سال گذشته 500 منطقه را در شمال عراق اشغال و 80 درصد به قلمرو خود اضافه کرده است
ـ رییس جمهور روسیه امروز برای دیدار با اردوغان وارد آنکارا می شود
خاورم/1905**انتشار دهنده: حسن فاخری

پایان عصر کارت‌های اعتباری

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از جهان نيوز، شرکت‌های ارائه خدمات پرداخت موبایلی این روزها کارشان در نقاط زیادی از دنیا سکه است. چین و به دنبالش هند از بازارهای بزرگی هستند که به این نوع پرداخت بی‌پول روی آورده‌اند و با این ترتیب، عادات پرداخت جدیدی را در جامعه به وجود آورده‌اند.
در چین این شرکت‌ها با سرعت عجیبی رو به پیشرفت دارند و یکی از مهم‌ترین علل آن هم شمار فزاینده گردشگران چینی در خارج و پول‌خرج‌کردن آنهاست. درواقع گردشگران چینی در خارج از این کشور قادرند با استفاده از خدمات شرکت‌های پرداخت موبایلی، بدون همراه‌داشتن پول نقد یا کارت اعتباری خریدهایشان را انجام بدهند. دو شرکت مهم در این عرصه، علی‌پِی (گروه خدمات مالی انت) و تِن‌سِنت (گروه وی‌چت) هستند.
در کشوری مثل چین، زیرساخت‌های سنتی کارت اعتباری به سیاق کشورهای غربی وجود ندارد. بنابراین هر راه‌حلی که بتواند پرشی از این مرحله باشد، جمعیت عظیم چین را وارد مرحله جدیدی در عرصه پرداخت خواهد کرد. پرداخت موبایلی درواقع توانسته به صورت اساسی نحوه تعامل مردم با پول را تغییر دهد.
در چین، کیف پول‌های الکترونیک همیشه قابل دسترس‌اند و از آنها برای پرداخت‌های کوچک و بزرگ استفاده می‌شود. بنا بر آماری که شرکت مشاوره اینترنتی آنالیسیس منتشر کرده، سال گذشته مصرف‌کنندگان چینی ۳۵.۳ تریلیون یوان (برابر با ۵.۲ تریلیون دلار) از پرداخت‌های خود را از طریق دستگاه‌های موبایل انجام دادند؛ چیزی برابر با نیمی از تولید ناخالص داخلی چین.
در این راستا کاربران با متصل‌کردن حساب‌های بانکی خود به پلت‌فرم‌های پرداخت موبایلی می‌توانند از خدمات کیف پول الکترونیک روی موبایل‌هایشان برای پرداخت اجاره و قبوض، پرداخت کرایه تاکسی، مدیریت مالی و مسائل دیگر استفاده کنند. استفاده فزاینده از این پلت‌فرم‌ها باعث شده که میزان پرداخت‌های موبایلی در چین حالا پنجاه برابر بیشتر از امریکا باشد. در امریکا این رقم بنا بر آمار شرکت پژوهش بازار فورستر به ۱۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ رسیده بود.
خدماتی که این شرکت‌ها ارائه می‌دهند آن‌قدر آسان و بی‌دردسر است که بسیاری از مردم و صاحبان مغازه‌ها دیگر به استفاده از پول نقد یا کارت اعتباری نیازی ندارند.
چشم‌داشتن به بازارهای خارجی
شرکت‌های تکنولوژی مالی (فین‌تِک) در چین به دنبال آن هستند که فعالیت خود را در خارج از چین گسترش دهند و در این راه، گردشگران چینی در خارج از کشور بهترین گزینه هستند. بنا بر آماری که توسط سازمان گردشگری جهانی منتشر شده، گردشگران چینی سال گذشته در جریان سفرهایشان به خارج از کشور ۲۶۱ میلیارد دلار خرج کردند. این رقم نسبت به میزان خرج‌کردن گردشگران چینی در خارج از کشور در سال ۲۰۱۵ میلادی ۱۲ درصد افزایش نشان داده بود. در عین حال، شمار مسافران چینی که به خارج می‌روند در سال ۲۰۱۵ به میزان 6 درصد افزایش نشان داد و به ۱۳۵ میلیون نفر رسید.
در گزارش سازمان گردشگری جهانی در این خصوص آمده: «رشد بازار چین در عرصه پولی که گردشگرانش خرج می‌کنند از سال ۲۰۰۴ تاکنون، دورقمی باقی مانده است. رشد سفرهای خارجی چینی‌ها باعث شده که بسیاری از مقاصد گردشگری در آسیا و اقیانوس آرام به شدت سود ببرند. از جمله آنها می‌توان به ژاپن، کره جنوبی و تایلند اشاره کرد. اما در عین حال مقاصد گردشگری که در فاصله طولانی‌تری از چین قرار دارند- مثل امریکا و برخی کشورهای اروپایی- نیز از حضور گردشگران چینی سود مالی برده‌اند.»
چنین آماری از گردشگران چینی خیلی زیاد به نظر می‌رسد اما شمار پاسپورت‌های شهروندان معمولی چین در اکتبر ۲۰۱۶ تنها ۱۲۰ میلیون بود، یعنی فقط ۸.۷ میلیون نفر از جمعیت عظیم چین پاسپورت دارند. این در حالی است که آمار نشان می‌دهد ۳۹ درصد از جمعیت امریکا پاسپورت دارند. بنابراین چین هنوز راه زیادی برای فراهم‌کردن موقعیت سفر خارجی برای شهروندانش در پیش دارد و بازار توریسم خارجی در چین حتما در آینده هم در راه رشد قرار خواهد داشت. پیش‌تر هم آمار دیگری منتشر شده بود که این وضعیت رو به رشد را تایید می‌کرد چون نشان می‌داد که سفرهای هوایی چینی‌ها به اروپا در سال ۲۰۱۶ به میزان ۲۰ درصد افزایش نشان داده است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۵ این رقم به ۹۰ میلیون سفر هوایی برسد.
در این میان، شرکت‌های خدمات پرداخت موبایلی چین جای رشد زیادی دارند اما با موانع زیادی نیز روبه‌رو هستند. از جمله آنها عدم پذیرش چنین پرداخت‌هایی توسط برخی فروشگاه‌ها در نقاط مختلف جهان است. درواقع تنوع شرکت‌های ارائه این خدمات چنان بالاست که باعث گم‌گشتگی در خارج از چین می‌شود. حالا شرکتی به نام کیواف پِی مستقر در پکن در تلاش است راهی یک‌مرحله‌ای و مشترک بین تمام شرکت‌های پرداخت با موبایل ایجاد کند تا مشکلات در این خصوص در خارج از چین کم شود. پاتریک نگان، رئیس و یکی از موسسان کیواف پِی که روی تکنولوژی‌های حل معضلات پرداخت با موبایل متمرکز است می‌گوید تمام کشورهای آسیای جنوب شرقی تمایل دارند که پول گردشگران چینی را جذب کنند چون می‌دانند که آنها به صورت اساسی خرید می‌کنند.
نگان همچنین می‌گوید: «اگر به تاریخ و دوره‌های مربوط به روش‌های پرداخت توجه کنیم – از دوران داد و ستد گرفته تا دوران طلا و پول و کارت اعتباری- می‌بینیم که همواره یک پرسش مطرح می‌شود: مرحله بعدی در پرداخت پول چیست؟ پاسخی که ما برای این سؤال داریم، پرداخت موبایلی است. استفاده از این روش هم به صورت آنلاین و هم آفلاین در هر زمان و مکانی امکان‌پذیر است و بنابراین دردسری ندارد. این روش در عین حال می‌تواند به کلی روتین‌های بازار کارت اعتباری را به هم بزند و رقابتی سالم در مقابل ویزا و مسترکارت ایجاد کند. روش پرداخت موبایلی فعلا تازه در آغاز راه است و پتانسیل بالایی دارد.»
توجه به تفاوت‌ها
شرکت‌های چینی پرداخت موبایلی این را هم می‌دانند که بازار کشورهای دیگر دنیا با چین تفاوت زیادی دارد و نمی‌توان از روش‌های مشترک برای فعالیت در آنها استفاده کرد. مثلا سخن‌گوی گروه خدمات مالی انت پیش‌تر گفته بود که چین گاهی مراودات تجاری با کشورهایی دارد که تجارت الکترونیک چندان در آنها باب نیست و به تبع آن، پرداخت موبایلی هم مورد استقبال واقع نمی‌شود. در چنین شرایطی، طرف چینی با شرکای خود در آن کشور همکاری می‌کند تا مفهوم پرداخت موبایلی در آن کشور هم جا بیفتد. نمونه این همکاری در راه‌اندازی خدمات پِی‌تی‌ام در هند دیده شد. گروه چینی خدمات موبایلی انت با همکاری شریک هندی خود (پِی‌تی‌ام)، پرداخت با موبایل را – آن هم درست در زمانی که بازار هند با حذف اسکناس‌های درشت روپیه و کمبود پول نقد به دلیل سیاست پول‌زدایی دولت مواجه شده بود- به خوبی به مردم قبولاند.
انجمن اینترنت و موبایل هند می‌گوید شمار کاربران اینترنت موبایل در این کشور به زودی به ۴۲۰ میلیون کاربر خواهد رسید و استفاده از آن به خصوص در مناطق روستایی به شدت سرعت خواهد گرفت. با این اوصاف، پتانسیل بسیار بزرگی در خصوص پرداخت موبایلی در هند وجود دارد و شرکت‌های چینیِ ارائه خدمات پرداخت موبایلی هم حتما این بازار را بیشتر مورد توجه قرار خواهند داد.
سبک زندگی بی‌پول
یکی از علل شکوفایی استفاده از خدمات پرداخت موبایلی در چین این بود که زیرساخت‌های استفاده از کارت اعتباری در این کشور وجود نداشت و بنابراین شرکت‌هایی مثل علی‌پِی و وی‌چت توانستند بی‌دردسر از برخی رقابت‌ها و مشکلات گذر کنند. درواقع نحوه پرداخت موبایلی آن‌قدر جدید و آسان بود که همه می‌خواستند از آن استفاده کنند. در عین حال، جمعیت روستایی چین هم مثل جمعیت روستایی هند دارد با سرعت زیادی به استفاده از موبایل توجه نشان می‌دهد و بنابراین خدماتی مثل پرداخت موبایلی راه همواری را برای رشد بیشتر در پیش دارد.
اما استفاده از پرداخت موبایلی به همین جا ختم نمی‌شود. سخن‌گوی گروه خدمات موبایلی انت می‌گوید: «سبک زندگی بی ‌پول نقد در چین فقط به پرداخت موبایلی ختم نمی‌شود؛ بلکه به مردم اجازه می‌دهد به خدمات مالی اولیه مثل پس‌انداز، تامین اعتبار و غیره به شکلی کم‌هزینه و کم‌دردسر دسترسی داشته باشند. بر این اساس، قرار است سیستمی ساخته شود که در آن، خریدها و معاملات مردم از طریق پرداخت‌های موبایلی به عنوان سابقه اعتباری آنها ثبت شود. بر مبنای این سابقه اعتباری، گروهی مثل خدمات مالی انت می‌تواند به مشتریان بااعتبار، وام اعطا کند یا در راه‌اندازی کسب و کارهای کوچک به آنها کمک کند. این مسئله به خصوص در مناطق روستایی چین که دسترسی به خدمات پیشرفته بانکی محدود است، اهمیت زیادی پیدا می‌کند.»
در عین حال، در هر معامله‌ای دو طرف وجود دارد: پرداخت‌کننده و دریافت‌کننده پول. متقاعدکردن صاحبان کسب و کار به پذیرش پرداخت‌های موبایلی نیز کار چالش‌برانگیزی است اما شرکت‌هایی مثل کیو پِی خدماتی را به این صاحبان کسب و کار ارائه می‌دهند که از جمله آنها می‌توان به تبلیغات اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، ارائه راه‌حل در عرصه بازاریابی دیجیتال و برنامه‌های مختلف برای جلب اعتماد مشتریان اشاره کرد.
البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که چنین استراتژی‌هایی در خصوص پرداخت موبایلی در کشورهایی مثل چین و هند جواب می‌دهد اما در کشورهای غربی که عادت‌ها و هنجارهای مالی مردم متفاوت است، باید به روش‌های دیگری برای قبولاندن پرداخت موبایلی متوسل شد. شرکت‌های ارائه خدمات پرداخت موبایلی به همین منظور در حال جمع‌آوری اطلاعات در خصوص رویکردهای مورد علاقه مشتریان غربی در پرداخت هستند و قصد دارند با روش‌های جدیدی وارد این میدان شوند. آنها باید از لحاظ امنیتی نیز سیستم‌های خود را تقویت کنند تا جلوی سوءاستفاده‌های مالی از پرداخت‌های موبایلی گرفته شود.

