ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از یزد؛ تصایر صفحه نخست روزنامه‌ های امروز دوشنبه 30بهمن را با عناوین و تیترهای مختلف مشاهده کنید.

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

از پای لنگ تنظیم بازار تا افزایش 45 درصدی نهاده‌های دامی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، میزان تولید سالانه تخم‌مرغ در کشورمان 950 هزار تن تا یک میلیون تن برآورد می‌شود و این میزان تولید همواره از مصرف بالاتر و در نتیجه قیمت تخم‌مرغ در بیشتر اوقات سال مناسب و ارزان است و حتی در مواردی کمتر از قیمت تمام‌شده تولیدکنندگان در بازار به فروش رفته است.

بنابراین گزارش، در دو سال گذشته در اواخر پاییز و در زمستان شاهد نوسانات قیمت تخم‌مرغ در بازار بوده‌ایم و قیمت این محصول در سال گذشته به یک‌باره 2 تا 3 هزار تومانی افزایش یافت؛ اما در آخر پاییز امسال قیمت تخم‌مرغ از ریل خارج شد و شاهد فروش هرشانه تخم مرغ 30 عددی  به قیمت 16 هزار تومان تا 20 هزار تومان بودیم.

این گزارش حاکی‌است قیمت تخم‌مرغ از یک ماه پیش رو به افزایش گذاشت تا جایی که حتی یک شانه تخم مرغ با قیمت ۱۸ تا ۲۰ هزار تومان نیز به فروش ‌رسید.

طی ماه‌های اخیر، نارسایی‌های نظام توزیع و سیاست‌های تنظیم بازار که هر چند ماه یک بار،‌ یک محصول یا کالا را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عرضه را با مشکلاتی جدید مواجه می‌کند، این بار گریبان‌گیر تخم‌مرغ شده است. کالایی که در زمره کالاهای اساسی قرار دارد و در عین حال در تمام اقشار جامعه نیز مشتری دارد.

پای لنگ دولت در تنظیم بازار عامل شوک‌های گاه و بیگاه قیمت‌ها
بررسی‌ها نشان می‌دهد ابتدای سال ۱۳۹۱ قیمت یک شانه تخم‌مرغ ۵ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است، اما در سال جاری و پیش از جهش ناگهانی قیمت، یک شانه تخم مرغ ۱۱ تا ۱۲ هزار تومان فروخته می‌شد. این در حالی است که با احتساب تورم، باید این کالا پیش از جهش اخیر، بین ۱۳ الی ۱۴ هزار تومان به بازار عرضه می‌شد.

تجربه نشان داده که دولت، همواره در زمان ارزانی، سیستم تنظیم بازار را رها می‌کند و اقدامات حمایت‌کننده از تولید را نیز به فراموشی می‌سپارد.

دولت در زمان گرانی آسان‌ترین مکانیزم را که همان واردات است در پیش می‌گیرد. به عبارتی دولت همواره در تنظیم بازار به‌صورت واکنشی عمل کرده و کنش نداشته است. این در حالی است که دولت برای پایداری و تنظیم بازار به جای دخالت باید به نظارت بپردازد و الگوهای سنتی تنظیم بازار را تغییر دهد.

گفته می‌شود گرانی این کالا به دلیل شیوع بیماری آنفلوآنزا و از بین رفتن تعداد زیادی از مرغ‌های تخم‌گذار است و از آنجا که واردات این کالا نیز پیش از این ممنوع بود، کاهش عرضه نسبت به تقاضا، موجب شد تا قیمت‌ها در یک بازه زمانی کوتاه افزایش یابد.

در این میان، دولت به منظور کنترل قیمت‌ها و تنظیم بازار تخم مرغ، بخشنامه‌ای را برای واردات این کالا با تعرفه پنج درصد تا پایان اسفندماه صادر کرد تا تعادل را در بازار این کالا ایجاد کند که عملا موفق به تحقق این امر به‌صورت پایدار نشد.

کمبود عرضه عامل اصلی گرانی تخم‌مرغ
رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران نیز طی گفت‌وگویی با بیان اینکه عامل اصلی گرانی تخم مرغ در جامعه کمبود عرضه است، اظهار کرد: از آغاز مهرماه امسال با شروع بیماری‌های تنفسی در مرغداری‌های استان‌هایی مانند تهران، البرز، آذربایجان، قزوین و قم قیمت تخم مرغ افزایش یافته است.

ناصر نبی‌پور افزود: هم اکنون 80 درصد تولید تخم مرغ در هفت استان کشور انجام می‌شود که از این میان در پنج استان حدود 15 میلیون تن مرغ معادل روزانه هزار تن معدوم شده و این درحالی‌است که 2 هزار و 600 تن تولید روزانه مرغ است.

وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر مرغداران با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند و این در حالی‌ است که مرغدارانی که مرغداری خود را بیمه کرده‌اند و برای دریافت خسارت به بیمه مراجعه می‌کنند با پاسخ منفی به دلیل نبود بودجه در بیمه روبرو می‌شوند.

نبی‌پور ادامه داد: از طرفی هم سازمان دامپزشکی برای مقابله با این بحران یار و همکاری ندارد به طوری که حتی بودجه ای برای معدوم سازی مرغها در اختیار آن نیست.

وی با بیان اینکه برای جلوگیری از کمبود تخم مرغ در بازار اندکی واردات از ترکیه صورت گرفته، اظهار کرد: اگر دولت برای معدوم‌سازی و پاک‌سازی یاری رسان مرغداران باشد، می‌توان انتظار داشت طی چندماه آینده تولید در روال عادی قرار گیرد.

افزایش نهاده‌های دامی عامل دیگر افزایش قیمت در بازار
رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه قیمت نهاده‌های دامی طی دوماه اخیر افزایش یافته و هم اکنون با ارز آزاد وارد می شود با وجود این، بر قیمت آن به میزان 70 درصد افزوده شده است، بیان کرد: هر کیلو گرم ذرت 650 تا 700 تومان خریداری می‌شد اما در حال حاضر هر کیلوگرم هزار و 100 تومان خریداری می‌شود.

نبی‌پور با تأکید بر اینکه قیمت نهاده‌ها بیش از 45 درصد افزایش یافته است، بیان کرد: همچنین سویا که هر کیلوگرم آن حداکثر هزار و 400 تومان از سوی مرغداران خریداری می‌شد، طی دوماه اخیر هزار و 850 تومان در بندر معامله می‌شود.

قیمت 8200 تومانی مرغ در بازار مازندران
رئیس اتحادیه مرغ و تخم مرغ مرکز مازندران نیز در گفت‌وگو با خبرنگار بلاغ گفت: در حال حاضر قیمت توزیع مرغ به واحدهای خرده 7 هزار و 400 تومان و قیمت عرضه به مصرف‌کننده 8 هزار و 200 تومان است.

کامران هاشمی افزود: این قیمت نزدیک به سه هفته است که ثابت مانده است و دچار نوسانی نشده است.

وی اظهار کرد: هزینه‌های بالا، افزایش نهاده‌های دامی و بیماری آنفلوانزا موجب افزایش قیمت در بازار مرغ و تخم مرغ شده است.

علی‌اصغر ایمانی نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما وقوع بیماری آنفلوانزای مرغی را دلیل اصلی افزایش قیمت این کالا عنوان و اعلام کرد: در حال حاضر، قیمت توزیع تخم‌مرغ  16 هزار تومان است که این نرخ در بازار با قیمت 16 هزار و 500 تومان شانه‌ای و با قیمت هر دانه 600 تومان به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

این عامل پخش تخم‌مرغ در مازندران بیان کرد: آنفلوانزا موجب شد تا 25 میلیون مرغ را سر بزنند و معدوم کنند که باعث بر هم خوردن تعادل بازار عرضه و تقاضا و در نتیجه افزایش قیمت شده است.

ایمانی ادامه داد: البته تدبیر دولت برای واردات نیز چندان موفق نبود چرا که تخم مرغ‌های ترکیه‌ای با تاریخ محدود موجب شد تا با توجه به مدت زمان چند روزه ترخیص این کالا در گمرک، تاریخ یادی برای فروش باقی نماند و این برای واحدها و مراکز توزیع غیر قابل صرفه و ریسک پذیر بود که مورد استقبال قرار نگرفت.

حرف پایانی…
طی روزهای اخیر، قیمت تخم مرغ به 20 هزار تومان در هر شانه افزایش پیدا کرد و این میزان به معنای رشد 100 درصدی نرخ محصول مذکور در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال قبل است.

بدون تردید، تامین این مبلغ برای اقشار و خانوارهای کم درآمد که در قالب دهک‌های پایین و ضعیف جامعه تعریف می‌شوند، سخت و دشوار خواهد بود. به‌ویژه زمانی که این محصول در زمره اقلام غذایی پر مصرف خانوارها قرار می‌گیرد، در نهایت افزایش قیمت این محصولات شرایط سخت‌تری را برای جامعه هدف چنین محصولاتی رقم خواهد زد.

باید منتظر بود و دید این روند افزایشی کالاها در ایام پایانی سال‌جاری، کی و کجا متوقف می‌شود.    

تکرار زوج موفق رادان و کیایی در چهارراه استانبول/فیلم جدید کارگردان خط ویژه امید اصلی گیشه+عکس

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، فیلم سینمایی “چهارراه استانبول” به کارگردانی “مصطفی کیایی” در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد.

این فیلم در کاخ رسانه‌های جشنواره فیلم فجر، پردیس ملت با استقبال خوبی روبرو شد و توانست نظرات متفاوتی را از آن خود کند و حال از این فیلم به عنوان یکی از شانس های اصلی گیشه در سال 97 یاد می شود.

چهارراه استانبول

چهارراه استانبول در ابتدا با نام “پلاسکو” مجوز ساخت گرفت اما به گفته کارگردان به خاطر جلوگیری از حاشیه های احتمالی نسبت به جنجالی بودن اسم برای فروش بیشتر به چهارراه استانبول تغییر نام داد.

این فیلم با موضوعی خاص به شیوه آثار قبلی کیایی مشکلی اجتماعی را مطرح می کند که در کنار داستان اصلی حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو مطرح می شود. اما این داستان فرعی نتوانسته به تنه اصلی متصل شود.

کیایی برخلاف آثار قبلی کمی دچار شعارزدگی در فیلمنامه شده و تمام قدرت خود را صرف کارگردانی و جلوه بصری و ویژه چهارراه استانبول کرده است. آثار قبلی کیایی مثل خط ویژه و بارکد در کنار داستان اصلی مشکلی اجتماعی را ماهرانه مطرح می کرد اما در چهارراه استانبول دیالوگها به شدت رو بوده و برای مخاطب پیام اخلاقی صادر می کند.

چهارراه استانبول

کیایی آگاهانه و هوشمندانه سراغ چالشی مهم به نام آتش سوزی پلاسکو رفته اما به دلایلی سوژه این چنین را سوزانده است. فیلم در بخش هایی از زمان خود تعلیق مناسبی ایجاد کرده و مخاطب را تا مرز تاثر پیش می برد اما به یکباره طناب خط روایی داستان از بین می رود.

بازیگران فیلم چهارراه استانبول مانند اکثر آثار کیایی از یکدستی خاصی برخوردار هستند و شاید دلیل اصلی آن تکرار همکاری متوالی آنها در آثار قبلی کیایی است. زوج محسن کیایی و بهرام رادان همچون فیلم بارکد در این فیلم هم رگه هایی از کمدی را ایجاد کرده اند و نشان دادند که زوج مناسبی برای هم هستند.

یکی از بازی های درخشان این فیلم را باید در بازی “مسعود کرامتی” دید. بازی بی نظیری که کرامتی را مستحق نامزدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد قرار داد. اما سایر بازیگران مخصوصاً بازیگران زن این فیلم نتوانستند درخشش خاصی از خود نشان دهند.

چهارراه استانبول

کیایی در سال 1388 با فیلم متوسط “بعد از ظهر سگی سگی” به عرصه کارگردانی پا گذاشت اما بسیار زود خاطره آن فیلم را اثر موفقی به نام “ضد گلوله” از ذهن ها” پاک کرد. وی توانست برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از سی‌امین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم ضدگلوله از آن خود کند.

