عادات بد مالی تان را اصلاح کنید

مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: زمانی که پسر جوانی بودم به دلیل مشکل عفونت گوش و آبله مرغان به بیمارستان رفتم. همان زمان مادرم در خانه با قلب ضعیفش دست و پنجه نرم می کرد. کمی بعد برادر کوچک ترم به خاطر ضربه ای که به سرش خورده بود و خواهر کوچک ترم به خاطر جراحی زانو به بیمارستان رفتند. بث، کوچک ترین خواهرم هم مشکل پوستی داشت و می بایستی مرتب نزد دکتر می رفت. تنها کسی که در آن زمان در خانواده مشکل سلامتی نداشت، پدرم بود اما او گرفتار مشکل خیلی بزرگ تری بود. بدهی سنگینی که به خاطر امور درمانی به گردنش افتاده بود.

من و برادرم و خواهرانم همگی آن مشکلات را پشت سر گذاشتیم، اما پدرم نتوانست. از آن زمان به بعد او همیشه بدهکار بود چون وام گرفته بود و باید آن را هم تسویه می کرد. او آرزو داشت استاد دانشگاه شود اما در عوض مجبور بود به شغلی اجرایی در سیستم آموزشی ایالت هاوایی اکتفا کند.

بعدها پدرم می خواست تلاش کند تا سال های از دست رفته اش را جبران کند اما فایده ای نداشت. او می خواست ثروتمند شود و به همین خاطر برنامه هایی را دنبال می کرد اما هر بار کمی از پولی را که پس انداز کرده بود هم از دست می داد. او به طور مرتب شرط بندی می کرد و به طور مرتب می باخت. عادات بد مالی تان را اصلاح کنید

پدرم در پایان عمرش من و برادر و خواهرانم را به دور خود جمع کرد و گفت که نتوانسته است سرمایه زیادی برای ما باقی بگذارد. دستانش را گرفتم و گریه کردم. او چاله اقتصادی در زندگی اش کنده بود که هرگز نتوانست پرش کند. من پدرم را دوست داشتم و این خاطره یکی از غم انگیزترین چیزهایی است که به خاطر دارم.

من چیزهایی زیادی از پدرم در مورد پول آموختم که متاسفانه بیشتر آنها کارهایی است که نباید انجام دهم. البته این درس ها نیز بسیار مهم هستند. خوشبختانه پدر بهترین دوستم به مشاور من و در نهایت به شخصی تبدیل شد که من او را «پدر پولدار» می نامم. پدر پولدار به من درس های زیادی در مورد پول آموخت که کاملا با کارها و گفته های پدر واقعی ام، که او را پدر بی پول می نامم در تضاد بود. شاید از همه مهم تر این باشد که پدر پولدار به من آموخت کندن یک چاله اقتصادی چه ضرری به انسان خواهد زد.

یکی از درس هایی که از او گرفتم این بود که «پرداخت پول به خودت را در اولویت بگذار». این همان چیزی است که می خواهم در این مقاله در موردش صحبت کنم.

روز تصمیم گیری

الان زمان آن رسیده است که یکی از حیاتی ترین تصمیمات زندگی تان را بگیرید که آیا می خواهید امور مالی تان را تحت کنترل خود بگیرید یا خیر.

اگر امور مالی تان را تحت کنترل بگیرید، به شما قدرت می دهد تا زندگی جدیدی برای خود بسازید. شاید سالم سازی امور مالی کار سخت و بزرگی به نظر برسد، اما این تصمیم در واقع مجموعه ای از تصمیمات کوچک تر است. تصمیم به تغییر آینده مالی تان تنها یک تصمیم اولیه است. کارهایی که باید هر روز در راستای این تصمیم انجام دهید و چشمان تان را به خوبی باز نگه دارید، تصمیمات اساسی است.

چاله مالی تان چقدر عمیق است؟

بخش اساسی مشکلات مالی این است که اوضاع به سرعت وخیم می شود. شاید یک اشتباه در زمینه امور مالی کرده باشید یا به بدشانسی خورده باشید اما اگر همان یک اشتباه را به سرعت اصلاح نکنید، خیلی زود به چاله ای عمیق از مشکلات مالی برخورد خواهید کرد.

برای این که بدانید در حال چاله مالی تان چقدر عمیق است، نگاهی به فهرست زیر بیندازید.  پاسخ های مثبت را در کنار موارد زیر علامت بزنید:
آیا قبض های تان را دیر پرداخت می کنید؟آیا تا به حال شده است که یک یا چند قبض را از همسرتان پنهان کنید؟آیا به دلیل نبود بودجه کافی، نسبت به تعمیر خودروی تان بی توجه بوده اید؟آیا به دلیل مخارج زیاد در خانواده بحث و جدل دارید؟آیا به تازگی چیزی خریده اید که به آن نیازی نداشتید و از طرفی از پس هزینه اش هم بر نمی آمدید؟آیا معمولا خرج تان بیشتر از دخل تان است؟آیا برای حل مشکلات مالی تان به شرط بندی ها دل بسته اید؟آیا پس انداز ندارید؟آیا مجموع بدهی های تان از پس اندازتان بیشتر است؟
تعداد پاسخ های مثبت تان را بشمارید؟ آیا مجموع امتیازات تان صفر است؟ خوش به حال تان! همه چیز را تحت کنترل دارید.

اگر امتیازتان بین 1 تا 5 است، باید بدهی های تان را کاهش دهید. اگر امتیازتان بین 6 تا 10 است، مراقب باشید! احتمالا دارید در مسیر یک فاجعه اقتصادی قدم بر می دارید. هر چه این امتیاز بیشتر باشد، وضعیت امور مالی تان اورژانسی تر خواهد بود. می توانید پول تان را طوری مدیریت کنید که نیازی به رها کردن سبک زندگی دلخواه تان هم نداشته باشید.

متخصصان زیادی در حیطه امور مالی هستند که اعتقاد دارند تنها راه رهایی از بدهی کاهش میزان خرید، عدم پرداخت پول برای قهوه و خوراکی های مورد علاقه یا حتی فریز کردن کارت بانکی است. آنها در واقع بر این عقیده اند که «سبک زندگی دلخواه تان را رها کنید تا از شر بدهی راحت شوید.»

دلایل زیادی وجود دارد که چرا من به این روش علاقه ای ندارم. مهم ترین دلیل من این است که فکر نمی کنم کسی بتواند با این روش پولدار شود. اگر شخصی می خواهد ثروتمند شود، باید یاد بگیرد که چطور به قدرت بدهی احترام بگذارد، وام های مناسبی را انتخاب کند و بیاموزد که چگونه از قدرت بدهی استفاده کند. یعنی به جای این که بگویید «نمی توانم از عهده خرید آن بربیایم»، به این فکر کنید که «چطور می توانم آن را بخرم؟»

بدهی مشکل شما نیست!

تفاوت زیادی میان انواع بدهی ها وجود دارد. اگر بخواهم ساده توضیح دهم، بدهی خوب بدهی است که برای تان پولساز باشد. بدهی که از آن برای افزایش دارایی استفاده می کنید و به نوعی خودش قسط های خودش را می دهد. بدهی بد بدهی است که پول را از جیب تان بیرون می کشد و خرج چیزهایی مانند لباس، وسایل الکترونیک، قسط مسکن یا خودرو می کند. مشکل، بدهی نیست بلکه باید سواد مالی تان را آنقدر افزایش دهید که تفاوت بین بدهی خوب یا بد را متوجه شوید.

در کتاب پدر پولدار گفتیم که برای خلاص شدن از بدهی ها نباید سبک زندگی دلخواه تان را رها کرده و به کم بسنده کنید، بلکه باید دارایی های تان را به شکلی افزایش دهید که هزینه چیزهایی مانند لباس، وسایل الکترونیکی، وام مسکن و خودرو از قِبل آن دارایی ها پرداخت شود اما گاهی پیش می آید که آنقدر غرق در بدهی هستید که نمی توانید به هیچ شکلی دارایی های تان را افزایش بدهید و به سطح بدهی های تان برسانید.  کسانی که در این موقعیت ناخوشایند قرار دارند، می توانند از برنامه کاهش بدهی استفاده کنند؛ یعنی تا وقتی که از شر بدهی های شان خلاص نشده اند، به طور موقت مخارج زندگی شان را کاهش داده و سبک زندگی دلخواه شان را کنار بگذارند.

پرداخت به خودتان را در اولویت بگذارید

بسیاری از مردم با شنیدن جمله بالا به اشتباه فکر می کنند که «پرداخت پول به خود در وهله اول» یعنی خوشگذرانی با پول، که این موضوع با چیزی که من در نظر داشتم، کاملا متفاوت است. برای این که از لحاظ مالی پیش بیفتید، باید روی افزایش دارایی سرمایه گذاری کنید، اما اکثر مردم نمی توانند همین الان چیزی بخرند که برای شان جریان مالی بیشتری به ارمغان بیاورد.  اینجاست که پرداخت پول به خود در وهله اول معنا پیدا می کند. شما باید 30 درصد از هر یک دلاری را که وارد جریان مالی تان می شود بردارید؛ حال این پول چه درآمدتان باشد، چه هدیه و چه از هر منبع دیگری، این 30 درصد را در سه حساب تقسیم کنید: پس انداز، سرمایه گذاری و خیریه. پس انداز پولی برای روزهای مبادا، سرمایه گذاری پولی برای خرید دارایی ها و خیریه پولی برای کمک به دیگران خواهد بود.

من و کیم چطور این کارها را انجام دادیم؟

شاید به خودتان فکر کنید: «بله، این کار برای شما با آن همه درآمد آسان است، اما من چطور؟ من به سختی حقوق یک ماه را تا آخر برج می رسانم!» درست است، اما باید بدانید که من و کیم هم آن روزهای سخت را داشته ایم. زمانی که تازه ازدواج کرده بودیم خیلی فقیر بودیم. یک میلیون دلار بدهی داشتیم و زمانی بود که ما خانه نداشتیم و در خودروی مان یا روی مبل خانه یکی از دوستان مهربان مان می خوابیدیم. در طول آن مدت، شبانه روز می جنگیدیم تا کسب و کاری راه اندازی کنیم.

شما هم می توانید

خبر خوب این است که شما هم می توانید همین کار را بکنید. این کار را به یک عادت تبدیل کنید. زمانی که عادت کنید، در هنگام دریافت پول، در همان ابتدای کار پولی را برای خودتان کنار بگذارید، با دیدن سرعت افزایش آن پول شگفت زده خواهید شد. همچنین وقتی که حساب «دارایی» های تان زیاد شد، می توانید از آن برای خرید خودرو یا رفتن به سفر استفاده کنید و آن موقع است که از این کار حسابی لذت خواهید برد.

عالی می شد اگر همه مردم یک پدر پولدار داشتند که سواد اقتصادی شان را بالا می برد اما بیشتر شما این موقعیت را ندارید. ناامید نشوید؛ هر اتفاقی را که در گذشته افتاده است فراموش کنید. زمانی که تصمیم می گیرید تغییرات بزرگی در زندگی تان ایجاد کنید، اتفاقات بسیار جالبی در کوتاه مدت رخ خواهند داد. بسیاری از افراد ثروتمند کسانی بودند که خیلی دیر در زندگی به فکر ثروتمند شدن افتادند و حتی بسیاری از آنها بدهی های قابل توجهی هم داشتند.

منتشر شده در پول

کمک سید رحیم برای نجات کودک ربوده شده

روز تعطیل بود و اداره نیمه تعطیل. آن زمان‌ تلفن همراهی وجود نداشت و موفق نشدم با همکارانم تماس بگیرم، اما ماجرا گروگانگیری بود و احتمال قتل گروگان می‌رفت، تنها فردی که موفق شدم با او ارتباط برقرار کنم مردی به نام سیدرحیم بود.

سید رحیم نظامی نبود و کارمند اداره بود، اما آن روز حضورش به ما واقعا کمک کرد و با کمک‌های او توانستیم گروگانگیران را دستگیر کنیم. هر چند که نزدیک بود جان خود را از دست بدهد و واقعا خدا آن روز با سیدرحیم بود. به این ترتیب دو نفر از اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بودیم و دو اکیپ هم از استان اردبیل که با کمک هم روی این پرونده کار کردیم.