منبع:اقتصادآنلاین

تغییر ارزش‌های جامعه پس از جنگ و تاثیر آن در ضعف سینمای دفاع مقدس

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، احمدرضا درویش، کارگردان پیشکسوت سینمای ایران، شب گذشته، پنجم مهرماه، در نشست نقد و بررسی فیلم «دوئل» که پس از اکران در پردیس سینمایی هویزه مشهد برگزار شد، به بیان برخی شرایط خاص ساخت این فیلم و همچنین علل ضعف سینمای دفاع مقدس در دوره کنونی پرداخت.کارگردان فیلم «دوئل» با اشاره به آغاز فیلمبرداری این فیلم از سال 80، اظهار کرد: فیلمبرداری حدود هفت و هشت‌ماه به طول انجامید و حدود یک سال هم تدارکات داشت. لوکیشن فیلم در ابتدا محلی در جاده تهران_ ساوه بود که معماری‌اش به ایستگاه حسینیه خرمشهر نزدیک بود. 100 نخل از جنوب به این منطقه منتقل شد و 60 درصد کار در این محل ساخته شد.وی با اشاره به دوره‌ای که فیلمبرداری «دوئل» در آبادان به دلیل هم‌زمانی با حمله آمریکا به عراق متوقف شد، ادامه داد: ادامه کار در آبادان به لحاظ امنیتی ممکن نبود و به همین دلیل کار را در ماهشهر پی گرفتیم.اولین فیلم با صدای دالبی در ایراندرویش با اشاره به برخی شرایط فنی ساخت «دوئل»، اضافه کرد: این فیلم آنالوگ و با دوربین‌های 22 کیلویی و گاه با کار همزمان هشت دوربین فیلمبرداری شده است. از دیگر ویژگی‌های «دوئل» این است که این فیلم اولین اثر دارای لایسنس قانونی و قرارداد با شرکت دالبی است.وی در همین موضوع اضافه کرد: ما در شرایط تحریم و در حالی که دالبی در اختیار ارتش آمریکا بود، تصمیم گرفتیم یک کار استاندارد ارائه کنیم، هرکسی وظیفه خودش را انجام داد و در نهایت توانستیم طی یک قرارداد سوری با کارگردانی در آلمان با دالبی قرارداد ببندیم.کارگردان «دوئل» با بیان اینکه هزینه‌ای که ما برای صدای «دوئل» پرداختیم با فروش فیلم به ما بازگشت، عنوان کرد: دلیلش هم این بود که سینماها برای اکران «دوئل» مجهز به دالبی شدند و این فیلم به عنوان تنها فیلم دالبی زمان خودش با بلیت دو برابری فروش رفت و مورد استقبال قرار گرفت. البته مرحوم بهنام نیز مجاهدانه و عاشقانه همراه ما بود و نه تنها ما بلکه صدابرداری در ایران مدیون ایشان است.سه گروهی که همیشه بودند، هستند و خواهند بوددرویش به برخی انتقادها به محتوای فیلم اشاره و بیان کرد: برخی می‌گفتند «دوئل» می‌گوید همه جنگ و دعوا بر سر پول بود، در حالی که هرچند شاید بین عده‌ای چنین دعوایی وجود داشت اما ماجرا فراتر از این بود و این پیام را رساند که در عرصه جنگ یا به طور کلی حیات بشری سه جریان وجود دارند. آنان که به معنویت و انسانیت حمله‌ور هستند «دشمن»، آنان که مقابل گروه اول هستند، در راه دفاع از معنویت و آرمان جان هم می‌دهند و سهم‌خواه و مدعی نیستند و گروهی که به دنبال غنیمت هستند و دعوا کاسبی آنان را رونق می‌دهد.وی با اشاره به تأثیری که «دوئل» توانسته بود در افزایش آگاهی جامعه داشته باشد، افزود: من خوشحالم که چند سال بعد از زبان یکی از مسئولان عالی رتبه جنگ به این سه گروهی که در «دوئل» نشان داده شده بودند اشاره شد و از این بابت خوشحال شدم که سینما توانست این حرف‌ را چند سال پیش از آن به جامعه منتقل کند.درویش همچنین ادامه داد: البته به این معنا نیست که فیلم کاملی بود بلکه می‌توانست بهتر ساخته شود و ایرادهایی هم به آن وارد بود اما به هر حال فیلمی برخاسته از سینمای ایران است.فروش فیلم برایم اهمیت ندارددرویش‌‌ با ابراز اینکه آنچه برای من اهمیت دارد، اثر کارهایم در آینده است و نه فروش آن، ادامه داد: فرهنگ و هنر تقویم ندارد به همین جهت هر چند دیدن اینکه سالن سینماها مملو از جمعیتی است که با علاقه فیلم‌‌‌ها را تماشا می‌کنند برایم لذت‌بخش است، اما مسئولیت سینما فقط سرگرم کردن نیست بلکه وظیفه جریان‌سازی و زندگی‌‌سازی را نیز برعهده دارد.وی با اشاره به توجه دین نسبت به مسئولیت هنرمند، اظهار کرد: در عرفان دینی برای هنرمند مسئولیت مضاعفی تعریف شده است. در مکتب دین چیزی به نام آفرینندگی وجود ندارد بلکه هنرمند بودن موهبتی معرفی می‌شود که می‌تواند چیزهایی را ببیند که دیگران نمی‌توانند و این منزلت هنرمند در دین به علت تلاش او برای کسب سواد و عمیق شدن است.این کارگردان سینما انگیزه‌های اقتصادی از فعالیت هنری و نبود فهم صحیح از مدیریت فرهنگی را علت انحراف هنر از جایگاه اصلی‌اش دانست و عنوان کرد: به عنوان مثال این دو عامل در حوزه موسیقی، ما را به ورطه‌ای پرتاب کرده که تلقی‌مان از موسیقی با آنچه ابن سینا در رساله موسیقی‌اش معرفی می‌کند و آن را سراسر بر پایه ریاضیات می‌داند به تلقی امروزی از موسیقی تنزل یافته است.وی در همین راستا اضافه کرد: موسیقی اصلی و علمی بر پایه ریاضی شکل می‌گیرد اما امروز وضعیتی به وجود آمده که فرهنگ و هنر در این هنر مبتذل شده و آثار سطحی‌ای ارائه می‌شود که در شأن هنر نیست. سینما نیز وضعیتی شبیه به موسیقی دارد که باید به فکرش باشیم.هنرمند باید همه کشور را ببینددرویش در همین موضوع با بیان اینکه دیده‌بانی و دیدن آنچه دیگران نمی‌توانند ببینند، ویژگی و موهبت خدادادی هنرمند است، افزود: بر همین اساس کسی که فیلم می‌سازد باید توجه داشته باشد که ایران فقط خیابان های شهرک غرب تهران و جاده‌های شمال نیست بلکه چادرهای بشاگرد و مناطق جنوب و معادن هم جزیی از ایران هستند. درویش در بخش دیگری از سخنانش با اظهار این مطلب که ساخت فیلم‌هایی با موضوع دفاع مقدس نیازمند عزم و اراده جمعی و همچنین مدیریتی علمی است، ادامه داد: یکی از مواردی که نیاز به مدیریت دارد، تبدیل خیال و رویا به عدد و متر در ساخت فیلم است اما مهم‌تر از این، مدیریت خیال و رویا برای نوشتن فیلمنامه است.وی بیان کرد: به عنوان مثال فیلم‌سازی که می‌خواهد اولیا و اشقیا را در فیلمش نشان دهد با این سختی مواجه است که با وجود مبانی اعتقادی‌اش، باید هر دو نقش را دوست داشته باشد و قضاوت‌شان نکند تا بتواند واقعیت نقش را به مخاطب انتقال دهد همچنان که ما که ارادتمند به امام حسین(ع) هستیم و بخواهیم ایشان را هم نشان دهیم. بنابراین فیلم‌ساز باید بین فردیت خود و آنچه می‌خواهد نشان دهد، فاصله‌گذاری کند.نیاز جامعه فرهنگی و هنری ایران به جامعه‌شناساناین کارگردان سینما در پاسخ به سوالی در رابطه با چرایی کمتر پرداختن سینماگران به ژانر دفاع مقدس، اظهار کرد: اینکه من به سمتی گرایش داشته باشم، پواحمد به سمتی، حاتمی‌کیا به سمتی دیگر و … براساس منظومه  فکری و اجتماعی هر فرد تعیین می‌شود و به همین دلیل ما برای یافتن علت کمتر پرداخته شدن به یک ژانر باید به جامعه‌شناسان مراجعه کنیم اما این کارشناسان در حال حاضر نه مجالی برای صحبت دارند و نه از آنان دعوت می‌شود.وی در همین راستا با اشاره به وضعیت نامطلوب سینمای کودک، کمدی و انیمیشن، افزود: ما در این حوزه‎ها نیز ضعف داریم و نیازمند نظریه‌پردازی جامعه‌شناسان هستیم.درویش با بیان اینکه تا وقتی سینما به نیازهای مخاطب داخلی پاسخ ندهد نمی‌توان ادعای مقابله با هالیوود را داشته باشد، ادامه داد: وقتی به طور متوسط 25 تا 30 درصد سالن‌های سینمای ما اشغال می‌شود، در حالیکه بیشتر شهرهای ما سالن سینما ندارند و یک بی‌عدالتی فاحش در این حوزه وجود دارد، پس نمی‌توان ادعای برتر بودن داشت.همه در سینما دخالت و اظهار نظر می‌کنندوی نقدکردن و دخالت در امور مربوط به سینما از سوی افراد بی‌‌ارتباط به فرهنگ و هنر را یکی دیگر از مشکلات سینما برشمرد و بیان کرد: هر گروهی باید در حوزه مربوط به تخصص خودش اظهار نظر کند اما نوبت به سینما که می‌رسد افراد بی‌ارتباط با فرهنگ و هنر به ویژه سیاسی‌ها صاحب نظر می‌شوند و دخالت می‌کنند. در این میان بازهم جای جریان نخبه در حوزه فرهنگ و هنر یعنی جامعه‌شناسان خالی است.درویش درباره تأکیدش بر لزوم اظهارنظر جامعه‌شناسان در مقوله‌های فرهنگی و هنری، اظهار کرد: اثر هنری با جامعه مخاطبش به طور مستقیم ارتباط برقرار می‌کند و تأثیرش را در زندگی مردم نشان می‌دهد و همین علت، لزوم اظهارنظر جامعه‌شناسان در این حوزه را ضروری می‌سازد.وی با انتقاد از تضعیف نقش جامعه‌شناسی و سایر رشته‌های علوم انسانی در پدیده‌های مختلف اجتماعی، افزود: به عنوان مثال مرتضی پاشایی تبدیل به یک جریان اجتماعی شد اما ما هیچ نقد عمیق و کارشناسانه‌ای ندیدیم. علت هم، نبود چنین افراد متخصصی نیست بلکه از سوی رسانه ملی و … توجهی به نقد اجتماعی نمی‌شود.ثروت‌اندوزی مسیر جامعه را پس از جنگ تغییر داداین کارگردان سینما در همین راستا با اشاره به کاهش تولیدهای سینمایی در ژانر دفاع مقدس و لزوم نگاه جامعه‌شناسانه به این اتفاق، بیان کرد: اگر سیر اجتماعی پس از جنگ مورد بررسی عمیق قرار گیرد، چه بسا نتیجه این می‌شد که باید به همین وضعیت فعلی می‌رسیدیم چراکه وقتی گرایش‌های ثروت‌اندوزی بر رعایت حقوق طبقات مختلف غلبه کرد، جامعه را به سمت تجملاتی شدن پیش برد و کار را به جایی رساند که اگر کسی در این شرایط بخواهد درباره ارزش‌های دفاع مقدس فیلم بسازد، ترس وجود داشته باشد.وی تغییر نگاه جامعه به کار و پول را از دیگر علل توجه کمتر به سینمای دفاع مقدس برشمرد و اظهار کرد: کارکردن و کسب روزی از این طریق، از دیرباز برای جامعه دینی ارزش بوده و اسکناس محترم شمرده می‌شده است و اگر کسی مالش را به بانک می‌سپرد. اعتماد می‌کرد اما از وقتی به پول که ناموس مردم است‌ دست برده می‌شود و اختلاس صورت می‌گیرد، اعتماد نابود می‌شود، در چنین جامعه‎ای که نگاه‌های اقتصاد و سود شخصی رواج دارد اگر کسی بخواهد از ارزش‌های دفاع مقدس حرف بزند، چه بسا احساس کند وظیفه‌ای مهم‌تری برعهده دارد.این کارگردان سینما در رابطه با کارهای آینده‌اش، ابراز کرد: من تا وضعیت «رستاخیز» معلوم نشود، دیگر فیلم نمی‌سازم.