فیلم سینمایی “چهارراه استانبول” دغدغه درست کارگردان نسبت به زمانه خود را نشان داده و از کیایی چهره ای شاخص در عرصه سوژه یابی می سازد اما متاسفانه نمی تواند خواسته کارگردان به نمایش بگذارد. شاید چهارراه استانبول با تدوینی مناسب بتواند در نقاط عطف خاص خود مخاطب را تا لحظه آخر درگیر فیلم نماید. اتفاقی که در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر برای این اثر نیفتاد.

هلدینگ‌های صنعت پتروشیمی ضروری اما ضعیف هستند

برای آشنایی بیشتر با نحوه عملکرد این مجموعه‎ها و ارزیابی عملکرد آنها با علی شهرویی کارشناس حوزه نفت و پتروشیمی به گفتگو نشستیم و  نظر او را درباره هلدینگ‌های پتروشیمی و عملکرد آنها جویا شدیم. شهرویی در مجموع حضور هلدینگ‌ها را در صنعت پتروشیمی کشور به فال نیک می‌گیرد اما به عملکرد آنها از جمله سیستم مدیریت، بازاریابی، برندسازی و جذب سرمایه آنها نقدهای جدی دارد.

جناب شهرویی موضوع این گفتگو مدیریت هلدینگ‌های پتروشیمی در کشور است. قبل از هرچیز لازم است برای مخاطبان ما به طور مختصر توضیح بدهید که هلدینگ چیست و از چه زمانی موضوع آن در مدیریت مطرح شده است؟

ببنید مفهوم هلدینگ تاریخ مشخصی در دانش مدیریت دارد اما به طور مختصر عرض می‌کنم در دهه‌های 1960 و 1970 تلاطم بازارها در امریکا برخی شرکت‌ها را برای بقاء ناچار به نوعی سازماندهی جدید بر مبنای هم افزایی میان آنها کرد که این سازماندهی و هم افزایی در نهایت هلدینگ نام گرفت. مزایای این سازماندهی جدید به سرعت آشکار شد و به فراگیری تشکیل هلدینگ‌ها به مفهوم جدید دامن زد. اگرچه ادغام شرکت‌های بزرگ و تاسیس شرکت‌های مادر از سده 1800 میلادی سابقه داشته اما هلدینگ به مفهوم جدید سوابقی بیش از 50 سال دارد. در کشور ما هم از دهه 1350 چنین ساختارهایی با گروه‌های صنعتی مختلف آغاز شد. در حال حاضر نیز بیش از 30 درصد از ارزش بورس کشور را هلدینگ‌ها تشکیل می‌دهند. که البته بخش عمده این ارزش شامل هلدینگ‌های پتروشیمی، هلدینگ‌های فلزی و هلدینک‌های کانی‌ها هستند.

سابقه تشکیل هلدینگ در صنعت پتروشیمی در کشور ما به چه زمانی باز می‌گردد؟

سابقه تاسیس هلدینگ‌های پتروشیمی در کشور به بحث خصوصی‌سازی و واگذاری شرکت‌ها به بخش خصوصی یا به شرکت‌های سرمایه‌گذاری وابسته به وزارتخانه‌ها و صندوق‌ها برمی‌گردد. بخشی از واگذاری‌هایی که در سه دهه اخیر صورت گرفته و در قالب پرداخت دیون دولت به سازمان تامین اجتماعی یا عرضه در بورس و فرابورس و مزایده به صورت‌های مختلف اتفاق افتاده است، واگذاری کارخانجات و شرکت‌های پتروشیمی است که عمدتاً بین سالهای 86 تا 92 اتفاق افتاده است. و هلدینگ‌های فعال در حوزه پتروشیمی اعم از شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس، شرکت گروه گسترش نفت و گاز پارسیان و..محصول این واگذاری‌ها هستند.

یک نکته مطرح درباب هلدینگ‌ها این است که قانون تجارت شرکت‌ها را بر اساس سهامی خاص، سهامی عام، و مسوولیت محدود و غیره جهت تاسیس دسته بندی کرده و نامی از هدلینگ در این میان نیست. پرسش من این است که چه قوانینی ناظر بر فعالیت این نوع مجموعه‌های اقتصادی است؟

در کشور ما قوانین وضع شده در خصوص هلدینگ‌ها ناقص است. در قانون تجارت سخنی از آن به میان نیامده. در قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه از شرکت‌های مادر تخصصی نام برده شده و در قانون بازار اوراق بهادار و نیز آیین نامه اجرایی آن که مصوب هیات وزیران است، شرکت‌های مادر(هلدینگ) از مصادیق نهادهای مالی با سرمایه‌گذاری در شرکت سرمایه‌پذیر جهت کسب انتفاع مالی نامیده شده‌اند. اگرچه تعاریف و خدمات شرکت‌های هلدینگ، مادر و سرمایه‌گذاری با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند اما ما بنا بر اصلاح رایج و نقص قوانین و تعاریف داخلی موجود فعلاً همه را هلدینگ می‌نامیم.

جناب شهرویی چه ضرورت‌هایی برای تاسیس هلدینگ در صنعت پتروشیمی وجود دارد؟

ببینید بیشتر این ضرورت‌ها برخاسته از خود هدلینگ است. ضرورت حرکت به سمت فعالیت شرکت‌ها در چنین بسترهایی به فواید این بسترها بر می‌گردد. هم‌افزایی فروش، هم‌افزایی سرمایه‌گذاری، هم‌افزایی مدیریتی و هم‌افزایی عملیاتی موجود در ساختار هلدینگ می‌تواند به تقویت فضای کسب و کار این شرکت‌ها کمک کند. در عین حالی‌که توان رقابت و چانه زنی آنها در بازارهای بین المللی و داخلی را نیز افزایش می‌دهد. البته بعضاً عوارضی از جمله رشد کاذب و ایجاد برخی حواشی امن برای اشخاص نیز می‌تواند از اهداف تشکیل چنین هلدینگ‌هایی باشد. اما به هر جهت حرکت شرکت‌ها در بستر هلدینگ‌ها مزایایی غیر قابل چشم پوشی دارد. این موضوع بویژه در هلدینگ‌های تخصصی همچون هلدینگ خلیج فارس که جایگاه ممتازی در تولید محصولات پتروشیمی کشور دارد، مزایای بسیاری دارد.

به هلدینگ پتروشیمی خلیح فارس اشاره کردید که یکی از بزرگترین هدلینگ‌های پتروشیمی در سطح منطقه است. ارزیابی شما از عملکرد این مجموعه در چند سال اخیر چیست؟

البته شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس یا به اصطلاح رایج هلدینگ خلیج فارس بیش از آنکه هلدینگ باشد، یک شرکت مادر است. زیرا علاوه بر سهامداری شرکت‌های تابعه، فعالیت‌های خدماتی دیگری نیز انجام می‌دهد. اما به هر جهت این شرکت از بزرگترین مجموعه‌های اقتصادی-تولیدی  کشور است که با صادرات سالانه قریب به 7 میلیارد دلار از محصولات شرکت‌های تابعه خود به خارج از کشور و عرضه محصولاتی معادل همین مقدار در بورس، از جایگاه ممتازی در اقتصاد کشور برخوردار است که می‌تواند جایگاه شایسته‌تری را در بازارهای جهانی کسب کند. البته این هلدینگ نیز همچون سایر هلدینگ‌های تخصصی کشور از برخی مشکلات رنج می‌برد.

اگر آسیب‌ها و مشکلات هلدینگ خلیج فارس مشتی از خروارمشکلات پتروشیمی‌ها در ایران است، به آنها اشاره کنید تا مخاطبان ما با این مشکلات بیشتر آشنا شوند.

به طور کلی یکی از آفات هلدینگ‌های تخصصی این است که با توجه به شرح فعالیت‌های عملیاتی این مجموعه‌ها، بعضاً اشخاصی به مدیریت هلدینگ  منصوب می‌شوند که در حوزه عملیاتی فعالیت‌های آن خبره هستند و به همین دلیل با تصور اشراف به کل مجموعه و فعالیت‌ها، خود را در سایر حوزه‌ها نیز صاحب نظر و بی‌نیاز از غیر می‌پندارند اما عدم اطلاع آنان از عوامل موفقیت در سایر حوزه‌ها مانعی برای ارتقاء مجموعه آنان می‌شود. به نظرم چنین آفتی در مجموعه‌های صنعتی و اقتصادی کشور ما فراگیر شده است.لذا  لازم است به مباحث مدیریتی، اقتصادی، مارکتینگ و بازاریابی این مجموعه‌ها بویژه در شرکت مادر به اندازه کافی بها داده شود. فنی بودن برای اداره یک هلدینگ یا شرکت مادر یا شرکت سرمایه‌گذاری کافی نیست شاید برای مدیریت بهینه چنین مجموعه‌هایی مارکتینگ و مباحث اقتصادی از اولویت بیشتری نسبت به مباحث فنی برخوردار باشد. اما بعضاً بدلیل تصورنادرست برخی مدیران فنی از اشراف به همه حوزه‌های یک هلدینگ است که برخی مباحث پیشرو از جمله مبحث ضرورت برندسازی و توسعه برند در کنار مارکتینگ این مجموعه‌ها و نیز برخی مباحث تامین سرمایه و منابع مالی مورد غفلت قرار گرفته است.

درباره هلدینگ خلیج فارس به طور خاص باید بگویم این مجموعه نیز در سالهای گذشته علیرغم اینکه امکانات کافی و فضای حرکتی مناسبی برای خلق و توسعه برندهای خود در اختیار داشت ، نتوانست برند سازمانی و تجاری خود را خلق کند و از این منظر عملکرد قابل قبولی ارائه نکرد. البته این به معنای نفی زحمات و کوشش‌های این مجموعه در سایر حوزه‌ها نیست.اما با پتانسیلی که در شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس وجود دارد، این مجموعه می‌توانست و می‌تواند به جایگاه شایسته‌تری در بازارهای بین المللی دست پیدا کند و برخی از مشکلات این شرکت در تامین سرمایه و منابع مالی نیز متعاقب این اقدام کاهش خواهد یافت.

فروش محصولات این مجموعه سابقاً از طریق شرکت بازرگانی پتروشیمی یا همان PCC که در فرآیندهای خصوصی سازی به بخش خصوصی واگذار شد صورت می‌گرفت، اما از سال 94 بنا به دلایلی که از مباحث این گفتگو خارج است، با دستور وزیر نفت فروش شرکت توسعه تجارت خلیج فارس در مجموعه این هلدینگ تاسیس و مارکتینگ هلدینگ به این شرکت سپرده شد. متاسفانه نگاه مدیران به این شرکت  در قالب خلق یک برند بازرگانی بین المللی که سیستم مارکتینگ هلدینگ را در بازارهای جهانی هدایت کند نبود و به جای کسب اعتبار و افزایش ارزش این مجموعه، به آن به شکل کانتر فروش یا کارگزار نگاه کردند و این شرکت نیز بجای کوشش در ارتباط با مشتریان بین المللی و تنوع در خریدارن، مجدداً اغلب محصولات خود را به همان شرکت بازرگانی پتروشیمی به عنوان واسطه‌ای داخلی فروخت لذا کسب اعتبار و یا خلق برندی از این فرصت جدید صورت نگرفت و ضعف عملکرد این شرکت از این منظر کاملاً مشهود است.  

در سال‌های گذشته بحث‌های زیادی درباره ناکامی هلدینگ‌های پتروشیمی کشور در جذب سرمایه مطرح شده است. این مشکل چقدر جدی است و چه راه حلی برای آن وجود دارد؟

این مشکل جدی است. هلدینگ‌ها در سالهای گذشته هم در بحث فروش محصول و هم در بحث جذب سرمایه با مشکلاتی روبرو بوده و نتوانسته‌اند از حجم قابل توجه و متنوع محصولات خود اعتبار کافی را جذب کنند. اگرچه برخی از این مشکلات علاوه بر این بحث، به عوامل دیگری نیزمربوط می‌شود اما برندسازی و توسعه برند هلدینگ درباره هلدینگ‌هایی مانند خلیج فارس در کاهش این مشکلات می‌توانست نقش مهم ایفا کند. برندسازی و توسعه برند علاوه بر روان‌سازی سیستم مارکتینگ این مجموعه‌ها، به افزایش قدرت چانه‌زنی  در بازارو تقویت کسب و کار  آنها در عرصه بین المللی نیز کمک می‌کند و به تبع آن امکان جذب منابع مالی و سرمایه‌های بین المللی با هزینه های کمتر و شرایط سهل‌تر را نیز فرآهم می‌آورد.