ربودن پسر 11 ساله در مسیر مدرسه

ماجرا از این قرار بود که پسر 11 ساله‌ای را در مسیر مدرسه ربوده بودند و گروگانگیران در تماس با پدر حسام از او درخواست پول در برابر آزادی پسرش کرده بودند. گروگانگیران چند بار با پدر حسام قرار گذاشته بودند اما ترس از دستگیری باعث شده بود به محل قرار نیایند. تا این‌که آخرین محل قراری که گروگانگیران با پدر حسام می‌گذارند در پایتخت بوده و به همین دلیل کارآگاهان پلیس اردبیل راهی تهران می‌شوند.

درخواست برای راننده آژانس

بعد از دادن آموزش‌های لازم به پدر حسام منتظر تماس گروگانگیران بودیم که حوالی ظهر تماس‌هایشان شروع شد. پدر حسام به آنها گفت با پول از اردبیل آمده و منتظر تماس آنها بوده است تا برای گرفتن پسرش به محل قرار برود. مردناشناس محل‌های متفاوتی را برای قرار مطرح کرد، اما هر محلی را که گروگانگیر می‌گفت پدرحسام باهم زبان ترکی می‌گفت که در شهر غریب است و جایی را نمی‌شناسد و نمی‌تواند به این نشانی بیاید و این‌که او اصلا فارسی بلد نیست و چطور می‌تواند با مردمی که ترکی نمی‌دانند رابطه برقرار کند و نشانی محل قرار را بپرسد. در آخر هم گفت که نیاز به یک راهنما برای این کار دارد در صورتی که شما می‌گویید من تنها به سر قرار بیایم و این مساله امکانپذیر نیست. درنهایت کار به جایی رسید که گروگانگیر از پدر حسام خواست که آژانس بگیرد و با کمک راننده آژانس به محل قرار بیاید. راننده آژانس می‌توانست پدرحسام را به هر محلی که او می‌گوید ببرد و دیگر مشکل نابلدی با شهر حل می‌شد. از طرفی ما با این پیشنهاد به هدفمان بیشتر نزدیک شدیم.

سیدرحیم وارد ماجرا شد و نقش راننده آژانس را به عهده گرفت. او بهترین شخصی بود که می‌توانست در این ماجرا به ما کمک کند، هم زبان ترکی بلد بود و هم از سوی ما تائید شده بود و می‌دانست در چنین مواقعی چه کار باید انجام دهد. ماشین به رانندگی سیدرحیم حرکت کرد، اما به غیر از پدر حسام که روی صندلی جلو و در کنار راننده نشسته بود و راننده، من هم در خودرو حضور داشتم. من در قسمت کف خودرو درست زیر پای سرنشینان عقب دراز کشیدم و بی‌سیم به‌دست با کارآگاهانی که از اردبیل آمده بودند در تماس بودم.

گروگانگیران مدام محل قرار را تغییر می‌دادند و این برای ما که نیروی زیادی نداشتیم سخت بود. به سیدرحیم گفتم طوری وانمود کند که انگار ترسیده و از پدر حسام خواستم به گروگانگیران بگوید راننده ترسیده و تصمیم دارد دیگر با او همکاری نکند. همزمان هم سیدرحیم با گروگانگیران صحبت کرد و به آنها گفت دیگر به مسیرش ادامه نمی‌دهد و ترسیده است. با این کار مرد گروگانگیر شک نمی‌کرد که ممکن است راننده آژانس یکی از نیروهای پلیس باشد و نمی‌تواند به او آسیبی برساند.

تنها سرنخ

به این ترتیب گروگانگیران اعتمادشان جلب شد و از سویی گروگانگیران برای این‌که رد آنها را نزنیم از باجه همگانی تماس می‌گرفتند و مدام باجه را تغییر می‌دادند. تا این‌که سیدرحیم گفت آنها از یک باجه دوبار تماس گرفته‌اند. با این سرنخ سریع نشانی باجه همگانی شناسایی شد و راهی محل مورد نظر شدیم. پس از آن از همکارانمان که از استان اردبیل آمده بودند خواستم به نشانی مورد نظر بیایند. سه دقیقه بعد ما در محل مورد نظر بودیم و زودتر از آنان به محل رسیدیم.

حدس ما درست از آب درآمده بود، مرد جوانی داخل باجه همگانی بود که داشت از باجه بیرون می‌آمد. به سیدرحیم گفتم تو از این طرف برو و من هم از آن طرف می‌آیم و او را می‌گیریم. من زودتر به مرد جوان رسیدم و او را از پشت سر گرفتم.

شانس آوردم زمانی که پسر جوان را گرفتم، او را از کمر گرفته و اجازه ندادم حرکت کند، هر چند او خیلی تلاش کرد تا خودش را نجات دهد. از طرفی سیدرحیم هم او را گرفت و درنهایت گروگانگیر جوان دستگیر شد. در بازرسی بدنی از مرد جوان اسلحه‌ای به‌دست آمد که آمده شلیک بود و اگر مرد جوان فرصت می‌کرد بی‌شک برای سیدرحیم حادثه تلخی رخ می‌داد.

آزادی گروگان

با دستگیری متهم جوان، او اعتراف کرد: حمید، همدستم نزدیکی خانه حسام زندگی می‌کند.
در رفت و آمدهایی که در محل داشت متوجه می‌شود وضع مالی پدر حسام خوب است. با من تماس گرفت و گفت می‌خواهم بچه را بدزدم تا یکشبه پولدار شویم.طبق قرار زمانی که حسام داشت به مدرسه می‌رفت او را ربودیم و به مخفیگاهمان که برای این کار در نظر گرفته بودیم، بردیم و بعد از آن هم ماجرای تماس با پدر حسام و درخواست پول اجرا شد.

با اعترافات مرد جوان مخفیگاه گروگان و هویت همدستش نیز برملا شد. به این ترتیب موضوع به همکارانمان در اردبیل اعلام شد و در عملیاتی ویژه پسر نوجوان آزاد شد. مرد گروگانگیر هم در مخفیگاهش دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد.

براساس خاطره‌ای از سرهنگ بهگذر – رئیس سابق اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران

منتشر شده در پول

تورم ونزوئلا سال آینده از ۲۳۰۰ درصد فراتر می‌رود

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار مهر به نقل از بلومبرگ انگلیسی، صندوق بین‌المللی پول  اعلام کرد که تورم سالیانه  ۳ رقمی ونزوئلا این طور که پیش می‌رود، آماده است تا در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۲۳۰۰ درصد جهش کند که این بالاترین مقدار پیش‌بینی‌ای است که تا کنون صندوق بین المللی پول برای یکی از کشورهای عضو خود تخمین زده است.

بحران سیاسی تشدید شده‌ای که از سال ۲۰۱۴ در جریان است فشار بسیار زیادی به فعالیت‌های اقتصادی تحمیل کرده است. IMF در جدیدترین گزارش خود از چشم‌انداز اقتصادی جهانی که در روز سه‌شنبه منتشر شد اعلام کرد که تولید ناخالص ملی ونزوئلا پس از این که در سال ۲۰۱۷ به میزان ۱۲ درصد آب می‌رود در سال آینده هم ۶ درصد دیگر افت خواهد کرد.

درحالی‌که بانک مرکزی ونزوئلا در دسامبر ۲۰۱۵ انتشار داده‌های تورم را متوقف کرد، IMF پیش‌بینی کرده است که قیمت‌های مصرف‌کننده در این کشور در سال ۲۰۱۸ با جهشی بزرگ ۲۳۴۹.۳ درصد افزایش یابد که این بیشترین میزانی است که این سازمان تا به حال تخمین زده است و به دنبال آن تورم ۴۴ درصدی جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارد.

درحالی‌که تولید نفت این کشور کاهش یافته و آشفتگی افزایش می‌یابد، IMF پیش‌بینی کرده است که نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۸ به حدود ۱۲ درصد افزایش یابد که این بیشترین مقدار تخمین زده شده برای یک کشور است و به دنبال ان آفریقای جنوبی با فاصله کمی با نرخ بیکاری ۲۸ درصدی قرار دارد و یونان با ۲۱ درصد در رده بعدی است.

منتشر شده در پول

تغییر شرایط وام مسکن یکم، قانونا می تواند عطف به ماسبق شود؟

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار مهر، عباس آخوندی در حاشیه مراسم افتتاح مرکز توسعه کارآفرینی بانک دولتی عامل بخش مسکن در جمع خبرنگاران درباره تغییر شرایط مقررات مربوط به دریافت تسهیلات مسکن یکم، با بیان اینکه تغییر این شرایط به سود وام گیرندگان در حال پیگیری در هیئت دولت و شورای پول و اعتبار است، گفت: مردم منتظر نباشند تا شرایط جدید اعلام، ابلاغ و اعمال شود و سپس به افتتاح حساب پی انداز مسکن یکم مبادرت کنند، بلکه اگر شرایط جدید وضع شود، این مصوبات عطف به ماسبق شده و مشمول سپرده گذاران قبلی نیز خواهد شد.

با توجه به اینکه قرار است وزیر راه و شهرسازی به طور رسمی تغییر برخی شرایط جدید از جمله کاهش سود تسهیلات و مدت زمان رسوب پول در حساب و همچنین افزایش زمان بازپرداخت را در هفته های جاری اعلام کند، باید دید آیا این تغییرات قانونا امکان تسری به دارندگان حساب های پس انداز مسکن یکم در ماه های گذشته (در صورت عدم دریافت تسهیلات) را دارد یا خیر؟

بر اساس قانون بانکداری بدون ربا ۱۳ نوع تسهیلات به طور کلی بانک ها می توانند پرداخت کنند که شامل: ۱- قرض الحسنه ۲ـ مشارکت مدنی ۳ـ مشارکت حقوقی ۴ـ سرمایه گذاری مستقیم ۵ـ مضاربه ۶ـ معاملات سلف ۷– فروش اقساطی (نسیه) جهت تامین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی ۸- فروش اقساطی وسایل تولید، ماشین آلات و تاسیسات ۹- فروش اقساطی مسکن ۱۰ـ اجاره بشرط تملیک ۱۱ـ جعاله ۱۲- مزارعه و ۱۳ـ مساقات می شود. بنابراین با توجه به اینکه تسهیلات اعطایی مسکن از محل صندوق یکم که به نظر می رسد از نوع مشارکت مدنی است (چرا که در این نوع حساب می توان به دفعات میزان سپرده اولیه برای دریافت تسهیلات را تغییر داد و این روش در حال حاضر در حساب پس انداز صندوق یکم در حال اجراست) هر حساب یک قرارداد مستقل محسوب می شود که از زمان پذیرفتن شرایط آن و امضای قرارداد از سوی متقاضی، غیر تغییر خواهد بود.

همچنین در هیچ یک از بندهای قانون بانکداری بدون ربا و آیین نامه های اجرایی آن (مصوب سال ۶۲) و تعییرات و اصلاحیه های متعدد آن در طول سال های پس از تصویب و اجرای قانون، اشاره ای به امکان یا عدم امکان عطف به ماسبق دستورالعمل های شورای پول و اعتبار نشده است اما روح قانون نشان می دهد که در صورتی که شورای پول و اعتبار در مصوبات خود اعلام کند که امکان عطف به ماسبق دستورالعمل جدید وجود دارد، این شرایط قابل تسری به دارندگان حساب های گذشته هم خواهد بود.

همچنین بر اساس متن ماده ۴ قانون مدنی که می گوید: «اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد مگر این که در خود قانون، مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد.» اگرچه عطف به ماسبق را رد می کند اما در ادامه، این اصل قانونی «تخصیص» خورده و می گوید مگر اینکه در قانون جدید شرایط خاصی برای آن در نظر گرفته شده باشد.

همچنین بر اساس بندهای متعدد قانون مدنی، هر آنچه در یک قرارداد رسمی از سوی دو طرف مشارکت کننده امضا شده باشد، لازم الجراست. بنابراین در مورد حساب پس انداز مسکن یکم نیز با توجه به اینکه قراردادی مستقل میان بانک و متقاضی دریافت تسهیلات منعقد می شود، در بند «۵» فصل «ز» این قرارداد آمده: «هر گونه تغییر در ضوابط و و تسهیلات این حساب ها که از غطرف شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی تص ویب و ابلاغ گرددمورد قبول سپرده گذار می باشد.» و با توجه به اینکه دارنده حساب مسکن یکم این قرارداد را امضا و آن را تأیید کرده است، می تواند قانونا از شرایط جدید این حساب (در صورت عدم دریافت تسهیلات) استفاده کند.