بدهی عظیمی که دولت دوازدهم برای دولت بعد به ارث می‌گذارد

سرویس اقتصاد مشرق – دولت حسن روحانی به علت افزایش شدید هزینه‌های جاری در ۴ سال اخیر و عدم تکافوی درآمدهای نفتی و مالیاتی، از ابزارهایی برای جبران کسری بودجه خود استفاده کرده که همچون بمب ساعتی می‌ماند.

علاوه بر استقراض گسترده از منابع بانک مرکزی و بانک‌های تجاری، دولت‌های یازدهم و دوازدهم اقدام به فروش بیش از حد اوراق مشارکت کرده‌اند که بازپرداخت آنها به عهده دولت سیزدهم خواهد افتاد.

بر اساس آمارهای بانک مرکزی، فروش اوراق مشارکت در سال جاری رکورد زده است. فقط در ۴ ماه اول امسال دولت ۳۴۲۵ میلیارد تومان اوراق مشارکت با نرخ سود ۱۵ درصد و دوره بازپرداخت ۴ ساله به فروش رسانده است.  از آنجا که فروش اوراق مشارکت در ادامه سال جاری نیز به علت کسری بودجه دولت ادامه پیدا کرده و احتمالا تا پایان سال هم ادامه خواهد داشت، طبیعی است که بازپرداخت این اوراق، به سال ۱۴۰۰ به بعد موکول می‌شود و دولت سیزدهم که بر سر کار بیاید، باید هزاران میلیارد تومان جهت بازپرداخت این اوراق، پول پرداخت کند.

فروش ۳۴۲۵ میلیارد تومان اوراق مشارکت فقط در ۴ ماه اول امسال در حالی رخ داده که دولت در کل سال ۱۳۹۵ فقط ۲۸۳۲ میلیارد تومان و در سال ۱۳۹۴ حدود ۲۶۷۲ میلیارد تومان اوراق مشارکت فروخته بود.

از آنجا که معمولا دولت در موعد سررسید اوراق مشارکت، پولی برای بازپرداخت آنها ندارد و مجددا اقدام به انتشار اوراق مشارکت جدید می‌کند تا پول این اوراق را صرف تسویه اوراق سال‌های قبل کند، مشخص است که در ۴ سال آینده با سررسیدن موعد هزاران میلیارد تومان اوراق مشارکتی که دولت یازدهم منتشر کرده، دولت دوازدهم مجددا اقدام به انتشار اوراق مشارکت جدید کند تا پول آن را صرف تسویه اوراق مشارکت دولت یازدهم نماید.

بنابراین تسویه اوراق مشارکت جدید تماما بر عهده دولت سیزدهم می‌افتد و آن دولت مجبور خواهد بود این پول را تسویه کند. نکته مهم آن که سریال انتشار اوراق مشارکت جدید برای تسویه اوراق سابق، تا ابد نمی‌تواند ادامه یابد، زیرا با توجه به سود بالای اوراق مشارکت، دولت مجبور است هر بار اوراق بیشتری بفروشد تا پول اوراق قبلی را به دست آورد. بنابراین از آنجا که ظرفیت فروش اوراق مشارکت در اقتصاد ایران، مشخص است، مطمئنا در سال‌های آینده دولت فقط با فروش اوراق مشارکت جدید نخواهد توانست پول کافی برای تسویه اصل اوراق مشارکت سابق و سود آنها را تامین کند و مجبور به استقراض از بانک‌ها خواهد شد.

از این رو مشخص است که از این پس در دولت دوازدهم باید بدهی‌هایی که این دولت برای دولت بعد ایجاد می‌کند را محاسبه کرد.

دولت سیزدهم علاوه بر تسویه اوراق مشارکت دولت حسن روحانی، مجبور به بازپرداخت میلیاردها دلار وام و فاینانسی است که این دولت قصد استفاده از آنها را دارد. ضمن آن که بدهی سنگین به بانک‌ها و بانک مرکزی را هم نباید از قلم انداخت.

«عادت‌های خوب» خانواده موفق

وب سایت فرادید: شما می‌توانید با انجام برخی کارها و خوردن مواد غذایی سالم استحکام خانوادگی خود را بالا ببرید.
  «هر خانواده‌ای بنا بر تعریفی که اعضای آن دارند شکل و شمایل متفاوتی دارد. بعضی‌ها به دلیل نوع شغلشان ساعات زیادی از روز نمی‌توانند در کنار هم باشند بنابراین شب‌ها برای این خانواده حکم بخش اصلی ارتباطی را دارد. بعضی دیگر صبح یا ظهر را در کنار هم سپری می‌کنند. شما می‌توانید با انجام برخی کارها و خوردن مواد غذایی سالم استحکام خانوادگی خود را بالا ببرید. جالب است بدانید که داشتن یک زندگی خانوادگی سالم می‌تواند خطر ابتلا به حمله قلبی را کاهش و شانس زنده ماندن شما را افزایش دهد.
در اینجا به چند نمونه از این عادت‌های خوب خانوادگی اشاره می‌کنیم.

اسنک‌های هوشمند

 «عادت‌های خوب» خانواده موفق والدین می‌توانند تنظیمات غذایی فرزندان خود را تحت تأثیر قرار داده و مغز آنها را با انتخاب غذاهای سالم پرورش دهند. در تحقیقات ثابت شده که بچه‌ها از طریق والدین خود با غذاهای فرآوری شده که عامل سرطان هستند، آشنا می‌شوند. مادران و پدران می‌توانند به جای این غذاهای ناسالم مثل کوکی، کراکر یا سوداها میان‌وعده‌های غذایی سالم در اختیار بچه‌ها قرار دهند مثل میوه و سبزی‌های تازه. سیب، کره، کرفس، انگور، موز، اسفناج، آووکادو و خوراکی‌های سالمی مثل اینها می‌توانند جزو انتخاب والدین برای بچه‌ها باشند. به آرامی میل کنید

خانواده‌های سالم همراه با فشار و استرس و عجله غذا نمی‌خورند. آنها سعی می‌کنند از صداهای آرام و موزیک ملایم زمان صرف غذا در کنار خانواده استفاده کنند. در زمان غذا خوردن فقط روی این کار تمرکز می‌کنند. این زمان خوبی است که شما بتوانید در کنار خانواده از طعم و زنگ و بوی غذا لذت ببرید. سعی کنید این کار را یکی از عادت‌های خانوادگی خود کنید و از بودن در کنار خانواده و خوردن غذا به‌ خوبی استفاده کنید.

از بزرگ‌ترهای خانواده مراقبت کنید

مراقبت از یکی از عزیزان سالخورده راهی شگفت‌انگیز برای نشان دادن محبت است و این به معنی این نیست که شما باید همه چیز را قربانی کنید. خانواده‌های سالم در کنار پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ را هم دارند، تأثیر حضور والد پیر در خانه و گاهی مراقبت کردن از آنها در کل خانواده دیده می‌شود. درست است که این‌ کار عواقب مثبت و منفی را با هم دارد و گاهی ممکن است برای خانواده ایجاد گرفتاری و حتی درگیری بکند اما حضور یک بزرگ‌تر و گاهی همراهی آنها در جمع خانوادگی برای گردش و پیاده‌روی به خصوص برای بچه‌ها کوچک، بسیار مفید و جذاب است.

به روابط زناشویی خود اهمیت دهید

همیشه سعی کنید با وجود همه کارها و گرفتاری‌ها و داشتن فرزند، زندگی زناشویی و روابط خود را با همسرتان در اولویت قرار دهید. در کنار همه دغدغه‌ها زمانی را برای بودن با همسرتان بگذارید، بچه‌ها را به کسی سپرده و با هم به تفریحات دو نفره بروید. گاهی بعد از خوابیدن بچه‌ها با هم فیلم ببینید و وقت خود را بیشتر از هر کس با همسرتان سپری کنید. بعد از چند وقت تأثیر آن را در شاد و سرزنده شدن کل خانواده می‌بینید.

موبایل‌ها را خاموش کنید

 «عادت‌های خوب» خانواده موفق غیر از این که خیره شدن زیاد به موبایل و لپ‌تاپ به بینایی شما لطمه می‌زند، می‌تواند به روابط خانوادگی شما هم ضربه وارد کند. سعی کنید وقتی کنار خانواده هستید همه وسایل الکترونیکی را خاموش کنید. مثلاً تماشای تلویزیون در کنار خانواده نه تنها باعث ارتباط و هم‌کلامی بیشتر اعضای خانواده می‌شود بلکه در آینده فرزندان خاطرات شیرینی از با هم بودن‌تان بر جای می‌گذارد. برای این کار می‌توانید یک سبد ابزار داشته باشید. در کنار در ورودی یا هر جایی دور از دسترس یک سبد بگذارید و به همه یاد بدهید قبل از ورود به خانه وسایل الکترونیکی خود را آنجا بگذارند.
 پیروزی‌های همدیگر را جشن بگیرید

اهمیت دادن به اتفاقات و شادی‌های اعضای خانواده حتی کوچک‌ترین فرد، خیلی در استحکام روابط و ایجاد صمیمیت تأثیر دارد. همیشه استعدادهای خود و اعضای خانواده را شناسایی کنید، برای هر موفقیت هرچند کوچک یک جشن ساده در کنار هم برگزار کنید. این شادی‌های کوچک در کنار خانواده از بهترین خاطرات سال‌های آینده می‌شود.

در آشپزی همکاری کنید

غذا خوردن با خانواده فقط به بخش پختن و خوردن ختم نمی‌شود. تهیه غذا فرآیندی است که می‌تواند همه افراد خانواده را درگیر کند. از خرید کردن تا انتخاب غذا و بعد تهیه کردن آن می‌تواند یک برنامه همگانی در خانواده باشد. با این کار هم شما حس مشارکت در خانواده را تقویت کرده‌اید و هم از خوردن غذایی که با کمک هم درست کردید لذت بیشتری می‌برید.

