یارگیری آمریکا و عربستان در انتخابات عراق و لبنان با هدف کاهش نفوذ ایران

صباح زنگنه، کارشناس و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با ایکنا درباره افزایش فشارها و فضاسازی‌های اخیر آمریکا، برخی کشورهای اروپایی، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی منطقه علیه فعالیت‌های موشکی و حضور منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و ارتباط دادن آن با برجام گفت: هر روز که به زمان انتخابات در برخی کشورهای منطقه نزدیک می‌شویم این حساسیت‌ها و فضاسازی‌ها هم بیشتر می‌شود. اکنون در شرف انتخابات در عراق و لبنان هستیم و از طرف دیگر روند شرایط در سوریه به نحوی است که با قدرتمندتر شدن دولت سوریه و متحدان آن، زمینه حل مسائل از طریق روند سیاسی فراهم‌تر می‌شود.

طرح آمریکا و برخی کشورهای عربی برای تأثیرگذاری بر انتخابات آتی عراق و لبنان و کاهش نفوذ ایران 

وی ادامه داد: از سوی دیگر آمریکایی‌ها و پشت سرشان اسرائیل، عربستان و امارات به شدت نگران ثبات و استقرار سیاسی منطقه به نفع کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان هستند. به همین دلایل است که آمریکا اعلام می‌کند که نه تنها نیروهایش را از سوریه خارج نمی‌کند بلکه افزایش خواهد داد که این علنا و صراحتا یک تخلف از مقررات بین‌المللی است که نیروهای خارجی بدون اجازه یک دولت در آن کشور حضور داشته باشند. همچنین آمریکا اعلام می‌کند که به تسلیح گروه‌های مخالف دولت سوریه ادامه خواهد داد.

زنگنه اظهار کرد: در عین حال آمریکا در حال هماهنگی با عربستان و امارات برای دخالت در انتخابات عراق و لبنان است و می‌خواهند با تزریق پول و امکانات و در اختیارگذاشتن دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای به افراد و گروه‌های متمایل و وابسته به خودشان، کمک کنند تا در انتخابات آرای بیشتری کسب کنند تا در ساختار و تشکیلات سیاسی این کشورها نقش و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند.

کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: طبیعتا در کنار این اقدامات، موج تبلیغات هم به راه خواهد افتاد تا اطمینان قلبی به افراد و گروه‌های وابسته به خودشان بدهند و اینگونه القا خواهند کرد که گویی این ایران است که می‌خواهد منطقه به ثبات نرسد و روند سیاسی در این کشورها را متوقف کند.

وی تأکید کرد: در واقع جبهه مقابل ایران، با مجموعه‌ای از اقدامات نظامی، امنیتی و تبلیغاتی تلاش می‌کنند این مرحله را به نفع خود جهت بدهند و لذا به صورت مکرر مسئله توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را مطرح و ان را به عنوان خطری برای آینده منطقه جلوه می‌دهند.

کنفرانس بین‌الملی بازسازی عراق یک شوی تبلیغاتی بود

زنگنه درباره برخی تلاش‌های جبهه غربی ـ عربی برای خارج ساختن ایران از جمع کشورهای مؤثر در بازسازی عراق در کنفرانس بین‌المللی کویت در دوره پساداعش گفت: این سومین کنفرانسی است که پس از سقوط صدام با موضوع بازسازی عراق برگزار می‌شود. با همه سروصداهایی هم که انجام گرفت جمع کل تعهدات کشورها بیشتر برای قرض دادن بود نه کمک‌های بلاعوض و کمک‌های بلاعوض بسیار اندک و خجالت‌آور بود.

این کارشناس مسائل جهان اسلام یادآور شد: اما قرض‌هایی هم که مطرح است عملا در جهت بدهکار کردن ملت عراق و نسل‌های آینده عراق خواهد بود و طبیعتا دولتمردان عراقی و متخصصان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد عراق نسبت به این نوع رفتارها، دقت لازم را خواهند کرد.

زنگنه با بیان اینکه کنفرانس کویت در عمل یک شوی تبلیغاتی بیشتر نبود و عملا چیزی از این کنفرانس عاید عراق نخواهد شد، گفت: روابط جمهوری اسلامی ایران با عراق در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصادی مستحکم‌تر از آن است که برخی کشورها بتوانند از طریق چنین کنفرانس‌هایی، بر نقش مؤثر ایران در بازسازی عراق در پساداعش اثر بگذارند.

گفت‌وگو از مهدی مخبری

انتهای پیام

منتشر شده در پول

پروژه های در دست اقدام وزارت راه با این روند توزیع اعتبارات، 27 سال دیگر به بهره برداری می رسد!/دولت تا زمانی که به اوراق مشارکت و قرضه تکیه می کند، پیشرفتی نخواهیم داشت

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا «قلی‌الله قلی‌زاده» در گفت و گو با خبرنگار رودآور؛ در واکنش به روند کند مراحل اجرایی پروژه های ملی در سطح کشور و به ویژه پروژه های راه و شهرسازی، گفت: به طورطبیعی یکی از وظایف مجلس و کمیسیون عمران نظارت بر عملکرد دستگاه ها از جمله وزرات راه شهرسازی است.

پروژه راه آهن غرب کشور یکی از پروژه های اولویت دار دولت است

وی اظهار کرد: پروژه راه آهن غرب کشور یکی از پروژه های اولویت دار دولت است که به طور حتم باید انجام شود، ولی متأسفانه به دلیل شرایط مالی و اقتصادی و تخصیص کمی که دولت به پروژه های عمرانی می دهد، شاهد هستیم که پروژه ها آن طور که انتظار مردم و جامعه دارند، پیش نمی رود.

عضو کمیسیون عمران مجلس افزود: وزارت راه گرچه دستگاه اجرایی است ولی نقش کارفرمایی دارد و خود این وزارت به طور مستقیم کار را انجام نمی دهد و به پیمانکار می دهد و پیمانکار هم به عنوان کارفرما باید پولی در دست داشته باشد و پول را هم سازمان مدیریت و برنامه ریزی طبق آن اعتبار مصوبی که در ردیف خاص پروژه در نظر گرفته است، تخصیص می دهد.

به طور عمده به پیمانکاران به جای پول نقد، اوراق مشارکت می دهند/تخصیص آن طور که باید به دست پیمانکار نمی رسد

قلی زاده تصریح کرد: در زمان تخصیص نیز به طور عمده پول نقد داده نمی شود و مقداری از آن انواع اوراق هاهستند، اوراق ها هم تا تبدیل به پول شود در سیستم بانکی  و مقداری از آن کسر می شود و در نهایت آن چه که باید به دست پیمانکار برسد، نمی رسد.

عملیاتی شدن پروژه ها به مسائل مالی گره خورده است/بخشی از تأخیر زمان بهره برداری از پروژه ها، به مسائل مدیریت ارتباط دارد

وی عنوان کرد: در حقیقت پروژه ها به مسائل مالی، اقتصادی، درآمد دولت و تخصیص ها  گره خورده است، یعنی صرفاً نمی توان گفت که ایراد کار تنها از حوزه مدیریتی وزارت راه است، هر چند که بخشی از آن مربوط است و بالاخره وزارتخانه راه و شهرسازی به عنوان متولی امر از سازمان برنامه و بودجه و مجموعه دولت باید پیگیری کند و مصرانه بخواهد که تخصیص خوبی به این پروژه ها بدهند.

اگر مجلس مجوز توزیع اوراق قرضه برای پروژه ها را نمی داد، آن مقدار پیشرفت در پروژه ها را هم نداشتیم

عضو کمیسیون عمران مجلس در ادامه گفت: از آن طرف هم سازمان برنامه و بودجه هم تنها آنچه که در دست دارد و موجود است می تواند بدهد و اگر مجلس آن مجوزهای لازم برای پرداخت اوراق قرضه را هم نمی داد،  حتی این مقدار کاری هم که پیش رفته، انجام نمی شد.

قلی زاده با بیان اینکه در کشور چندین پروژه اولویت دار وجود دارد، اظهار کرد: راه آهن غرب کشور، میانه ـ تبریز، اردبیل، آستارا جزء این پروژه ها هستند که شرایط اقتصادی و مالی و البته بخشی هم موضوع مدیریتی سبب شده تا کارها مطابق انتظارت جامعه پیش نرود.

اعتبارات مانند گوشت قربانی، بین چندهزار پروژه های عمرانی توزیع می شود

وی همچنین عنوان کرد: از طرفی هم زمانی که تعداد پروژه ها زیاد هستند و اعتبارات بین چندهزار پروژه، مثل یک گوشت قربانی توزیع می شود و در نتیجه پروژه ها نیمه تمام و نیمه کار می مانند و به بهره برداری نمی رسند.

عضو کمیسیون عمران مجلس تصریح کرد: در عمل این اعتباراتی که برای پروژه ها توزیع می شود به اندازه کافی و لازم نیست و پروژه ها روی زمین می ماند، گاهی هم شده تعدادی از این پروژه ها عمر مفید آن 20 سال است و خیلی از پروژه ها هم اینک 25 سال است شروع شده ولی به اتمام کار خود نرسیده است.

با این روند توزیع اعتبارات، 27 سال دیگر پروژه های در دست اقدام وزارت راه به بهره برداری می رسد!