با این حال تنها موردی که در خصوص نقض این مصوبه وجود دارد، آرای وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ابطال مصوبه تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۱ شورای پول و اعتبار درباره عطف به ماسبق شدن دستورالعمل جدید رفع خود به خودی سوء اثر چک برگشتی از ۲ سال به ۷ سال که در دستورالعمل جدید بانک مرکزی اعلام شده بود کلیه دارندگان چک های سوء اثر شده در تاریخ قبل از تصویب این دستورالعمل در شورای پول و اعتبار نیز مشمول این افزایش زمان اعلام شده بودند اما در پی شکایت شکات خصوصی، این مصوبه شورای پول و اعتبار و دستورالعمب و ابلاغیه بانک مرکزی به بانک ها در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۹۶ از سوی دیوان عدالت اداری نقض شد.

با این حال اگرچه شکات این پرونده، دعوای خود را با استناد به اصل ۱۶۹ قانون اساسی مبنی بر عدم عطق به ماسبق قوانین و همچنین ماده ۴ قانون مدنی در دیوان عدالت اداری طرح کرده بودند، با این حال هیئت عمومی دیوان عدالت اداری این مستندات را فادق وجاهت قانونی دانسته بود.

در واقع دیوان عدالت اداری این مصوبه شورای پول و اعتبار را به دلیل مغایرت آن با ماده ۲۱ اصلاحیه قانون چک مصوب سال ۷۲ مجلس شورای اسلامی رد کرد.

بنابراین بعید به نظر می رسد که در صورتی که شورای پول و اعتبار در مصوبه جدید خود مبنی بر تغییر شرایط دریافت تسهیلات مسکن از محل صندوق پس انداز مسکن یکم، اعلام کند که شرایط جدی به دارندگان حساب و کسانی که از قبل این نوع حساب را افتتاح کرده اند نیز قابل تسری است، منع قانونی داشته و آرای وحدت رویه دیوان عدالت اداری در خصوص نقض «دستورالعمل رفع سوء اثر چک برگشتی شورای پول و اعتبار» در خصوص این دستورالعمل نیز قابل اجرا باشد.

مدیرعامل سابق یک بانک دولتی: شرایط جدید تسهیلات مسکن عطف به ماسبق می شود

سیدبهاءالدین حسینی هاشمی در گفت وگو با خبرنگار مهر در پاسخ به پرسشی درباره عطف به ماسبق شدن مصوبات شورای پول و اعتبار در خصوص تغییر شرایط وام مسکن از محل صندوق پس انداز مسکن یکم اظهار کرد: معمولا رویه شورای پول و اعتبار به این شکل است که مصوبات با موضوع تسهیلات مسکن عطف به ماسبق می شود.

کارشناس ارشد نظام پولی و بانکی ادامه داد: تغییراتی که در شورای پول و اعتبار در خصوص نرخ سود، زمان بازپرداخت و مدت زمان انتظار رسوب منابع در بانک برای دریافت تسهیلات مسکن به تصویب می رسد، در صورتی دارندگان و افتتاح حساب کنندگان در دوره های زمانی قبل از مصوبه را شامل می شود که این دست از متقاضیان همچنان در مرحله مشارکت مدنی با بانک باقی مانده باشند و هنوز وارد مرحله فروش اقساطی نشده اند.

وی منظور از مرحله فروش اقساطی را افرادی که دفترچه قسط دریافت کرده و قسط بندی بازپرداخت تسهیلات در خصوص آنها انجام شده دانست و گفت: در این صورت تغییرات شرایط تسهیلات به این افراد تعلق نمی گیرد اما اگر نه وام دریافت کرده باشند و نه دفترچه اقساط و هنوز هم در مرحله رسوب منابع و مشارکت مدنی مانده و امکان واریز و دریافت پول به حساب سپرده خود بابت افزایش کارکرد حساب را داشته باشند، شرایط جدید به این دسته از متقاضیان نیز تعلق می گیرد.

عضو سابق کانون بانک های دولتی درباره وجود بندی در قرارداد مشارکت مدنی دارندگان حساب پس انداز مسکن یکم مبنی بر امکان تغییر نرخ سود و دیگر شرایط مندرج در قرارداد میان مشتری و بانک دولتی عامل بخش مسکن، تصریح کرد: این اتفاق سبب می شود تا دارنده حساب بپذیرد که هر تغییری اعم از افزایش یا کاهش نرخ سود را خواهد پذیرفت که در حال حاضر سیاست دولت و بانک عامل، کاهش نرخ سود تسهیلات است.

وی ادامه داد: اما اگر متقاضی از مرحله مشارکت با بانک وارد مرحله فروش اقساطس شده باشد، این موضوع به منزله قرارداد قطعی و لازم الاجرا بوده و در این صورت بر اساس قانون «بانکداری بدون ربا» مصوب سال ۶۲ مجلس شورای اسلامی، امکان تغییر مفاد قرارداد وجود ندارد. مگر اینکه قانون خاصی در این خصوص به تصویب قانونگذار (مجلس شورای اسلامی) برسد.

منتشر شده در پول

فیلم هایی با موضوع «سرقت مسلحانه» (1)

برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: فیلم هایی که در مورد سرقت مسلحانه ساخته می شوند معمولاً در مورد شخصیت هایی هستند که باید یک یا چند روز را سخت کار کرده و سپس با انجام دادن موفقیت آمیز سرقت باقی عمرشان را مانند شاهان زندگی کنند. داستان این فیلم ها معمولاً دوران پیش از سرقت که مربوط به دوره ی طرح ریزی و نقشه کشی است، سرقت و پس از سرقت را به تصویر می کشد که محدودیت های خلاقیتی خاصی را به کارگردان تحمیل می کنند.  برای درک اهمیت این ژانر باید بدانید که کارگردانان سرشناسی مانند استنلی کوبریک، کوئنتین تارانتینو و وس اندرسون دوران پربار کارگردانی خود را با کارگردانی فیلم هایی در ژانر سرقت مسلحانه آغاز کرده اند. این فیلم ها به دلیل هیجان و صحنه های حساس و اکشنی طرفداران زیادی دارند. اگر بخواهیم بهترین فیلم های این ژانر را فهرست کنیم بدون شک نمی توانیم فیلم هایی که در ادامه ی این مطلب می آیند را ندیده گرفت. 25- راکت پلاستیکی (1996)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «راکت پلاستیکی»  (Bottle Rocket) به کارگردانی وس اندرسون و بازی اوون و لوک ویلسون و جیمز کان داستان دو دوست به نام های دیگنان و آنتونی را روایت می کند که هیچ نمی دانند قرار است چکار کنند و نه تنها چیزی از دزدی نمی دانند بلکه در کل و در زندگی شخصی شان نیز بی برنامه و بی هدف هستند. در این فیلم کمدی واقعا عجیب و غریب در ابتدا دینگان دوستش آنتونی را که در یک مرکز درمانی بیماران روانی به خواسته ی خود بستری شده بیرون می آورد.  سپس دینگان نقشه ای برای 75 سال آینده ی زندگی شان را باز کرده که بر اساس آن این دو باید برای داشتن یک زندگی خوب در آینده یک سری سرقت های مسلحانه را انجام دهند. بدین ترتیب آن ها سرقت های خود را از خانه ی خانوادگی آنتونی آغاز کرده و سپس به سراغ یک کتابفروشی می روند که در آن جا آنتونی عاشق یکی از کارکنان اسپانیولی زبان کتابفروشی شده و بخش اعظم پول دزدیده شده را به او می دهد که به درگیری و جدایی دو دوست سارق منجر می شود. اما پس از مدتی دوباره آشتی کرده و برای سرقت بعدی به سراغ یک سردخانه می روند. اما ناگهان نقشه های آنان برآب شده و آنتونی به زندان می افتد.  شاید این فیلم به عنوانی فیلمی در مورد سرقت مسلحانه بی معنی بوده و با فیلم های دیگر این ژانر تفاوت زیادی داشته باشد اما فیلم فروش خارق العاده ای داشته و باعث شد وس اندرسون شروع خوبی در دنیای کارگردانی داشته باشد. 
24- نقطه شکست (1991)
  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «نقطه شکست» (Point Break) به عنوان یکی از اولین کارگردانی های کاترین بیگلو داستان یک مامور مخفی اف بی آی با نام جانی با بازی کیانو ریوز را روایت می کند که به گروهی خلافکار به رهبری بودی با بازی پاتریک سوایز نفوذ می کند. آن ها با پوشیدن ماسک هایی به شکل رییس جمهور سابق ایالات متحده دست به سرقت مسلحانه از بانک می زنند. جانی کم کم تحت تاثیر زندگی همکاران سارق خود قرار گرفته و وسوسه می شود دست از ماموریت حقیقی خود بردارد و حتی در یک عملیات متهورانه سرکرده گروه خلافکار را در آسمان نجات می دهد. فیلم پر از صحنه های اکشن و هیجان برانگیز است. 
23- سرقت از بانک (2008)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «سرقت از بانک» (The Bank Job) به کارگردانی راجر دونالدسون داستان یک مرد انگلیسی به نام تری لیثر با بازی جیسون استاتهام را روایت می کند که در زمینه ی خرید و فروش خودرو فعال است و به سرعت وارد یک گروه سرقت از بانک شده و به صندوق امانات یک بانک بزرگ دستبرد می زنند که یکی از صندوق های آن حاوی عکس های شخصی یکی از شاهزادگان کشور است.  همین عکس ها ضمانتی برای امنیت نامزد سابق وی محسوب می شوند که وی را برای این کار معرفی کرده است. همچنین آن ها در این سرقت اسنادی حاوی دارایی های یک گانگستر خطرناک را به سرقت می برند که سردسته ی آن برای پس گرفتن این اسناد اعضای گروه تری را شکنجه می کند. این فیلم که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده بر اساس شخصیت سرسخت و کاریزماتیک استاتهام داستان خود را به پیش می برد و وی بخش زیادی از سنگینی بار داستان را به دوش می کشد. 
22- شغل ایتالیایی (2003)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «شغل ایتالیایی» (The Italian Job) به کارگردانی گَری گرَی داستان گروهی سارق را روایت می کند که پس از انجام یک سرقت مسلحانه ی متهورانه در بلندی های آلپ یکی از اعضای گروه به نام استیو با بازی ادوارد نورتون به دوستان خود خیانت کرده و با کشتن رهبر گروه، 35 میلیون دلار پول سرقتی را برده و فرار می کند. شخصیت چارلی با بازی مارک والبرگ که نفر دوم گروه است از در انتقام وارد شده و دختر رییس کشته شده ی خود را مجبور می کند که جای پدرش را بگیرد.  این دو همراه با یک راننده ی خوشتیپ به نام راب با بازی جیسون استاتهام و دو نفر دیگر که متخصص مواد منفجره و کامپیوتر هستند سعی می کنند رد استیو را پیدا کرده و پول خود را پس بگیرند. در نهایت پس از کش و قوس های فراوان استیو به سزای عمل ناجوانمردانه اش می رسد. این فیلم علاوه بر این که شما را سرگرم می کند صحنه های اکشن و پرهیجانی دارد که از تماشایش لذت خواهید برد. 
21- مرد نفوذی (2006)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «مرد نفوذی» (Inside Man) به کارگردانی اسپایک لی با بازی کلیف اوون، دنزل واشنگتن، جودی فاستر و کریستوفر پلامر داستان یک سرقت مسلحانه ی بی عیب و نقص را روایت می کند که همه چیز خوب پیش می رود اما نتیجه ی کار آن طور که انتظار می رفته خوب از آب در نمی آید.  در واقع گروهی به رهبری دالتون با بازی کلیف اوون برای سرقت از بانک لباس های رنگ کاری پوشیده و دست به کار می شوند و پس از گروگانگیری طولانی بمب های دودزا پرتاب کرده و خود همراه گروگان ها بیرون می روند و کسی نمی تواند سارقان را از گروگان ها تشخیص دهد. یک پلیس کهنه کار با بازی دنزل واشنگتن وارد ماجرا شود و در می یابد که همه ی این سرقت نقشه ی رییس بانک برای خارج کردن مقداری الماس و جواهرات از بانک بوده است که در نهایت نیز سردسته ی باهوش سارقان موفق به این کار می شود.  
20- حیوان دوست داشتنی (2001)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «حیوان دوست داشتنی» به کارگردانی جاناتان گلیزر داستان یک قاچاقچی سابق به نام گری با بازی ری وینستون را روایت می کند که بعد از اتمام دوران محکومیتش همراه با همسر جنجالی خود در ویلایی در اسپانیا به سر می برد. در این میان دوست قدیمی بددهان و شیطان صفتش به نام لوگان با بازی بن کینگزلی به هر ترتیبی سعی می کند وی را در سرقت مسلحانه ای که در پیش دارد با خود همراه کند اما گری میلی به این کار ندارد.  در نهایت با تهدیدهای لوگان وی راضی به این کار می شود و علی رغم کابوس هایی که دارد در سرقت شرکت می کند. در حین سرقت وی همراه با همسرش در نتیجه ی یک درگیری لوگان را به قتل می رسانند و با جواهراتی که دزدیده اند فرار می کنند. بازی بن کینگزلی در این فیلم فوق العاده است و حرکات سادیسمی او داوران اسکار را قانع کرد که وی را نامزد دریافت جایزه اسکار نقش مکمل مرد کنند. 
19- پنج سریع (2011)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «پنج سریع» (Fast Five) که پنجمین قسمت از فرانچایز «سریع و خشن» به کارگردانی جاستین لی بود داستان گروه مردان و زنان بی باکی را روایت می کند که کارشان سرقت و فرار با ماشین های تندرو مانند سری های قبلی این فرانچایز است. در این فیلم شخصیت دومینیک با بازی وین دیزل در مسیر انتقال با اتوبوس از زندانی به زندان دیگر به کمک خواهر و دوستش فرار می کند و با همه به ریودژانیرو می گریزند. آن ها در ادامه قصد دارند که سه ماشین گران قیمت را از یک قطار بدزدند.  اما خیلی زود متوجه می شوند که این ماشین ها در واقع توسط نیروهای مبارزه با مواد مخدر ضبط شده و به سرکرده ی یک باند قاچاق مواد مخدر تعلق دارند. در حین دزدی یکی از ماموران دولتی کشته می شود. در نهایت آن ها متوجه می شوند که در داخل یکی از این ماشین ها مقداری اسناد مربوط به جنایات رییس گروه قاچاقچیان و اطلاعاتی مربوط به مکان مخفی شدن 100 میلیون دلار پول قرار دارد. در ادامه درگیری های شدیدی بین این دو گروه رخ می دهد که صحنه های جذاب و اکشنی را رقم می زند. 
 18- مرد مورچه ای (2015)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «مرد مورچه ای» (Ant-Man) به کارگردانی پیتون رید داستان یک دزد دوست داشتنی به نام اسکات لانگ با بازی پل رود را روایت می کند که لباس مخصوصی را به سرقت می برد و این لباس به او این امکان را می دهد که خود را به اندازه ی یک مورچه کوچک کند. سازنده ی این لباس، دکتر هانک پیم با بازی مایکل داگلاس از لانگ خواسته که این لباس مخصوص را از یکی از شاگردان سابق او بدزدد زیرا او تنها کسی است که می تواند آن را دزدیده و تکنولوژی مخرب مشابهی که توسط آن شاگرد سابق دیوانه ساخته شده و قرار است به گروهی خرابکار بفروشد را از بین ببرد.  اگر چه این فیلم نیز کلیشه های تکراری دیگر فیلم های ابرقهرمانی دنیای مارول را در خود دارد اما سناریو بی نقص آن باعث شده هر از چند گاهی شاهد خارج شدن از این کلیشه های خسته کننده و نمایش المان های جدید و جذابی باشیم. بازی مایکل پنیا در نقش یکی از همدستان اسکات لانگ فضای مفرح و شوخ طبعی خاصی به فیلم بخشیده و دختر لانگ نیز بار عاطفی داستان را به دوش می کشد. 
17- بابانوئل شرور (2003)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
در فیلم «بابانوئل شرور» (Bad Santa) به کارگردانی تری زویگوف، بیلی باب تورنتون نقشی را بر عهده می گیرد که برای آن به دنیا آمده است: ویلی، مردی الکلی، منحرف و بی کله که در لباس بابانوئل همراه با همکارش به فروشگاه ها دستبرد می زند. وی از این کار خود رضایت ندارد اما نمی تواند دست از آن نیز بکشد تا این که با یک پسر چاق و عجیب غریب اما دوست داشتنی به نام تورموند آشنا می شود که از ویلی می خواهد برای کریسمس یک فیل صورتی برای او بیاورد.  وی تورموند را به خانه می برد اما ناگهان متوجه می شود که مادر تورموند مرده و پدرش نیز به جرم کلاهبرداری در زندان به سر می برد. فیلم هیچگاه نشان نمی دهد که تغییری در افکار و دیدگاه های ویلی به عنوان یک انسان بی احساس و آشفته ایجاد شده است. در نهایت در یک سرقت و عملیات تعقیب و گریز، ویلی آرزوی تورموند را برآورده می کند اما خود کشته می شود. فیلم داستان مردی آشفته را به تصویر می کشد که دزدی می کند، دست به کلاهبرداری می زند، فریب می دهد، ویران می کند و حتی سعی می کند خود را به کشتن بدهد اما در نهایت بعد از یک زندگی سراسر نکبت، چیزی پیدا می کند که ارزش زندگی کردن دارد: پسربچه ای تپل و دوست داشتنی. 
16- خارج از دید (1998)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «خارج از دید» (Out of Sight) به کارگردانی استیون سودربرگ داستان دو سارق خوش چهره را روایت می کند: جورج کلونی در نقش جک فولی که موفق ترین سارق بانک در تاریخ آمریکا بوده و در هنگام فرار از زندان یک مامور فدرال به نام کارن سیسکو با بازی جنیفر لوپز را به گروگان می گیرد و در واقع ناگهان هر دو در داخل صندوق عقب یک ماشین با هم ملاقات می کنند. در نهایت پس از مدتی خوشمزگی این دو از دست هم فرار می کنند و بعد از اینکه فولی و همدستش تعدادی الماس نتراشیده را از یک سرمایه دار فاسد به سرقت می برند سیسکو مسئولیت دستگیری آن ها را به عهده می گیرد.  این دو علی رغم این که در دو طرف متفاوت قضیه قرار گرفته و یکی به دنبال دستگیری دیگری است اما عاشق هم شده اند و این موضوع داستان دزد و پلیس را پیچیده می کند. این فیلم کلیشه های همیشگی را به شکل جدیدی ارائه می دهد به همین دلیل بیننده از تماشای آن لذت می برد. 
15- قفل، انبار و دو بشکه باروت (1998)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «قفل، انبار و دو بشکه باروت» (Lock, Stock and Two Smoking Barrels) به کارگردانی گای ریچی داستان مردی به نام ادی با بازی نیک موران را روایت می کند که قمارباز قهاری است اما در بازی با یک شخصیت فاسد اما قدرتمند که تقلب می کند هر چه که در دوران قمارش بدست آورده را می بازد و باید در مدت یک هفته میلیون ها دلار دیگر نیز به او بپردازد، در غیر این صورت او و دوستانش انگشت هایشان را از دست خواهند داد. خوشبختانه ادی در آپارتمانی زندگی می کند که دیوارهای نازکی دارد و خیلی زود در می یابد که همسایه های او قصد دارند از گروهی قاچاقچی مواد مخدر دزدی کنند.  از این رو ادی و دوستانش تصمیم می گیرند بعد از این که این افراد کارشان را انجام دادند نقش شاه دزدی را بازی کنند که از دزد دزدی می کند. اما موضوع برای آن ها پیچیده می شود وقتی پای رییس تولید کنندگان مواد مخدر و اسلحه های قلابی به میان می آید. گای ریچی در این فیلم توانسته داستانی جذاب، هیجان انگیز و گاه خنده دار را به تصویر یکشد که دو گروه خلافکار ناشی و حرفه ای را در مقابل هم قرار می دهد. 
14- شهر (2010)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «شهر» (The Town) به کارگردانی بن افلک داستان یک ستاره سابق دنیای هاکی به نام داگ با بازی خودش را روایت می کند که به سرقت از بانک روی آورده و با زنی که در یکی از سرقت هایش با خشونت برخورد کرده وارد رابطه ای عاطفی شده است. در واقع در زمان سرقت داگ و دوستانش ماسک به صورت زده و زن مذکور چهره ی آن ها را نمی شناسد و اگر چه داگ به روی او اسلحه می کشد اما بعد از مدتی این دو نامزد می شوند بدون این که زن داستان از واقعیت ماجرا خبر داشته باشد.  داگ بعد از اعتراف به ماجرا تصمیم می گیرد سرقت از زندان را کنار بگذارد اما بهترین دوستش به نام جم که نقش او را جرمی رنر بازی می کند تازه از زندان آزاد شده و علاقه ای به تغییر روش زندگی خود ندارد. بعد از این که گروهی خلافکار به همسر داگ بی احترامی می کنند و البته او را به گروگان می گیرند، این دو مجبور می شوند برای آزادی او دست به یک سرقت بزرگ بزنند. فیلم سراسر هیجان و اکشن و کارگردانی بن افلک فوق العاده است و نتیجه نیز فیلمی شده که شما را میخکوب خواهد کرد. 
13- جکی براون (1997)  بهترین فیلم های سرقت مسلحانه در طول تاریخ
فیلم «جکی براون» (Jackie Brown) به کارگردانی کوئنتین تارانتینو و با بازی پم گریر، ساموئل ال جکسون، مایکل کیتون و رابرت دنیرو داستان یک مهماندار هواپیمای میانسال با نام جکی براون را روایت می کند که در گذشته دیدگاه هاش شغلی متفاوتی داشته و کارهای متفاوتی را تجربه کرده است.  وی که به شدت از بی پولی در آینده می ترسد ناگزیر می شود که با یک قاچاقچی اسلحه همکاری کرده و محموله های پول او را وارد کشور کند. در این حین یکی از همکاران این قاچاقچی دستگیر می شود و جکی براون را لو می دهد.  در ادامه جکی با محموله ی پول دستگیر می شود و تنها دو گزینه دارد: یا با پلیس همکاری کند یا به زندان برود. اما وی راه سوم را در پیش می گیرد و با همکاری مردی که ادعا می کند او را دوست دارد تصمیم می گیرد از دو طرف سود ببرد. این فیلم نیز مانند دیگر فیلم های تارانتینو پیچیدگی ها و ابهامات خاص خود را دارد که در نهایت به شیوه ای غیرمعمول رفع می شوند. ادامه دارد…

منتشر شده در پول

تبرئه مرد افغان از اتهام آزار دخترش

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از جام‌جم، تیر امسال، دختری 12 ساله به نام راحله همراه مادرش به شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران رفت و از پدرش بابت آزار و اذیت شکایت کرد. با دستور قاضی، دختر نوجوان به پزشکی قانونی اعزام و آثار شکنجه روی بدنش تائید شد. با تکمیل جزئیات پرونده، صبح دیروز، جلسه محاکمه رحمان، پدر راحله برگزار شد.

در ابتدا، راحله گفت: «پدرم با تهدید چاقو مرا مورد آزار قرار می‌داد و شکنجه می‌کرد. یک روز که از فوتبال برگشته بود، تعداد زیادی قرص در شیر ریخت تا با خوراندن آن، مادرم را بیهوش کند و خودش راحت‌تر بتواند مرا آزار دهد. انگار شیطان در جلدش رفته بود. سرانجام یک روز وقتی به من پول داده بود تا از داروخانه برایش قرص بخرم، به خانه یکی از فامیل هایمان رفتم و تصمیم گرفتم شکایت کنم.» مادر راحله نیز با تائید اظهارات دخترش، گفت: «همسرم در این چند سال بارها دخترم را آزار داد و هر بار که قصد شکایت داشتیم با اسلحه به مرگ تهدیدمان کرد. حالا هم اگر حضانت دخترم را به من واگذار کند و طلاقم بدهد از شکایتمان صرف‌نظر می‌کنیم.»

سپس نوبت به رحمان رسید. او خود را بی گناه دانست و گفت: «همسرم 15میلیون تومان پول پیش خانه را گرفته و مرا ترک کرده است. او به خاطر پس ندادن این پول شکایت کرده در حالی که من هیچ وقت دخترم را آزار نداده‌ام و با طلاق هم مشکلی ندارم.» سپس مادر راحله با بیان این که متهم حاضر به طلاق دادن او نیست، گفت: «اگر رحمان درباره ادعای پول پیش خانه و شکنجه ندادن دخترم قسم بخورد، رضایت می‌دهم.» متهم نیز قسم خورد که هیچ آزاری به دخترش نداده است. در پایان دادگاه، مادر راحله با بیان این که متهم را به خدا واگذار می‌کند از شکایتش صرف‌نظر کرد. قضات نیز حکم تبرئه رحمان را صادر کردند.