چه پیشنهادهای دیگر برای حل مشکلات هلدینگ‌های پتروشیمی کشور دارید؟

همانطور که گفتم مشکلات هلدینگ‌های پتروشیمی در کشور متعدد است و اصلاح تدریجی این مشکلات برای ارتقاء جایگاه آنها ضروری است. اما اجازه بدهید پیشنهادهای خودم را به طور موردی درباره هلدینگ خلیج فارس مطرح کنم که نسبت به وضعیت آن شناخت دقیق‌تری دارم و شاید هم بخشی از مشکلات این مجموعه به واسطه این پیشنهادها حل شود.

به نظر من پیش از هر اقدامی برای بهبود شرایط هلدینگ خلیج فارس باید وضعیت مسئولیت و اختیارات آن شفاف شود. متولی سهام اکثریت در هلدینگ یعنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی  باید در برابر عملکرد این مجموعه صاحب اختیار و پاسخگو باشد. زیرا عملاً متولی 60 درصد از سهام آن شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران است. سازمان اداری و ساختار هلدینگ  نیز دارای بروکراسی سنگین دولتی است یک نگاه به نمودار سازمانی آن چنین موضوعی را تایید می‌کند. برخی فعالیت‌ها هم در این مجموعه می‌توانند ادغام شوند و از فعالیت‌های مشابه و موازی پرهیز گردد. از جمله محاسنی که مجموعه‌ها را به سمت هلدینگ شدن سوق می‌دهد، چالاکی و چابکی در عین بزرگ بودن مجموعه است که این ویژگی نیز در هلدینگ باید تقویت شود. به همین منظور بازنگری در سازمان و چابک کردن ستاد این مجموعه برای تسهیل امور ضروری به نظر می رسد.

درمبحث توسعه هلدینگ نیز باید بین توسعه یک مجموعه و گسترش آن تمایز قائل شد. گسترش غیر اصولی یک هلدینگ بعضاً از ارزش سبد سهام آن می‌کاهد.این هلدینگ در حال حاضر درحالیکه 9 شرکت تولیدی دارد اما در مقابل 15 طرح مگاپروژه و 6 شرکت خدماتی دارد و برای طرح‌های آن با مشکل جذب منابع مالی روبروست. لذا مقوله‌هایی از جمله اولویت بندی در توسعه هلدینگ،تکمیل زنجیره ارزش با نیازسنجی  بازارهای بین المللی، انتخاب صحیح تکنولوژی، توجه به مسائل زیست محیطی نیز در توسعه هلدینگ باید مورد توجه قرار گیرد

خرید کارخانه‌های دست دوم با تکنولوژی‌های منسوخ شده نیز اقدام مناسبی در توسعه یک هلدینگ نیست.  در همین راستا، وظیفه  بخش تحقیق و توسعه در این صنعت نیزحائز اهمیت است. بعضاً در حالیکه رقبای بین المللی ما بدنبال تولید محصولات با استفاده از تکنولوژی های جدید با کیفیت مطلوب و هزینه تولید پایین‌تر هستند، ما اقدام به خرید کارخانه‌های مستعمل با تکنولوژی‌های منسوخ و یا بازتولید دانش فنی نسل‌های قبل در پژوهشگاه‌های خود می‌کنیم. گاه انتخاب صحیح یک تکنولوژی جدید و خرید آن از بازتولید یک تکنولوژی منسوخ شده برای کشور سودمندتر است.

جناب شهرویی ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. صحب پایانی شما برای این مصاحبه چیست؟

ممنون از وقتی که شما دادید. نکته پایانی من  بحث زمان در مدیریت است. متاسفانه زمان در مدیریت ما بسیار کم ارزش است. بسیاری از تصمیم‌ها وجود دارد که گرفتن آنها امروز درست است اما فردا نادرست زیرا محیط خرد و کلان  فعالیت ما مدام و با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته در حال تغییر است. آن هم در فضایی که رقبای متعدد کوچکترین فرصت‌ها را شکار می‌کنند امیدوارم مدیریت کلان، میانی و خرد صنعت پتروشیمی و هلدینگ‌های پتروشیمی به موضوع زمان در مدیریت توجه کنند و تصمیم کلیدی و راهبردی را تا این حد معطل زمان و سستی سیستم بروکراتیک نکنند.

فروش موی سر برای خرید غذا

مدت ٣ هفته است که «ویلیا هرناندز» به همراه شوهرش و دختر ٢ ساله‌شان در خیابان‌های پر از زباله در شهر کوکوتا در کلمبیا در مرز ونزوئلا می‌خوابند. اگرچه «آنتونلا»، کودک دو ساله آنها اغلب غذایی برای خوردن ندارد، اما خانم هرناندز تمایلی برای بازگشتن به خانه‌شان در ونزوئلا ندارد.خانم هرناندز می‌گوید: «من به فرشته‌ای نیاز دارم.» او درحالی‌که اشک‌هایش را در ساعت یک شب پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «ما نمی‌توانیم به خانه‌مان بازگردیم، و این‌جا هم نمی‌توانیم بمانیم.»این وضع هزاران هم‌وطن اوست که از ونزوئلا به کوکوتا فرار کرده‌اند؛ جایی که تقلا برای سازگاری با زندگی جدید برایشان جذاب‌تر از گرسنگی و آشفتگی‌ها در ونزوئلاست.شرایط سیاسی و اقتصادی در کشور آنها بسیار آشفته است. براساس اعلام قانون‌گذاران اپوزیسیون، ‌سال گذشته تورم ونزوئلا بیش از ٢٦٠٠‌درصد بود که همین امر بر وخامت وضع کمبود شدید غذا و دارو  افزوده است.در حال حاضر ونزوئلا توسط مجلس موسسان متشکل از حامیان و نزدیکان نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهوری این کشور اداره می‌شود. کنگره این کشور که در کنترل مخالفان مادورو است، پس از تشکیل مجلس موسسان، به حاشیه رانده شد و دیوان عالی کشور نیز با وفاداران مادورو پر شده است و گارد ملی نیز دستور واکنش سخت علیه مخالفان و معترضان را دارد.آقای مادورو خواستار برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در ماه آوریل شده است، هرچند کشورهای همسایه از او خواسته‌اند که این کار را انجام ندهد، چراکه بسیاری از مخالفان سیاسی از شرکت در انتخابات محروم شده یا از این کشور فرار کرده‌اند.همانطور که اقتدارگرایی در این کشور نفت‌خیز ادامه می‌یابد، شمار زیادی از شهروندان از این کشور فرار می‌کنند و دلیل آن را بحران اقتصادی و جرم و جنایت افزایش یافته در ونزوئلا می‌نامند. براساس گفته مقامات کلمبیا، در ٦ ماه آخر‌سال ٢٠١٧، حدود ٢١٠‌هزار ونزوئلایی به کلمبیا فرار کرده‌اند و این تعداد در کشورهای دیگر نیز رو به افزایش است.در برزیل این هجوم به شهرها در ایالت شمالی «رورایما» که با ونزوئلا مرز دارد، صورت گرفته است. تا پایان‌سال ٢٠١٧، تخمین زده می‌شود که حدود ٤٠‌هزار ونزوئلایی در «بوا ویستا»، مرکز ایالت رورایما سکونت داشتند و جمعیت زیاد، زیرساخت‌ها و سیستم بهداشتی آن‌جا را مختل کرده بود.نرخ عبور از مرز در‌سال جاری به چندصد نفر در روز رسیده و موجب شده تا ارتش برزیل نیروهای اضافی را در مرز مستقر کند. «تورکوتو جردیم»، وزیر دادگستری و امنیت عمومی روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت: «نیروهای مسلح بیشتری برای جلوگیری از عبور ونزوئلایی‌ها از مرز به این منطقه ارسال نشده‌اند. آنها برای شناسایی افراد وارد شده به کشور و همچنین به منظور کمک به این افراد برای رفع نیازهایشان به آن‌جا رفته‌اند.» ارتش درحال راه‌اندازی یک بیمارستان در ایالت رورایما است تا مراقبت‌های اولیه را برای ونزوئلایی‌هایی که بیشترشان دچار سوءتغذیه شده‌اند، ارایه دهد. اما مقامات محلی گفت‌و‌گوهای تنگاتنگی را با همتایان فدرال خود در مورد کمک‌ها داشته‌اند و ابراز نگرانی ‌می‌کنند که اگر این کمک‌ها صورت بگیرد، ایالت رورایما می‌تواند به مثابه یک آهن‌ربا، مهاجران بیشتری را به سوی خود جذب کند.در کلمبیا، اکثر کسانی که به‌طور قانونی از مرز متخلخل کشور عبور می‌کنند، به محض گذشتن از پل سیمون بولیوار، دقیقا خارج از کوکوتا متوقف می‌شوند؛ جایی که روزانه بیش از ٣٠‌هزار نفر از آن‌جا می‌گذرند. برخی از آنها با خرید برنج و ماکارونی، به خانه بازمی‌گردند و بقیه، تنها با یک چمدان در آن‌جا می‌مانند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.«کایلی دومینگز» ٢٥ ساله، در مرز ایستاده تا گذرنامه خود را مهر بزند. او می‌گوید که می‌خواهد مسیرش را به سمت پرو ادامه دهد، جایی که خواهرش در آن‌جا زندگی می‌کند. او مانند صدها نفر دیگر که در صف‌های طولانی ایستاده‌اند می‌گوید که امیدوار است با ترک سرزمین مادری‌اش، اتفاقات بهتری برایش رقم بخورد. خانم دومینگز می‌گوید: «ونزوئلا همه‌چیز دارد، اما ما باید از این‌جا برویم.»خانم دومینگز، اهل جزیره مارگاریتا در ساحل شمالی کارائیب در ونزوئلاست؛ او توانسته به اندازه گرفتن پاسپورت و بلیت، پول ذخیره کند؛ چیزی که بسیاری از مردم ونزوئلا قادر به انجام آن نیستند.بدون گذرنامه و یا حق کار، هزاران نفر از مردم ونزوئلا در کوکوتا برای به‌دست‌آوردن غذا و تغییر در زندگی‌شان تلاش می‌کنند. حتی اگر کاری هم برایشان باشد، چیزی جز فروش آب‌نبات پشت چراغ قرمز یا کارگری نیست که بازهم به خاطر عدم داشتن حق کار، پول اندکی به آنها پرداخت می‌شود. اگر کسی خوش‌شانس باشد و روز پرفروشی را سپری کند می‌تواند حدود ١٥هزار پزوی کلمبیا، معادل ٥ دلار کسب کند که برای خرید غذا و آب و استفاده از دستشویی کافه‌ها کافی است؛ اما حتی با چنین فروشی هم پس از خرید نیازهای اولیه، به ندرت چیزی باقی می‌ماند.خانم هرناندز می‌گوید: «من موهایم را به خاطر خرید برای غذای دخترم فروختم.» او می‌گوید که اکنون در میدان کوکوتا، جایی که بسیاری از ونزوئلایی‌ها جمع‌شده‌اند، تبلیغ‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد، برای موی سر پول نقد می‌دهند.میزان پولی که برای موی زنانه در این شهر مرزی پرداخت می‌شود، حدود ٣٠‌هزار پزو است که حدود ١٠ دلار می‌شود. اما این میزان، کمتر از یک سوم پولی است که بابت موی زنانه در بوگوتا، مرکز ایالت پرداخت می‌شود. از سوی دیگر، برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که نانواها، در ترمینال، در پایان روز، غذاها را به جای دادن به ونزوئلایی‌های گرسنه‌ای که در پیاده‌روها دراز کشیده‌اند، دور می‌ریزند.«دنیل فرناندز» ٢٠ ساله، که از کاراکاس، پایتخت ونزوئلا به این‌جا آمده می‌گوید: «ما موش‌های خیابانی آنها  هستیم.»

گفتگوی تکان دهنده با مردی که پس از اعدام زنده شد! +عکس

خبرگزاری تسنیم: در ذهن آنها همه‌جور احتمال و استدلالی خطور کرد، از اینکه این خبر شوخی است، شاید اشتباهی تماس گرفته‌اند، شاید اصلاً علیرضا اعدام نشده بود و به آنها اشتباه اعلام کرده بودند که اعدام شده است اما همه این احتمالات اشتباه بود، علیرضا زنده شده بود!