زمان شام حرف بزنید

«عادت‌های خوب» خانواده موفق 
 زمان صرف شام موقعیت خوبی است تا با اعضای خانواده خود گفت‌وگو کنید. انتخاب موضوعاتی که برای همه جالب باشد گزینه خوبی است. در زمان صرف شام وقت خوبی دارید که در کنار خانواده‌تان باشید و راجع به اتفاقات روزانه و علایق و برنامه‌های فردا حرف بزنید. پس این موقعیت خوب را از دست ندهید.
 با هم پیاده‌روی کنید

یکی از سبک‌ترین و راحت‌ترین ورزش‌هایی که می‌توانید با خانواده انجام دهید، رفتن به پیاده‌روی است. این کار را شاید نتوانید هر روز صبح با توجه به مشغله زیاد اجرا کنید ولی سعی کنید برنامه روزهای تعطیل را جوری هماهنگ کنید که چند ساعتی در کنار هم راه بروید و با هم از هوای صبحگاهی برای یک هفته آینده انرژی بگیرید. چند بار در هفته می‌توانید بعد از شام به پیاده‌روی بروید و ادامه صحبت‌های میز شام را داشته باشید. این کار به سلامت جسمی و روحی شما هم کمک می‌کند.

قدردانی کردن را پرورش دهید

یکی از عادت‌های خوب یک خانواده سالم تشکر و قدرانی از همدیگر است. اگر والدین برای کارهای خوب از همدیگر تشکر و قدردانی کنند، خود به خود فرزندان این کار را یاد می‌گیرند. تلاش کنید این کار را در خانواده جا بیندازید تا همیشه یادتان باشد برای هر کار خوب اعضای خانواده از آنها قدردانی کنید.

باغچه خانوادگی داشته باشید

برای فرار از دنیای دیجیتال و حبس شدن در خانه یک راه ساده وجود دارد، ایجاد یک باغچه کوچک خانوادگی و پرورش گل و گیاه به همراه هم. اگر این کار برای شما در فضای زندگی شهری مقدور نیست با کاشت گل و پرورش گلدان‌های خانگی زمانی را در کنار هم صرف کنید و به بچه‌ها دوست شدن با گیاهان را آموزش دهید.

محیط خانه را ایمن کنید

اگر فرزند خردسال دارید برای این که خیال خودتان راحت شود و مجبور نباشید مدام دنبال فرزندتان با دلهره حرکت کنید، یک محیط سالم و امن ایجاد کنید. این ایجاد ایمنی کردن از خردسالی با دور نگه‌ داشتن وسایل خطرناک شروع می‌شود و در بزرگسالی به دور کردن بچه‌ها از مواد مخدر و فعالیت‌های خطرناک می‌رسد. اگر محیط روانی خانه سالم باشد فرزندان در امنیت و سلامت رشد می‌کنند.

با هم بازی کنید

بازی کردن فقط برای بچه‌ها نیست. والدین هم می‌توانند با شرکت در بازی‌های گروهی خانوادگی فضای شادی در خانه ایجاد و با این کار حس همدلی و همراهی را به فرزندان منتقل کنند.

موبایل را از اتاق خواب دور کنید

 «عادت‌های خوب» خانواده موفق بودن موبایل در اتاق خواب یکی از ۲۱ نشانه وابستگی شدید به دنیای الکترونیک است. به بچه‌ها یاد بدهید صبح‌ها به جای زنگ موبایل با یک ساعت زنگ‌دار بیدار شوند و هر بهانه‌ای برای بودن موبایل در اتاق خواب را از آنها بگیرید.
 سنت‌های خانوادگی داشته باشید
یکی از جالب‌ترین فعالیت‌های خانواده داشتن سنت‌های مخصوص است. جدا از سنت‌های ملی و مذهبی هر کشوری می‌توانید یکی سری سنت برای خانواده خود بگذارید، آن را روی یک تخته مخصوص جلوی دید همه بنویسید و سر موقع این سنت‌ها را اجرا کنید. مثلاً یک شام مخصوص در یک شب خاص، یک تفریح ویژه و کارهایی مثل این.

استرس‌ها را با هم حل کنید

مشکلات و نگرانی‌ها خود را با خانواده در میان بگذارید و با انجام فعالیت‌هایی مثل پیاده‌روی و یوگا و ورزش‌های ذهنی دیگر با هم بر مشکلات غلبه کنید. حل کردن فشار و استرس به کمک خانواده خیلی مفیدتر است.

روزهای تعطیل تفریح کنید

 علاوه بر استراحت کردن در روزهای تعطیل، سعی کنید برنامه‌های ویژه‌ای برای تعطیلات داشته باشید. این تنها روز بی‌دغدغه کاری در هفته است پس قدر آن را بدانید و با هم تفریحات جالب و سرگرم کننده داشته باشید.

درباره پول صادق باشید

 «عادت‌های خوب» خانواده موفق پول مثل یک خط راه‌آهن در وسط خانواده‌ها حضور دارد و این‌ جور به نظر می‌رسد که همه مشکلات با آن حل می‌شود اما نباید اجازه دهید این باور در بچه‌ها شکل بگیرد که بدون پول زندگی شادی نخواهند داشت. شاید کمی سخت باشد اما بودن در کنار خانواده و سلامتی و شادی و تفریح با آنها می‌تواند خیلی از پول و ثروت باارزش‌تر باشد.

جلسات مالی برگزار کنید

یکی از کارهایی که خانواده‌ها می‌توانند برای مسائل مالی انجام دهند، گذاشتن جلسات مالی است. با هم در پایان هر ماه جمع شوید و حساب و کتاب مالی را بررسی کنید.

تجربه‌های جدید داشته باشید

برای بیشتر با هم بودن یک راه، پیدا کردن تجربه‌های جدید است. مثلاً یک غذای خاص و جدید در یک رستوران تازه را امتحان کنید. با هم به تفریحات جدید بروید، سفرهای تازه را برنامه‌ریزی کنید و از کشف جدیدترین‌ها باهم لذت ببرید.

آرزوهای بزرگ داشته باشید

یک دفتر خانوادگی بردارید و در آن آرزوهای خانواده را بنویسید. مثلاً تصور کنید ۱۰۰ میلیون پول دارید و می‌خواهید با خانواده آن را خرج کنید. در این کار از بچه‌های بالای سه سال خود کمک بگیرید آنها آرزوهای قشنگی دارند.

از هم سؤال کنید

در یک خانواده سالم هیچ وقت حرف یا سؤالی نگفته نمی‌ماند. از هم درباره اتفاقات روزمره و شرایط کاری و برنامه‌ها سؤال کنید اما هرگز در یک خانواده سؤالات با چرا شروع نمی‌شود. با این روش همدیگر را مواخذه نکنید.

عادلانه دعوا کنید

به هر حال در هر خانواده‌ای بحث و جدل پیش می‌آید مخصوصاً اگر بچه‌های کوچک در خانه باشند. هنگامی که درگیری ناگزیر به وجود می‌آید، نباید با یکدیگر همدست شوید، باید احساسات یکدیگر را تشخیص دهید. وقتی درگیری ایجاد می‌شود افراد خانواده باید بدانند که نظرشان ارزش دارد. بعد تلاش کنید ابزارهایی را برای حل منازعات پیدا کنید. هیچ‌کس نباید از محیط دور شود یا برخورد خشنی بکند زمانی که اختلاف نظر وجود دارد.

 کنترل‌گر نباشید

در یک خانواده سالم والدین مأمور کنترل جزییات زندگی بچه‌ها نیستند. آنها به جای کنترل کردن فرزندان راه‌های نه گفتن به خطرات را به آنها آموزش می‌دهند. مثلاً فرزندان باید آموزش ببینند که برای سلامتی خودشان به مخدر نه بگویند، نه از ترس والدین. پس یاد بگیرید پدر و مادر کنترل‌گری نباشید.

با بچه‌ها حرف بزنید

هیچ وقت فکر نکنید بچه‌ها نباید در مسائل خانواده شرکت کنند. بلکه آنها یکی از مهم‌ترین اعضای خانواده هستند، نظرات آنها را در مورد مسائل خانه بپرسید و اجازه دهید با شما در تقسیم افکار شریک شوند. با این کار فرزندان سالم و متکی به نفسی تربیت می‌کنید

به سلامتی خانواده اهمیت دهید

«عادت‌های خوب» خانواده موفق  باید همه افراد خانواده از مسائل پزشکی هم باخبر باشند. اگر فرصت ندارید با هم به دکتر بروید حتماً از پرونده پزشکی همسرتان مطلع شوید. در صورت نیاز خوردن داروها را به هم یادآوری کنید و زمان ویزیت سالیانه را از یاد نبرید.

قرار شام با فرزندان بگذارید

فارغ از زمانی که همه خانواده دور هم جمع می‌شوید برای صرف غذا، بعضی وقت‌ها با فرزند خود به تنهایی برای شام وقت بگذارید. او را به رستوران ببرید و یک برنامه خصوصی با پسر یا دخترتان داشته باشید. می‌بینید که این کار چقدر در تحکیم روابط والدین با فرزند به خصوص فرزند هم‌جنس تأثیر دارد.

عذرخواهی کنید

ما به بچه ها یاد می‌دهیم که در صورت انجام کار غلط عذرخواهی کنند اما این کار یک اجبار و تنبیه حساب می‌شود. به‌ جای این رفتار بهتر است خودتان در صورت بروز هر کار اشتباهی سریع از خانواده و فرزندانتان عذرخواهی کنید. به مرور این رفتار در فرزندتان نهادینه می‌شود و نیازی به‌ زور نیست.»

منتشر شده در پول

الکسا وون توبل کیست و چه کرده؟

وبسایت شنبه: استارت‌آپ لرن‌وست و بنیانگذار ۲۷ ساله‌اش را بشناسید. او چگونه به یک میلیون زن کمک کرد.

در سال ۲۰۰۶، الکسا وون توبل که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هاروارد اخذ کرده بود، متوجه شد که نحوه مدیریت پول امر بسیار مهمی است که او اطلاعات زیادی درباره آن ندارد. هیچ‌یک از کتاب‌ها درک این موضوع را برایش آسان‌تر نکرد و برنامه‌ریزان مالی نیز پول هنگفتی می‌گرفتند … الکساوون توبل کیست و چه کرده؟ 
الکسا وون توبل کیست و چه کرده؟