منتشر شده در پول

قمار آنلاین؛ شرط بندی جوانان عاشق فوتبال

روزنامه قانون: این روزها بازار شرط‌بندی فوتبال در ایران، بیشتر از هر زمان دیگری داغ است و این را می‌توان از چند هزار وب‌سایت فعال در داخل کشور فهمید؛ درحالي‌كه اعدادی که برای گردش و درآمد مالی ناشی از این پیش‌بینی‌ها مطرح می‌شود، کمی متناقض اما نجومي‌‌اند.  سايت‌هاي بسياري چه در داخل كشور و چه در خارج كشور هرروز وارد عرصه پر سود شرط‌بندي فوتبالي و ساير رشته ها مي‌شوند و در بين سايت‌هاي داخلي و خارجي، سايت‌هاي خارجي بيشتر مورد اعتماد كاربران هستند. هر روز به واسطه همين سايت‌هاي خارجي، بخشی از سرمايه جوانان صرف شرط بستن روي تيم‌هايي مي‌شود كه گاه شناختي روي آن‌ها وجود ندارد.
  قمارآنلا ين
جوانان، معتاد سايت‌هاي شرط‌بندي شده‌اند

در سال‌های گذشته و با گسترش این نوع شرط‌بندی‌ها، این سوال بین جامعه‌شناسان و کارشناسان ایجاد شده است كه چه می‌شود جوانی در ایران، دارایی‌ خود را روی حوادث بازی دو تیم ناشناخته فوتبال در لیگ دسته‌ دوم یونان یا هرکشور دیگری قمار می‌کند؟ جذابیت این پیش‌بینی‌های هزینه‌دار چیست و چرا افراد پس از تجربه باخت‌های مکرر، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند؟ شريفي يزدي، جامعه شناس در اين خصوص به «قانون» گفت: «مساله شراكت پر رنگ جوانان در سايت‌هاي شرط‌بندي از دوجنبه قابل بررسي است اول اينكه فشار اجتماعي روي جوانان وجود دارد و جنبه دوم، آموزش غلط محيطي است.  يكي از ويژگي‌هاي بارز جوان و نوجوان اين است كه در نتيجه آموزش ضعيف، تاثيرپذيري بالايي از گروه همسن خود پيدا مي‌كند. زماني كه جواني مي‌بيند كه گروه همسن خود به شدت درگير فعاليت‌هاي شرط‌بندي شده‌است او نيز بدون فكر كردن و به شكلي احساسي وارد اين عرصه مي‌شود؛ مشابه اين اتفاق را مي‌توان درگرايش جوانان به مواد مخدر و فعاليت‌هاي پر ريسك مثل تك چرخ زدن با موتورسيكلت مشاهده كرد».  شريفي‌يزدي در ادامه گفت: «يكي ديگر از دلايلي كه جوانان سهم زيادي در كمك به درآمدزايي سايت‌هاي شرط بندي دارند،اين است كه يك شبه مي‌خواهند ره 100 ساله را طي كنند. براي جوان خيلي مهم نيست كه نتيجه مسابقه دو تيم چه مي‌شود، فرد جوان فقط دنبال اين است كه بدون زحمت به يك ثروت هنگفت دست پيدا كند.

درحالي جوانان، معتاد سايت‌هاي شرط‌بندي شده‌اند كه مطالعات و داده‌هاي آماري نشان داده امكان موفقيت مستمر در شرط‌بندي‌ها يك به 123 است، يعني 123 برابر امكان باخت وجود دارد. در نتيجه افرادي كه وارد شرط‌بندي مي‌شوند و افرادي كه بخشي از سرمايه خود را نيز از دست مي‌دهند همچنان به اميد همان يك از 123 پيش مي‌روند». شريفي‌يزدي ادامه داد: «كساني كه با خوش شانسي برنده مي‌شوند نيز، اين‌گونه نيست كه از شرط‌بندي دست بكشند و با پول خودشان زندگي بهتري آغاز كنند.  مطالعات نشان داده اگرانسان در نتيجه رفتاري، پاداش بگيرد به شكل غريزي به آن رفتار روي‌مي‌آورد. پس وقتي كسي يك‌بار شرط را مي‌برد، به طور مداوم به شرط‌بندي ادامه مي‌دهد تاجايي كه همه چيز را از دست مي‌دهد. علت نهايي و مهم ديگري كه باعث سوق دادن جوانان به سمت شرط‌بندي مي‌شود، آموزش نادرست ما در دستگاه تعليم و تربيت است.  آموزش و پرورش 12 سال و تا ديپلم، نوجوان و جوان را در اختيار دارد و هر درسي به او مي‌دهد جز درس زندگي كه بسيار مهم است. اگر آموزش درست در سيستم آموزشي وجود داشته باشد، نوجوانان اسير وسوسه‌ها و بازي سايت‌هاي شرط‌بندي نمي‌شوند. براي درست كردن اين اوضاع نابسامان، دو راه وجود دارد؛ اول اينكه خانواده‌هافرزندان‌شان را توجيه كنند تا تحت تاثير دوستان‌شان قرار نگيرند و دوم اينكه از كودكي به فرزندان‌مان سواد اقتصادي ياد بدهيم و به آن‌ها بياموزيم كه از راه شرط‌بندي، انسان‌ها به خوشبختي نمي‌رسند و راه‌هاي بهتري براي رسيدن به خوشبختي وجود دارد و سوم، دستگاه تعليم و تربيت، آموزش‌هاي لازم را به نوجوانان و جوانان بدهد و به طور حتم در نتيجه اين آموزش‌ها، اتفاقاتي از اين دست به طرز چشمگيري در جامعه كاهش پيدا مي‌كند».

مكانيزم كار سايت‌هاي شرط بندي

فلسفه شرط‌بندی به این گونه است که عده‌ای در سایت‌های خارج از کشور، تعدادی کارشناس استخدام کرده‌اند که برای بازی‌های مختلف درصد شانس برد و باخت تیم‌ها را مشخص و با توجه به این درصدها، درصدهای مختلفی برای کاربران تعیین می‌کنند؛ برای مثال برای بازی دو تیم بارسلونا و ختافه، که شانس برد تیم بارسلونا را بسیار محتمل می‌دانند، به این گونه امکان شرط‌بندی را برای کاربران در نظر می‌گیرند که اگر تیم بارسلونا برنده بازی شد، شما به ازای یک میلیون تومان که شرط‌بندی می‌کنید، هفت درصد آن یعنی ۷۰هزارتومان برنده خواهید شد. اگر دو تیم مساوی کنند، شما پنج برابر این عدد یعنی پنج میلیون تومان برنده خواهید شد و اگر تیم ختافه برنده شود، شما ۱۲ برابر این پول را برنده خواهید شد.  در ظاهر پیشنهاد هیجان انگیزي به‌نظر مي‌رسد ولی جالب است بدانید که ریاضی دانان، با توجه به برد و باخت‌های دو تیم و میزان شرط‌بندی طرفداران هر دو تیم، این درصدها را انتخاب می‌کنند و شاید شما به صورت اتفاقی در یک بازی برنده شوید ولی در درازمدت این سایت است که برنده خواهد بود. کسی که از برد بارسلونا که قابل پیش‌بینی نيز هست، مطمئن است، روی بارسلونا شرط می‌بندد و به احتمال زياد برنده می‌شود.

اما اگر جزو آن دسته از بازی هایی بود که بارسلونا پیروز نشد، شما نزدیک ۱۵ برابر پولی را که می‌خواستید ببرید از دست می‌دهید و تیم مورد علاقه شما باید ۱۴ بازی دیگرش را ببرد تا شما به پول خودتان برسید. از طرف دیگر کسانی که روی تیم مقابل سرمایه‌گذاری می‌کنند به امید اینکه ناگهان ۱۲ برابر پول خود برنده شوند، شانس خیلی کمی برای این اتفاق دارند و شاید از هر ۱۵ تا ۲۰ باری که چنین شرطی می‌بندند، يك‌بار بتوانند برنده شوند. ضمن اينكه بيشتر افرادی که شرط‌بندی کرده، نتيجه مساوي را پيش‌بيني كرده‌اند. در اصل دو سوم کسانی که شرط‌بندی کرده‌اند، بازنده این شرط‌بندی خواهند بود. این در حالی است که کارشناسان بازی، به‌گونه‌اي محاسبه می‌کنند که در هر سه دسته پیروزی، مساوی، شکست، با توجه به درصدها میزان شرط‌بندی کاربران یکسان باشد و در نهایت این سایت است که برنده یک سوم سرمایه‌ای می شود که کاربران در سایت سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

حضور پررنگ سايت‌هاي ايراني

حال سایت‌های ایرانی، همان درصدهايي را كه كارشناسان خارجي تعيين كرده‌اند، براي كاربران خود مشخص مي‌كنند و با تبلیغات وسوسه انگیز در كانال‌هاي تلگرامي، کاربران را به سمت سایت‌های خودشان می‌کشانند و همان بلا را سر کاربران ایرانی مي‌آورند. اینکه چرا در این یک سال اخیر این‌قدر سایت‌های شرط‌بندی و قمار در ایران زیاد شده‌اند و هیچ‌کس جلوی این سایت‌ها را نمی‌گیرد و این سایت‌ها با قدرت به فعالیت خود ادامه می‌دهند، سوال بزرگی است که هنوز درباره آن توضيحي داده نشده است؛ هرچند كه پليس فتا بارها درباره عدم مشاركت جوانان در اين گونه سايت‌ها هشدار داده اما چه کسی است که بتواند جلوی فعاليت این سایت‌ها را بگیرد؟

برنده اصلي پيش‌بيني‌ها

به قول کارگردان معروف فرانسوی، «وودی‌آلن»، زندگی یک قمار بزرگ است؛ می‌بری، می‌بازی و درنهایت این قمارخانه‌ها هستند که به سود می‌رسند. جالب است بدانيد مشتري ثابت بسياري از سايت‌هاي شرط‌بندي، قشر جوان جامعه هستند. جواناني كه همگي روياي ميلياردر شدن در سر دارند و باهمين تفكر وارد سايت‌هاي پيش‌بيني مي‌شوند و در نهايت اندك دارايي خودشان را نيز مي‌بازند. روياي پولدار شدن، باعث فريب خوردن بسياري از افراد مي‌شود و آن‌ها را به تصميم‌گيري احساسي وا مي‌دارد؛ در حالي كه اگر هر كسي اندكي بينديشد، متوجه مي‌شود كه سايت‌هاي شرط‌بندي قصد توزيع پول ندارند و به طور حتم سود بسياري اول از همه نصيب خودشان مي‌شود تاكساني‌كه وارد اين عرصه مي‌‌شوند و برنده اول و آخر، سايت‌هاي شرط‌بندي هستند.

خوشبختي يا بدبختي برپايه شانس

يكي از قربانيان سايت‌هاي شرط‌بندي درباره نحوه شروع فعاليتش در اين سايت‌ها به «قانون» گفت: «ابتدا از طريق تبليغات يكي از كانال‌هاي تلگرامي طنز فوتبال وارد يكي از سايت‌ها شدم». او ادامه داد: «من خيلي اهل ريسك نبودم فقط با پنج هزارتومان وارد سايت شدم و روي بازي‌هاي مشخص شرط بندي مي‌كردم؛ به طور مثال در شب‌هاي مسابقات چمپيونز ليگ، روي برد رئال مادريد، بارسلونا، يوونتوس و تيم‌هايي كه بايد اتفاق نادري رخ مي‌داد تا برنده نشوند، شرط مي‌بستم و ضريب پايين را انتخاب مي‌كردم. اين كار را تا جايي ادامه دادم كه در نهايت با همان پنج هزار تومان اوليه توانستم 50 هزار تومان برنده شوم و حتي پولم را نيز از سايت بيرون كشيدم اما براي من كار به همين‌جا ختم نشد.  كمي بعد با 100 هزار تومان وارد سايت شدم و با روياي اينكه بتوانم اين‌بار درآمد ميليوني داشته باشم، شروع به شرط‌بندي‌هاي تركيبي كردم؛ يعني با 100 هزار تومان روي پنج يا 6 بازي شرط‌بندي كردم كه اگر در هر پنج بازي پيش‌بيني من درست از آب در مي‌آمد، در نهايت يك ميليون تومان برنده مي‌شدم اما شانس نياوردم و 50 هزار تومان ضرر كردم. در نهايت نيز با خودم عهد كردم هرگز از اين سايت‌ها استفاده نكنم و به هيچ‌كس نيز توصيه نمي‌كنم كه حتي يك‌بار بخواهد اين سايت‌ها را امتحان كند». در طرف مقابل بازندگان بدشانس، برندگان خوش شانس قرار دارند.  محمدرضا دانشجوي دانشگاه آزاد درباره نحوه ورودش به شرط‌بندي گفت:« من وضع مالي متوسطي داشتم و مثل بسياري از دانشجوها چون در خانه پدرم زندگي مي‌كردم زندگي برايم خرج چنداني نداشت، يك روز يكي از دوستانم در دانشگاه به سراغ من آمد و من را با سايت‌هاي شرط بندي آشنا كرد، به من پيشنهاد داد كه با يكديگر پول‌هاي‌مان را به اشتراك بگذاريم و به پيش‌بيني مسابقات فوتبال بپردازيم».  محمدرضا ادامه داد: «درحالي كه دو دل بودم، در نهايت پيشنهاد دوستم را قبول كردم و در يكي از سايت‌هاي شرط‌بندي كه البته روسيه‌اي بود، ثبت‌نام كرديم. ما خيلي دقيق بازي‌ها را آناليز مي‌كرديم و بعد به شرط‌بندي مي‌پرداختيم. فوتبال، ورزشي بود كه از آن لذت مي‌برديم و چه كاري بهتر از اين بود كه از فوتبال پول در بياوريم؟ پس از گذشت يك سال توانستيم سرمايه 300 ميليوني را از همين روش به دست بياوريم و همچنان نيز به اين‌كار ادامه مي‌دهيم».