عصر یک روز پاییزی بود و داشت وسایلش را جمع‌وجور می‌کرد که شیفت را تحویل بدهد و به خانه برود اما از روی وسواس تصمیم گرفت یک بار دیگر همه چیز را بررسی کند. کِشوها را یک به یک بیرون می‌کشید و آخرین وضعیت را بررسی می‌کرد. به ردیف آخر رسیده بود که متوجه شد یکی از جسدها گرم است و کاوری که جسد داخل آن بود تکان می‌خورد.

گفتگوی تکان دهنده با مردی که پس از اعدام زنده شد! +عکس

 

ابتدا فکر کرد که از روی خستگی، توهم می‌زند اما بیشتر که دقت کرد دید جسد فردی که همان روز اعدام و به سردخانه منتقل شده بود، تکان می‌خورد. شوکه شد؛ چند ثانیه اول مخش هنگ کرده بود. قبلاً درباره مُرده‌هایی که زنده شده‌اند، قصه‌ها و داستان‌های زیادی شنیده بود اما اولین بار بود که به‌چشم می‌دید.

همین که قدری به خودش آمد و ذهنش را جمع‌وجور کرد، سریع از سردخانه بیرون رفت و اورژانس را خبر کرد و مُرده زنده شد.

صبح به‌همراه یک زندانی دیگر به‌اتهام قاچاق مواد مخدر پای چوبه دار برده و طناب را دور گردنش انداخته و زیر پایش را خالی کرده بودند تا حکم دادگاه یعنی «اعدام» اجرا شود. اجرا هم شد. همه چیز خیلی عادی پیش رفته بود و پس از اجرای حکم، جسدش به‌همراه جسد اعدامی دیگر، به سردخانه منتقل شده بود تا برای کفن و دفن به خانواده‌اش تحویل شود.

چند ساعت بیشتر از انتقالش به سردخانه نگذشته بود که خون دوباره در رگ‌هایش به جریان افتاد و سایه‌ای را بالای سرش حس کرد.

اوایل پاییز سال 92 بود که پخش یک سریال جذاب، مخاطبان یکی از شبکه‌های نوپای صداوسیما را جلوی تلویزیون میخ‌کوب کرد؛ محور اصلی این سریال، روایت زندگی یک زندانی بود که بعد از قتل دوستش، محکوم به قصاص می‌شود اما بعد از اجرای حکم و انتقال جسدش به سردخانه، علایم حیاتی‌اش دوباره بازمی‌گردد.

این سریال، قصه افرادی بود که به‌شکل‌های مختلف مرگ را تجربه کرده اما به زندگی بازگشته بودند؛ یکی بعد از مرگ ناشی از کمای دیابتی بازگشته بود، یکی خواهر غرق‌شده‌اش را کنار خود می‌دید و دیگری بعد از اعدام، از سردخانه زنده بیرون آمد.

شباهت اتفاق رخ‌داده برای شخصیت اصلی با اتفاقی که کمتر از یک ماه قبل از شروع این سریال به‌طور واقعی رخ داده بود و یک زندانی در خراسان شمالی بعد از اعدام در سردخانه زنده شده بود، ذهن هر بیننده‌ای را به این سو می‌کشاند که شاید این سریال براساس این ماجرای واقعی ساخته شده است؛ مخصوصاً شباهت اسامی بازیگر و زندانی واقعی؛ علی!

علیرضا ممقانی، زندانی 35ساله‌ای که سال 89 به‌اتهام حمل و نگهداری حدود یک کیلوگرم شیشه دستگیر شد و 3 سال بعد صبح 25 مهر 92 در زندان بجنورد، به‌همراه یک محکوم دیگر اعدام شد و پس از تأیید فوت توسط پزشک متخصص پزشکی قانونی، اجساد آنها تحویل سردخانه شد. خانواده علیرضا خود را آماده کرده بودند که روز بعد با تحویل جسد، مراسم خاکسپاری را برگزار کنند اما ساعاتی قبل از مراسم، خبری آنها را که از مرگ علیرضا باخبر بودند شوکه کرد؛ علیرضا زنده است. در ذهن آنها همه‌جور احتمال و استدلالی خطور کرد، از اینکه این خبر شوخی است، شاید اشتباهی تماس گرفته‌اند، شاید اصلاً علیرضا اعدام نشده بود و به آنها اشتباه اعلام کرده بودند که اعدام شده است اما همه این احتمالات اشتباه بود،علیرضا زنده شده بود!

خبر زندگی مجدد علیرضا به‌سرعت از سردخانه پزشکی قانونی به بیرون درز کرد و سوژه روز رسانه‌ها شد؛ علیرضا به‌هوش آمد و برای 2 ماه به کما رفت و بعد از بهبودی نسبی دوباره به زندان بازگشت. ورود دوباره او به زندان او و خانواده‌اش را با این بیم و نگرانی مواجه کرد که سرنوشت او چه می‌شود، آزادی یا اعدام دوباره؟

در حالی که برخی معتقد به این بودند که چون حکم صادره سلب حیات است و او باید دوباره اعدام شود، اما رئیس قوه‌قضاییه چند روز بعد از این اتفاق گفت: به‌لحاظ عاطفی یکی از راه‌های برخورد با فرد اعدامی که مرگ را به‌چشم دیده و شدائدی را تحمل کرده است عفو است و چنین فردی که دارای وضعیتی خاص است می‌تواند مورد لطف و عفو نظام اسلامی قرار گیرد و اینجانب به‌لحاظ عاطفی قطعاً این کار را خواهم کرد.

کمیسیون عفو و بخشودگی قوه‌قضاییه هم مدتی بعد تشکیل جلسه داد و با تبدیل حکم علیرضا به حبس ابد موافقت کرد تا خیال او و خانواده‌اش راحت شود.

بعد از این بود که دیگر تب پیگیری وضعیت علیرضا فروکش کرد و خبری از وضعیت علیرضا نبود؛ تلاش‌ها و درخواست‌های 4ساله ما هم برای گفت‌وگو با علیرضا و خانواده‌اش هم مرتب از سوی مسئولان به‌دلایل متعددی از جمله نامناسب بودن وضعیت جسمی و روحی علیرضا و مخالفت خانواده‌اش با مصاحبه رد می‌شد.

پژمان پروین، مدیرکل زندان‌های استان خراسان شمالی می‌گوید: بعد از انتقال علیرضا به سردخانه علایم حیاتی او برگشت و احیا صورت گرفت اما به‌خاطر کمبود اکسیژن دچار آسیب مغزی جدی و حافظه درازمدت دچار اختلال شد.

4 ماه بعد از اجرای حکم اعدام هم به‌خاطر ولادت حضرت رسول اکرم(ص) حکم اعدامش تبدیل به حبس ابد شد. امسال آذر 96 در اجرای قانون الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر، مجازات او از حبس ابد به 20 سال حبس و 8.5 میلیون تومان جریمه تبدیل شد.

علیرضا کنار پرونده مواد مخدر، یک پرونده سرقت مقرون به آزار داشته که منجر به ضرب‌‌وجرح عمدی هم شده بود به‌خاطر آن به 10 سال حبس محکوم شده بود.

خانواده، علیرضا را رها کرده است؛ مسئولیت توانبخشی به‌عهده زندان

وضعیت معیشتی خانواده‌ او مناسب نیست و تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند. از اردیبهشت امسال خانواده علیرضا دیگر به ملاقاتش نیامدند و عملاً بدون ملاقات است، حتی برای پیگیری امور قضایی پرونده‌اش هم فقط یکی از برادرانش پیگیر است و آن هم صرفاً پیگیر امور قضایی و به ملاقاتش هم نمی‌آید.

پروین درباره وضعیت جسمانی علیرضا می‌گوید: وضعیت جسمی مناسبی ندارد. برای امورات روزانه نیازمند حمایت است و این کارها عملاً به‌عهده زندان افتاده است. وضعیت علیرضا بعد از اعدام و احیا، مقداری روی تکلم او تأثیر گذاشت.

به‌خاطر شرایط ویژه و مساعدت مرجع قضایی، چند سالی در بند باز بود ولی چون نگهداری او مستلزم هزینه و پرستاری‌ست، خانواده توان مالی و جسمی نگهداری او را نداشتند و او را به زندان برگرداندند. ما موظف به نگهداری او هستیم و به‌نوعی توانبخشی او را هم به‌عهده گرفته‌ایم. کنار سایر زندانیان است و اصلاً جداسازی نشده است.

دکتر امیر صدقی، پزشک سازمان پزشکی قانونی که روز اجرای حکم در زندان حضور داشته است و مرگ علیرضا را تأیید کرده، درباره چگونگی مطلع‌شدن از زنده‌شدن دوباره او می‌گوید: ابتدا مسئول سردخانه متوجه شد و بعد به پزشک اورژانس خبر داد و به‌سرعت عملیات احیا انجام شد. حدود دو ماه در کما بود. بعد علایم برگشت و هوشیاری را به‌دست آورد.

در اجرای حکم اعدام یکی از وظایفی که پزشکی قانونی دارد تأیید مرگ مجرم است. تأیید مرگ قطعی را فقط با نوار مغزی صاف می‌توان اعلام کرد که در محل صحنه اعدام چنین امکانی وجود ندارد اما معمولاً با چک علایم حیاتی مثل کنترل نبض، تپش قلب و مشاهده مردمک‌های چشم که باز شده‌اند، مرگ قطعی و پایان اجرای حکم را اعلام می‌کنند.

سلول‌های مغزی برخی افراد تحمل بیش از 30 دقیقه نبود اکسیژن را هم دارند

این موضوع مسبوق به سابقه بوده که فرد زنده شده باشد؛ برخی افراد هستند که سلول‌های مغزی آنها بیش از 30 دقیقه هم تحمل کمبود اکسیژن را دارد و قابل برگشت هستند، اینها جزو نوادر هستند. همزمان با علیرضا یکی دیگر اعدام شد و فوت کرد.

در فردی که حلق‌آویز می‌شود مکانیزم‌های متعددی برای فوت وجود دارد؛ شوک وقفه‌ای، فشار به عناصر گردن، انسداد مجرای تنفسی و قطع نخاع بسته به وزن فرد، هرکدام می‌توانند موجب مرگ شود اما شاید درباره برخی این مکانیزم‌ها صورت نگیرد و فرد در یک مرگ ظاهری فرو رود؛ ولی در هر صورت سازمان پزشکی قانونی برای اینکه پیشگیری کند، بعد از این حادثه تأکید کرد که فرد حتماً باید حداقل یک ساعت بماند تا احتمال این حادثه کم شود و این موضوع به‌شکل دستورالعمل درآمد.

بازگشت علیرضا به زندگی معجزه‌آمیز بود

 علیرضا آن‌طور که خودش و اطرافیانش می‌گویند تمام حافظه‌اش را از دست داده، آن موقع هم این‌طور بود؟

آن موقع خودم رفتم بیمارستان و چک کردم، به او کاغذ و قلم دادم، تا حدودی علایم بازگشت خوبی داشت. تمام دغدغه ما این بود که اگر قرار است به حیات برگردد با حداقل ضایعات جسمی برگردد، زیرا کمبود اکسیژن در او ایجاد شده بود و برای خود ما تا حد زیادی معجزه‌آمیز بود. خیلی استرس داشتیم که مبادا زندگی نباتی داشته باشد و فقط نفس بکشد که الحمدلله آن طور نشد و فقط مقداری دچار بی‌حسی سمت چپ بدن بود.

آیا این امکان وجود دارد که ضایعه مغزی ناشی از این حادثه بدتر شود؟

ضایعات عصبی معمولاً رو به بهبود هستند. باید زیرنظر نورولوژیست‌های پزشکی قانونی بررسی شود اما به هر حال معمولاً رو به بهبود هستند مگر اینکه ضایعه دیگری این علایم را تشدید کند.

همبندی‌های علیرضا می‌گویند او مدت‌ها قبل از اجرای حکم اعدام ورزش می‌کرده تا عضلات گردنش را قوی‌تر کند. از سوی دیگر این‌گونه گفته شده که افراد سنگین‌وزن زودتر دچار مرگ می‌شوند (در جریان اعدام با طناب دار)؛ این ادعاها تا چه‌حد قابل قبول است؟

یکی از روش‌های سلب حیات «دار زدن» است و شاید در خیلی از روش‌ها نتوان مرگ قطعی را اعلام کرد. اما در این روش چون فشار بیشتری به مجاری عصبی و تنفسی و عضلات وارد می‌شود، ممکن است به‌خاطر شوک وقفه‌ای که ایجاد شود خیلی سریع‌تر فوت کند. شاید به‌خاطر شوک وقفه‌ای نه دچار شکستگی شود، نه خفگی و در چند ثانیه به‌خاطر شوک فوت کند. نمی‌توان یک قانون خاص درباره همه افراد اعلام کرد. این‌گونه نیست که با ورزش و قوی کردن عضلات گردن بتوان مقاومت را بالا برد. وزن علیرضا هم قطعاً بالای 60 کیلو بود و نمی‌توانست آن‌قدر مقاومت کند.