قلی زاده عنوان کرد: با این روندی که در پیش گرفته ایم و اگر طبق همین منوال هر سال سازمان برنامه و بودجه، بودجه به پروژه هایی همچون راه آهن و جاده ها اختصاص بدهد، سرانگشتی هم حساب کنیم شاید 27 سال زمان می برد تا این پروژه های در دست اقدام وزارت راه به بهره برداری برسد.!

تنها نسخه شفا بخش کشور، عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی است

وی در ادامه با تأکید بر اینکه تنها دارو، درمان و نسخه شفا بخش کشور هم عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی درتمامی حوزه ها است، گفت: یکی از شاخصه های اقتصاد مقاومتی درون زا بودن و برون نگر بودن آن است، به این معنا که ما باید توجه مان را به داخل و تولیدات داخلی داشته و برون زا یعنی آن که صادرات داشته باشیم.

فرهنگ عمومی جامعه ما به شکلی شده که همه چشمشان به دروازه های کشور است که چه می خواهیم وارد کنیم

عضو کمیسیون عمران مجلس تصریح کرد: این بدان معنا است که هم در خدمات، هم در صنعت و کشاورزی وحتی خدمات فنی مهندسی ما باید صادر کننده باشیم، ولی متأسفانه در حال حاضر فرهنگ عمومی جامعه ما به شکلی شده که همه چشمشان به دروازه های کشور است که چه می خواهیم وارد کنیم.

قلی زاده ادامه داد: در حال حاضر به تولیدات، صنعت و خدمات داخلی توجهی نداریم و از نظر کیفیتی به رقابت چه در داخل و چه در دنیا نپرداخته و صادراتی که باید نداریم و تا زمانی که دیدگاه ها این گونه است به جایی نمی رسیم.

تا زمانی که دولت به اوراق مشارکت و قرضه تکیه می کند، پیشرفتی نخواهیم داشت

وی افزود: هنگامی می توانیم پروژه های کشور را عملیاتی کنیم که درآمد، پول و اعتبار داشته باشیم،  زمانی که دولت به اوراق مشارکت و اوراق قرضه تکیه می کند، طبیعی است، پیشرفت خاصی حال نمی شود، دولت تا کی می خواهدبا قرض نسل آینده را بدهکار؟! و ما تا کی می خواهیم همه چیز را پیش خور کنیم ؟!

توان انجام کار را داریم اما اراده و عزم عمومی برای انجام کارها را نداریم

عضو کمیسیون عمران مجلس عنوان کرد: بنابراین مشکل اصلی ما یکی بحث مدیریت است که باید بگوییم نه اینکه نتوانیم توان انجام کار را داریم نمی دانم چرا نمی خواهیم هماهنگ، همسو، هم جهت و باهم باشیم، همه ما به ویژه در حوزه اجرا یک بار هم شده اراده کنیم کارها را انجام بدهیم در حالی که این گونه نیست و کارها را انجام نمی دهیم و در حقیقت اراده، عزم و عمومی نداریم.

تنها نسخه نوشتن مشکلات کشور را حل نمی کند بلکه این نسخه را هم باید عملیاتی و اجرایی کرد

قلی زاده تصریح کرد: این وحدت گفته شده را در گفتار، سخنرانی، مکاتبات و حتی در قانونی و دستورالعمل ها داریم اما در عمل نه! و تا کسی نسخه ای را که برایش نوشته اند نرود از داروخانه بگیرد و دارو را بخورد درمان نمی شود، اینجا هم باید گفت تنها نسخه نوشتن مشکلات کشور را حل نمی کند بلکه این نسخه را هم باید عملیاتی و اجرایی کرد.

منتشر شده در پول

در تحقق شعار «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» موفق نبودیم/ فقط با وام و پول کار درست نمی‌شود/لزوم وجود مدیریت کارآمد و بسیج همگانی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا اکبر رنجبرزاده در گفت‌وگو با آوای سیدجمال؛ با اشاره به نامگذاری امسال با عنوان «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» از سوی مقام معظم رهبری اظهار کرد: نمی‌توانیم در تحقق شعار اقتصادی مقاومتی خیلی به‌صراحت بگوییم که موفق بوده‌ایم چراکه هنوز مشکلات در سطح جامعه وجود دارد.

وی گفت: اینکه بگوییم حداقل به اشتغال زیادی نرسیده‌ایم و اما در یک برنامه‌ریزی کاملاً شفاف و نویدبخش برای کشور ریل‌گذاری شده است، موفق عمل نکردیم و بنده همچنان روی آمار اشتغال تردید دارم و اطمینانی ندارم.

*روی واقعی بودن آمار اشتغال تردید دارم

عضو هیئت‌رئیسه مجلس افزود: امروز در سطح جامعه می‌بینیم که هنوز بیکاری موج میزند و مشکلات معیشتی مردم حل‌نشده است و ضرورت دارد که تاش بیشتری در این راستا شود.

وی گفت: امروز نیاز است که جوانان تشویق و ترغیب به ایجاد اشتغال کنند و فقط با تسهیلات و وام و پول کار درست نمی‌شود بلکه نیاز به مدیریت صحیح و بسیج همگانی دارد.

*برای خروج از بیکاری باید دولت مسیر را برای جوانان باز کند

رنجبرزاده تأکید کرد: امروز برای خروج از بیکاری باید جامعه به‌خصوص جوانان به صحنه بیایند، راهکار و پیشنهاد بدهند، طرح‌های جدید ارائه کنند و دولت مسیر را برای آنان باز کند.

وی بابیان اینکه امروز ما باید بحث تجارت و صادرات را جدی بگیریم، افزود: در کشور ما سهم اندکی در عرصه فعال شدن چرخه تولید در موضوع صادرات راداریم و نتوانستیم اشتغال زیادی در این زمینه داشته باشیم.

*اقتصاد مقاومتی در سالجاری رنگ و لعابی به خود نگرفت

عضو هیئت‌رئیسه مجلس خاطرنشان کرد: اینکه درمجموع اقتصاد مقاومتی و تولید نسبت به سال‌های گذشته رنگ و لعابی بهتری به خود گرفته و یا امیدوارکننده بوده را بنده نمی‌توانم به‌صراحت اعلام کنم و نیازمند  این ست که هم دولت و هم مردم در تحقق آن مشارکت کنند.

وی تأکید کرد: امروز سطوح مختلف ملت و دولت باید در این میدان جهادی مشارکت کنند و حضور یابند و سختی‌های اولیه طی مسیر اقتصاد مقاومتی را بپذیرند و هموار کنند که البته هنوز نمره قبولی به اقتصاد مقاومتی و تولید و اشتغال بدهیم.

منتشر شده در پول

بازار تبدیل سپرده به اوراق داغ شد

روزنامه دنیای اقتصاد: سود ویژه ۲۰ درصدی با یک استقبال متعادل مواجه شده است. پس از گذشت ۲ روز از اجرایی شدن بسته ضدالتهاب ارزی، گزارش میدانی «دنیای اقتصاد» حاکی از استقبال بینابینی مشتریان از طرح جدید بوده است. می‌توان گفت غالب مراجعان به شعبه، در فکر تبدیل سپرده‌های کوتاه‌مدت خود به گواهی سپرده بوده‌اند.

گزارش‌هایی نیز مبنی بر ورود پول جدید برای خرید اوراق بوده است، اما تعداد این گزارش‌ها در مقایسه با تبدیل سپرده، قابل توجه نیست. «دنیای‌اقتصاد» در این گزارش علاوه بر رصد میدانی، اثرات این سیاست را بر ترازنامه بانک‌ها و جریان گردش پول بررسی کرده است.

۴ برداشت از دو روز اول

میزان استقبال: قضاوت درخصوص فضای استقبال در دو روز اولیه فروش گواهی، شاید کمی زود باشد. اما آنچه در این دو روز ازسوی کارمندان بانک‌ها مشاهده شده، نه یک استقبال هیجانی و بلکه بیشتر یک استقبال حساب شده بوده است. از طرفی تعداد کمی از بانک‌ها نیز شاهد ورود نقدینگی جدید بوده‌اند. تلقی قطعی این است که صف شلوغی در بانک‌ها در روز دوم اجرای طرح مشاهده نشد. در شهریور ماه که بخشنامه نرخ سود ۱۵ درصد اجرایی شد، بانک مرکزی مهلت ۱۱ روزه‌ای به بانک‌ها داد تا خود را با ضوابط جدید تطبیق دهند. آن مهلت ۱۱ روزه مراجعین به بانک‌ها را به میزان زیادی افزایش داد. اما استقبال ۱۱ روزه شهریور، در اسفند تکرار نشد؛ حداقل در دو روز اول.

تبدیل یا ورود نقدینگی جدید: شواهد میدانی نشان می‌دهد عمده خریداران اوراق سپرده، مشتریان سابق بانک منتشرکننده بوده‌اند. در اینجا به دلیل اینکه تمامی بانک‌ها این اوراق را منتشر می‌کنند، کوچ سپرده‌ها از بانکی به بانک دیگر رخ نداده است. اما سوال اینجا است که نقدینگی جدیدی وارد شبکه بانکی در دو روز اول شده است؟ پاسخ مستند به این سوال نیازمند آمار پولی و بانکی بانک مرکزی است تا بتوان دقیق‌تر در این مورد اظهار نظر کرد. اما پیگیری میدانی «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد در دو روز اول، حجم نقدینگی جدید قابل توجه نبوده است. اکثر بانک‌ها معتقدند عمده خریداران اوراق، دارندگان حساب‌های کوتاه‌مدت یا بلندمدت با سود کمتر از ۲۰ درصد بوده‌اند. به تعبیری، یک نوع تبدیل سپرده اتفاق افتاده است و ورود نقدینگی جدید، ضریب کمی در این بین داشته است.