فعاليت‌شان غيرمجاز است

صادق سليمي، حقوق‌دان در گفت‌وگو با «قانون» در خصوص اينكه فعاليت سايت‌هاي شرط‌بندي در ايران مجاز هستند يا خير، گفت: «فعاليت سايت‌هاي شرط‌بندي در ايران، از نظر شرعي كه به طور حتم حرام است و از نظر قانوني نيز جرم بوده و سايتي كه به ترويج شرط‌بندي مي‌پردازد و نيز كساني كه درآن سايت شرط بندي مي‌كنند هردو مجرم هستند». سليمي درباره اينكه آيا كساني كه در سايت‌هاي شرط‌بندي برنده مي‌شوند و نمي‌توانند به پول خود برسند، مي‌توانند به دادگاه مراجعه كنند و به دادرسي بپردازند يا خير، گفت: «به هرحال كسي كه در امر شرط‌بندي شركت مي‌كند، خودش مجرم است و در ايران، راه قانوني براي رسيدن اين افراد به پول‌هاي‌شان نيست و اگر راهي نيز باشد، نياز به يك پروسه پيچيده و زمانبر دارد».

خود كرده را تدبير نيست

اگر مي‌خواهيد وارد اين كار شويد، ريسك‌هاي بالاي آن را نيز بايد بپذيريد. شرط‌بندي مانند دو روي يك سكه است، ‌برنده هميشگي وب سايتي است كه در آن شرط مي‌بنديد اما ممكن است شما نيز گاهي با خوش شانسي و احتمال كم، مبلغي را ببريد و گاهي با بدشانسي و احتمال زياد، مبلغي را از دست بدهيد. فعاليت در اين‌گونه سايت‌ها علاوه بر آنكه ممكن است سرمايه جوانان را بگيرد، سبب فروپاشي زندگي بسياري از آن‌ها نيز مي‌شود كه با تلاش فراوان توانسته‌اند براي خود پولي اندوخته كنند. در حين نوشتن اين گزارش با افراد بسياري صحبت كرديم. افرادي كه سرمايه‌هاي 200ميليوني خود را از دست داده بودند.  هرچند آن‌ها حاضر به گفت‌وگو در اين باره نشدند اما تاكيد كردند كه بارها به روزهاي قبل از ورود به بنگاه‌هاي شرط‌بندي فكر كرده‌اند. روزهايي كه زندگي آرامي داشتند و راه پيشرفت را كم كم پيش گرفته بودند اما يك انتخاب اشتباه سبب تباهي‌شان شد كه خود كرده را تدبير نيست.

منتشر شده در پول

ناگفته‌های زندگی قاتل ملیکا +عکس

اولین باری که او پیش خانواده‌اش به قتل اعتراف کرد، دقایقی پس از آخرین بازجویی‌ها، از پشت تلفن بود و اولین عضو خانواده که اعترافاتش را شنید، مادرش بود. این زن که پیش از این، قتل برادرش را هم تجربه کرده است، به جام‌جم می‌گوید: «دو روز پس از حادثه پسرم از بازداشتگاه زنگ زده بود اما تا گفت ملیکا را کشته، تلفن قطع شد.»

او هنوز باور ندارد پسرش مرتکب قتل شده است و درباره روز حادثه می‌گوید: «ساعت 6 بعدازظهر چهارم مهر، دوقلوهایم را برداشتم و همراه رضا به پارک سر کوچه رفتم. مادربزرگ و دخترعموی ملیکا هم آنجا بودند. رضا بعد از نیم ساعت برای خوردن آب به خانه رفت و 20 دقیقه بعد دوباره به پارک برگشت. نزدیک غروب، همراه رضا و دوقلوهای هفت‌ساله‌ام به سمت خانه حرکت کردیم. ناگهان سر و صدا شد. مادر ملیکا جیغ می‌زد بچه‌ام … بچه‌ام … همه بیرون ریخته بودند. من و رضا هم به کوچه رفتیم. پلیس هم آمده بود. بعد از چند ساعت، پدر ملیکا دمپایی دخترش را پیدا کرد. بعد همراه ماموران وارد انباری خانه‌ای متروکه شدند و پس از دقایقی، جسد ملیکا را بیرون آوردند. آن موقع رضا هیچ واکنشی نداشت. ساعت 12 شب هم خوابید و صبح مسیر 20 دقیقه‌ای تا مدرسه را پیاده رفت. معلمش هم گفته رفتارش عادی بود. بعد برگشت و درس‌هایش را خواند.»

ماموران یک روز پس از حادثه به رضا مشکوک شدند و او را دستگیر کردند. مادر متهم می‌گوید: «غروب روز بعد، از کلانتری آمدند و سراغ رضا را گرفتند. او گفت برای چه؟ کجا باید بیایم؟ من درس دارم … مامور هم گفت زیاد طول نمی‌کشد. ساعت 4 صبح رهایش کردند، شب هم پیش خودم خوابید. صبح بلند شد، صبحانه‌اش را خورد و دوباره به مدرسه رفت.»

ظن ماموران به رضا آنقدر تقویت شده بود که ساعت 3 بعدازظهر 6 مهر، دوباره سراغش آمدند و این‌ بار او را برای همیشه دستگیر کردند. مادر رضا می‌گوید: «روز دوم پس از قتل، ماموران آمدند و گفتند پسرم برای سرقت گوشواره‌ها و تامین پول تعمیر دوچرخه‌اش، ملیکا را به بهانه بازی به انباری کشانده، دستانش را با بند کفش بسته و پس از خفه کردنش، جسدش را در انباری دفن کرده است. همان‌موقع هم خانه و زندگی‌مان را گذاشتیم و از شهر رفتیم.»

قتل به خاطر سرقت گوشواره

براساس محتویات پرونده، رضا در بازجویی‌ها اعتراف کرده است: «ملیکا را چند بار در محله‌مان دیده بودم و او را می‌شناختم. روز حادثه، پس از دیدن او منتظر ماندم تا از دوستانش جدا شود. با هم به خانه‌ای متروکه در آن حوالی رفتیم. به ملیکا گفتم برای بازی باید ابتدا دست‌هایت را ببندم. او که فریب حرف‌هایم را خورده بود، قبول کرد و من با بند کفش دست‌هایش را بستم. بعد هم برای این‌که بتوانم هزینه تعمیر دوچرخه‌ام را جور کنم، گوشواره‌هایش را سرقت کردم. می‌دانستم اگر از خانه متروکه بیرون برود، ماجرا را به همه می‌گوید برای همین با دستانم خفه‌اش کردم. سپس برای این‌که کسی متوجه قتل نشود، جنازه را همان‌جا خاک کردم.»

مادر رضا اعترافات پسرش درباره هزینه تعمیر دوچرخه را رد می‌کند و مدعی است: «پسرم هیچ پولی بابت تعمیر از من یا پدرش نخواسته بود. چند روز بعد هم وقتی او را در بازداشتگاه دیدم، پرسیدم تو ملیکا را کشته‌ای؟ گفت نه. زمانی‌که رفته بودم آب بخورم، مردی را دیدم که از انباری محل فوت ملیکا بیرون آمد. رفتم آنجا ببینم چه خبر است، دیدم ملیکا دست‌هایش از پشت بسته شده. من هم گوشواره‌هایش را در جیبم گذاشتم و دوباره به پارک برگشتم. اصلا هم به خاک دست نزدم.»

مادر ملیکا: از حقم نمی‌گذرم

در سوی دیگر مادر ملیکا حضور دارد. او چهار سال پیش از شوهرش جدا شد و همین یک دختر را داشت. می‌گوید: «آن روز ملیکا به خانه دوستش رفته بود تا با تبلت بازی کند. با تاریک شدن هوا نگرانش شدم. همه جا را دنبالش گشتم اما وقتی پیدایش نکردم با پلیس تماس گرفتم. آنها چهار ساعت بعد جسد دخترم را در یک خانه متروکه پیدا کردند. پس از سه روز، ماموران گفتند پسری 14 ساله را به اتهام قتل دخترم دستگیر کرده‌اند. شنیده‌ام به خاطر گوشواره‌ها، دخترم را به خرابه کشانده است. احتمالا ملیکا آنجا سر و صدا کرده و متهم هم او را خفه کرده است. وقتی به خانه می‌آیم و وسایل دخترم را می‌بینم گریه امانم را می‌برد. وقتی به دفتر، کتاب و وسایل مدرسه‌اش نگاه می‌کنم جگرم آتش می‌گیرد. ما در خانه پدری‌ام زندگی می‌کردیم. من از حقم نمی‌گذرم.»

فرماندار هفتکل اما نظر دیگری دارد و می‌گوید: «رضا تحت‌تاثیر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مرتکب قتل ملیکا شده است.»

یک مقام آگاه در پلیس آگاهی درباره این جنایت به جام‌جم گفت: «پس از ناپدید شدن ملیکا و کشف جسد او با توجه به حساسیت ماجرا تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی خوزستان با دستور سردار عباس‌زاده تحقیقات در این رابطه را آغاز کردند و متوجه حضور پسر نوجوانی در زمان قتل در حوالی خرابه شدند.

متهم از سوی ماموران و با دستور قضایی دستگیر شد. وجود آثار خاک در زیر ناخن‌هایش و همچنین کشف گوشواره‌های مقتول که در اختیار او بود حکایت از ارتکاب جنایت توسط وی داشت.

او وقتی مقابل افسر تحقیق قرار گرفت به ارتکاب جنایت اعتراف کرد و در جریان بازسازی صحنه قتل به تشریح نحوه کشتن و دفن جسد ملیکا پرداخت.»

وی افزود: «اعترافات متهم و نحوه بازسازی جنایت با آثار کشف شده در صحنه قتل مطابقت دارد و او با دستور قضایی بازداشت است. ادعاهای مطرح شده درباره این‌که او همدست داشته یا منکر اتهام خود شده است، درست نیست و رسانه‌ها نباید به این شایعات دامن بزنند.»

پدر و مادر متهم به قتل ملیکا، 16 روز پس از اعتراف پسرشان در گفت‌وگو با جام‌جم ناگفته‌های شخصیتی و شکل تربیتی رضا را بازگو کردند. ناگفته‌هایی که باعث شد پسر دانش‌آموز در این سن مرتکب جنایتی هولناک شود.

به درس خاصی علاقه نداشت

رضا کلاس هشتم است. او را در مدرسه شبانه‌روزی ثبت نام کرده بودند. درس رضا ضعیف بود اما انضباطش همیشه 20 می‌شد. مادرش می‌گوید: «پسرم پارسال سه تا تجدید آورد اما شهریور خواند و قبول شد. او به درس خاصی علاقه نداشت اما با شوق و ذوق در کلاس‌های جوشکاری یا برق خودرو شرکت می‌کرد.»

پرخاشگری نداشت

مادر رضا، پسرش را فردی آرام توصیف می‌کند و می‌گوید: «تا حالا نشنیده بودم در خیابان یا مدرسه دعوا کند. هیچ پرخاشگری خاصی هم نداشت. فقط بعضی اوقات دوقلوها – برادرهایش – را می‌زد. او از در خانه بیرون نمی‌آمد. بعضی وقت‌ها هم که دم در، همسایه‌ای را می‌دید و سلام نمی‌کرد، به او تذکر می‌دادم.»