البته علیرضا هم طبق چیزی که ثبت شده است، 18 دقیقه بالای دار بود. تجربه‌ به من نشان داده که معمولاً در 5 دقیقه پس از اجرای حکم، فرد فوت می‌کند. ما هم حدود 15 دقیقه برای قطعیت منتظر می‌مانیم و بعد معاینه می‌کنیم که در معاینه هم علایم فوت را داشت.

بعد از ورود به زندان بجنورد بود که متوجه شدیم وضعیت جسمی علیرضا خیلی بدتر از چیزی بود که فکرش را می‌کردیم، از نظر ظاهری دست چپش از همان ابتدا تقریباً از کار افتاده است، به‌سختی تکلم می‌کند و قدم‌هایش را کوتاه و پراسترس برمی‌دارد. با ترس و دزدکی به دیگران نگاه می‌کند و سعی می‌کند چشمانش را طولانی روی چشم کسی نگه ندارد.

جلال، وکیل بند که گویا یکی از معدود و صمیمی‌ترین دوستان علیرضا در زندان است، او را بعد از بردن به آرایشگاه و استحمام، به مددکار می‌سپارد و علیرضا به اتاق مصاحبه می‌آید؛ از همان قدم‌های سنگین و کوتاهش مشخص شد که چه کار سختی است گفت‌وگو با او.

سلام و احوال‌پرسی و جواب‌هایی که با خنده می‌داد امیدوارمان کرد اما هرچه زمان می‌گذشت، پاسخ‌های کوتاه علیرضا روی پاشنه دو کلمه می‌چرخید؛ نمی‌دانم، یادم نیست.

علیرضا آن‌طور که خودش، دوستش، مددکار و مسئولان زندان می‌گویند بخش زیادی از حافظه‌اش را از دست داده است و تقریباً چیزی یادش نمی‌آید؛ حتی زندگی قبل از اعدام را.

مسئول زندان می‌گوید بعد از اینکه علیرضا از اعدام نجات یافت، نگرانی پزشکان از این بود که مبادا علیرضا به‌خاطر لطمه‌های مغزی و نرسیدن اکسیژن دچار زندگی نباتی شود؛ این‌گونه نشد اما فراموشی از یک سو و لمس شدن یک دست و مشکلات دیگر جسمی، باعث شده که علیرضا عملاً به یک جسم متحرکی تبدیل شود که اگر بقیه زندانیان به‌فکر رتق‌وفتق امورش از جمله نظافت و اصلاح و حتی غذاخوردنش نباشند، کاری از دست خودش برنمی‌آید.

علیرضا، قبل از دستگیری چه‌کار می‌کردی؟

بنایی. تهران کار می‌کردم.

وقتی دستگیر شدی سابقه‌دار بودی؟

بله، سابقه مواد مخدر. آخرین بار هم در زاهدان به‌خاطر قاچاق دستگیر شدم.

چه موادی داشتی؟

گرد.

فروشنده مواد هم بودی؟

بله. یادم نمیاد کار دیگه‌ای هم می‌کردم یا نه.

 قبل از مواد مخدر چه‌کار می‌کردی؟

بنایی.

چرا رفتی سراغ مواد مخدر؟

رفتم دیگه، به‌خاطر پول. پول بنایی کم بود.

اینجا که ساخت‌وساز خوبه. چرا موادمخدر؟

خوب هم باشه دیگه یادم نیست چرا رفتم سراغ مواد.

 از دستگیری ترس نداشتی؟

داشتم ولی دستگیر شدم دیگه.

 پول مواد مخدر خیلی بیشتر بود؟ با پول فروش موادمخدر چه‌کار می‌کردی؟

آره، ولی نمی‌دونم باهاش چه‌کار می‌کردم.

معتاد بودی؟

نه، ولی بعضی وقت‌ها تریاک مصرف می‌کردم.

 همسرت هم معتاد بود؟

نه.

چند سالت بود؟

یادم نیست.

 چند بچه داری؟

دو دختر دوقلو به‌نام‌های مهسا و مهدیه و یک پسر به‌نام مهدی.

 از اعدام چیزی به‌خاطر داری؟

نه. هیچی یادم نمیاد.

 از قبل اعدام؟

نه.

 الآن، 4 سال بعد از اعدام و بازگشت به زندگی، چه درخواستی داری؟

هیچ خواسته‌ای ندارم. فقط می‌خوام آزاد بشم.

 میگن فقط عروسی‌ات رو به‌خاطر داری؟

بله.

 همسرت میاد ملاقات؟

نه.

چه‌کار می‌کنی تو زندان؟

هیچی.

بیرون زندان؟

میرم کاشی‌کاری، بنایی، کشاورزی.

 الآن کاشی‌کاری بلدی؟ یادت نرفته؟

نه، یادم هست. بلدم.

 اینجا کلاسی آموزشگاهی کارگاهی نمیری؟

نه. هیچی.

دوست داری بچه‌هایت را ببینی؟

دوست دارم.

پسرت چند سالشه؟

20ساله. در این سال‌ها ندیدمش. نمی‌دونم چه‌کار می‌کنه.

کسی ملاقاتت میاد؟

هیچ‌کس.

تو زندان با کی رفیق هستی؟

با چند زندانی. با «جواد ک.» رفیقم. نمی‌دونم جرمش چیه.

 ناهار چی خوردی؟

یادم نیست.

 اینجا کاراتو کی انجام میده؟

نمی‌دونم.

 خواب می‌بینی؟

بله.

چه‌خوابی؟

نمی‌دونم. یادم نیست ولی خواب می‌بینم.

 کاشی‌کاری رو از کجا یاد گرفتی؟

از قبل یادم بود. از بابام یاد گرفتم.

 پدر و مادرت، برادرات ملاقات میان؟

نه.

 پدرومادرت زنده هستن؟

نمی‌دانم. خبر ندارم. تماس نگرفتم باهاشون. یادم هست با خانواده‌ام آبعلی بودیم. بجنورد دستگیر شدم.

 پرونده سرقتت رو یادت میاد؟

نه.

 شاکی داری؟

نمی‌دونم.

 خب، بالاخره باید یک‌فکری برای اون پرونده کرد.

یه کاری می‌کنم رضایت بده.

 چه‌کار می‌کنی؟

التماسش می‌کنم.

 میگن راننده تاکسی و زنش رو بدجور زدی!

یادم نمیاد.

 از اینجا بری بیرون می‌خوای چه‌کار کنی؟

کاشی‌کاری.

 با پولش؟

نمی‌دونم. هرچی لازم داشته باشم می‌خرم ولی نمی‌دونم چی. هرچی خانواده‌ام بخوان برایشان می‌خرم.

 دخترات چند سالشونه؟

نمی‌دونم.

روز اجرای حکم اعدامت رو یادت هست؟

هیچ چیزی یادم نمیاد. از بعدشم چیزی یادم نمیاد.

کودکی کجا بودی؟

آبعلی. اونجا زندگی می‌کردیم شغل پدر هم بنایی بود. اونجا بنایی می‌کرد.

 برادرانت چه‌کاره هستن؟

کارگر هستن. یکیشون چاه‌کن هست و بقیه رو اصلاً یادم نمیاد.

 چقدر از مواد درآمد داشتی؟

هیچی. همشو خرج کردم.

 چطوری وارد فروش موادمخدر شدی؟

توسط یکی از دوستام به‌نام «نقطه» وارد فروش موادمخدر شدم.

 نقطه؟ اسم مستعار بود؟

نه اسم اصلی‌اش بود.

 وقتی تو سردخونه به‌هوش آمدی رو یادت هست؟

نه، هیچی یادم نمیاد.

 از زندان آزاد بشی کجا میری؟

میرم روستای خودمون؛ غلامان.

خانوادت اونجا هستن؟

نمی‌دونم.

 مرخصی که میری چه‌کار می‌کنی؟

نمی‌دونم. خیلی وقته نرفتم. اگه آزاد بشم میرم سراغ کاشی‌کاری.

 خاطره‌ای برای گفتن داری؟

هیچی.

تو زندان چه‌کار می‌کنی، بازی، ورزش؟

نه هیچی. با دوستام می‌گیم و می‌خندیم.

چرا کنار بنایی، رفتی سراغ مواد؟

مشکلی مالی داشتم، مستأجر بودم. 3 تا بچه داشتم.

از چوبه دار چیزی به‌خاطر داری؟ سخت بود اعدام؟

چیزی یادم نمیاد. ولی خیلی سخت بود.

 خانواده‌ت بودن؟

نه.

 چرا؟

چون نمی‌خواستم اعدامم را ببینند.

شاید اونها دوست داشتند تو را برای آخرین بار ببینند.

که چی بشه وقتی قراره اعدام بشم؟

می‌دونستن میخوای اعدام بشی؟

نه. خبر نداده بودم.

آخرین خواسته‌ات چی بود؟

خواسته‌ای نداشتم. نمی‌خواستم اعدام بشم ولی می‌دونستم که اعدامم می‌کنن.

 درخواست فرصت دوباره نداشتی؟

یادم نیست.

تقاضا کردی اعدامت نکنن و ببخشن؟

گفتم “ببخشید”، نبخشیدن.

 الآن خوشحالی که زنده‌ای؟

بله.

فکر می‌کنی خدا خیلی دوستت داشته؟

بله.

 سیگار می‌کشی؟

نه. حشیش می‌کشم اگه باشه.

 تو زندان هم می‌کشی؟

نه. تو زندان نیست.

 دوست داری بری خونه؟

آره.

 الآن بچه‌هاتو ببینی می‌شناسی؟

بله.

 چقدر سواد داری؟

دوم ابتدایی.

بعدش رفتی سر کار؟

بله.

 چند ساله حبسی؟

10 سال.

 الآن تو چه‌سالی هستیم؟

نمی‌دونم.

 پس از کجا می‌دونی 10ساله زندانی؟

بقیه میگن.

 از مرگ می‌ترسی؟

دیگه نه. مرگ حق ماست.

 الآن که بچه‌هات بزرگتر شدن و هزینه‌هاشون بیشتر شده اگر بری بنایی و مشکل مالی داشته باشی باز میری سراغ موادمخدر؟

نه دیگه نمیرم؛ دیگه به هیچ عنوان نمیرم سراغ مواد.

 می‌ترسی یا از مواد بدت میاد؟

بدم میاد.

 چون از مرگ می‌ترسی خلاف نمی‌کنی؟

بله.

سؤالی داری؟

نه. فقط می‌خوام بدونم کی آزاد می‌شم. دوست دارم عید بچه‌هایم را ببینم.

بچه‌هایت از دستت ناراحت هستن؟

بله. چون اومدم زندان.

همسر علیرضا فراری از مصاحبه!

بعد از گفت‌وگو با علیرضا و دکتر صدقی، سراغ همسر علیرضا رفتیم تا درباره سختی‌هایی که در زندگی با علیرضا به‌ویژه پس از اعدام و زنده‌شدن مجدد او متحمل شده گفت‌وگو کنیم اما او علی‌رغم وعده‌ متعددی که برای مصاحبه داد، سرانجام از این کار خودداری کرد.

همسر علیرضا در این دو روز به هیچ وجه حاضر به مصاحبه نشد؛ تلفنی موافقت می‌کرد ولی در محلی که خودش برای مصاحبه اعلام کرده بود حاضر نمی‌شد؛ یک بار مخالفت مسئولان زندان را بهانه می‌کرد اما مسئولان زندان می‌گفتند “انجام مصاحبه را کاملاً به اختیار خودش گذاشته‌ایم”. بار دیگر درخواست طلاق از علیرضا برای معاف شدن پسرش را عنوان کرد که شاید این مصاحبه دردسری برایشان درست کند. شاید او هم از زندگی با علیرضا خسته شده بود و می‌خواست با درخواست طلاق و معاف کردن پسرش از خدمت سربازی، آرامشی حداقلی به زندگی خود و دختران دوقلویش برگرداند.