در سال ۲۰۰۶، الکسا وون توبل که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هاروارد اخذ کرده بود، متوجه شد که نحوه مدیریت پول امر بسیار مهمی است که او اطلاعات زیادی درباره آن ندارد. هیچ‌یک از کتاب‌ها درک این موضوع را برایش آسان‌تر نکرد و برنامه‌ریزان مالی نیز پول هنگفتی می‌گرفتند. خیلی زود الکسا متوجه شد که زنان یک مخاطب محروم در دنیای امور مالی شخصی هستند و ایده راه‌اندازی یک استارت‌آپ به ذهنش رسید.  پس از اینکه به مدت دو سال به عنوان تاجر در شرکت مورگان استنلی مشغول به کار بود، دوباره به دانشگاه هاروارد بازگشت تا در رشته بازرگانی تحصیل کند. او مصمم شده بود تا اطلاعات مربوط به امور مالی شخصی را در اختیار زنان قرار داده و به آنها آموزش دهد. امروز الکسا وون توبل، در سن ۲۷ سالگی، بنیانگذار و مدیرعامل استارت‌آپ دوساله LearnVest است. این استارت‌آپ یک وب‌سایت مالی برای زنان است.
تاکنون لرن‌وست به بیش از یک میلیون زن کمک کرده است تا امور مالی خود را کنترل و مدیریت کنند. الکسا می‌گوید زنان در آمریکا ۸۳ درصد از تصمیمات مربوط به مخارج و هزینه‌ها را می‌گیرند. او می‌خواست با راه‌اندازی لرن‌وست یک منبع سرگرم‌کننده ایجاد کند که به طور مستقیم درباره تمام تصمیماتی که می‌گیرند با آنها صحبت کند و مرحله به مرحله آنها را راهنمایی نماید. سایت او، که عضویت در آن برای کاربران رایگان است، به زنان در هر مرحله از زندگی‌شان محتوای مالی، ابزارها و پشتیبانی مالی ارائه می‌دهد: بازگشت به مدرسه، از دست دادن شغل، تغییر شغل، بچه‌دار شدن، اجاره یا خرید خانه، دریافت وام و غیره.
بنابراین اگر شما در تمام امور مالی خود به کمی آموزش نیاز دارید، از تفاوت بین حساب پس‌انداز و جاری گرفته تا موارد مالی پیچیده‌تر یا نحوه گرفتن وام یا پیدا کردن بهترین کارت اعتباری، گرفتن کمک از زن جوانی که وقتی دیگران پول خود را زیر تشک‌هایشان مخفی می‌کردند، با مدیریت سرمایه خطرپذیر ۱.۱ میلیون دلاری استارت‌آپ لرن‌وست را راه‌اندازی کرد، ایده بدی به نظر نمی‌رسد.  علاوه بر اینکه او تنها بنیانگذار ایده نوآورانه لرن‌وست است، الکسا تاثیر چشمگیری روی گروهی از مشاوران متخصص و هیات مدیران گذاشته است به طوری‌که این افراد با کمال میل از او حمایت می‌کنند. این افراد شامل لی باربا (مدیرعامل سابق لرن‌وست) و بتسی مورگان (مدیرعامل سابق هافینگتون پست) می‌شوند. این تیم طرفدار لرن‌وست موجب افزایش ارزش این سایت شد و به اعتبار الکسا افزود.  الکساوون توبل کیست و چه کرده؟
پس از تزریق اولین سرمایه ۱.۱ میلیون دلاری، الکسا نمونه اولیه سایت خود را اصلاح کرد. سپس در سال ۲۰۰۹ در کنفرانس تک‌کرانچ ۵۰ شرکت کرده و به طور رسمی لرن‌وست را راه‌اندازی کرد. این کنفرانس با هدف پیدا کردن بهترین استارت‌آپ‌های وب۲  و راه‌اندازی آنها جلوی چشمان تاثیرگذارترین سرمایه‌داران خطرپذیر در این صنعت، شرکت‌ها و مطبوعات برگزار می‌شد. حضور الکسا در این کنفرانس موجب شد لرن‌وست در صحنه دیجیتال و جلوی چشم همه معرفی شود.  در آن سال او یکی از دو مدیرعاملی بود که یک شرکت مخصوص به زنان را در صنعت وب معرفی کرد. پس از این کنفرانس، از اواخر پاییز ۲۰۰۹ تا اوایل سال ۲۰۱۰، لرن‌وست به طور آزمایشی به فعالیت آنلاین خود ادامه داد. در طول این مدت، کاربران می‌توانستند در سایت بگردند و همین موجب شد که داده‌های اولیه‌ای جمع‌آوری شود تا برای ورود به مرحله دوم از روند تامین بودجه این استارت‌آپ، در اختیار سرمایه‌گذاران قرار گیرد.  در یکم ژانویه یک آیتم خبری کوچک در سایت DailyCandy قرار گرفت که داده‌های کاربری لرن‌وست را به استراتوسفر «ثروت اطلاعات» ارسال کرد. این سایت مطلبی را درباره آغاز کار اولین برنامه ایمیل مالی لرن‌وست منتشر کرد. در عرض ۲۴ ساعت از انتشار این مطلب، بیش از ۱۰هزار نفر در لرن‌وست ثبت نام کردند. این میزان مشارکت و اینکه این تعداد کاربر داشتند رفتار مالی خود را تغییر می‌دادند، داده‌های بیشتری را به لرن‌وست ارائه می‌داد و این استارت‌آپ نیز آنها را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار داد.  در نتیجه، در آوریل ۲۰۱۰، الکسا توانست با وجود رکود اقتصادی یک‌بار دیگر بودجه زیادی را تامین کند. این‌بار در عرض ۴ هفته در کل ۴.۵ میلیون دلار از Accel Venture Partners بودجه دریافت کرد. اخیرا‌ نیز الکسا دور دوم تامین بودجه را با ۱۹ میلیون دلار به پایان رساند.
الکسا با راه‌اندازی این استارت‌آپ توانست به موفقیت چشمگیری دست یابد. او در لیست سیلیکون‌ولی به عنوان یکی از بهترین کارآفرینان جوان معرفی شده است.

منتشر شده در پول

پشت پرده تسلیح ارتش میانمار برای قتل عام مسلمانان روهینگیا؛عاملان و آمران چه کسانی هستند؟

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از گروه بین‌الملل خبرگزاری میزان، نشریه «هاآرتص» طی گزارشی به فروش سلاح رژیم صهیونیستی به ارتش میانمار پرداخته و می‌نویسد: علیرغم هشدار سازمان ملل درباره نسل‌کشی ارتش میانمار در ایالت راخین، اسرائیل از فروش سلاح به ارتش میانمار خودداری کرد.

هاآرتص نوشت: این اقدام اسرائیل در حالی انجام می‌شود که آمریکا و اتحادیه اروپا نیز فروش سلاح به ارتش میانمار را ممنوع کرده‌اند.

ادامه تسلیح ارتش میانمار از سوی رژیم صهیونیستی 

در ادامه این گزارش آمده است: روز دوشنبه دادگاه عالی اسرائیل دادخواست فعالان حقوق بشر در اعتراض به تداوم فروش سلاح به میانمار را شنیده است، در این جلسه استماع، دادگاه پاسخ قبلی خود در ماه مارس را تکرار کرد؛ دادگاه اجازه پرداختن به مسئله فروش سلاح را ندارد چرا که این یک امر کاملا دیپلماتیک است.

ادامه تسلیح ارتش میانمار از سوی رژیم صهیونیستی

این نشریه صهیونیستی با بیان این مطلب که در بخشی از این جلسه استماع نمایندگان کابینه در یک نشست محرمانه روابط خود با میانمار را به دادگاه تشریح کردند، می‌نویسد: مشخص نیست که چرا کابینه اطلاعات خود درباره عوامل حاکم بر روابط تجاری با میانمار را مخفی می‌کند و حتی در بخش علنی این جلسه استماع نیز نمایندگان کابینه از بیان این مطلب که آیا فروش سلاح به میانمار را متوقف می‌کنند، امتناع کردند. 

ادامه تسلیح ارتش میانمار از سوی رژیم صهیونیستی

هاآرتض در تشریح سرکوب مسلمانان روهینگیا از سوی نیروهای امنیتی میانمار چنین می‌نویسد: نیروهای امنیتی عملیاتی را علیه مسلمانان روهینگیا آغاز کرده‌اند که شامل قتل و کشتار، تجاوز و سوزاندن روستاها است؛ عملیاتی که به فرار بیش از 400 هزار نفر از مسلمانان روهینگیا به بنگلادش شده است.

در ادامه این گزارش آمده است: در پاسخ به سوالی که درباره فروش سلاح به میانمار پرسیده شده، «آویگدور لیبرمن» می‌گوید که به طور کلی ما خود را وابسته و زیرمجموعه جهان مدرن می‌دانیم.

ادامه تسلیح ارتش میانمار از سوی رژیم صهیونیستی

هاآرتص این ادعاهای وزیر جنگ رژیم صهیونیستی را دروغ توصیف کرده و می‌افزاید: این نخستین باری نیست که اسرائیل چنین مسیری را دنبال می‌کند.

به نقل از «ایتی مک»، وکیل مدافع، در جلسه استماع دادگاه عالی آمده است: از اواخر قرن بیستم جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در نقاط مختلف دنیا انجام شده که تسلیحات و آموزش‌های نظامی اسرائیل در آنها دخیل بوده است، ما امیدواریم که دادگاه عالی اجازه ندهد اسرائیل این اقدامات خود را در میانمار تکرار کند.

ادامه تسلیح ارتش میانمار از سوی رژیم صهیونیستی

بر اساس گزارش هاآرتض ایتی مک از دادگاه عالی و دیگر بخش‌های این رژیم خواستار متوقف کردن فروش سلاح به میانمار شده است.

 

گزارشی از وضعيت زنان فروشنده در مترو

هومان دورانديش در روزنامه اعتماد نوشت: وقتي وارد مترو مي‌شوي تا گپ‌وگفتي با زنان فروشنده در مترو داشته باشي، كمتر ايستگاهي را خالي از حضور آنها مي‌بيني. تقريبا در همه ايستگاه‌ها، در داخل يا خارج از قطارهايي كه به سرعت مي‌آيند و به كندي مي‌روند، زنان دستفروش مشغول فروش خرده‌ريزهايي هستند براي چرخيدن چرخ زندگي‌شان. با اين حال بعضي ايستگاه‌هاي مترو، مشتري و رونق بيشتري دارند.  ايستگاه امام خميني، يكي از همين ايستگاه‌هاست. در قسمت پرجمعيت‌‌تر شهر قرار دارد و احتمالا شلوغ‌ترين ايستگاه خط ١ مترو است و شايد هم شلوغ‌ترين ايستگاه مترو تهران باشد. زنان فروشنده در مترو به سه گروه تقسيم مي‌شوند: ١. زنان غرفه‌دار كه با مجوز شهرداري، فروشندگي مي‌كنند و بخش زيادي از آنها، فروشندگان مقطعي هستند. يعني اجناس و كالاهاي‌شان را در قالب نمايشگاه‌هايي كه با مجوز شهرداري تهران در ايستگاه‌هاي مترو برپا مي‌شود، به مدت يك ماه در اين يا آن ايستگاه مي‌فروشند. ٢. زناني كه در ازاي فروشندگي‌شان در يك غرفه يا مغازه، از صاحب آن غرفه يا مغازه حقوق ثابت مي‌گيرند. ٣. زنان دستفروش كه آزادي عمل بيشتري دارند و حضورشان در يك ايستگاه، نه دايمي است نه ماهانه؛ بلكه ممكن است در طول يك روز، چند بار ايستگاه عوض كنند.
مترو برايم مثل زندان است