البته بانک‌های معدودی نیز بودند که اعتقاد بر ورود پول جدید به شعب داشتند، اما تعداد آنها در مقایسه با جبهه اول قلیل بود. می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در تقابل تبدیل سپرده و ورود نقدینگی جدید، دست بالا با تبدیل سپرده بوده است. هر چند قضاوت دقیق‌تر در این‌باره منوط به آمار رسمی بانک مرکزی خواهد بود. در این بین برخی مدیران شعب اعتقاد داشتند که سیاست بانک مرکزی بیش از آنکه برای جذب نقدینگی خارج از نظام بانکی کارکرد داشته باشد، با هدف ماندگاری مشتریان بانک‌ها اخذ شده است. در حقیقت یک مانع بر سر خروج پول از نظام بانکی تدارک دیده شده است تا خطر تقاضاهای جدید در بازارهای دارایی دیگر همچون ارز کاهش یابد. با تبدیل سپرده‌های کوتاه‌مدت به اوراق می‌توان گفت که خطر هجوم سپرده‌های کوتاه مدت به بازارهای دیگر در حال دفع شدن است.

میزان رعایت ضوابط: مراجعه خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» به شعب سطح‌شهر، حاکی از رعایت ضوابط ازسوی اغلب بانک‌ها است. در حقیقت بانکی یافت نشد که به نرخ سود ۲۰ درصد اوراق گواهی سپرده پایبند نباشد. تخطی از ضوابط بسته ارزی، بیشتر به نرخ شکست باز می‌گشت. تعداد معدودی از بانک‌های خصوصی نرخ شکست ۱۴ درصد را رعایت نمی‌کنند. یعنی اگر مشتری، گواهی سپرده را به بانک برای بازخرید تحویل دهد، همان سود ۲۰ درصد بر دارایی او اعمال می‌شود. در حالی که بانک مرکزی در بخشنامه خود تاکید کرده است که در صورت فروش اوراق قبل از سررسید، نرخ سود به ۱۴ درصد تنزل می‌کند.

امکان تمدید طرح: یکی از دغدغه‌های دیگری نیز که در این روزها مطرح می‌شود، امکان تمدید طرح است. عمده بانک‌ها در این باره معتقدند که امکان تمدید طرح کم است و در حال حاضر چنین بحثی وجود ندارد. در واقع اکثر بانک‌ها مشتریان را به خرید سریع‌تر تشویق می‌کردند، چرا که مهلت دو هفته‌ای را قابل تمدید نمی‌دانستند. به گفته یکی از کارمندان شعب، انتشار اوراق نامحدود نخواهد بود و هر بانکی تا یک سقف مشخص، می‌تواند گواهی سپرده صادر کند، از این رو شتاب در جذب مشتری در اکثر بانک‌ها دیده می‌شد. حتی برخی بانک‌ها، مشتریان باسابقه خود را در اولویت گذاشتند. اما اندک بانک‌هایی نیز بودند که وعده تمدید طرح را می‌دادند و از طرح‌های جدیدی در پایان سال خبر می‌دادند.

دو اثر جانبی

بدون شک در فضای اقتصاد هر سیاستی علاوه بر اثرات برنامه‌ریزی شده از سوی سیاست‌گذار، پیامد‌های مثبت و منفی جانبی منتظره یا غیر‌منتظره‌ای روی ابعاد مختلف اقتصادی خواهد داشت. یکی از سه بعد بسته اخیر بانک مرکزی برای مهار آشفتگی ارزی تفویض اختیار ارائه گواهی سپرده با سود ۲۰ درصد بوده است. هدف اولیه سیاست‌گذار پولی در پس ارائه این بسته سرازیری نقدینگی سیال در بازار ارز به سمت سپرده‌های بانکی بوده است. اما انتظار می‌رود این سیاست اثرات جانبی دیگری را در دو سطح «ترازنامه بانک‌ها» و «اقتصاد کلان» داشته باشد. مکانیزم سیاست به گونه‌ای است که «هزینه فرصت حساب‌های جاری» را افزایش داده و صاحبان پول‌های نقد و حساب‌های دیداری به دنبال سود‌گیری از این افزایش نرخ سود هستند. بنابراین این سیاست از یک طرف انگیزه سپرده‌گذاران موجود را به منظور تبدیل سپرده‌های جاری خود به اوراق سپرده یک ساله بر می‌انگیزد و از طرف دیگر ممکن است سوداگران بازار ارز و همچنین صاحبان اسکناس را به سمت این بازار سوق دهد.

بنابراین در پی افزایش هزینه فرصت پول انتظار می‌رود «تقاضای سوداگری»، «تقاضای احتیاطی» و حتی «تقاضای معاملاتی» پول کاهش یابد. تقاضای سوداگری، آن بخش از پول است که آحاد اقتصادی به منظور چشم دوختن به فرصت‌های بهتر آینده، به‌عنوان مثال انتظار افزایش نرخ ارز در آینده، در حساب‌های دیداری خود نگه می‌دارند. بنابراین در این خصوص ممکن است سود اوراق سپرده به حدی بالا باشد تا بر احتمال نگهداری پول نقد برای افزایش نرخ ارز غلبه کند و به این اوراق روی آورند. تقاضای معاملاتی آن بخش از پول است که عوامل اقتصادی به منظور انجام معاملات تا قبل از دریافت حقوق دوره بعدی خود نگه می‌دارند. اگر چه این نوع تقاضا در زمره تقاضا‌های ضروری قرار می‌گیرد اما ممکن است شکاف نرخ سود اوراق با سود معمول آحاد اقتصادی را وادار به خساست در معاملات کند و بخشی از پول معاملاتی خود را نیز به این سمت سوق دهند. تقاضای احتیاطی نیز آن بخش از پول است که عوامل به خاطر حوادث غیرمترقبه در حساب‌های قابل برداشت خود نگه می‌دارند.

این نوع تقاضا انعطاف بیشتری درخصوص اعلام سیاست‌های پولی جدید دارد. بنابراین انتظار می‌رود بخش قابل توجهی از پول‌های احتیاطی به سمت خرید اوراق گواهی سپرده سرازیر شود. اگر بپذیریم که این جریان سرازیری پول اتفاق بیفتد نه تنها انتظار می‌رود اصل «اصابت به هدف» درخصوص سیاست سیاست‌گذار رخ دهد، یعنی التهابات ارزی به نقطه پایان برسد، بلکه آثاری همزمان در ترازنامه بانک‌ها نیز اتفاق خواهد افتاد. اولین اتفاق در ترازنامه بانک‌ها در سمت چپ با یک تغییر وزن بین سپرده‌های دیداری و غیر دیداری خواهد افتاد. علاوه بر این انتظار می‌رود در کنار این جابه‌جایی، سطح سپرده‌های بلندمدت نیز افزایش یابد.

بنابراین سمت چپ ترازنامه بانک‌ها تقویت خواهد شد. این گرایش به سپرده‌گذاری غیر جاری می‌تواند به‌عنوان یک تنفس موقت ریسک اعتباری و تنگنای نقدینگی بانک‌ها را کاهش دهد. البته نکته مهم این است که تقویت سمت چپ ترازنامه بانک‌ها به چه ترکیبی در سمت راست ترازنامه آنها منجر می‌شود. به‌طوری که در یک حالت سپرده‌های تجمیع شده می‌تواند بیشترین بازدهی را برای بانک‌ها رقم بزند و در حالتی دیگر می‌تواند به انباشت دارایی‌های منجمد در سمت راست ترازنامه منجر شود. از آنجا که سپرده‌های تجمیع شده با نرخ سود بالا بوده و عمدتا در تاریخ مشخصی در سال بعد سررسید می‌شوند این تنفس موقت مدیریت ترازنامه هوشمندانه را از سوی بانک‌ها می‌طلبد. علاوه بر تاثیرات ترازنامه‌ای، این چرخش پولی می‌تواند در سطح کلان اقتصاد نیز تغییراتی ایجاد کند.

اولین اثر این است که با کاهش تقاضای سه‌گانه یاد شده، اگر سپرده‌های تجمیع شده وارد کانال‌های غیر منجمد نشوند، سرعت گردش پول موجود در بازار افزایش می‌یابد و بالطبع معاملات مرتبط و غیر مرتبط با تولید با نیاز به نقدینگی کمتری پوشش داده می‌شوند. بسته به مقیاس اثر‌گذاری سیاست، این افزایش سرعت گردش پول می‌تواند کانال تورمی نقدینگی را قطورتر کند. افزون بر این جانشینی شبه پول به جای پول می‌تواند پتانسیل تسهیلات‌دهی بانک‌ها را افزایش دهد. این خود برای رفع موقت تامین مالی بنگاه‌های تولیدی نیز می‌تواند موثر باشد. البته این اثر نیز به حد قابل توجهی به مکانیزم بانک‌ها درخصوص نمایش سپرده افزوده شده، در اجزای دارایی سمت راست ترازنامه بانک‌ها بستگی دارد. یعنی اگر نقدینگی وارد شده به بانک‌ها دچار فریز شود و در قالب تسهیلات ارائه نشود، سرعت گردش پول نه تنها افزایش نمی‌یابد، بلکه در مدار کاهشی قرار خواهد گرفت.