به هر حال علیرضا آن‌چیزی را که می‌خواستیم و می‌خواست به‌یاد نمی‌آورد؛ شاید آزادی او بتواند زبان او را باز کند!

یکی از مددکاران زندان را که حالا در مجموعه‌ای دیگر مشغول است پیدا کردیم و درباره علیرضا صحبت کردیم، حرف‌های او هم مؤید این بود که علیرضا شرایط خوبی ندارد و توانایی کنترل خود را ندارد، با کسی صحبت نمی‌کند و چیزی زیادی در حافظه‌اش باقی نمانده که روایت کند؛ حافظه علیرضا گویی در زبان دیگران هم ذخیره شده است؛ شب عروسی، ازدواج،‌ دختران دوقلو، بنایی، بی‌پولی، زندان و دیگر هیچ!

احتمال افزایش قیمت فولاد/ بازار با افزایش ساخت و سازرونق می‌گیرد

محمد آزاد در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اقتصاد خبرگزاری میزان در خصوص علت افزایش هزینه تولید فولاد در کشور بیان کرد: با توجه به افزایش قیمت زغال سنگ، مواد اولیه، احتمال افزایش قیمت فولاد در بازارهای جهانی و افزایش میزان دستمزد کارگران در سال آینده قیمت محصولات فولادی 20 تا 30 درصد افزایش خواهد داشت.

وی در توضیح مهم‌ترین عامل افزایش قیمت فولاد در بازارهای جهانی گفت: مهم‌ترین عامل افزایش قیمت فولاد در بازارها جهانی کشور چین است  و این کشور به عنوان بزرگترین تعیین کننده قیمت فولاد در جهان و تصمیم به بازسازی و مدرن‌سازی این کشور میزان صادرات فولاد به شدت کاهش یافته و این امر موجب افزایش قیمت این محصول در بازارهای جهانی شده است، اما این احتمال نیز وجود دارد که به هر دلیلی چین این روند ساخت و ساز را متوقف کرده و مجددا محصولات را روانه بازارهای جهانی کند که باعث افت شدید قیمت‌ها خواهد شد.

رئیس اتحادیه آهن‌فروشان در ادامه افزود: در سال گذشته بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تن صادرات فولاد داشته است اکنون این صادرات را محدود به ۱۰ تا ۱۵ میلیون تن ورق فولادی کرده است و بخش عمده ای از مقاطع آهنی خود را برای فرایند ساخت و ساز عمرانی داخل کشور، صادر نمی‌کند.

آزاد با بیان اینکه تولیدکنندگان باید حجم تولید خود را در کشور افزایش دهند، تصریح کرد: علیرغم وضعیت بازارهای جهانی، در برنامه های دولتی، فولادسازان مکلف به افزایش تولید خود هستند و باید تولید مقاطع آهنی را از حدود ۲۱ میلیون تن فعلی به بیش از ۲۵ میلیون تن برسانند.

وی تاکید کرد: بازار آهن و فولاد در داخل چندان افزایش قیمتی تاکنون نداشته، فقط در ماه های اخیر ۱۰۰ تومان به قیمت هر کیلو اضافه شده است که بیشتر به دلیل تفاوت نرخ ارز در بازار است چرا که اکنون دلار ۳۷۰۰ تومانی به حدود ۴۷۰۰ تا ۴۸۰۰ تومان رسیده است.

رئیس اتحادیه آهن‌فروشان در خصوص تاثیر ساخت و ساز بر قیمت فولاد و محصولات وابسته اظهار کرد: حدود 20 درصد قیمت مسکن مربوط به آهن و فولاد است، به هیمت دلیل این موضوع نمی‌تواند تاثیر زیادی بر افزایش قیمت ساختمان داشته باشد و با وجود استفاده از سازهای بتنی کاربرد آهن و فولاد در ساخت  و ساز نیز کاهش یافته است.

آزاد در انتها در خصوص تاثیر قیمت فولاد بر قیمت مسکن خاطر نشان کرد: با توجه به بهبود بازار مسکن و رونق این بازار در ماه‌های اخیر احتمالا در سال آینده ساخت وساز افزایش یابد و این امر نیز موجب مصرف فولاد و در نتیجه افزایش قیمت این محصول در بازارهای داخلی خواهد شد.

کاهش ۶۲ درصدی حجم معاملات مسکن تهران در بهمن/ دور جدید رکود در راه است؟

گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ محرک‌های بازار مسکن از ابتدای پاییز 96 روی قیمت و تعداد معاملات مسکن اثر گذاشتند و رونق نسبی را در عرصه خرید و فروش املاک به خصوص در شهرهای بزرگ رقم زدند اما این پایان ماجرا نبود و رونق بازار، پس از چند ماه فروکش کرد!

 

دلایل رشد نسبی قیمت مسکن

به دنبال کاهش نرخ سود بانکی، اعطای وام خانه اولی‌ها، افزایش نرخ ارز و قیمت خودروهای وارداتی، قیمت مسکن از ابتدای پاییز امسال با افزایش مواجه شد که این افزایش قیمت در ماه‌های آذر و دی با افزایش حجم معاملات همراه بود. برخی از مالکان با شروع رونق بازار دست به قیمت‌گذاری‌های بی قاعده روی املاک زدند و بازار را اصطلاحاً به دلیل عدم توان خردیار در تأمین منابع مالی مجدد به سمت و سوی رکود کشاندند. خریداران که اغلب برای خرید آپارتمان‌های کوچک (در سطح شهر تهران) با بودجه کمتر از 350 میلیون تومان بودند از کمبود واحد فروشی در این بازه قیمتی خبر می‌دادند و دفاتر املاک نیز از رونق معاملات به ویژه برای واحدهای کوچکتر از 70 متر صحبت می‌کردند.

 

با افزایش قیمت مسکن تا حدود 40 درصد در مناطق میانی تهران نظیر پونک، مرزداران، فاطمی، پیروزی، تهرانپارس، نیروهوایی و شهرک غرب خریداران کمی دست به عصا حرکت کردند و حاضر به خرید مسکن با قیمت‌های غیرمنطقی نشدند. البته از طرفی برخی از مالکان نگران از افزایش بیشتر قیمت‌ها، فروش واحدهای خود را به زمان دیگری موکول کردند. اما به نظر می‌رسد با سیاست‌های بانک مرکزی و نبود توان خرید مصرف کنندگان، مالکانی که از لفظ بازار شب عید در ماه‌های اخیر استفاده و واحدهای خود را به فروش رساندند برنده این بازی بودند!

 

حسام عقبایی رئیس کمیسیون تخصصی مشاورین املاک کشور در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو درباره پیش بینی بازار مسکن تا سال آینده گفت: «تا پایان بهار 97 هیچ جهش یا افزایش قیمتی نداریم و فنر جمع شده‌ای برای قیمت مسکن متصور نیستیم. بازار مسکن تا بهار سال آینده بی‌تلاطم خواهد بود و مردم با آرامش نسبت به معاملات ملکی خود اقدام کنند. سوداگران و سودجویانی با تلقین این موضوع که جهشی در کار خواهد بود قصد آشفته کردن بازار را دارند ولی واقعیت بازار مسکن این نیست.»

 

 

وی تصریح کرد: «در بازار مسکن هم تکلیف ما و هم تکلیف رسانه این است اطلاعات درست را به مخاطبان بدهند. سوداگران مسکن برای‌شان بسیار راحت است که در فضای خبری نفوذ کرده و خبری کذب را برای التهاب مسکن در جامعه

سوداگران مسکن برای‌شان بسیار راحت است که در فضای خبری نفوذ کرده و خبری کذب را برای التهاب مسکن در جامعه منتشر کنند.

منتشر کنند. اما من به مردم عزیز عرض می‌کنم مردم خیالشان راحت باشد با ارامش خاطر مسکن بخرند و دلیلی ندارد باب میل سرمایه گذاران صحبت نمی‌کنم.»

متن کامل این گفت‌وگو را از  اینجا  بخوانید.

 

از دفاتر املاک سطح شهر چه خبر؟

مشاهدات میدانی خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو حاکی است میزان مراجعات به دفاتر املاک به طور چشمگیری کاهش یافته است و خریداران تن به خرید آپارتمان با هر قیمتی نمی‌دهند. برخی از خریداران به دلیل تب قیمت مسکن در دی 96 ترجیح به خرید آپارتمان در بهار 97 داده‌اند و از طرفی منتظر تخلیه کامل بازار از مسکن اولی‌ها و نقدینگی آن‌ها بودند. این دسته از خریداران مسکن معتقدند حجم نقدینگی که تا حدودی بازار فروش واحدهای کوچ را راه انداخته به دلیل وام‌های 160 میلیونی برای زوجین در شهرهایی مثل تهران بوده است و اثرش به تدریج کمرنگ خواهد شد. در واقع بعضی از خریداران واقعی بازار مسکن با مشاهده افزایش قیمت‌ در برخی مناطق تهران تا 40 درصد قیمت تابستان 96، احتیاط کرده‌اند و از دور وقایع بازار مسکن را به تماشا نشسته‌اند.

 

جزئیات معاملات در مناطق مختلف تهران

از طرفی مالکان آپارتمان‌های مناطق شمال شهر افزایش قیمت چندانی برای واحدهای خود لحاظ نکرده‌اند اما همچنان حجم معاملات را ناکافی و ناشی از عدم نقدینگی و توان خرید متقاضیان می‌دانند. بر اساس مطالعات انجام شده بیشترین حجم معاملات مسکن از ابتدای پاییز تاکنون به ترتیب در مناطق پنج، چهار، دو و هشت شهرداری تهران بوده است و کمترین تغییرات قیمتی مربوط به نقاط شمالی و جنوبی شهر بوده است. به عبارت دیگر طبقه متوسط شهر تهران بیشترین معاملات را در چند ماهه اخیر رقم زدند و فروشندگان نیز قیمت‌های پیشنهادی را تا حدی نامعقول افزایش داده‌اند که بعضی از متقاضیان خرید مسکن برای تهیه مسکن مورد نظر خود با اختلاف قیمت اندکی در محله‌های بالاتر و گران‌تر شهر رفتند.

 

مشاهدات میدانی نشان می‌دهد مشاوران املاک در مناطقی که بیشترین میزان معاملات را در ماه قبل داشته و حال و روز فعلیشان از حجم پایین معامله حکایت دارند، از امکان ورود مجدد بازار به فاز رکودی خبر می‌دهند و از قیمت گذاری‌های غیرواقعی و حبابی مسکن از سوی برخی فروشندگان گله مندند. آنها معتقدند استمرار وضعیت موجود می‌تواند بازار را همچون 4 سال گذشته در یک بازه زمانی گسترده دچار رکود کند که رهایی مجدد از رکود بازار مسکن همچون دفعات قبل دشوار و زمان‌بر خواهد بود. برخی از مشاوران املاک از هجوم سوداگران و سرمایه‌گذاران به بازار مسکن در ماه‌های اخیر خبر می‌دهند. یکی از مشاوران املاک صراحتا گفت: «با افزایش قیمت مسکن در ماه‌های اخیر برخی از سودجویان با ورود نقدینگی به بازار، تقاضای کاذب ایجاد کردند و واحدهایی را صرفاً با هدف سودآوری خریداری کردند که غالب این واحدها، یا بالای 10 سال ساخت دارند و اکنون بازسازی شده‌اند تا با سود بیشتر به فروش برسند و یا واحدهای نوسازی هستند که عملیات عمرانیشان رو به اتمام است. در شرایط فعلی در اکثر دفاتر املاک، کلید واحدهای بازسازی شده سرمایه گذاران است که معمولا نسبت به قیمت خریداری کرده حدود 30 درصد سود طلب می‌کنند!»

 

با تخلیه اثر روانی و موج نقدینگی که از آبان وارد بازار مسکن شده بود بازار مسکن مطابق با انتظارات صاحب نظران این عرصه رنگ و بوی آرامش به خود گرفت و تا حدودی می‌توان برچسب بازگشت رکود را به آن زد چرا که حجم معاملات مسکن در بهمن 96 به 6975 قرارداد در سطح شهر تهران رسید که در مقایسه با حجم قراردادهای تیر 96 هم که 14721 قرارداد صورت گرفته، مقدار ناچیزی است و نشان از کاهش شدید حجم معاملات مسکن است. کارشناسان پیش‌بینی کرده بودند که در صورت رشد قیمت‌ مسکن فراتر از میزان تورم بازار مسکن با رکود مجددی روبه رو خواهد شد و نقدینگی مورد نیاز برای حرکت بازار مسکن بسیار متفاوت با بازار ارز، طلا و بورس است.