عصر روز چهارشنبه ٢٩ شهريور، وقتي كه با قطار خط ٢ به ايستگاه امام خميني رسيدم، در انتهاي ايستگاه، خانم مسني توجهم را جلب كرد. بساط دستفروشي‌اش را پيش پايش روي زمين چيده بود. با اينكه خسته و بي‌حوصله به نظر مي‌رسيد و تيپ و چهره‌اش هم چندان «امروزي» نبود، وقتي گفتم از روزنامه اعتماد آمده‌ام براي تهيه يك گزارش درباره زنان دستفروش مترو، خيلي راحت پذيرفت كه به سوالاتم جواب دهد و صدايش را هم ضبط كنم. اندكي پيش‌تر در ايستگاه مدني، مي‌خواستم با يك زن دستفروش حرف بزنم ولي همين كه موبايلم را درآوردم تا صدايش را ضبط كنم، فرار را بر قرار ترجيح داد!  اما اين خانم خسته و نسبتا شكسته در انتهاي يكي از سكوهاي ايستگاه امام خميني، از حرف زدن درباره خودش و كارش ابايي نداشت. اسمش شهين بود و گفت كه ٥٠ سالش است. هر چند كه به نظر ٦٠ ساله مي‌آمد. آب معدني و پفك و پيراشكي و چيزهايي از اين دست مي‌فروخت. گفت كه روزي پانزده ساعت در مترو دستفروشي مي‌كند. از ٦ صبح تا ٩ شب. گاهي هم حتي تا ساعت ١١ شب. اهل كرج است و هر روز با قطار مترو، مسير تهران-كرج را مي‌آيد و مي‌رود. پرسيدم هر روز تقريبا چقدر مي‌فروشي؟ گفت روزي كه كار و كاسبي‌ام خوب باشد، ٧٠ هزار تومان و روزي هم كه فروشم بد باشد،  ٤٠ هزار تومان. ميانگين فروش روزانه‌اش ٥٠ تا ٦٠هزار تومان است و فقط جمعه‌ها كار نمي‌كند. روزهاي تعطيل وسط هفته هم مي‌آيد و بساط كوچكش را در گوشه‌اي از مترو پهن مي‌كند. اينكه روزي پانزده تا هفده ساعت كار كني و حداكثر ٧٠هزار تومان درآمد داشته باشي، قطعا روزگارت بايد رنگ خستگي و ملال ‌به خودش بگيرد اما شهين شاكر بود و مي‌گفت «شكر خدا، درآمدم تقريبا ماهي يك و نيم ميليون تومان است.» با اين مبلغ بايد خرج خودش و يكي از دو پسرش را بدهد. آن يكي پسرش ازدواج كرده و رفته پي كارش. درباره شوهرش هم توضيحي نداد.  فقط گفت كه شوهري در زندگي‌اش نيست. از نحوه برخورد ماموران شهرداري پرسيدم. گفت: «هر چند وقت يك‌بار مي‌آيند و تا به حال دو سه بار جنس‌هايم را گرفته‌اند. آخرين بار چند روز پيش آب‌معدني‌هايم را گرفتند و بعد از سه، چهار روز موفق شدم بطري‌هايم را پس بگيرم.» پرسيدم اگر جنس‌هاي بساطت را بگيرند و پس ندهند چقدر ضرر مي‌كني؟ گفت: «معلوم نيست. دقيق نمي‌دانم. همين كه پس بدهند خوب است. البته پيراشكي‌ها را دور مي‌ريزند چون سه، چهار روز طول مي‌كشد تا جنس‌هايم را پس بگيرم. ولي آب معدني‌ها را نگه مي‌دارند.» ماموران شهرداري جنس‌هايش را در انبار مترو مي‌گذارند و او هم تتمه بساطش را بايد از انبار مترو پس بگيرد. درباره ماموران شهرداري اين نكته را هم اضافه كرد كه «هر روز به ما مي‌گويند اينجا چيزي نفروشيد و برويد بيرون ولي عملا بيرون‌مان نمي‌كنند. » با اينكه مي‌گفت هفته‌اي دو بار جنس‌هايش را مي‌گيرند، اما همين كه از مترو بيرونش نمي‌كنند و بالاخره بخشي از جنس‌هايش را به او پس مي‌دهند، مايه رضايتش بود. حرف آخرش درباره ماموران شهرداري اين جمله بود: «خدا از آنها راضي باشد!»  پرسيدم در خانه‌ات هم پفك و پيراشكي و آب معدني داري؟ جوابش منفي بود. هر روز صبح اين چيزها را مي‌خرد و به مترو مي‌آيد. درباره قيمت كالاهايش اين طور توضيح داد: «پيراشكي‌ها را ١٠٠٠ تومان مي‌خرم و ٢٠٠٠ تومان مي‌فروشم، آب معدني را ٧٠٠ تومان مي‌خرم و ١٠٠٠ تومان مي‌فروشم. » از اينكه بيشتر ساعات روز را در زير زمين سپري مي‌كند، ناراضي بود. مي‌گفت: «اينجا عين زندان است. روي صندلي‌ها هم حق ندارم بنشينم. صندلي‌ها براي مسافران است. ولي چاره‌اي نيست. دستفروشي مي‌كنم تا محتاج نامرد نباشم.» نظرش اين بود كه «امام خميني» بهترين ايستگاه مترو براي دستفروشي است. شهين پنجاه ساله ساكن كرج، تبريزي بود. اهل بستان‌آباد. خواستم از او عكس بگيرم، گفت: «عكسم را نگير؛ فاميل‌هايم مي‌بينند، آبرويم مي‌رود. » خيالش راحت بود كه هيچ يك از اعضاي خاندان بستان‌آبادي‌اش را در متروي تهران نمي‌بيند. فقط نگران بود مبادا عكسش را در روزنامه ببينند. گفتم مگر كار عار است؟ دستفروشي كه شرافتمندانه‌تر از دكل‌فروشي است! فكر كنم متوجه اشاره‌ام نشد. فقط گفت: «دلم نمي‌خواهد دوست و دشمن بفهمند در مترو دستفروشي مي‌كنم. قبلا در بستان‌آباد خونه، ‌زندگي خوبي داشتم.»
مترو مكمل تلگرام!

كمي آن‌سوتر از شهين تبريزي، سميراي همداني نشسته بود. خانمي متاهل و ٢٧ ساله. دو سال است كه به مترو مي‌آيد، ولي هفته‌اي يكي، دو روز. گوشواره و زيورآلات زنانه بدلي مي‌فروشد و البته انگشترهاي جورواجور. پرسيدم چرا فقط هفته‌اي دو روز؟ گفت: «كالاهايم را در اصل از طريق كانالم در تلگرام مي‌فروشم ولي دو روز در هفته هم مي‌آيم مترو براي تحويل حضوري جنس‌هايي كه در كانال تلگرامم فروخته‌ام يا براي پيدا كردن مشتري‌هاي تازه.» در ايستگاه‌هاي مترو، فروشش خوب نيست ولي در كانال تلگرامش، خوب مي‌فروشد. پرسيدم روزهايي كه مي‌آيي، چند ساعت در مترو مي‌ماني؟ گفت: «از قبل معلوم نيست. گاهي دو ساعت، گاهي پنج ساعت.» كانالش در تلگرام ٥٠٠ عضو دارد. از سبك فروشندگي‌اش به خوبي پيدا بود كه تحصيلكرده است. از تحصيلاتش پرسيدم، گفت ليسانس روانشناسي دارد از دانشگاه آزاد همدان. ميانگين درآمد ماهانه‌اش، حدود يك و نيم ميليون تومان است. شوهرش هم همداني است و او هم تقريبا ماهي يك‌و نيم ميليون تومان كار مي‌كند. پرسيدم نمي‌خواهي فوق‌ليسانس روانشناسي را هم بگيري؟  گفت: «بايد كار كنم. با درآمد شوهرم چرخ زندگي‌مان نمي‌چرخد.» در كنار سميرا، يك خانم دستفروش مسن ايستاده بود. حواسش به حرف‌هاي ما بود. تا بحث رسيد به ليسانس و فوق ليسانس، گفت: «خانم‌هاي زيادي اينجا كار مي‌كنند كه تحصيلكرده هم هستند.» از سميرا هم درباره مواجهه‌اش با ماموران شهرداري پرسيدم. گفت: «وقتي طرح جمع‌آوري دستفروش‌ها اجرا مي‌شود، نمي‌آيم. كانال ٢ اعلام مي‌كند و بچه‌هاي مترو هم معمولا خبر دارند. تا حالا چند بار بساطم را گرفته‌اند؛ پس گرفتنش سخت بود، بي‌خيال شدم.» پرسيدم اگر همين بساط فعلي‌ات را بگيرند چقدر ضرر مي‌كني؟ گفت: «يك‌ونيم ميليون تومان بابت گوشواره‌ها ضرر مي‌كنم، ٧ ميليون تومان هم بابت انگشترها.»
شوهرم كارخانه‌دار بود

نزديك سميرا، خانم ديگري مشغول دستفروشي بود. به شرط اينكه عكسي از او نگيرم، حاضر به مصاحبه بود. سارا، ٥٤ ساله، با سابقه ١٢ سال كار در مترو. قبلا لوازم آرايش و جوراب زنانه و چيزهايي از اين قبيل مي‌فروخته و الان هم، راستش هر چه بساطش را نگاه كردم، متوجه نشدم كالاي فروشش چيست! هر روز پنج، شش ساعت در مترو دستفروشي مي‌كند؛ هر وقت كه بيرون از مترو كار خاصي نداشته باشد. متاهل است با سه فرزند. دو پسر و يك دختر. بچه‌هايش ٣١، ٢٣ و ٢١ ساله‌اند. كوچك‌ترها، دانشجو هستند. درآمد خانم سارا هم تقريبا ماهي يك‌ونيم ميليون تومان است. متولد تهران است، اما تبريزي‌الاصل. ٣٥ سال است كه به تهران آمده. به او مي‌گويم تيپ و گفتارتان به دستفروش‌ها نمي‌خورد. مي‌گويد: «من قبلا كارهاي ديگري انجام مي‌دادم. چند سال در آموزش و پرورش دفتردار بودم. فوق ديپلم دارم و شوهرم قبلا كارخانه‌دار بود و وضع مالي ما خيلي خوب بود. درآمد شوهرم در سال‌هاي ٦٨-٦٧، گاهي ماهي ٥ ميليون هم مي‌شد چون شوهرم كارخانه چرم‌سازي داشت اما بعدا ورشكست شد و سكته كرد و من هم رفتم آموزش و پرورش. اما چون قراردادي بودم و حقوقم كم بود، از آموزش و پرورش خارج شدم و به كارهاي ديگري پرداختم تا اينكه از سال ٨٤، دستفروشي در مترو را انتخاب كردم.»  سارا همچنان مشغول گفتن بود كه يك گروهبان بسيار فربه از راه رسيد و با لحن تندي، به زنان دستفروش تشر زد كه از آنجا بروند. سارا گفت: «برخوردش را مي‌بينيد؟ با ما خيلي بدرفتاري مي‌شود. جاي ديگري نيست برويم كار كنيم. بيمه هم نيستيم. چه كار كنيم؟ يك زن در چنين شرايطي، اگر بخواهد تن به هر كاري ندهد، بايد بيايد در مترو يا جاهايي شبيه اينجا، دستفروشي كند ديگر.» موقعي كه سارا مشغول حرف زدن بود، دو تا دختر دستفروش جوان هم آمدند تا مصاحبه كنند. مي‌گفتند هر روز از ساعت ٨ صبح كارشان را در مترو شروع مي‌كنند. بعد از رفتن سارا، خواستم با اين دو تا دختر جوان حرف بزنم. به نظر مي‌آمد كه دانشگاه‌رفته باشند. اول پرسيدند روزنامه اعتماد كدام طرفي است؟ گفتم اصلاح‌طلبيم ما. يكي‌شان گفت: «همين كه اصولگرا نباشيد خوب است!» چشم‌غره‌هاي گروهبان‌گارسيا مخل مصاحبه بود. قرار شد بعد از رفتن سرگروهبان با آنها مصاحبه كنم اما گروهبان‌يك مذكور نرفت كه نرفت! حتي آمد تذكر داد كه مصاحبه با دستفروش‌ها مجوز مي‌خواهد. با تعجب پرسيدم: وقتي دستفروشي در مترو مجوز نمي‌خواهد، مصاحبه با دستفروش‌هاي مترو مجوز مي‌خواهد؟ گفت: «دستفروش‌ها مجوز ندارند ولي شما بايد مجوز داشته باشي!» چاره‌اي نبود. ترجيح دادم در بحث را درز بگيرم و بروم جاي ديگري از ايستگاه.
دستفروشي مايه ننگ است!