منتشر شده در پول

صادرات پیشکش، واردات را دریابید/ مازندران در چنبره بی‌تدبیری‌ها می‌سوزد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، مازندران را استانی بغایت پراستعداد در حوزه‌های اقتصادی با تنوع عرصه‌های تولیدی در جلگه، جنگل، مراتع و دریا می‌دانند که ظرفیت‌های آن، شهره جهانی دارد. حال بماند دنیای سرشار از دیدنی‌ها و چشم‌اندازهای دلنواز آن، که مقصد مطلوب ایرانگردان و سیاحان سراسر جهان است.

 
مازندران، گرفتار در چنبره نگاه‌های بسته
این استان پراستعداد، که تا سال 1385 محصور نگاه بسته عدم ورود صنعت در آن بود، زمانی خود را از آن قید خارج یافت، که رشد صنعتی را در تنها شهرک‌های صنعتی خود مجاز دانسته شد.
 
استقبال شدید سرمایه‌گذاران در راه‌اندازی واحدهای تولیدی، موجب رونق شهرک‌های صنعتی و کاهش سطح بیکاری مازندران شد و امیدهای فراوانی را برای شکوفایی اقتصادی و رفع نگرانی‌های پیوسته بیکاری بوجود آورده بود.
 
دهه‌ها از عقب‌ماندگی مازندران در حوزه اقتصاد گذشته بود و می‌بایست سال‌ها واحدهای تولیدی و شهرک‌های صنعتی در این استان با ظرفیت بالا فعالیت می‌کردند تا بخشی از محرومیت‌های گذشته را جبران کنند؛ اما در سال‌های نخست فعالیت در حال تکمیل این شهرک‌ها، مشکلات با واردات کالاها و بی‌مهری کامل نسبت به تولید آغاز شد و این روند همچنان ادامه یافت تا اینکه واحدهای تولیدی آن یکی پس از دیگری تعطیل شد و سکوت کارگاه‌های شهرک‌های صنعتی آن، صدای اعتراض نیروهای جوان بیکارشده را نتوانست به گوش دولتمردان برساند؛ هرچند امروز کسی باورش نمی‌آید دولت از حال و روز تولید و وضعیت مرگبار واحدهای تولیدی بی‌خبر باشد.
 
جایگاه تولید در کشورمان
 
تولید در فرهنگ و آئین ایرانیان، امر مقدس و موکدی است، بگونه‌ای که هر فرد مسلمان و ایرانی به اتکاء داشته‌های اعتقادی و فرهنگی خود، بهترین حرفه برای خود را فعالیت تولیدی می‌داند؛ حال اجبار اجتماعی و ساز و کار اقتصادی برای نیروهای آماده بکار مازندرانی چه نوع کار و شغلی را ایجاب می‌کند، موضوع دیگری است.
 
در کشورمان بدلیل اهمیت تولید، صادرات هم مورد توجه نظام اسلامی قرار دارد، آنچنان‌که یک روز را بدلیل نقش صادرات در ایجاد جریان مواج و سیال تولید و کسب درآمدهای ارزی، به خود اختصاص داده و روز 29 مهرماه هر سال به روز "صادرات" نامگذاری شده و طی مراسمی این روز مورد تجلیل قرار می‌گیرد.
 
علی‌القاعده در این روز باید فعالان عرصه تولید در سطح ملی و استانی مورد تکریم و تقدیر قرار گیرند و سیاست‌های تشویقی و ترغیبی بیشتر برای صادرکنندگان تبیین و در نظر گرفته شود، اما در شرایطی که تولید از دستور کار دولت خارج می‌شود و واحدهای کلان تولیدی از تولید باز می‌ایستند و به تعطیلی کشانده می‌شوند، می‌توان از حال و روز "روز صادرات" هم پیش‌بینی داشت.
 
روز ملی صادرات؛ تجلیل یا تدفین صادرات؟!
 
هرچند ماه‌ها از روز ملی صادرات (29مهرماه) فاصله گرفتیم، اما می‌توان حال تولید را از آنچه که در مراسم این روز گذشت، پی برد.
 
محمد شریعتمداری در این مراسم به رسم وزیران دولت تدبیر و امید گذشته در نقش مدعی ظاهر شد و به بیان مشکلات امر صادرات در کشور پرداخت و دولتی فرضی را مخاطب صحبت‌های خود قرار داد.
 
 وی با ابراز نگرانی از ارزش پایین اقلام صادرات غیرنفتی و متنوع نبودن اقلام و کشورهای مقصد در زمینه صادرات، گفت: ارزش 10 قلم اول صادراتی کشور ما 8/23 میلیارد دلار است که شامل 55 درصد صادرات غیرنفتی می‌شود.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت ادامه داد: بسیار دردناک است که بگویم در 30 سال گذشته در جلساتی که شرکت می‌کردم، از لزوم ایجاد تنوع کالاهای صادراتی صحبت می‌کردیم اما امروز هم همین مشکلات را داریم.
 
 شریعتمداری تصریح کرد: مواد خام در کالاهای عمده صادراتی کشورمان مشخص است به طوری که گاز طبیعی نیز در میان صادرات کالاهای غیرنفتی قرار گرفته است. 
 
 وی تاکید کرد: در ایجاد تنوع کالاهای صادراتی به جایگاه مناسبی دست نیافته‌ایم و دیوار مشوق‌های صادراتی خوابیده است. با هزار میلیارد تومان شروع کرده‌ایم اما اکنون وضعیت مناسبی نداریم. 
 
 وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: این یارانه‌ها مانند چاشنی برای صادرات عمل می‌کند که عدم تثبیت نرخ ارز را برای صادرکنندگان جبران می‌کند.
 
شریعتمداری با تاکید بر لزوم اعطای یارانه‌های صادراتی، گفت: دیوار یارانه‌های صادراتی اکنون تاقچه هم نیست و آن را خوابانده‌اند. مجموع عمده کالاهای صادراتی‌مان به کشورهای معدودی صادر می‌شود که 30 سال قبل نیز از همین مشکلات صحبت می‌کردیم. 

مهم، نبود عزم جدی در دولت است
 وی افزود: عامل اصلی و مشکل رأسی در صادرات، نبود عزم ملی برای صادرات است و فعالان اقتصادی و مردم باید حرکت بیشتری در کنار مسؤولان داشته باشند. نباید رفتار ما طوری باشد که تشویق واردات تلقی شود و تنبیه صادرات!
 
 وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: 95 درصد واحدهای تولیدی کشورمان صادرات‌گرا نیستند و واحدهای کوچک صنعتی زیادی داریم که برای نوسازی آنها اقدام جدی صورت نگرفته است. 
 
 شریعتمداری با تاکید بر اینکه نوسازی صنعتی به طور جد باید در دستور کار دولت باشد، با انتقاد از صندوق توسعه ملی، گفت: صندوق توسعه ملی باید برای توسعه سرمایه‌گذاری‌های جدید در اولویت و حتی در انحصار باشد و صادرات‌گرایی ایجاد کند. 
 
دولت باید فکر اقتصادی خود را تغییر دهد
 وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: در بودجه استفاده از منابع برای صادرات و هدفمندی یارانه‌ها برای صادرات هدفمند در نظر گرفته نمی‌شود.  اگر عزم ملی برای صادرات غیرنفتی در کشور داریم، باید فکرمان را تغییر دهیم و این تغییرات باید در خود دولت صورت گیرد.
 
  شریعتمداری با طرح این سوال که بازارهای هدف و عمده صادراتی کشورمان چه کشورهایی هستند، گفت: ما می‌رویم با کشورهای اروپایی توافقنامه امضا می‌کنیم که در صورتی که صادرات ما به مشکل برخورد بیمه داشته باشد، اما باید توجه داشته باشید که بازارهای اصلی ما برای صادرات عراق است که هیچ پیش‌بینی‌ای درباره حوادث اقلیم عراق نکرده بودیم.

استفاده از یورو به جای دلار
برخلاف شریعتمداری که اظهاراتش حال و هوای انتقادی داشت، اسحاق جهانگیری وضعیت صادرات را خوب توصیف کرد. اسحاق جهانگیری دیگر سخنران این مراسم بود و با نگاهی متفاوت نسبت به شریعتمداری به موضوع صادرات وارد شد و گفت: ما سالیان گذشته درباره صادرات 5/1 تا 2 میلیارد دلاری صحبت می‌کردیم. بنابراین باید از کسانی که کشور را به این نقطه رسانده‌اند قدردانی و احترام آنها را حفظ کنیم.
 
وی گفت: اینکه 2 برابر نفت درآمد غیرنفتی داریم کار بسیار بزرگی است.
 
معاون اول رئیس‌جمهور گفت: در مرحله فعلی اصرار داریم در مراودات بین‌المللی به جای دلار از ارزهای رسمی دیگر مثل یورو استفاده کنیم.
 
 اسحاق جهانگیری در ادامه سخنانش در مراسم روز ملی صادرات افزود: برای این کار به‌دنبال آن هستیم با کشورهای هدف به تفاهم برسیم و با پول ملی کار کنیم.
 