 

کاهش ۶۲ درصدی حجم معاملات مسکن تهران در بهمن/ دور جدید رکود در راه است؟

 

کاهش نسبی قیمت دلار، افزایش سود سپرده‌ بانک‌ها به 20 درصد، تخلیه هیجان بازار مسکن و پایان بازار داغ شب عید (که همه ساله با رونق رو به رو بوده است) 4 عامل اصلی کاهش 62 درصدی حجم معاملات مسکن در بهمن 96 بود که به نظر این روند تا پایان خرداد سال آینده نیز برقرار خواهد بود. خبرگزاری دانشجو به متقاضیان خرید مسکن توصیه می‌کند تا اواسط اریبهشت سال آتی اقدام عجولانه‌ای برای خرید مسکن نکنند و در صورت نیاز به خرید با آرامش وارد بازار شوند و با قیمت‌های پیشنهادی غیرمعقول خرید نکنند.

 

درآمد صادرات "گواوای" سیستان و بلوچستان به جیب هرمزگان می‌رود

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزاری تسنیم از سرباز در نواحی جنوبی سیستان و بلوچستان که شرایط آب و هوایی تقریباً استوایی و گرم و مرطوبی دارد، میوه‌ای گرمسیری و پرخاصیت به نام " گواوا " تولید و کشت می‌شود. این میوه که کروی و گلابی مانند است با طعمی خوش و خاصیتی فراوان در بخش بزرگی از جنوب و جنوب شرق سیستان و بلوچستان کشت می‌شود و در صنایع تبدیلی برای تهیه آب‌میوه، کمپوت، اسانس و پودر استفاده می‌شود.

میوه این درخت در زمستان که بازارها خالی از میوه‌های نوبر و تازه است، برداشت می‌شود تا کمبود میوه‌های تازه در این فصل را جبران کند. گواوا تا جایی از نظر غذایی اهمیت دارد که بنا به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از ‌ها در جنگ جهانی دوم از پودر گواوا به جیره غذایی سربازان برای قوت گرفتن آن‌ها اضافه می‌کردند.

یک کارشناس کشاورزی می‌گوید: گواوا که در منطقه بلوچستان به زیتون محلی شهره است، علاوه‌ بر اهمیت غذایی، اهمیت‌های دیگری نیز دارد و به‌ عنوان ثبیت‌ کننده خاک جهت جلوگیری از فرسایش بادی و خاکی به کار می‌رود و به‌ صورت کمربند سبز در اطراف شهرهای کویری و گرمسیری و همچنین در کنار جاده‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

محمد چاکرزهی در گفت‌وگو با تسنیم می‌افزاید: هر چند بخش عمده باغات شهرهای جنوب و جنوب شرق سیستان و بلوچستان همچون شهرستان‌های سرباز، کنارک و چابهار به ‌دلیل داشتن آب‌ و هوای مناسب زیر کشت این محصول می‌رود، اما به دلیل نبود صنایع تبدیلی یا واحدهای فرآوری در سیستان و بلوچستان این محصول پر ارزش به استان‌های هم‌جوار و عمدتاً هرمزگان ارسال می‌شود تا پس از فرآوری و تولید مربا و ترشی به کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس صادر شود.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان سرباز نیز در گفت‌وگو تسنیم می‌گوید: در مجموع 280 هکتار از اراضی شهرستان سرباز زیر کشت گواوا می‌رود و پیش‌بینی می‌شود امسال افزون بر 2 هزار تن گواوا در سرباز برداشت.

سعید نارویی با بیان اینکه برداشت گواوا تا فروردین‌ماه سال آینده ادامه می‌یابد، می‌افزاید: گواوا بعد از خرما و انبه سومین درخت اختصاصی سیستان و بلوچستان است و از نظر اقتصادی تأثیر مهمی در زندگی کشاورزان جنوب سیستان و بلوچستان دارد؛ این محصول علاوه بر تأمین بازار مصرف در سیستان و بلوچستان به استان‌های هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و رضوی نیز صادر می‌شود.

وی با اشاره به اینکه نبود صنایع تبدیلی در استان موجب شده بیشتر این محصول به صنایع تبدیلی استان هرمزگان ارسال شود، تصریح می‌کند: در صورتی‌ که سرمایه‌گذاران برای ایجاد صنایع تبدیلی و واحد‌های فراوری این میوه محلی اقدام کنند، صرفه‌ بسیار بالایی برای آنها دارد چرا که گواوا بسیار بازارپسند و مشتری‌پسند است و کشورهای حوزه خلیج‌فارس بسیار طالب این میوه هستند.

همدان|سنگینی مالیات 539 میلیارد تومانی در سال 97 بر دوش اقتصاد همدان

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزاری تسنیم از همدان، دولت در بودجه سال آینده کشور درآمدهای مالیاتی را 128هزار میلیارد تومان پیشنهاد کرده و این برای نخستین بار در کشور است که درآمد مالیاتی در لایحه بودجه از درآمدهای نفتی پیشی گرفته و به همین دلیل برخی گمانه‌زنی کرده‌اند که این افزایش به معنای افزودن به نرخ مالیاتی در کشور است.

در حال حاضر نزدیک به 40 درصد منابع بودجه از طریق درآمدهای مالیاتی تامین می‌شود و به این ترتیب می‌توان امیدوار بود در آینده سهم بیشتری از درآمدهای نفتی در بودجه دولت کاسته شود؛ از سوی دیگر سازمان مالیاتی می‌تواند با ایجاد هرچه بیشتر عدالت مالیاتی به سمت توزیع متناسب‌تر ثروت‌های ملی میان همه اقشار جامعه حرکت کند.

اگر گریزی به آمار سهمیه‌های تعیین شده درآمدی استان‌ها در سال 96 بزنیم به موجب مصوبه مجلس، در سال 96 مجموع درآمد استانها 84 هزار و 812 میلیارد و 464 میلیون و 800 هزار تومان تعیین شده که بیشترین سهم برای استان تهران با 42 هزار میلیارد تومان و کمترین سهم برای استان ایلام با200 میلیارد تومان تعیین شده که همدان در این بین 602 میلیارد و 427 میلیون تومان سهمیه دارد و باید تا پایان سال آن را محقق کند.

در حال حاضر نظام مالیاتی بر آن است تا از صاحبان درآمدهای پایین حمایت بیشتری نموده و در عوض بخش عمده درآمدهای مالیاتی را از طریق مبارزه با فرارهای مالیاتی جبران کند تا بتواند در ایجاد رونق اقتصادی و خروج هرچه بیشتر اقتصاد از رکود موثر باشد.

وضعیت همدان نیز در سالهای اخیر در حوزه مالیات چندان مناسب نبوده به طوری که سهمیه تعیین شده برای همدان کمر شکن بود که در چند سال گذشته با تلاش تعدادی از نمایندگان مجلس و استاندار افزایش صعودی در سهمیه تعیین شده در زمینه مالیات و درآمدها با شیب ملایم‌تری در حال انجام است.

*افزایش 16 درصدی وصول مالیات در همدان در سال 95 نسبت به سال  94

وصول مالیات استان در سال 95 نسبت به سال 94، افزایش 16 درصدی داشته و از 405 میلیارد تومان درآمد مالیاتی استان 155 میلیارد تومان مربوط به مالیات بر ارزش افزوده بوده که نسبت به سال 94، 37 درصد افزایش داشته است.

کل درآمدهای استان شامل مالیاتی و 14 دستگاه درآمدزا در سال 95 به میزان 473 میلیارد تومان بود و درآمدهای مالیاتی برای آن 405 میلیارد تومان پیش‌بینی شده بود که 80 درصد از کل درآمدها تحقق یافته و از نظر مالیاتی 78 درصد تحقق داشته است.

همچنین در سال 96 تعداد 602 میلیارد تومان برآورد درآمدهای استان بوده که 525 میلیارد تومان سهم بخش مالیاتی بوده و 400 میلیارد تومان کل درآمدها وصول شده که در بخش مالیاتی 358 میلیارد تومان محقق شده و حدود 82 درصد از کل درآمدها و مالیاتی تحقق یافته است.

*سال 97 برای استان همدان 539 میلیارد تومان درآمد مالیاتی در نظر گرفته شده است

سهمیه تعیین شده فعلی همدان در سال 97 نیز 539 میلیارد تومان در بخش مالیات برآورد شده که باید این میزان از سوی مردم وصول شود البته شاید اینگونه به نظر برسد که این میزان نسبت به سهمیه سال گذشته افزایش چندانی ندارد ولی با توجه به شرایط بد اقتصادی و درآمدی مردم در استانی چون همدان که در تلاش است تا توسعه خود را از مسیر گردشگری رقم زند این میزان مالیات فشار زیادی را بر مردم وارد می‌کند و نمی‌توان در شرایط ثابت یا رکود درآمد از مردم انتظار افزایش مالیات داشت و از سوی دیگر چنانچه درآمد استان افزایش یابد به همان نسبت سالهای قبل افزایش مالیات خواهیم داشت.    

در این گزارش به وضعیت کنونی تحقق درآمدها و مالیات از دید نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان و برخی رؤسای اتحادیه های صنفی در همدان پرداخته شده است که به شرح زیر است:

*مجلس با پیشنهاد افزایش مالیات برای سال 97 موافقت نکرد

نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ‌مجلس با پیشنهاد افزایش مالیات برای سال 97 موافقت نکرد، گفت: کسبه و بازاریان به منظور حفظ اشتغال موجود نیازمند حمایت مسئولان هستند.

حمیدرضا حاجی بابایی تأکید کرد: به مسئولان استان سفارس می‌کنم که این روزها بازاریان و کسبه را که به سختی امرار معاش کرده و امورات خود را اداره می‌کنند را به صورت ویژه مورد حمایت قرار دهند.

وی با اشاره به اینکه پیشنهادی در مجلس مطرح شد که به دولت اجازه افزایش یا ثبات مالیات در سال 97 داده شود، گفت: بنده، با اخطار بر اساس اصل 85 قانون اساسی این امر را چک سفید دادن به دولت دانستم.

حاجی بابایی با بیان اینکه از نماینده‌ها خواستار رأی ندادن به این پیشنهاد شدیم تا مصوب نشود، عنوان کرد: از همه نمایندگان تشکر می‌کنم که با عدم رأی دهی از سوی آن‌ها، این پیشنهاد در مجلس حذف شد.

*نگذاریم برخی با لابی فرارهای مالیاتی داشته باشند

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نگذاریم فرارهای مالیاتی با فشارهای سیاسی و لابی جدا شوند گفت: سطح مالیاتی که برای استان تعیین شده بالا است.

امیر خجسته در گفت‌و‌گو با خبرنگار تسنیم در همدان اظهار داشت: مالیات باید بر مبنای درآمد باشد و اصل مالیات خوب است ولی برخی با تبانی و راه هایی که پیدا کرده اند از مالیات فرار کرده اند.

وی بیان کرد: در تمام دنیا مالیات گرفته می‌شود ولی مالیات منصفانه‌ای که بر اساس درآمد، عدالت و روش‌های درست باشد نه مالیاتی که بر اساس زور باشد.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی گفت: در دو دوره مجلس به شدت با مالیات های غیر منطقی که درست کرده بودند درگیر بودیم و یا ارزش افزوده یا که اکنون مشاهده می کنیم سبب شده بود تا فشار زیادی بر روی مردم باشد.

خجسته با بیان اینکه کاسبان اعم از طلافروشان و دیگر واحدهای صنفی در بازار تحت فشار شدید مالیات قرار داشتند افزود: ارزش افزوده نیز فشار سنگینی را بر مردم تحمیل کرد و در این زمینه با فشارهایی که به دولت وارد کردیم و در این راستا با معاون وزیر و رئیس امور مالیاتی کشور و استان نیز در استانداری درگیر شدیم که به همدان توهین کردند، با پیگیری‌ها او را عزل کردیم و چنین اقداماتی از سوی مجمع نمایندگان استان پیگیری شد.