يك طبقه بالاتر، روبه‌روي محل بليت‌فروشي ايستگاه امام‌خميني، زنان فروشنده‌اي حضور داشتند كه كارشان مجوز داشت. يعني فروشنده بودند و دستفروش نبودند. يكي از آنها در مغازه‌مانند كوچكش، پيراشكي و چند جور خوراكي شيرين ديگر مي‌فروشد. اسمش مريم است و از سه ماه قبل، مشغول فروشندگي در مترو است. قبلا در اسباب‌بازي‌فروشي كار مي‌كرده. البته روي زمين نه زير زمين! در مترو از ٩ونيم صبح تا ١٠ شب كار مي‌كند. خانه‌اش نزديك افسريه است و شام را در خانه مي‌خورد. ٣٥ ساله، متاهل با يك فرزند، داراي ديپلم ادبيات. از درآمدش مي‌پرسم. مي‌گويد «حقوق فروشنده نيمه‌وقت ٧٠٠هزار تومان و حقوق فروشنده تمام‌وقت ١ ميليون تومان است.» فروشنده تمام‌وقت يعني كسي كه ١٢ ساعت كار مي‌كند. مي‌گويد فروشنده‌هايي كه «روي ميز» مي‌فروشند، روزي ٦٠هزار تومان مي‌گيرند. خانم فروشنده‌اي را كمي آن‌سوتر نشان مي‌دهد كه مشغول فروختن لباس است.  مي‌گويد: «آن خانم دو ماه است اينجا لباس مي‌فروشد و صاحب‌كارش روزي ٦٠ تومان به او مي‌دهد و حقوقش ماهي ١ ميليون و ٨٠٠هزار تومان است. » منظورش از فروختن «روي ميز»، فروختن در غرفه‌هاست؛ غرفه‌هاي نمايشگاه‌هاي شهرداري در مترو. تفاوت كار مريم با زناني كه در غرفه‌ها مشغول فروشندگي‌اند، ثبات و استمرار است. فروشنده‌اي مثل مريم مي‌تواند كل سال را در مترو با حقوق ثابت كار كند اما زناني كه در غرفه‌ها مشغول كارند، ممكن است همه ماه‌هاي سال مشغول فروشندگي در مترو نباشند چراكه غرفه‌هاي نمايشگاه‌هاي شهرداري در مترو، مدت‌دارند. يعني نمايشگاه بعد از يكي، دو ماه جمع مي‌شود و صاحب آن غرفه بايد برود در نمايشگاه ديگري در يك ايستگاه ديگر و هيچ تضميني نيست كه فروشنده‌اش را هم با خودش ببرد به غرفه جديدش در ايستگاه بعدي. با اين حال زناني مثل مريم اگرچه حقوق ثابت دارند، ولي بيمه نيستند و در پايان سال عيدي و پاداش هم به آنها تعلق نمي‌گيرد. مي‌گويد حتي دستفروش‌هايي كه آدامس مي‌فروشند، درآمدشان از من بيشتر است. ولي قبول دارد كه كارش استمرار و به خصوص امنيت دارد. يعني شهرداري مزاحمش نمي‌شود. دستفروشي را كسر شأن خودش مي‌داند و مي‌گويد «من هيچ‌وقت حاضر نيستم دستفروشي كنم. دستفروشي مايه ننگ است!» مي‌پرسم چرا؟ مي‌گويد: «دارم مي‌بينم ديگر. يك خانم دونات‌فروش در ايستگاه صادقيه بود كه مامور شهرداري دايما اذيتش مي‌كرد. » مي‌گويم چه اذيتي؟ جواب مي‌دهد: «آن مامور شهرداري يك مرد جوان بود و به آن خانم دستفروش اصرار مي‌كرد كه با هم دوست شوند. مي‌گفت بايد با من دوست باشي تا اجازه بدهم در مترو دونات بفروشي. آن خانم ٤٠ سالش بود و هنوز ازدواج نكرده بود. پيشنهاد آن مامور شهرداري را قبول نمي‌كرد و آن آقاي مامور هم هر روز دونات‌هايش را له مي‌كرد!» در يك كلام معتقد بود دستفروشي «افتضاح» است.
غم نان اگر بگذارد

در ايستگاه امام خميني، كمي پله‌برقي‌سواري مي‌كنم و دوباره عده‌اي فروشنده «ميزدار» را مي‌بينم. به سراغ نخستين ميز مي‌روم. خانم جواني، با چهره‌اي پخته، پشت ميز نشسته است. از بخت خوش، صرفا فروشنده نيست، بلكه صاحب آن ميز يا غرفه است. اسمش هنگامه است. ٣٢ ساله، مجرد، تحصيلات: فوق ليسانس روانشناسي. يك ماه است كه در ايستگاه امام خميني كار مي‌كند ولي مي‌گويد تقريبا هر ماه در يكي از ايستگاه‌هاي مترو، غرفه دارم. كار كردنش در اين يا آن ايستگاه، بستگي دارد به نمايشگاه‌هاي شهرداري در متروي تهران. در اين نمايشگاه‌ها همه جور كالايي فروخته مي‌شود. از خوراكي تا لباس زنانه و مردانه و… خانم هنگامه در ايستگاه امام خميني پسته و خرما و رب شيراز و چاي خشك و لواشك و… مي‌فروشد ولي ممكن است ماه آينده در يك ايستگاه ديگر، چيزهاي ديگري بفروشد. هنگامه حرف مريم را تاييد مي‌كند كه فروشنده‌هاي غرفه‌ها روزمزد هستند ولي مي‌گويد فروشنده‌اي كه تمام‌وقت يعني دوازده ساعت كار كند، روزي ٥٠هزار تومان مي‌گيرد و روزهاي تعطيل هم بساطي برپا نيست و از پول هم خبري نيست. بنابراين حرف مريم درباره حقوق ١ ميليون و ٨٠٠هزار توماني فروشنده‌هاي روزمزد، كمي اغراق‌آميز و نادقيق بود. از دانشگاه آزاد، واحد تهران مركز، فارغ‌التحصيل شده است. مي‌پرسم چرا در رشته دانشگاهي‌ات كار نمي‌كني؟ مي‌گويد: «هيچ كاري نبود.» علاوه بر خودش، يك فروشنده ديگر هم در غرفه‌اش كار مي‌كند كه خانم جواني است حدودا ٢٦ ساله. مي‌گويد «كار ما قانوني است و امنيت داريم ولي شهرداري پول زيادي از ما مي‌گيرد.  اجاره هر ميز در روز ١٧٠هزار تومان است. در بعضي از نمايشگاه‌ها هم روزانه ٢٠٠هزار تومان مي‌گيرند بابت ميز. اما در نمايشگاه متروي مصلي، غرفه‌دار بايد روزي ١ ميليون تومان بابت غرفه‌اش پرداخت كند.» مي‌گويد كار كردن در ايستگاه امام خميني «كلا ضرر است.» البته ضرر براي غرفه‌دار چون فروشنده حقوق ثابتش را مي‌گيرد و آخر ماه مي‌رود دنبال زندگي‌اش. اما غرفه‌دار ممكن است در يك ايستگاه ضرر كند و در ايستگاه ديگري سود كند. هنگامه در اين ايستگاه امام خميني غرفه‌دار و فروشنده است اما گاهي در يك ايستگاه فقط فروشنده است. ممكن است در يك ايستگاه ديگر هم فقط غرفه‌دار باشد. يعني همزمان دو يا حتي چند غرفه در چند ايستگاه داشته باشد. اينكه كي و در كدام ايستگاه غرفه بايد زد، بستگي به تجربه غرفه‌دار دارد. هنگامه مي‌گويد بي‌تجربه‌ها، معمولا بعد از سود بردن در يك ايستگاه، جوگير مي‌شوند و ماه بعد در چند نمايشگاه غرفه مي‌گيرند و ضرر مي‌كنند. مي‌گويد «الان روزانه ١٧٠هزار تومان بابت اين ميز به شهرداري مي‌پردازم و ٥٠هزار تومان هم به فروشنده‌ام. روزي دو تا ناهار هم اضافه كنيد، مي‌شود ٢٠هزار تومان. با اين شرايط، اگر سود كارم را پنجاه درصد هم در نظر بگيريم (كه البته اين مقدار نمي‌شود)، حداقل بايد روزي يك ميليون تومان فروش داشته باشم كه صدهزار تومان برايم باقي بماند. اما از صبح تا الان {٧ بعدازظهر} فروش ما ٢٠٠هزار تومان بوده. در اين نمايشگاه خوب نفروخته‌ايم اما در نمايشگاه قبلي فروش خوبي داشتيم. يعني فروش‌مان روزي ٨٠٠هزار تا ١ ميليون و ٢٠٠هزار تومان بود.» روزي ١٠٠هزار تومان يعني ماهي ٣ ميليون تومان. با كنار گذاشتن روزهاي تعطيل ماه، تقريبا مي‌شود ماهي دو و نيم ميليون تومان. پس از اين جمع و تفريق، ناچار مي‌شوم از هنگامه روانشناس بپرسم در طول سال، درآمد ماهانه‌ات چقدر است؟ كلي توضيحات مالي ريز مي‌دهد و نهايتا مي‌گويد «مشكل كار ما اين است كه در يك نمايشگاه سود مي‌كنيم و در يك نمايشگاه ديگر، ضرر. ولي با احتساب همه سود و ضررها در نمايشگاه‌هاي گوناگون و متعدد در طول سال، آخرش ماهانه به اندازه يك حقوق كارمندي نصيبم مي‌شود. يعني ماهي يك‌ونيم ميليون تومان.» مي‌گويم اين كار بهتر است يا اينكه با استفاده از مدركت مشاور خانواده باشي؟ مي‌گويد: «آن كار اصلا فايده ندارد. شما مي‌تواني با ماهي يك‌ونيم ميليون تومان زندگي كني؟» جواب مي‌دهم همين كار فعلي‌ات هم كه گفتي ماهي يك‌ونيم ميليون تومان درآمد دارد. ذهنش پيچيده است و از پاسخ درنمي‌ماند!  مي‌گويد: «ولي خوبي اين كار اين است كه گاهي ممكن است پول قابل توجهي از يك نمايشگاه نصيبت شود و هميشه اميدواري كه در نمايشگاه بعدي هم سود كني. اما اگر مشاور خانواده باشي با حقوق ثابت، چنين اميدي نداري.» شش ماه آخر سال را بهتر از شش ماه اول سال مي‌داند. شش ماه اول پارسال را هم بهتر از شش ماه اول امسال. در توضيح تفاوت امسال و پارسال مي‌گويد: «مردم اصلا قدرت خريد ندارند. الان سه روز است كه فروش ما زير ٢٠٠هزار تومان بوده.» محرم و صفر و ماه رمضان و سه ماه بهار را ماه‌هاي مضر به حال كارش مي‌داند. بهمن و اسفند هم گُلِ فروش‌شان است. در مجموع در ماه‌هاي سرد سال درآمدش بهتر است و به همين دليل بايد سرما را تحمل كند. مي‌گويم نشستن در ايستگاه مترو كه سرماكشيدن ندارد. مي‌گويد: «هميشه در فضاي مسقف نيستيم. در ايستگاه‌هاي بوستان گفت‌وگو، مصلي، حكيميه و… بايد در فضاي آزاد غرفه بزنيم و سيستم گرمايشي هم ندارند و باران هم بيايد، به جنس‌هاي روي ميز آسيب مي‌زند.» سوال‌هايم تمام شده و به هنگامه مي‌گويم گزارشم كه منتشر شد، خبرت مي‌كنم. مي‌گويد خودش هم تجربه خبرنگاري دارد؛ در راديو جوان. از حرف زدنش پيداست كه يك «شهروند آگاه» است. شعر هم مي‌گويد و داستان هم مي‌نويسد. مي‌گويد با فاضل نظري و ناصر فيض هم رابطه كاري و دوستانه داشته در انجمن‌هاي شعر. بي‌اختيار شعر مشهور شاملو از ذهنم مي‌گذرد: «… سخن‌ها مي‌توانم گفت/ غم نان اگر بگذارد.»
فال مي‌فروشم تا كيف و كفش مدرسه‌ام را بخرم