دوستان محدود؛ تفریحات محدودتر

دایره دوستان رضا محدود بود. مادرش می‌گوید: «پسرم دو سه تا دوست بیشتر نداشت و همه‌شان را می‌شناختم. معمولا نمی‌گذاشتم تنهایی جایی برود و بیشتر وقت‌ها او را با خودم به پارک سر کوچه می‌بردم. پدرش هم خیلی سختگیر است و اجازه بیرون رفتن به او نمی‌داد. رضا از پدرش خیلی می‌ترسید. وقتی رفته بودم کلانتری او را ببینم، گفت پدرش نباشد تا بتواند حرف بزند. با من مثل دوست بود و همه چیزش را برایم تعریف می‌کرد.» آن طور که مادر رضا می‌گوید، تفریحات پسر 13 ساله‌اش در دیدن تلویزیون با برادران دوقلویش خلاصه می‌شد.

روزی 2000 تومان برای خرجی

پدر و مادر رضا روزی 2000 تومان پول توجیبی به او می‌دادند. مادرش می‌گوید: «سرنبش مدرسه رضا یک دکه فلافل‌فروشی است. رضا با پولی که به او می‌دادیم، ساندویچ و نوشابه می‌خرید.»

اختلاف ریشه‌دار با خانواده پدر

اختلاف و درگیری سر ارثیه پدری باعث شد تا رضا از داشتن ارتباط با عمو و عمه‌هایش محروم باشد. مادرش می‌گوید: «من 14 سال پیش با پدر رضا ازدواج کردم و چند بار باردار شدم اما بچه‌ام سقط شد تا این که رضا به دنیا آمد. سال‌ها پیش، شوهرم به خاطر یک تراکتور ارثیه با خواهر و برادرش اختلاف پیدا کرد و از آن زمان به بعد، ارتباط‌شان قطع شد.»

دایی رضا کشته شده است

دایی رضا هفت سال پیش در عسلویه کشته شده است. مادر متهم می‌گوید: «برادر من، هفت سال پیش، وقتی 25 ساله بود در عسلویه کشته شد اما هنوز قاتلش دستگیر نشده است. وقتی جسد ملیکا را پیدا کردند، یاد او افتادم. »

پسرم خیلی از من می‌ترسید

پدر رضا کشاورز است و با تراکتور، روی زمین دیگران کار می‌کند. از وقتی به خاطر قتل ملیکا مجبور شد شبانه خانه و زندگی‌اش را رها کند، سر کار نرفته است. او درباره ارتباطش با رضا به جام‌جم می‌گوید: «ارتباطم با پسرم خوب بود اما مثل چی از من می‌ترسید. اگر درس نمی‌خواند یا با بچه‌های بی‌تربیت می‌گشت، حسابی تنبیهش می‌کردم. البته بیشتر با او حرف می‌زدم اما بعضی وقت‌ها هم به صورتش سیلی می‌زدم.»

او درباره روزی که رضا به خاطر مردود شدن در مدرسه از خانه فرار کرد، می‌گوید: «پشت خانه ما یک خرابه است. رضا برای این که با من روبه‌رو نشود، به آنجا رفته و کنار یک کمد پنهان شده بود. تا غروب خانه نیامد. نگرانش شدیم و به چند نفر از اعضای فامیل زنگ زدیم اما کسی او را ندیده بود. برای پیدا کردنش از خانه بیرون رفتم. وقتی برگشتم با رضا روبه‌رو شدم. می‌خواستم تنبیهش کنم اما مادرش مرا به پدر و مادرم قسم داد. فقط گفتم خجالت نکشیدی؟ بچه‌های مردم همه قبول شدند؛ از خجالت آب شد.»

جلوی کلانتری پدر ملیکا را دیدم

پدر رضا یک‌بار به شکل اتفاقی با پدر ملیکا روبه‌رو شده است. می‌گوید: «وقتی رضا را گرفتند برای پرس و جو به کلانتری رفتم. موقع برگشتن، مردی را دیدم که با لباس مشکی کنار یک پراید ایستاده بود، گفتم به فلان جا می‌روی؟ یکهو گفت نه، دخترم را آنجا کشته‌اند. آنجا فهمیدم این مرد، همان پدر ملیکاست.»

ریشه‌های ارتکاب جنایت هولناک

دکتر حسینی، جرم‌شناس درباره ریشه‌های وقوع این جنایت به جام‌جم می‌گوید: «با بررسی زندگی رضا و گذشته او متوجه می‌شویم پسر دانش آموز به خاطر رفتار والدینش فردی گوشه گیر و دایره دوستانش محدود بود. حتی ارتباط با دوستان و تفریحات او مثل رفتن به پارک زیر نظر والدینش انجام می‌شد. از سوی دیگر قطع شدن ارتباط با اعضای خانواده پدر و همچنین خبر قتل دایی باعث رشد ریشه‌های ارتکاب خشونت در وجود او شده بود.»

وی افزود: «رفتار پدر رضا با پسرش باعث شده متهم نتواند ارتباط خوبی با پدرش داشته باشد. به طوری که بعد از خراب شدن دوچرخه‌اش ترجیح داده برای مدتی دوچرخه نداشته باشد تا این که از پدرش درخواست پول کند. همین موضوع یکی از دلایل ارتکاب قتل از سوی او بوده است به طوری که تصمیم به سرقت می‌گیرد تا با فروش گوشواره‌های ملیکا هزینه تعمیر دوچرخه اش را تامین کند. اگر در گذشته رضا بیشتر تامل و بررسی کنیم با خشونت‌های خفته‌ای در زندگی او روبه‌رو می‌شویم که این خشونت‌ها به مرور زمان با ارتکاب جنایتی هولناک خود را عیان کرده است.»

این جرم شناس معتقد است برای جلوگیری از تکرار جنایت‌های مشابه باید ریشه‌های وقوع این قتل از سوی روان‌شناسان، جرم شناسان و جامعه شناسان مورد بررسی قرار گیرد تا با شناسایی آنها برای پیشگیری استفاده شود.

یزدان مرادی – حوادث

منتشر شده در پول

ناگفته‌های پدر مأموری که از قصاص قاتل گذشت

روزنامه شرق: مأمور پلیسی که به دست مردی خلافکار به قتل رسیده و اولیای‌دم از قصاص او گذشت کرده ‌بودند، قرار بود چند روز بعد از شهادتش نامزد کند.  پدر و مادر «علی احمدی»، مأمور پلیسی که در  پی تعقیب  و گریز و درگیری مسلحانه با فردی خلافکار کشته شد، وقتی فرزندشان به خوابشان آمد، تصمیم به گذشت گرفتند.  پدر این مأمور پلیس درباره آرزوهای پسرش، به شاهد حلاج، خبرنگار روزنامه «شرق»، گفته ‌است و توضیح داده فقط سه روز تا نامزدی پسرش مانده بود که او را به قتل رساندند.
شما چطور از شهادت پسرتان مطلع شدید؟ من ماشین دارم، آن روز در ماشین نشسته بودم و می‌خواستم جایی بروم که یک نفر از همکاران پسرم آمد گفت علی در رباط کریم تصادف کرده است. از من خواست با او به محل تصادف بروم. وقتی به آنجا رفتم یک سرهنگ پیش من آمد و من را با خودش به سمت بیابان برد که یک آمبولانس هم توقف کرده بود، وقتی به آمبولانس رسیدم دیدم که یک نفر روی زمین افتاده است و پتو روی او کشیده‌اند. آن موقع بود که فهمیدم چه شده است و همان‌جا از حال رفتم. نیم‌ساعت بی‌هوش و گیج بودم و وقتی حالم بهتر شد ماجرای شهادت علی را برای من شرح دادند.  هیچ‌وقت از کاری که پسرتان به‌عنوان پلیس انجام می‌داد خبر داشتید؟ بعد از شهادتش دوستان و همکارانش من را به جاهایی که عملیات کرده بود بردند و نشان دادند، حتی ماشین‌هایی که گرفته بود، ‌اسلحه‌هایی که کشف کرده بودند و گفتند یک هفته قبل از شهادت ٧٠٠ یا ٨٠٠ کیلوگرم مواد مخدر کشف کرده بود. خودش هیچ‌وقت درباره شغلش با شما صحبت می‌کرد؟ به‌هرحال مأمور پلیس‌ بودن شغل پرخطری است و در هر مأموریتی ممکن است پلیس به شهادت برسد. پسرم هیچ‌وقت از کارهایی که در جایگاه یک پلیس انجام می‌داد با ما صحبت نمی‌کرد، چون می‌دانست مادرش نگران می‌شود و مادرش هم همیشه به او می‌گفت جاهای سخت نرود؛ اما رفیق‌هایش بعد از شهادتش برای ما تعریف کردند که هر روز با دزدها و قاچاقچی‌ها و آدم‌های خلافکار سروکار داشت و چون او فعالیت بیشتری داشت او را به عملیات می‌فرستادند.  آیا هیچ‌وقت فکر می‌کردید چنین اتفاقی بیفتد؟ نه فکر نمی‌کردم، البته پدرها و مادرها همیشه نگران بچه‌هایشان هستند. پسر شما چه مدت بود در پلیس خدمت می‌کرد؟ پسرم از سال ٨٣ یا ٨٤ وارد پلیس شد، دو سالش را در منطقه مهران سربازی کرد و بعد از آن بود که وارد پلیس شد و این اتفاق برایش افتاد. شما چند فرزند دارید و علی زمانی که این اتقاق برایش افتاد چند سال داشت؟ یک پسر و چهار دختر دارم و علی پسر بزرگ من بود که هم‌زمان با خدمت در پلیس، در دانشگاه در یکی از رشته‌های علوم انسانی تحصیل می‌کرد. ازدواج کرده بود؟ مدتی بود که برای او با خانواده یک دختر صحبت کرده بودیم و قرار بود نامزد کند. روزی که این اتفاق افتاد پنجشنبه بود و سه روز بعد آن یعنی شنبه قرار بود نامزد کند. البته چند ماهی بود که درگیر مراسم خواستگاری بودیم و حتی خانواده دختر هم گفتند باید از محل کارش تحقیق کنند. او هم درخواست مرخصی و وام و مسکن کرده بود که اتفاقا چند روز قبل از شهادتش با درخواستش موافقت شده بود. دوستانش بعد از شهادت به من گفتند روزی که نامه موافقتش آمده بود، پسرم مأموریت بوده است و وقتی برگشته بود به او گفته بودند مژدگانی بده و شیرینی برایمان بخر، سرهنگ تو را کار دارد و با درخواست مرخصی‌ات هم موافقت شده است که علی به آنها گفته ان‌شاءالله شیرینی شهادتم را هم به شما می‌دهم. آیا پس از این اتفاق خانواده مقتول برای رضایت پیش شما آمدند؟ خیلی آمدند، اما چون ما تصمیم به قصاص داشتیم خواهش‌های آنها در ما اثر نمی‌کرد. آیا هیچ‌وقت با قاتل پسرتان رودررو صحبت کردید؟ نه من حرفی با او نداشتم، ‌فقط یک ‌بار او را در دادگاه دیدم و حتی الان نمی‌توانم او را نفرین کنم و هیچ‌وقت هم نفرین نکردم، ‌به خدا واگذار کرده‌ام و گفتم هر کاری می‌خواهی خودت با او بکن. چه شد که تصمیم گرفتید بدون پول رضایت بدهید؟ مردم هم خیلی پیش ما آمدند که پول بگیر و رضایت بده، اما ما اصلا تصمیم به رضایت نداشتیم که بخواهیم پول بگیریم یا نه، ‌بعد از آن هم اگر با پول رضایت می‌دادیم دلمان راضی نمی‌شد. همان روزی که ما به قاتل پسرمان مهلت دادیم، چند قاتل دیگر را هم برای اجرای حکم آورده بودند، حکم همه آنها اجرا شد و فقط ما بودیم که چند ماه مهلت دادیم، ‌آخرسر هم که همسرم خواب دید و به خاطر ماه محرم و امام حسین(ع) از خون پسرمان گذشتیم. الان که قصاص نکرده‌اید چه احساسی دارید؟ حالم خوب است. چون به‌خاطر رضای خدا و خون امام‌حسین(ع) از قاتل گذشتیم، ‌اگر ما از قاتل گذشت نمی‌کردیم جانش را می‌گرفتیم کار تمام می‌شد، اما الان اثر بخشش ما باقی خواهد ماند.  آیا در مدت این چند سال با فرزندان دیگرتان درباره قصاص یا بخشش قاتل صحبت می‌کردید؟ بله، صحبت می‌کردیم و خیلی از مواقع هم بچه‌ها به ما می‌گفتند که رضایت بدهید، ولی چون پسرمان بی‌گناه کشته شده بود راضی نمی‌شدیم و بیشتر از همه هم مادر شهید بود که اصرار به قصاص داشت.
  چه شد که تصمیم به رضایت گرفتید؟
پسرم انگار به دلش افتاده بود که شهید می‌شود و به دوستانش هم گفته بود که شیرینی شهادتش را می‌دهد. بعد از این اتفاق پسرم به خواب دخترم و چند نفر از فامیل آمده بود که چرا رضایت نمی‌دهید، برای رضای خدا رضایت بدهید و گفته بود که با آنها مدارا کنید، خوبیت ندارد. وقتی اینها را به ما گفتند ما دیگر نتوانستیم قصاص کنیم و تصمیم گرفتیم مهلت بدهیم و همسرم هم گفت اگر پسرم به خواب خودم بیاید، رضایت خواهم داد. بعد هم که به خواب همسرم آمد، دیگر ما مطمئن شدیم که باید رضایت بدهیم و سه‌شنبه بود که به دادسرا رفتیم و
رضایت دادیم.
   پسرتان در مورد شهادت با شما یا دوستانش صحبت کرده بود؟
با ما و دوستانش که نه، اما در وصیت‌نامه‌ای که در آخرین سفری که به مشهد داشت نوشته بود و بعد از شهادتش به دست ما رسید، متوجه شدیم که در مشهد هم از امام رضا(ع) شهادت خواسته بود و وقتی ما دیدیم که او به آرزویش رسیده و به خواب فامیل و مادر خودش هم آمده و خواسته است مدارا کنیم، تصمیم به مدارا گرفتیم و برای رضای خدا رضایت دادیم. فکر می‌کنم ، روح پسرم هم در آرامش است. من و اعضای خانواده‌ام هم حال بهتری داریم و امیدواریم قاتل به راه راست هدایت شود و دیگر کارهای خلاف نکند.