وی افزود: در سفرم به ترکیه، روسای بانک‌های مرکزی دو کشور به توافق رسیدند که در مراودات خود از پول ملی دو کشور استفاده کنند.

 صادرکنندگان نمونه: پول را هنوز از صرافی‌ها وارد می‌کنیم!

صادرکننده‌های نمونه چه می‌گویند؟
در پایان مراسم روز ملی صادرات به گفت‌وگو با صادرکنندگان نمونه نشستیم تا مشکلات آنها را از زبان خودشان بشنویم.

یکی از این صادرکنندگان با اعلام این موضوع که چند سالی است دیگر خبری از جایزه صادراتی نیست، گفت: ما از دولت انتظار داشتیم با یارانه‌های مالی ما را حمایت کند نه اینکه جایزه صادرات ما را نیز حذف کند.
 
صادرکننده‌ دیگری در پاسخ به این سوال که چگونه ارز حاصل از فروش کالای خود را وارد می‌کنید، گفت: شاید گفتن این موضوع درست نباشد، اما  پول را از صرافی‌ها تهیه می‌کنیم، یعنی با 2 واسطه پول خود را به دوبی می‌رسانیم و از آن طریق با کسر نزدیک به 4 تا 5 درصد از حجم اصلی، پول را وارد کشور می‌کنیم.

تحریم‌های بانکی همچنان وجود دارد
وی تصریح کرد: تحریم‌های بانکی هنوز بر طرف نشده و تجارت خارجی بسیار دشوار است، ما هم کج دار و مریز در این مسیر مانده‌ایم.
 
 صادرکننده‌ دیگری با طرح این موضوع که ما سال‌هاست در این راه هستیم، اما هنوز به ادبیات مشترکی با گمرک نرسیده‌ایم، افزود: من سالانه حجم بالایی فرش به کشورهای مختلف صادر می‌کنم، اما پس از مدتی اگر بخواهم فرش خودم را مرجوع کنم تا دوباره در ایران احیا و آماده فروش شود، باید گمرکی پرداخت کنم که این موضوع اصلاً جالب نیست.
 
 تولید و صادرات باهم عزادارند
با توجه به سخنان ضد و نقیض شریعتمداری و جهانگیری در کنار درد  دل‌های صادرکنندگان می‌توان دریافت روز ملی صادرات پیش از اینکه روزی برای جشن صادرات باشد روزی برای گریستن به حال صادرات کشور است و شاید همین غمبار بودن حال صادرات بود که باعث شد حتی حسن روحانی هم رغبتی برای حضور در همایش روز ملی صادرات نداشته باشد.    

منتشر شده در پول

هیچکس دلش به حال استقلال خوزستان نمی‌سوزد/ تا پول ندهند تمرین بی تمرین!

عقیل کعبی در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، درخصوص شرایط استقلال خوزستان و اعتصاب بازیکنان این تیم اظهار داشت: باور کنید خودمان هم نمی‌دانیم چرا هیچکس دلش به حال این تیم نمی سوزد و اصلا توجهی به آن نمی کنند. به نظرم همه راحت نشسته‌اند تا این تیم سقوط کند و خیال‌شان راحت شود.

وی افزود: به ما راحت می‌گویند پول نیست و اگر خواستید سر تمرین بیایید و اگر هم هر تصمیمی که دوست دارید بگیرید. تنها به ما گفته‌اند ممکن است یکی، دو ماه دیگر پول برسد و باید تا آن موقع منتظر بمانید. مگر می‌شود یک نفر مالک یک تیم بشود و مدیرعامل باشد و اصلا نداند در تیم چه خبر است.

مدافع استقلال خوزستان در پاسخ به این پرسش که ممکن است مثل دفعات قبل با قول و وعده تمرینات را از سر بگیرند و آماده بازی حساس با پرسپولیس شوند، گفت: تا الان هم اگر کار کردیم به خاطر عبدالله ویسی بوده است اما دیگر این وضعیت همه را خسته کرده است. من که خودم چنین تصمیمی دارم که تا وضعیت مشخص نشود سر تمرین نروم اما تا آنجا که می دانم این بار با دفعات قبل فرق دارد و تا پول نرسد تمرین نمی کنیم.

وی افزود: برای بازی با پرسپولیس هم که گویا باشگاه گفته از تیم امید و جوانان استفاده می‌کند به نظرم با این کار حداقل کمک می‌کنند که این بازیکنان صاحب تجربه شوند. تا آنجا که با بچه‌ها صحبت می‌کردم هیچکس نمی‌خواهد کار را تا روشن شدن وضعیت پیش ببرد چون اگر الان نتیجه نگیریم چیزی تا پایان لیگ نمانده و دیگر اتفاقی نخواهد افتاد.

منتشر شده در پول

رابطه قیمت دلار با ارزش پول ملی ایران

علی میرزاخانی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: آیا نرخ دلار نشانگر ارزش پول ملی است؟ آیا می‌توان گفت که افزایش نرخ دلار باعث کاهش ارزش پول ملی می‌شود؟ یا اینکه کاهش ارزش پول ملی ریشه در جای دیگری دارد که اغلب ناگفته می‌ماند؟ پاسخ به این پرسش‌ها از آن جهت اهمیت دارد که «ارزش پول ملی» مساله‌ای حیثیتی است و چنانچه تعریف غلطی از آن حاکم باشد، سیاست‌گذاری را به بیراهه خواهد برد.

به زبان ساده می‌توان گفت که ارزش پول ملی یعنی قدرت خرید ریال. اگر قدرت خرید ریال در یک دوره زمانی مشخص ثابت بماند، می‌توان گفت که ارزش پول ملی ثابت مانده است و چنانچه قدرت خرید ریال کاهش یابد به مفهوم کاهش ارزش پول ملی یعنی ریال است. به‌عنوان مثال یک برش زمانی خاص از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۸۹ را در نظر بگیریم. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که شاخص قیمت‌ها یعنی قیمت سبد مصرفی خانوارها در این دوره بیش از ۲ برابر شده است. مفهوم ساده این گزاره آن است که اگر ارزش یک سبد کالایی در سال ۸۴ معادل ۱۰۰ هزار تومان بود برای خرید همین سبد کالا در سال ۸۹ باید ۲۰۰ هزار تومان تخصیص داد.

به‌عبارت دیگر، با ۱۰۰ هزار تومان پول در سال ۸۴ می‌شد سبدی از کالاها را خریداری کرد که با همان پول در سال ۸۹ فقط نصف آن سبد کالایی را می‌توان خرید. معنی همه این گزاره‌ها آن است که قدرت خرید ریال در فاصله زمانی ۸۴ تا ۸۹ نصف شده است یا به بیانی دیگر، ارزش پول ملی (ریال) کاهش یافته و به نصف رسیده است.

اما در سوی دیگر قضیه می‌توان به نرخ دلار در همین برش زمانی توجه کرد که تقریبا ثابت و حدود ۱۰۰۰ تومان بوده است. آیا دلار ۱۰۰۰ تومانی در آن دوره زمانی به مفهوم این است که ارزش پول ملی کاهش نیافته و ثابت بوده است؟ اگرچه خیلی‌ها تمایل دارند پاسخ مثبت به این پرسش بدهند، اما فقط با یک پیش‌فرض غلط می‌توان این پاسخ مثبت را تایید کرد؛ اینکه ارزش پول ملی را معادل قدرت خرید ریال در خارج از ایران یا از کالاهای وارداتی بدانیم نه معادل قدرت خرید ریال در داخل ایران یا از کالاهای تولید داخل. این نامعادله باعث استحاله ریال از پول ملی به یک پول دوتابعیتی می‌شود که به رغم کاهش ارزش آن در داخل ایران، شاهد حفظ ارزش آن برای خرید در خارج یا از کالاهای خارجی خواهیم بود.

با کمال تاسف باید گفت مفهوم مدنظر اکثر دولت‌ها از ارزش پول ملی نه حفظ قدرت خرید ریال در داخل و در برابر کالاهای داخلی بلکه حفظ قدرت خرید ریال در خارج از ایران و برای کالاهای وارداتی بوده است. این تعریف که سیاست‌گذاری متناسب با این مفهوم را به دنبال آورده عمدتا به سود مصرف‌کنندگان کالای خارجی، قاچاقچیان، واردکنندگان و ایرانیان دوتابعیتی است که عمده مخارج‌شان با ارز خارجی است. متضرر اصلی پول دوتابعیتی هم تولیدکنندگان داخلی و همه ایرانیان مقیم داخل کشور است و قابل‌باور نیست که منافع این اکثریت عظیم در سیاست‌گذاری اقتصادی قربانی زیاده‌خواهی گروهی خاص بشود.

راه‌حل چیست؟ شکی نیست که بهترین راه‌حل، مهار کامل تورم و حفظ ارزش پول در داخل کشور است. در این صورت به‌صورت اتوماتیک از ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی نیز محافظت خواهد شد. اما چنانچه سیاست‌های تورمی همچنان در دستور کار باشد، باید سیاست واحدی را برای قدرت خرید ریال در داخل و خارج دنبال کرد تا پول ملی تبدیل به پول دوتابعیتی نشود؛ چراکه در این صورت همان‌طور که توضیح داده شد منافع عمومی و رونق تولید داخلی قربانی منافع ذی‌نفعانی معدود خواهد شد.