با دررسيدن شب، سوار قطار شدم و در ايستگاه امام حسين از مترو خارج شدم. درست لب پله‌هاي ورودي ايستگاه امام حسين، دخترك دستفروشي نشسته بود كه فال و دستمال و… مي‌فروخت. برگشتم تا با او به عنوان آخرين دستفروش مونث مترو گفت‌وگوي كوتاهي داشته باشم. فاطمه، ده ساله، ساكن خيابان مولوي. يك ماه است در مترو دستفروشي مي‌كند و در همين روزهاي اخير همراه ساير كودكان كار، به زور از مترو به «جايي كه متعلق به بهزيستي بود» برده بودند ولي مادرش بعد از چند روز، با آوردن شناسنامه‌اش موفق مي‌شود فاطمه را از بهزيستي پس بگيرد. مي‌گويم الان اينجا نشسته‌اي، ممكن است باز دستگير شوي كه. فاطمه مي‌گويد «آنها از ساعت ٣ تا ٦ در مترو هستند. من ٦ به بعد مي‌آيم و ٥٠هزار تومان كه كار كنم، زود مي‌روم خانه.» هر روز از ٦ تا ٩ شب در مترو كار مي‌كند. برايم عجيب است كه او با سه ساعت دستفروشي ٥٠هزار تومان كار مي‌كند و شهين بايد ١٥ ساعت در مترو بماند تا كاركردش به رقم ٥٠هزار تومان برسد. يك جاي كار شهين مي‌لنگد يا رقم اعلامي فاطمه دقيق نيست؟ به هر حال جاي شكرش باقي است كه فاطمه فقط تابستان‌ها دستفروشي مي‌كند و از مهر تا آخر خرداد درگير درس و مدرسه‌اش است. مي‌گويد: «تا جمعه ١٥٠ تومان كار مي‌كنم و با پولم كيف مدرسه و كفش و دفتر و مدادرنگي مي‌خرم. روپوش مدرسه را قبلا خريده‌ام.» امسال دانش‌آموز كلاس چهارم دبستان است و الان كه اين گزارش منتشر مي‌شود، فاطمه ديگر در مترو فال و دستمال نمي‌فروشد.  پدر و مادرش با هم زندگي مي‌كنند و دو تا خواهر دارد. سيزده ساله و هفده ساله. خواهر بزرگ‌ترش عروسي كرده و خواهر سيزده ساله‌اش بالاي پل ميدان امام حسين كار مي‌كند. ترازو دارد و مردم را وزن مي‌كند. از فاطمه مي‌پرسم مردم كه اذيتت نمي‌كنند؟ جوابش منفي است. كسي مزاحمش نمي‌شود در مترو. فقط نگران مامور مترو است كه بيرونش نكند و مامور شهرداري كه بيرون مترو «وسايلش» را نگيرد. ترجيح مي‌دهد همان دم در مترو دستفروشي كند نه داخل قطار. مي‌گويد: «داخل قطار ممكن است خودم يا وسايلم را بگيرند.» اين‌ جمله را با آن نگاه بي‌گناهش مي‌گويد و غم چنگ مي‌زند به قلبت.

پايان ورود هواپيماي نو به کشور؟

روزنامه اعتماد نوشت: آيا پرونده خريد هواپيما با نشستن دو فروند ديگر از هواپيماهاي آي‌تي‌آر بسته خواهد شد؟ اين سوالي است كه اين روزها در محافل كارشناسي محور بحث است. به دنبال اظهارات مقامات امريكايي از جمله دونالد ترامپ رييس‌جمهور اين كشور درباره برجام، يكي از نگراني‌هايي كه ايجاد شد، سرنوشت قراردادهاي خريد هواپيما بود.  گفته مي‌شد كه اين قراردادها در صورت خروج امريكا از برجام به حالت تعليق درخواهد آمد، اما مقامات وزارت راه و شهرسازي موكدا اعلام مي‌كنند كه قراردادها به اندازه‌اي محكم بسته شده كه جاي لغو يكطرفه از سوي فروشنده وجود ندارد. حتي عباس آخوندي، وزير راه و شهرسازي در گفت‌وگويي كه سال گذشته با «اعتماد» داشت تاكيد كرد در صورتي كه فروشنده بخواهد به هر دليلي از تعهدات خود سر باز بزند، مي‌توان موضوع را حقوقي كرد و به داوري بين‌المللي برد.  با اين حال، يكي از شروط اجرايي شدن خريد اين هواپيماها پرداخت پول آنهاست. قطعا همه پول اين هواپيما را نه تنها ايران اير بلكه ايرلاين‌هاي خصوصي ندارند. نياز به فاينانسر دارند تا خريدها تضمين شود. اصغر فخريه كاشان، قائم‌مقام وزير راه و شهرسازي پيش از اين اعلام كرده بود كه تا فروردين ماه تكليف فاينانسرها مشخص خواهد شد. اما اكنون شش ماه گذشته و خبري از فاينانسر براي تضميمن خريدهاي انجام شده، نيست. اين بدان معناست كه به جز مجوز اوفك كه امريكا براي فروش هواپيما بايد بدهد، مانع بزرگ ديگري براي نوسازي ناوگان هوايي ايران وجود دارد.  بدقولي يا نگراني ديروز قرار بود دو فروند هواپيماي آي‌تي‌آر خريداري شده ايران اير در فرودگاه مهرآباد به زمين بنشيند اما شاهرخ نوش‌آبادي، سخنگوي شركت هواپيمايي ايران‌اير خبرداد كه اين برنامه به امروز موكول شده و دليل آن را تكميل نبود فرآيند تحويل هواپيما‌ها در فرانسه، ‌اي. تي. آرهاي اعلام كرد.  تاكنون ٤ فروند هواپيماي ATR از مجموع ٢٠ فروند هواپيماي خريداري شده هما وارد كشور شده است. با احتساب ٣ فروند هواپيماي ايرباس، تاكنون ٧ فروند هواپيماي خريداري شده نو وارد ناوگان ايران‌اير شده است. پول خريد اين هواپيماها و ٢ هواپيمايي كه قرار است فردا وارد كشور شود، به صورت نقدي و از محل منابع صندوق توسعه ملي پرداخت شده است.  اين ۲ هواپيما تازه از محل مصوبه ۳۳۰ ميليون دلاري صندوق توسعه خريداري شده و در ادامه پروژه خريد ٢٠ فروندي هما از كمپاني‌ ATR است.  هما در قالب قرارداد‌هايي‌ قصد دارد ٢٠٠ فروند هواپيما شامل ١٠٠ فروند ايرباس، ٨٠ فروند بويينگ و ٢٠ فروند ATR خريداري و وارد ناوگان خود كند.  هواپيماهاي جديد از محل مصوبه ٣٣٠ ميليون دلاري هما از صندوق توسعه ملي و به صورت نقد خريداري شده است. با اين حساب با خرج شدن همه اين ٣٣٠ ميليون دلار، عملا پولي براي خريد هواپيماهاي نو باقي نمي‌ماند. اگر فاينانسرها مشخص نشود، تا پايان امسال نمي‌توان انتظار ورود هواپيماي جديد را به كشور داشت. البته مسوولان وزارت راه اعلام كرده‌اند كه بابت اين هفت فروند، پرداخت نقدي كامل داشته‌ايم و پس از جذب فاينانسر در آينده، اين پرداخت‌هاي نقدي به عنوان پيش‌پرداخت‌هاي فاينانس لحاظ خواهد شد.  در همين رابطه فارس گزارش داده كه در حال حاضر در خانواده ايرباس ٣٢٠، يك فروند ايرباس ٣١٨ حدود ٧٥ ميليون دلار، ايرباس ٣١٩ حدود ٩٠ ميليون دلار، ايرباس ٣٢٠ حدود ٩٩ ميليون دلار، و ايرباس ٣٢١ حدود ١١٦ ميليون دلار قيمت دارد.  همچنين در خانواده ٣٢٠ نئو، ايرباس ٣١٩ نئو ٥/٩٩ ميليون دلار، ايرباس ٣٢٠ نئو ١٠٨ ميليون دلار و ايرباس ٣٢١ نئو ١٢٧ ميليون دلار قيمت دارد.  بنابر اين گزارش با وجود عدم شفاف‌سازي دولت و ايران‌اير در نرخ‌هاي خريد هواپيماهاي پسابرجامي، ايران‌اير هواپيماهاي ATR را هر فروند ٢٠ ميليون دلار خريداري كرده است كه با احتساب ٤ فروند فعلي، حدود ٨٠ ميليون دلار هزينه خريد اين چهار ATR  شده است‌.
ايران‌اير همچنين ايرباس ٣٢١ را ‌حدود ٤٠ ميليون دلار ‌و ايرباس ٣٣٠ را حدود ٨٠ ميليون دلار، با احتساب دو فروند، جمعا ١٦٠ ميليون دلار خريداري كرده است؛ البته بايد در نظر داشت‌ كه ايرباس‌هاي ٣٣٠ و ٣٢١ كه ايران‌اير‌ خريداري كرد، لغو سفارش شركت‌هاي ديگر بوده و يكي دو سال در كمپاني خوابيده بود كه البته هزينه «گذشت مدت‌زمان عمر قطعات» بر عهده فروشنده است و برخي قطعات هم مجددا نوسازي شد.  ‌با اين حساب براي كل هفت فروند، ايران‌اير مبلغ‌ حدود ٢٨٠ ميليون دلار پرداخت نقدي از محل مصوبه ٣٣٠ ميليون دلاري صندوق توسعه داشته است و در حال حاضر حدود ٥٠ ميليون دلار ديگر از محل اين مصوبه دارد كه اگر قيمت ٢ فروند ATR كه قرار است در مهرماه خريداري شود را در نظر بگيريم كه بالغ بر ٤٠ ميليون دلار خواهد بود، در واقع تقريبا هما همه مصوبه خود را براي خريد هواپيما استفاده كرده است و به نظر مي‌رسد به دليل عدم جذب فاينانس و در صورت ناتواني در جذب فاينانسر، ديگر هواپيمايي در اين شرايط وارد كشور نشود. البته هنوز بايد اميدوار بود كه ايران‌اير در جذب فاينانسر موفق باشد كه در اين شرايط و تلاش دولت امريكا براي تحريم مجدد ايران، به نظر مي‌رسد كار هما سخت باشد. مشكل بزرگ يكي از پيشنهادات مجلس نمايندگان امريكا، در كنار ممنوعيت فروش هواپيما به ايران، ممانعت استفاده از منابع مالي براي مجاز كردن مبادلات مالي مربوط به فروش هواپيما است و اين يعني حتي اگر تحريم‌ها در مورد فروش هواپيما به ايران عطف بماسبق هم نشود، در مورد جذب فاينانسر و بيمه فاينانس، مشكلات بزرگي خواهيم داشت.  از سوي ديگر در اين شرايط مالي و ركود، ايرلاين‌‌ها قادر به خريد هواپيماي نقدي نخواهند بود و اين، ورود هواپيماهاي جديد و نو به كشور را با چالش مواجه مي‌كند.  ‌به هر حال مشكلي كه در جذب فاينانس براي هما وجود دارد و محل ابهام است، اين است كه ‌‌آيا شركتي حاضر هست به ايران‌ايري كه‌ صورت‌هاي مالي چندان شفافي ندارد و حتي زيان‌ده است، فاينانس بدهد؟ يا شركت بيمه‌اي حاضر است آن فاينانس را بيمه كند؟ و اگر هم چنين شركتي پيدا شد، تامين‌كننده مالي قرار است بابت اين نبود شفافيت مالي، چه ضمانت بزرگي دريافت كند؟ و اگر نرخ سود بالا، ضمانت بيمه فاينانس شد- مثلا با سود ١٢ درصدي بيمه در كنار سود ٤ درصدي فاينانس و سود يك درصدي بانك عامل- آيا هما در شرايطي كه حاشيه سود صنعت هوايي در دنيا حدود ٥ تا ٦ درصد است، امكان بازپرداخت اقساط با آن نرخ سود بالا را دارد؟ در همين حال كارشناسان مي‌گويند از آنجا كه بخشي از درآمدهاي ايرلايني نظير هما در ايران ريالي است، اگر بخواهد با اين درآمدهاي ريالي سود‌هاي ١٥ و ١٦ درصد ارزي را پرداخت كند حتما با مشكل مواجه خواهد شد.

اجرا شده توسط: همیار وردپرس