منتشر شده در پول

رونمایی از یک مستند جنجالی درباره قاچاق دختران ایرانی/ حسن عباسی: صنعت پورن جزیی از اخلاق لیبرالیسم است/ ليبرال‌ها در ایران از صهيونيست و وهابيت خطرناك‌ترند

گروه فرهنگی جهان نيوز: نزديك به15 سال پيش مسعود ده‌نمكي با ساخت مستندي جسورانه با نام فقر و فحشا به رابطه فقر اقتصادي ناشي از توسعه مديريت ليبرالي و فضاي مادي‌گرايانه پس از جنگ پرداخت؛ فساد و فحشايي كه به واسطه ايجاد شكاف‌هاي طبقاتي در جامعه توسعه مي‌يافت و به نوعي از واقعيتي كه زير پوست شهر در حال رخ دادن بود، پرده برمي داشت. مستند «پول و پورن» ساخته مهدي نقويان را بايد ادامه‌اي بر مستند فقر و فحشا، اما با رويكردي تازه قلمداد كرد. در اين اثر ديگر فقر به عنوان دال مركزي موضوع مطرح نيست و بلكه سوداگري اقتصادي و ثروت اندوزي از طريق يك تجارت را كه وجهي صنعتي در دنياي مدرن دارد، محور كار قرار داده است. 

مستند «پول و پورن» پس از ترسیم نمایی کلی از باندهای زیرزمینی اما پرکار فساد و فحشا (اسکورت سرویس‌ها) و بیان نحوه فعالیت آنها، ماجرای یک پرونده امنیتی مرموز و مهم از نفوذ آنها به ایران و قاچاق دختران ایرانی را روایت می‌کند. این مستند جنجالی به روايت يك باند شكار و قاچاق دختر به خارج از كشور –عمدتاً دوبي- به عنوان برده جنسي مي‌پردازد و به عمق فضايي می‌رود كه از آن به عنوان صنعتي تبهكارانه ياد مي‌شود و گردش مالي آن در جهان رقم‌هاي نجومي را نشان مي‌دهد.     مستند «پول و پورن» از اسناد و اتفاقاتي پرده برداشته‌است كه هر چند كوچك و محدود و پنهان هستند، اما به هر حال در زير پوست جامعه ما وجود دارند و كم‌توجهي به آن ممكن است در دراز مدت به گسترش آن و افزايش تلفات در ميان بخشي از مردم منجر شود. 
  روايتي ژورناليستي ساختار اين فيلم بيش از آنكه به مستندهاي معمول شباهت داشته باشد، شبيه گزارش‌هاي تصويري تلويزيون است؛ يعني ما با بسته‌اي فشرده از اطلاعات مواجه هستيم و به جاي داستان يا سير روايي، اين تراكم وقايع و رخدادهاي حول موضوع فيلم است كه مخاطب را همراه مي‌كند. بخش اعظم فضاي اين مستند را تصاوير و صداهاي ضبط‌شده توسط خود دست‌اندركاران باند مذكور از خانه‌هاي تيمي و مراكزي كه در آنها فعاليت مي‌كردند، تشكيل داده كه مصاحبه با برخي از قربانيان نيز چاشني آن شده است. در مجموع، به لحاظ فرمي، مستند «پول و پورن» كار رو به جلو و مطلوبي نيست و حتي از مجموعه مستندهايي چون «بيراهه» و «شوك» هم پايين‌تر قرار مي‌گيرد، اما از نظر موضوع و رويكرد افشاگر خود مي‌تواند براي مردم هشدار‌دهنده باشد. فيلم نقويان به‌رغم سادگي و فقدان فرم به معناي واقعي كلمه، اما از مسير افشاي ژورناليستي واقعيت قدري به زمينه‌هاي اجتماعي مسئله نيز نزديك مي‌شود. 
اما مراسم رونمایی از مستند «پول و پورن» با حضور اصحاب رسانه و عوامل این فیلم و همچنین حسن عباسی که سخنرانی این برنامه را بر عهده داشت در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

 حسن عباسی که سخنران این مراسم بود به اين نكته اشاره كرده‌است كه «خدا امر مي‌كند به عدل و شيطان به فحشا. به حضرت رسول(س) گفتند هجرت يعني چه؟ فرمودند عبور از حرام خدا. ما در زندگي توحيدي بايد در حال هجرت از كفر به ايمان باشيم. در طبقه‌بندي اجتماعي افراد خنثي از همه مقصرترند. هركسي هر چيزي را بگويد، مي‌پذيرند اين رفتار را در فضاي مجازي نيز دارند.»    عباسي با مخاطب قرار دادن جريان ليبرالي مي‌گويد: «همان جرياني كه عليه اين فيلم شروع به شانتاژ كرده، اگر تا ديروز ما سندي نداشتيم كه امريكا عليه ايران جنگ نرمي را آغاز كرده است، آن روز خودش اسنادي را منتشر می‌کرد. چرا جريان ليبرال در مقابل اينكه ما گفتيم در جريان بانكي ربا وجود دارد، سكوت كرد! ما را در داخل با تز دين و سياست سر كار گذاشتند و در خارج با جدايي دين از اقتصاد.»   اين كارشناس با تأكيد بر اين مطلب كه موضوع بعدي نابودي خانواده و ازدواج سفيد است، گفت: «يك شكل از ليبراليسم در حوزه اخلاق صنعت پورن است. يك شكل هماني بود كه در اين مستند به نمايش در‌آمد، دولت ليبرال‌ها در دهه 70 كه بر سر كار آمد، جلوي دو فيلم را در اينباره گرفت. در سال 83 نيز در ارتباط با فروش دختران هشدار دادم، از من چندين شكايت شد و من 49 ماه خانه‌نشين شدم. بنده از قوه قضائيه كه اين روزها برخوردهاي جدي با معضلات دارد، تشكر مي‌كنم. اگر امروز با مصيبتي به عنوان آقازاده‌ها مواجه هستيم، دليلش نان و پول شبهه‌ناك است كه باعث مي‌شود بچه‌هايشان در آن سوي مرزها «چي‌چي نيوز» تأسيس كنند. در حالي‌كه شاهديم در همين روزگار فرزند يك زن خانه‌دار، شهيد محسن حججي مي‌شود. پول شبهه‌ناك درون حكومت بيايد، در كار فرهنگي ايراد به وجود مي‌آيد. شهيد حججي‌ها محصول گريه‌هاي عاشقانه براي ابا‌عبدالله(ع) هستند.    عباسي گفت: 500 ميليون صفحه فضاي مجازي با موضوع پورن وجود دارد، ليبراليسم يعني فحشا؛ اين گي‌ها و لزبين‌ها طايفه قوم سدوم هستند. ربا، زنا، لواط، بت پرستي و كفر همه آنها در امريكا جمع شده‌اند و ايدئولوژي‌اي آن را رهبري مي‌كند. ليبرال‌ها در ایران از صهيونيست و وهابيت خطرناك‌ترند. وي با اشاره به اين فيلم و مخاطبان آن اضافه كرد: مخاطب اين فيلم پورن پول و آدم‌هاي خاكستري جامعه هستند. ما بايد در پاتولوژي فرهنگي به بررسي اين موارد بنشينيم. بيماري فرهنگي جامعه بايد توسط طبيبان نيز بعد از پاتولوژي فرهنگي درمان شود. 
گفتنی است، موضوع این مستند قاچاق دختران ایرانی است. کارگردان این اثر مهدی نقویان است و تهیه‌کنند‌گی آن را مرکز مستند سوره حوزه هنری انقلاب اسلامی با همکاری سازمان جرائم سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر عهده داشته‌اند.      صراحتي كه لازمه كار است محسن يزدي، مدير مركز مستند حوزه هنري و تهيه‌كننده اين مستند در گفت و گو با «جوان» به اين نكته اشاره مي‌كند که از باندي كه چندي پيش توسط سازمان جرائم سايبري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كشف شد، بخشي از اطلاعات و تصويرهاي اين مستند به دست آمده و در اختيار مركز مستند سوره قرار گرفته و مهدي نقويان از اين اسناد براي ساخت مستند استفاده كرده است. 
  به گفته اين تهيه‌كننده ورود به مسائلي از اين دست مشكلات خودش را دارد، ما مرتب بحث مي‌كرديم كه آيا نشان دادن اين مسائل خوب است يا بد؟! بحث‌ها هميشه بوده است، اما با اينكه بيان اين موارد مانند شمشير دو لبه است، بايد گفت كه گفتنش نيز لازم است. اين پروژه كار آخر ما نيست، اما خودمان مي‌دانيم كه مشكلاتي داشته‌است، ولي كارشناسان فيلم را نقد كنند و به ما بگويند. صراحت‌هايي وجود دارد كه عذرخواهي مي‌كنم، ولي احساس ما بر اين است كه اين نوع صراحت گاهي لازم است. 
  وي در پاسخ به اين سؤال كه چه دغدغه‌اي باعث شد ساخت اين مستند كليد زده شود، توضيح داد: «مركز مستند حوزه هنري به پيوند زدن موضوعات آثارش با منافع ملي تأكيد ويژه‌اي دارد.‌»   وي به اين نكته اشاره كرد كه طرح موضوعاتي كه فساد و فحشا را مطرح مي‌كنند بايد به گونه‌اي باشد كه خود ترويج‌دهنده نباشند و به نوعي ضد خود عمل نكنند، براي همين بيش از همه اين مستند با رويكرد هشدار‌دهندگي و بازدارندگي براي مخاطب ساخته شده و سعي شده‌است با هنرمندي رسانه‌اي از توصيف برخي مؤلفه‌هاي غيرضروري پرهيز كنيم و گزارشي دردمندانه ارائه دهيم،
   مستند «پول و پورن» نشان مي‌دهد كه فحشا، يك سازمان سياسي و اقتصادي است كه ريشه‌هاي آن را بايد در كانون‌هاي زرسالار آن سوي آب ديد. اين جريان، يك شبكه جهاني است كه متأسفانه شعبه‌هاي آن در ايران هم در قالب قاچاق دختر به مناطقي چون دوبي فعال است.

دوبي، شهري به ظاهر پيشرفته با آسمانخراش‌ها و برج‌هاي چشم‌نواز و خيره‌كننده‌ در قلب يك كشور شيخ‌نشين و عقب‌مانده است. اما در مستند پول و پورن مي‌بينيم كه زير برج‌هاي شيك همين منطقه آزاد تجاري، سياهچال‌هايي وجود دارد كه محل آزار و اذيت و اسارت دخترهايي است كه فريب خورده‌اند. اين مستند حتي نفوذ اين سازمان‌ها را در داخل هم فاش مي‌كند.

منتشر شده در پول