منتشر شده در پول

اسنایدر و ژاوی، رخ به رخ با ایرانی‌ها

شهروند| هفته دوم لیگ قهرمانان آسیا با برگزاری دیدارهای حساسی برای نمایندگان ایرانی استارت زده می‌شود. امروز تراکتورسازی تبریز در قطر میهمان الغرافه است و ذوب‌آهن در اصفهان از لوکومتیو تاشکند پذیرایی می‌کند. مهمترین بازی‌های تیم‌های ایرانی فردا با تقابل استقلال و پرسپولیس با الهلال و السد قطر برگزار می‌شود که دیدارهای حساسی برای سرخابی‌ها هستند.

تقابل حساس طارمی و اسنایدر با تبریزی‌ها

مهدی طارمی مهاجم ملی‌پوش ایرانی که در مدت کوتاه حضورش در فوتبال قطر تبدیل به مهره‌ای مهم برای الغرافه شده، امروز در نوک خط حمله این تیم با بازیکنان تراکتورسازی دیدار می‌کند. برای این‌که متوجه شوید طارمی چه اهمیت فوق‌العاده‌ای برای باشگاه الغرافه دارد، به کنفرانس مطبوعاتی دیروز سرمربی الغرافه مراجعه کنید و طارمی را ببینید که به همراه سرمربی تیمش مقابل خبرنگاران قطری قرار گرفته است. این درحالی است که الغرافه بازیکنان قطری سرشناسی دارد اما مسئولان این باشگاه ترجیح دادند ستاره ایرانی خود را به کنفرانس خبری بروند تا نشان دهند طارمی اهمیت زیادی برای آنها دارد. دیگر ستاره‌ای که می‌تواند کار را برای تراکتور در بازی امروز دشوار کند، وسلی اسنایدر هلندی است. این بازیکن اروپایی پا به سن گذاشته، مثل ژاوی هرناندز بعد از بازنشستگی در اروپا با دلارهای بی‌پایان قطری‌ها به این کشور حاشیه خلیج‌فارس آمد تا سال‌های پایانی فوتبالش را در این کشور سپری کند. الغرافه با بازیکنانی مثل اسنایدر و طارمی امید زیادی به صعود از گروهش دارد. البته این تیم هم مثل تراکتورسازی در هفته اول لیگ قهرمانان شکست خورد، به همین دلیل بازی امروز هر دو تیم اهمیت زیادی برای آنها دارد. تراکتوری‌ها هم امیدوارند امروز بتوانند از پس الغرافه بربیایند و به اوضاع خود در جدول سروسامان بدهند، هرچند که مدافعان این تیم روز سختی را مقابل طارمی و اسنایدر و همبازیانشان خواهند داشت.

پرسپولیسی‌ها در انتظار دیدار با برترین ‌هافبک تاریخ

حضور ژاوی هرناندز برترین‌هافبک تاریخ فوتبال دنیا در السد قطر باعث شده این تیم قطری طرفداران زیادی بین کشورهای آسیایی ازجمله ایران داشته باشد. السد قطر بعد از ناکامی بزرگ در فصل گذشته لیگ قهرمانان برابر استقلال، در فصل جدید توانسته در مرحله گروهی حاضر شود و اکنون رقابت اصلی برای صعود را مقابل پرسپولیس پیش‌رو دارد. جذاب‌ترین نکته تقابل پرسپولیس و السد حضور ژاوی و مرتضی پورعلی‌گنجی مدافع ملی‌پوش ایرانی در ترکیب تیم قطری است. ژاوی، ستاره اسپانیایی دو فصلی می‌شود که برای السد بازی می‌کند. ‌سال گذشته بازیکنان استقلال بودند که افتخار بازی مقابل کاپیتان سابق تیم‌ملی اسپانیا را به دست آوردند و حالا نوبت پرسپولیسی‌هاست که برای قرارگرفتن رو‌به‌روی ژاوی لحظه‌شماری کنند. برانکو ایوانکوویچ به خوبی می‌داند که برای مهار این ستاره اسپانیایی باید تدبیر موثری بیندیشد و قطعا پرسپولیس برای مهار او یارگیری فشرده‌ای را در دستور کار قرار خواهد داد. پرسپولیسی‌ها که در بازی با حریف متوسطی مثل نسف قارشی چند موقعیت خطرناک به مهاجمان ازبک دادند، باید خیلی مراقب باشند که مبادا یکی از این فرصت‌ها نصیب ژاوی شود، چون او آمار فوق‌العاده‌ای در دادن پاس گل به همبازیانش دارد. البته این بازیکن اسپانیایی تنها نقطه قوت السد نیست. مرتضی پورعلی‌گنجی مدافع ملی‌پوش ایرانی در دو‌سال گذشته از ستاره‌های درخشان لیگ ستارگان قطر بوده است. پورعلی‌گنجی علاوه بر این‌که خط دفاع السد را به سدی نفوذناپذیر تبدیل کرده، در برنامه‌های هجومی این تیم هم نقش ویژه‌ای دارد. قرمزها امروز در قطر میهمان السد هستند.

دل قلعه‌نوعی را به دست بیاورید

درحالی که به ‌نظر می‌رسید ذوب‌آهن در هفته اول لیگ قهرمانان آسیا کار سختی نداشته باشد اما شاگردان امیر قلعه‌نوعی در دیدار با تیم ناشناخته الدحیل قطر دور از انتظار عمل کردند. ذوبی‌ها در این بازی شکست خوردند تا شروع خوبی در لیگ قهرمانان نداشته باشند. با وجود گذشت یک هفته از این شکست، امیر قلعه‌نوعی از باخت تیمش همچنان عصبانی است. او در کنفرانس مطبوعاتی دیروز هم به انتقاد از شرایط فوتبال ایران پرداخت و گفت: فشارهای زیادی روی بازیکنان ایران است، چراکه فوتبال ایران مشکلات زیادی دارد و بازیکنان حرفه‌ای بازی نمی‌کنند. امروز هم ذوب‌آهنی‌ها در ورزشگاه فولادشهر میزبان لوکومتیو تاشکند هستند و امیدوارند با پیروزی مقابل این تیم شانس صعودشان را از دست ندهند. امیر قلعه‌نوعی دیروز از مردم اصفهان دعوت کرد که در بازی این تیم مقابل لوکومتیو تاشکند ورزشگاه را پر کنند و به حمایت از ذوب‌آهن بپردازند.

استقلال و جنگ ستارگان

فردا یکی از حساس‌ترین دیدارهای گروهی در غرب آسیا برگزار می‌شود. استقلال ایران با سابقه ٢ قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا مقابل الهلال پرافتخارترین تیم قاره کهن قرار می‌گیرد. بیست‌وپنجمین تقابل خود با تیم‌های عربستانی را تجربه کنند. بازی امروز استقلال و الهلال بیست‌وپنجمین تقابل این تیم با نمایندگان عربستانی است. در این تقابل‌ها ٩ پیروزی، ١٣ شکست و ٢ تساوی برای استقلال به دست آمده و امروز هم شاگردان شفر مقابل یکی از قدرتمندترین الهلال‌های تاریخ لیگ قهرمانان آسیا قرار می‌گیرند. اشرف بن‌شرقی از مراکش، نیکلاس میلسی از اوروگوئه، ایزکویل چیروتی از آرژانتین، کارلوس ادواردو از برزیل و گیلمن ریواس ونزوئلایی ستاره‌های خارجی الهلال هستند که نقش پررنگی در موفقیت‌های اخیر این تیم دارند. به خارجی‌های سرشناس استقلال یاسر شهرانی، یاسر القحطانی و عبدالله عطیف را هم اضافه کنید تا ببینید آبی‌پوشان پایتخت چه کار دشواری برای مقابله با غول عربستانی و ستاره‌هایش دارند. آنچه کار استقلال را در بازی فردا دشوارتر می‌کند، برگزاری دیدار این تیم با الهلال در عمان است. اگرچه در ظاهر این استقلال است که فردا در عمان میزبان الهلال است اما همان‌طور که در هفته گذشته هم تراکتور نتوانست میزبان تیم عربستانی باشد و عملا در عمان میهمان بود، استقلالی‌ها هم نمی‌توانند با استفاده از امتیاز میزبانی مقابل الهلال امیدوار باشند و شفر برای گرفتن امتیاز از رقیب قدرتمندش باید به توانایی‌های فنی خود و بازیکنانش دلخوش کند.