* سطح مالیاتی که برای استان تعیین شده بالا است

وی تصریح کرد: در حال حاضر نسبت به چند سال اخیر میزان مالیات کاهش یافته ولی سطح مالیاتی که برای استان تعیین شده بالا است و اینکه می‌گویند هرچه جذب شد ایراد ندارد حرف اشتباهی است چرا که وقتی مأمور مالیات به واحد صنفی مراجعه داشته باشد باید مالیات تمام و کمال پرداخت شود.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مالیات بار سنگینی بر دوش مردم است، عنوان کرد: مالیات‌هایی که مبتنی بر درآمد مردم نبوده فشار زیادی را به آنها تحمیل می‌کند و سطح مالیاتی که برای همدان قرار داده بودند بنای غلطی بود که بر دوش استان سنگینی می‌کرد و حق همدان نبود.

خجسته اظهار داشت: در حدود 5 الی 6 ساله که در مجلس هستم در این زمینه ورود پیدا کردم و هزینه و مبالغی را حذف کردیم ولی باز هم این میزان مالیات بر دوش استان سنگینی می‌کند و مالیات واقعی نیست که از قبل پیش بینی کرده بودند و فشار سنگینی را بر استان قرار داده بودند.

وی افزود: برآورد می‌شود هزاران میلیارد تومان فرار مالیاتی به دلیل تاخیر در به سرانجام رسیدن قانون جامع مالیات کشور وجود دارد این در حالی است که بطور مثال در استان همدان فشارهای سنگین مالیاتی روی دوش مردم و کسبه وجود دارد.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مالیات باید بردرآمد باشد نه مالیات بر زور، افزود:در حال حاضر یک عده با روش‌های مختلف از پرداخت مالیات‌های قابل توجه فرار می‌کنند و یک عده نیز با اختیار خودشان و بدون ضوابط مالیات را کم می کنند.

* در مورد فرارهای مالیاتی مسئولان مربوطه آگاه هستند ولی باید این افراد را معرفی کنند

وی با تاکید بر اینکه در مورد فرارهای مالیاتی به شدت ایستاده ایم و برخورد می‌کنیم بیان کرد: به دنبال این هستیم که مالیات تعیین شده برای سال آینده را نیز کاهش دهیم و با رئیس سازمان امور مالیاتی هم صحبت کرده‌ایم ضمن اینکه مالیات تعیین شده برای سال بعد نیز باید تعدیل شود.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: در مورد فرارهای مالیاتی نیز مسئولان مربوطه آگاه هستند ولی باید تمام این موارد را به قانون معرفی کنند و قضات و مأمورین مالیاتی وارد عمل شوند نه اینکه با فشارهای سیاسی و لابی این فرارهای مالیاتی جدا شوند.

*هیچ‌گونه افزایش درآمدهای مالیاتی در بودجه 97 انجام نمی‌گیرد

نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه امسال در بودجه 97 در بخش درآمدهای مالیاتی افزایشی انجام نگرفته است افزود: با هر عوارضی که دولت پیشنهاد داد، مجلس به خاطر شرایط کشور و مردم آن را به تصویب نرساند.

محمد کاظمی تصریح کرد: در بحث مالیات باید تمامی تلاش‌ها به سمتی پیش برود که فرار مالیاتی‌ شناسایی‌ شده و درعین‌حال با خوش‌حساب‌ها نیز مساعدت شده و همراهی لازم انجام بگیرد.

وی با بیان اینکه باید در حوزه بهبود فضای کسب‌وکار تلاش بیشتری انجام شود عنوان کرد: در امر سرمایه‌گذاری باید شرایطی فراهم باشد که سرمایه‌گذار با آسودگی خاطر به میدان بیاید. پیشنهاد می‌کنم در حوزه سرمایه‌گذاری در استان هر هفته جلسه‌ای بابت تصمیم‌گیری نهایی برای یک سرمایه‌گذاری یا بیشتر تشکیل شود و ادارات درگیر در این حوزه یکجا به تصمیم و اجرای واحد برسند.

کاظمی با بیان اینکه در حوزه بانکی مردم و بانک‌ها هیچ یک از هم رضایتی ندارند اظهار داشت: این نارضایتی باید به گونه‌ای برطرف شود و فضای تعاملی در درجه نخست ارتباط شکل گیرد.

نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد:  امروز سرمایه‌گذاری با نرخ 18 درصد نه منجر به تولید بهتر می‌شود و نه توان رقابت با کالای چینی را دارد بر این اساس باید در این حوزه راهکاری اندیشیده شود.

*358 میلیارد تومان مالیات در همدان وصول شد

مدیرکل امور اقتصاد و دارایی استان همدان بیان کرد: باید به سمتی حرکت کنیم که در جذب سرمایه گذاران خارجی موفق باشیم و تا پایان دی ماه امسال نیز به طور کامل پروژه‌ها را به انجام رساندیم و در مورد خزانه‌داری الکترونیک نیز 97 درصد کار انجام شده و در پروژه محقق‌سازی دارایی‌های دولت 82 درصد تا کنون محقق شده و امسال برنامه ریزی شده تا 100 درصد آن انجام شود.

ناصر محمودی اظهار داشت: کل درآمدهای استان شامل مالیاتی و 14 دستگاه درآمدزا در سال 95 به میزان 473 میلیارد تومان بود و درآمدهای مالیاتی برای آن 405 میلیارد پیش‌بینی شده بود که 80 درصد از کل درآمدها تحقق یافته و از نظر مالیاتی 78 درصد تحقق داشته است.

محمودی عنوان کرد: در سال 96 تعداد 602 میلیارد تومان برآورد درآمدهای استان بوده که525 میلیارد تومانسهم بخش مالیاتی بوده و 400 میلیارد تومان کل درآمدها وصول شده که در بخش مالیاتی 358 میلیارد تومان محقق شده و حدود 82 درصد از کل درآمدها و مالیاتی تحقق یافته است.

* در سال 97 باید 539 میلیارد تومان مالیات از مردم همدان وصول شود/افزوده شدن 6 هزار پرونده جدید مالیاتی در همدان

وی افزود: با پیگیری‌هایی که انجام شد در دو سال گذشته برای برآورد درآمدهای سال 97 نیز مبلغ 633 میلیارد تومان کل درآمدها پیش بینی شده که در بخش مالیاتی 539 میلیارد تومان بوده که یک درصد افزایش می‌یابد.

مدیرکل امور اقتصاد و دارایی استان همدان با اعلام اینکه بیان کرد: رویکرد وزارت اقتصاد و سازمان امور مالیاتی این است که از پایه‌های جدید مالیاتی استفاده شود و کارگروهی ذیل ستاد درآمد استان ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه به دنبال منابع جدید مالیاتی هستیم، گفت: در استان کارگروه مبارزه با فرار مالیاتی را ذیل ستاد درآمد استان تشکیل دادیم و خوشبختانه سال گذشته 6 هزار پرونده جدید به منابع مالیاتی در استان همدان اضافه شد.

* چاره‌ای نداریم و باید منابع بودجه جاری کشور از منابع مالیاتی محقق شود

محمودی تصریح کرد: میانگین درآمدهای مالیاتی در استان همدان ماهانه 30 الی 34 میلیارد تومان است و کل هزینه‌های عمرانی یک ساله استان همدان حدود 130 الی 140 میلیارد تومان از طرف دیگر کل مبلغ یارانه پرداختی به مردم استان ماهیانه 81 میلیارد تومان است که دو برابر وصول مالیات ماهیانه از خزانه است.

مدیرکل امور اقتصاد و دارایی استان همدان با بیان اینکه چاره‌ای نداریم و باید به سمتی حرکت کنیم که منابع بودجه جاری کشور از منابع مالیاتی تحقق یابد افزود: سایر درآمدهای نفتی به سمت زیر ساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی برود و ما منت نمی گذاریم و عملا در حوزه عملکردی خود خدمتگزار و پاسخگوی مردم هستیم.

* اخذ مالیات در همدان قاعده مشخصی ندارد

عضو مجمع بسیج کارگری استان همدان نیز در مصاحبه دیگری با بیان اینکه نحوه محاسبه و اخذ مالیات در استان همدان قاعده مشخصی وجود ندارد، اظهار داشت: اگر این موضوع مدیریت نشود برای سال آتی که از مهمترین منابع تحقق بودجه اخذ مالیات اعلام شده، نفس به شماره افتاده واحد‌های تولیدی هم قطع می‌شود.

کاکاوند با بیان اینکه رقم مالیاتی کارخانه قند استان در سال مالی 95 مبلغ 146 میلیون تومان بوده و برای سال 96 این مبلغ با جهش 10 یا 20 برابری به بیش از یک یا 2 میلیارد تومان افزایش داشته است، افزود: به گفته مهندس صبوحی مدیر کارخانه قند همدان به دلیل واردات بی‌رویه شکر محصول تولیدی این واحد در انبار‌ها دپو شده و بدهی دولت به کارخانه بیش از یک‌هزار میلیون تومان بوده که تاکنون پرداخت نشده است.

وی تصریح کرد: هم اکنون کارخانه قند همدان به منظور جلوگیری از تعطیلی و بیکار شدن کارگران خود مجبور شده ماهانه مبلغ 850 میلیون تومان وام با سود 18 درصد برای پرداخت حقوق کارگران دریافت کند.

عضو مجمع بسیج کارگری استان همدان افزود: کشاورزان دارای قرارداد نیز به دلیل ناتوانی کارخانه قند از خرید محصول چغندر دچار مشکلات جدی می‌شوند چراکه محصول برخی از کشاورزان روی زمین مانده و برخی کشاورزان که محصول برداشت کرده بودند نیز چغندر خود را بدون هیچ‌گونه تضمین با صرف هزینه‌های گزاف به کارخانه‌های مشهد و… می‌فرستند.

وی با اشاره به واردات بی‌رویه شکر تصریح کرد: یکی دیگر از علل این معضل قاچاق کالایی مانند شکر است چراکه به گفته مسئولان امسال 200 هزار تن شکر وارد شده به کشور 20 هزار تن به صورت قانونی و 180 هزار تن به صورت قاچاق وارد کشور شده است.

*فرار مالیاتی 8 بازرگان در همدان شناسایی شد/ بازرگانان باید 15 میلیارد تومان بپردازند

مدیرکل امور مالیاتی استان همدان از کشف 8 فرار مالیاتی در سال96 در استان خبر داد و گفت: 8 بازرگان که در استان همدان واردات داشته اما اظهارنامه مالیاتی را ارائه نداده بودند، شناسایی شدند.

محمد دلشادی اظهار داشت: مجموع مالیات این 8 بازرگان 15 میلیارد تومان بوده که براساس مستندات گمرک تشخیص داده شده اما هنوز وصول نشده است.

وی با تأکید بر اینکه به دنبال کشف فرارهای مالیاتی در استان هستیم گفت: به دنبال فعالان اقتصادی که اظهارنامه مالیاتی خود را ارائه نداده‌اند هستیم. ضمن اینکه بیشتر این فعالان اقتصادی ساکن استان‌های دیگر بوده و با کارت بازرگانی در همدان فعالیت اقتصادی دارند که تشخیص و کشف فرارهای مالیاتی کماکان ادامه دارد.

دلشادی اعلام کرد: همچنین امسال 6577 واحدیابی فیزیکی و 1160 واحدیابی الکترونیکی برای شناسایی فرارهای مالیاتی انجام گرفته که هنوز منجر به تشخیص نشده و در دست بررسی است تا مشخص شود چه تعدادی مشمول و یا معاف از مالیات هستند.

دلشادی با بیان اینکه مالیات مصوب استان در سال96 به میزان 440 میلیارد تومان است، افزود: در 10 ماهه امسال 358 میلیارد تومان معادل 82 درصد از درآمدهای مالیاتی استان وصول شده است.

مدیرکل امور مالیاتی استان همدان درباره مصوبه مجلس شورای اسلامی در زمینه معافیت مالیاتی کارمندانی که کمتر از 2 میلیون و 300 هزار تومان دریافت می‌کنند گفت: سال گذشته کارمندانی که تا سقف 2 میلیون تومان حقوق دریافت می‌کردند، مشمول معافیت مالیاتی بودند.

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از تسنیم، پرداخت مالیات و مشارکت مردم در اداره کشور امری پذیرفته شده از سوی مردم، کسبه، تجار و غیره است اما آنچه که با توجه به شرایط رکود بربازار و ضرورت حمایت از بازار و تولید مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد دریافت مالیات براساس درآمد واقعی و جلوگیری از فشار مضاعف و نیز اتخاذ راهکارهای لازم برای جلوگیری از فرار مالیاتی بخصوص برخی صنوف و شغل‌های خاص و پردرآمد است .

گزارش از مریم رحیمیان انور