پول جذب سرشناس‌ها را نداریم

رضا حسن‌زاده پیشکسوت فوتبال

بازیکنان سرشناس اروپایی که به استخدام تیم‌های حاشیه خلیج‌فارس درمی‌آیند، اگرچه از نظر سنی بالا هستند اما کیفیت لازم برای بازی در آسیا را دارند. شاید این بازیکنان نتوانند در اروپا به موفقیت‌های خود ادامه دهند اما توانایی و استعدادی که دارند، برای درخشش در فوتبالی با سطح قاره آسیا کافی است. نیازی به گفتن نیست که پول کشورهای عربی تنها انگیزه برای بازیکنان اروپایی پا به سن گذاشته است که دوران بازنشستگی خود را در لیگ‌های ضعیف عربی سپری کنند. دیده‌ایم که در سال‌های اخیر بازیکنان تراز اول دنیا به کشورهایی مثل عربستان، قطر و امارات رفته‌اند و درخشش فوق‌العاده‌ای هم در این تیم‌ها از خود به نمایش گذاشته‌اند. حقیقت این است که فقط داشتن پول می‌تواند باشگاه‌های ایرانی را هم صاحب ستاره‌های بین‌المللی کند. اگرچه مدام می‌گوییم که فوتبال ما فراتر از قاره آسیاست و ما استعدادهای فوق‌العاده‌ای داریم اما باید بپذیریم که اوضاع مالی فوتبال ایران بسیار ضعیف است. فوتبال ایران از نظر مالی قابل قیاس با کشورهای عربی نیست و به همین دلیل ما نمی‌توانیم ستاره‌های بزرگ دنیا را مجاب کنیم که در سال‌های پایانی فوتبالشان به ایران بیایند. ما در بحث آسیایی هم نیاز زیادی به بازیکنان باتجربه و حرفه‌ای داریم و با این‌که می‌توانیم از مرحله گروهی صعود کنیم اما در مراحل حذفی به واسطه نداشتن بازیکنانی در سطح بین‌المللی کاری از پیش نمی‌بریم. در واقع آنچه فوتبال ایران را از بقیه کشورها در مراحل پایانی لیگ قهرمانان متمایز می‌کند، نداشتن بازیکنان خارجی است. مثلا ما برای پیشرفت تیم‌هایمان در لیگ قهرمانان آسیا نیاز به دو بازیکن فوق‌العاده در خط‌ هافبک و حمله داریم که با ادامه شرایط فعلی در فوتبال ایران بعید می‌دانم بتوانیم بازیکنان اروپایی را برای آمدن به کشورمان راضی کنیم.

منتشر شده در پول

درنبود مجلس هیچ اتفاقی برای اداره کشور نمی افتد/مجلسی که مصوباتش را کس دیگری هوا کند، مجلس نیست/پایداری خطرناک‌تر از جمناست؛ هر دو تفکر سمّی دارند/پوسته قدرت دست اصلاح‌طلبان و هسته آن دست اصولگرایان ا

آفتاب‌‌نیوز : «اصولگرایی» عنوانی است که امروز خیلی‎ها مدعی پرچمداری آن هستند و اغلب همدیگر را قبول ندارند! از ابتدای دهه 80 تلاش شد در قالب طراحی مکانیزم های موقتی، نیروهای فعال در این اردوگاه سیاسی دور هم جمع شوند؛ این روش تا سال 92 موفقیت آمیز بود؛ اما بعد از آن دیگر نتیجه ای در پی نداشت. شکست پشت شکست؛ در کارنامه اصولگرایان به ثبت رسید. 
به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از آفتاب نیوز، امروز کسانی همچون حسن بیادی می گویند «نظام تصمیم گیری در جریان اصولگرایی از خردجمعی به زورگویی تغییر کرده است و باندها و آدم‎های تمامیت خواه عامل تفرقه شده‌اند؛ چون با خودخواهی و از طریق زور و ارعاب و هوچیگری می خواهند افراد به نفع آنها کنار بروند».
 او از شکافی عمیق در جریان اصولگرایی سخن گفت و معتقد است: اصولگرایان برای انتخابات مجلس آتی به مکانیزم واحد نمی رسند، چون هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند، نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. ضمن آنکه کسی هم به حرف بزرگترها گوش نمی کند!
مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید.
****
جریان اصولگرایی در فضای سیاسی امروز کشور لیدرهای زیادی پیدا کرده است، از طیف سنتی شامل جامعه روحانیت مبارز و جبهه پیروان خط امام و رهبری گرفته تا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، جبهه پاریداری و شخصیت های سیاسی همچون محسن رضایی، سعید جلیلی، قالیباف و …. هر یک معتقدند نبض معادلات و تحرکات این جریان به دست آنهاست. به نظر شما چرا جریان اصولگرایی سر ندارد؟
سرمنشا این اتفاقات عدم وجود احزاب فراگیر، موثر و اثرگذار است. تا زمانی که احزاب فراگیر و جامع در فضای سیاسی کشور فعالیت نکنند، همچنان باندها و گروه هایی تمامیت خواه به ویژه زمان انتخابات شکل می گیرند و جای احزاب می نشینند و هرکار خلافی از جمله خلاف قانون در رفتار سیاسی آنان مشاهده و محتمل است. علت شکل نگرفتن احزاب فراگیر نیز آن است که با وجود به رسمیت شناخته شدن فعالیت احزاب در قانون اساسی و قوانین عادی کشور، مشخص نیست که جایگاه آنها کجاست و در ساختار اجرایی، تقنینی، قضایی و سایر نهادهای حاکمیتی کشور چه نقشی باید ایفا کنند.
چرا جریان اصولگرایی مخصوصا در آستانه انتخابات باندخیز است؟
این ویژگی بین جریانات اصولگرا و اصلاح طلب مشترک است، فقط شدت و ضعف دارد.
می توان حدس زد که بیش از ٧٠ درصد سران مخصوصا کسانی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، با تشکیل احزاب فراگیر مخالفند؛ چون خودشان در قدرت حضور دارند. بنابراین علاقمند نیستند که احزاب فراگیر سرکار بیایند و تأسف بارتر آنکه این روحیه را به نسل بعدی انتقال می دهند.
اما شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در سال 78 متشکل از احزاب اصلاح طلب شکل گرفت. بعد از سال 92 نیز وقتی مجموعه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان اعلام موجودیت کرد، دو سوم اعضای آن نمایندگان احزابی شدند که براساس روالی تعریف شده به عضویت رسمی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درآمدند. اما اصولگرایان چنین شورایی ندارند، حتی جمنا وقتی تشکیل شد، از احزاب عبور کرد و به آنها رسمیت نداد. آیا به همین علت جریان اصولگرایی باندخیز است؟
بله، قبول دارم. باندها بر همین اساس شکل می گیرند چون قدرت بیشتر به دست اصولگرایان است.
یعنی شما معتقدید که چون قدرت بیشتر دست اصولگراهاست علاقه ای به کار حزبی ندارند و رویکرد باندی را دنبال می کنند؟

بله. در واقع پوسته قدرت دست اصلاح طلبان و هسته قدرت دست اصولگرایان است.
آیا اصولگرایان واقعا هیچ اراده ای برای اصلاح تشکیلاتی خود ندارند؟
معتقدم هیچ اراده ای در کل سیاسیون چه چپ و چه راست برای قدرت گرفتن احزاب وجود ندارد و دلیلش این است که پس از چهل سال فعالیت بی نتیجه، بعضی از این تمامیت خواهان که اغلب در مجلس هم بودند؛ کاری نکردند. این مسئله باید در مجلس قانون شود تا احزاب در مدیریت کشور نقش و جایگاه داشته و پاسخگو باشند. امروز وقتی افراد به مجلس راه می یابند، بعد از ورود حتی ماهیت سیاسی شان عوض و تبدیل به باندهای گوناگون می شوند. مثلا باند جبهه پایداری که در مجلس شکل گرفت. البته وقتی از احزاب فراگیر و موثر صحبت می کنیم، بعضی از خودخواهان به یاد حزب رستاخیز می افتند! یعنی مدل مطلوب شان حزب رستاخیز است.

شما جبهه پایداری را مثل جمنا یک باند می دانید؟
بله، شک نکنید، منتها جبهه پایداری از لحاظ اعتقادی و‌ دوگانه بودن در تفکرات خطرناک تر از جمنا است.
اما از وقتی جمنا اعلام موجودیت کرد، دیگر از کمتر از جبهه پایداری خبری دیده می شود. چرا شما چنین دیدگاهی دارید؟
هیچ شکی نیست که برای ساختار معیوب جمنا و باند جبهه پایداری جایگاهی در جامعه وجود ندارد، اما وقتی گروهی به طور سمّی شکل گرفته باشد؛ برای همیشه فعالیتش سمّی است! بنابراین فرقی نمی کند میزان سم چقدر باشد.
از هسته موسس جبهه پایداری، چهره‎هایی همچون آقایان حسینیان، رسایی، کوچک زاده و علی اصغر زارعی جدا شدند. یعنی نسبت به روز اول تأسیس شاهد حضور افراد دیگری در جبهه پایداری هستیم. این را چطور تحلیل می کنید؟
افرادی که پایداری را شکل دادند و بعد جدا شدند، هیچ جا موفق نبودند اما افکارشان سمّی است این دوستان ما باید تفکرشان را عوض کنند.
مگر می شود افکار رسایی، حسینیان و کوچک زاده عوض شود؟
درباره اشخاص و این اسامی صحبت نمی کنم، خیلی از اینها رفقای ما هستند اما تفکرشان مسموم است و نیاز به بازسازی و بازنگری در رفتار و اعتقادات خود دارند و با قبول تغییر می توانند در جامعه فعلی مفید باشند.
شما جمنا و پایداری را باند توصیف کردید؛ آیا جبهه پیروان خط امام و رهبری هم باند است؟
بله، شک نکنید. من زمانی در جبهه ایستادگی بودم، معتقدم آن هم باند است! البته در جریان اصلاحات نیز همین وضعیت وجود دارد.
تمام همسایگان مجلس، از مجلس عاصی هستند. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ مجلسی که باید مردمی باشد، دیگر مردمی نیست و درب آن به روی مردم بسته است. در واقع با همین روش ها داریم مردم را از مسئولان جدا می کنیم، اگر راست می گویند مثل امام جمعه تبریز ساختارهای محدودیت زا برای ارتباط با مردم را بشکنند و بین مردم بیایند. چرا از مردم فراری شده‌اند؟یعنی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان با وجودی که دو سوم اعضایش نمایندگان احزاب هستند، باند محسوب می شود؟
بله، فرقی نمی کند. در واقع هر مجموعه ای که در قبال کارهایش به مردم پاسخگو نیست، باند است.
چه طور شد از جبهه ایستادگی خارج شدید؟
از ٣  سال پیش جبهه ای جدید به نام پیشرفت، رفاه و عدالت با دبیرکلی آقای شهاب الدین صدر تشکیل دادیم که این جبهه متشكل از چند حزب شناسنامه‌دار، فعال و معتدل است و چنانچه این جبهه را هم مراقبت نکنیم، مصون از باند شدن نخواهد بود. خیلی آهسته جلو آمدیم، در انتخابات نیز ایفای نقش کردیم. البته باندهای قدرت و ثروت همه را متأثر می کنند یعنی اجازه ورود به کسی نمی دهند. چرا اکثریت احزاب در تهران متمرکز هستند چون پول، قدرت ملی و جایگاه اجرایی ندارند و طبیعی است که نتوانند برای خود دفتر استانی باز کنند. تقریباً تنها حزبی که برای خود در استان ها تشکیلات، ساختار، نظم و انضباط و در دستگاه های اجرایی کمی نفوذ دارد، حزب موتلفه است. در عوض باندها در استان ها خیلی قدرت شان بیشتر است چون پول و مکنت دارند.
برخی فعالان سیاسی اصولگرا در گذشته سابقه نظامی گری داشته‎اند. همین مساله هم انتقاداتی را از جناح رقیب متوجه شما کرده است. آیا این انتقاد را وارد می دانید؟
این افراد نوعا از ابتدا تفکر نظامی نداشتند، فعال سیاسی و جزء سرمداران انقلاب بودند و چون روحیه حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب را داشتند، به ویژه وقتی دشمن بعثی به کشور حمله کرد، ناگزیر لباس نظامی به تن کردند. یعنی این افراد نمی خواستند نظامی شوند، اما اوایل انقلاب ضرورت دیدند که لباس نظامی بپوشند. برعکس کسانی که از ابتدا نظامی بودند چنین ویژگی در آنها مشاهده نمی شود که بعد از بازنشستگی بخواهند فعالیت سیاسی انجام دهند.

اما منتقدان می گویند، جریان اصولگرایی با روحیه پادگانی اداره می شود، آیا این طور است؟
زمانی که آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی به رحمت خدا رفتند، انشقاق عجیب و شکاف عمیقی بین اصولگرایان ایجاد شد و هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. همان طور که گفتم یکی از دلایلش خودخواهی و تمامیت خواهی بود. دلیل دیگر آن است که بزرگتر قرار می دهند اما به حرف بزرگتر گوش نمی کنند.
این وضعیت در کل جریان های سیاسی کشور وجود دارد و منحصر به اصولگرایی نیست. در جریان اصلاحات هم چنین ویژگی را می بینیم، در واقع ساختار غلط به سمت امپراطوری می رود. چرا باندهای متصل به قدرت و ثروت اینقدر نفوذ دارند؟ چون مدیریت های اجرایی به شکل جزیره‌ای اداره می شوند …
آقای طلایی اخیرا مصاحبه کرده و گفته چهره های قدیمی مثل آقایان سروری و حدادعادل در جریان اصولگرا باید کنار بروند …

آقای طلایی خودشان هم مثل بنده از چهره های قدیمی اصولگراست و سن و سالشان کم نیست. به نظر من این حرف‎ها یک انحراف و نوعی شوخی است! مگر می شود متجربین را کنار گذاشت؟ با این کار سرمایه‌های نیروی انسانی آسیب پذیر خواهد شد، فکر کنم اختلاف بر سر جایگاه شغلی افراد براساس سن و تجربیاتشان است.
انحراف از چه چیزی؟
باید سیستم و ساختار مدیریتی و اجرایی کشور را درست کرد. صحبت درباره سن و تحصیلات افراد، اشتباه و یک بحث انحرافی است.
می خواهند انحراف را به کجا ببرند؟
باندها با تزریق افکار ناصواب و ذهنیت سازی در جامعه دنبال منافع خودشان هستند، وقتی مدیریت در کشور جزیره ای است، آنها سود می برند. اما اگر ساختار نظام‌مند و یکپارچه باشد، حتما شکست می خورند. امروز باندها، بانک ها و بسیاری از دستگاه‎های اجرایی را اداره می کنند و بالارفتن قیمت ارز را به وجود می آورند. چون در سیستم قدرت نفوذ دارند، یک دفعه جلوی واردات خودرو را می گیرند تا قیمت ها بالا برود، بعد جلوی واردات را باز می کنند! اما قیمت ها به وضعیت سابق بر نمی گردد یا به فرض اینکه قیمت ارز کاهش پیدا کند، آیا قیمت کالاهایی که افزایش پیدا کرده، کم می شود؟ خیر. پس احزاب چه خدمتی به مردم می توانند برسانند؟ هیچ. فلذا دولت ها هم از دست حرکات مذبوحانه این باندها عاجزند و نمی توانند کاری کنند.
بعد از برجام دولت که کم نفت به فروش نرسانده است، با همه این توصیفات مشکل اشتغال حل نشده، بنگاه‎ها و سیستم های تولیدی یکی پس از دیگری درحال تعطیل شدن هستند. با این حال رئیس جمهور محترم می فرمایند «درآمد ارزی از هزینه ارزی کشور بیشتر است»، پس دلیلی ندارد که گرانی ارز اتفاق بیفتد. ریشه همه این اتفاق ها به باندها بر می گردد.
نمایندگان فقط کاتب قانون هستند. خود مجلس بگوید چه مشکلی از کشور را توانسته حل کند؟ واقع قضیه این است که مجلس برای حل مشکلات کشور هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. بنابراین خروجی اش به نفع مردم نیست.شما می گویید دولت تمام تلاش خود را انجام داد تا وضعیت دلار تثبیت شود اما باندها نمی گذارند. آیا باندها می خواهند دولت را زمین بزنند؟
هدفشان صرفا زمین زدن دولت نیست. باندها فقط می خواهند منافع خود را تأمین کنند، فرقی هم نمی کند برای نیل به این مقصود چه اتفاقی می افتد. بابک زنجانی این همه فعالیت اقتصادی داشت، به محض آنکه قطعه زمینی در شهرک غرب نشست کرد، یک دفعه خلاف کار شد! یا مه آفرید امیرخسروی 27 هزار کارگر و کارمند داشت، یک شبه مفسد اقتصادی شد؟! آیا قبلا متوجه کارهای آنها نبودند و یکدفعه متوجه شدند؟
به نظر من قبل از محاکمه این افراد، کسانی که وظیفه نظارت و برخورد به موقع داشته‌اند را باید مورد سئوال قرار داد و محاکمه کرد. مثال دیگری می زنم، می گویند امنیت ما کامل است. داعش به مجلس حمله کرد اما مردم دارند جریمه اش را پس می دهند! ملاحظه می کنید که پس از آن حادثه، رفت و آمد مردم به مجلس برای ملاقات با نمایندگان محدود شد. خیابان متعلق به تردد مردم را بستند و به داخل مجلس منتقل کردند، دیوارهای اطراف مجلس را بلندتر کردند؛ در حالیکه در آن ماجرا کسان دیگری قصور و بی‌عُرضگی داشتند. مگر نمی شود دفاتر ملاقات مردمی را به خارج از مجلس منتقل کرد؟ اما این کار را هم نکردند. امروز تمام همسایگان مجلس، از مجلس عاصی هستند. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ مجلسی که باید مردمی باشد، دیگر مردمی نیست و درب آن به روی مردم بسته است.
با همین روش ها داریم مردم را از مسئولان جدا می کنیم، اگر راست می گویند مثل امام جمعه تبریز ساختارهای محدودیت زا برای ارتباط با مردم را بشکنند و بین مردم بیایند. چرا از مردم فراری شده‌اند؟
منظور ایرادتان به ساختار اداره کشور چیست؟
ساختار اداره کشور متناسب با حضور مردم و قدرت، عزّت و شوکت نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی قانون حاکم باشد دیگر باندها کاره ای نیستند. الان جهان سومی ترین کشورها همچون بنگلادش و عراق به لحاظ ساختار اداره کشور و دموکراسی خیلی جلوتر از ایران هستند. اگر دموکراسی نمی خواهند، بگویند «می خواهیم ساختاری برای اداره کشور درست کنیم که یک نفر تصمیم بگیرد». خیلی هم خوب است به این مدل، مدیریت واحد می گویند که در دنیا هم وجود دارد. اما با اصول انقلابی ‌گری منافات دارد.
با این اتفاق که به قبل از 22 بهمن 57 بر می گردیم!
ساختار فعلی اداره کشور با اهداف انقلاب هم خوانی ندارد. چون تناقض وجود دارد، یا باید همان رفتارهای قبل انقلاب را ادامه دهیم یا باید فعالیت و جایگاه احزاب فراگیر را در اداره کشور به رسمیت بشناسیم؛ حد وسط این دو، تناقض و پارادوکس به وجود می آورد. معتقدم ما امروز مجلس موثر و پویا و قدرتمند نداریم و مجلس حداکثر با 20 درصد ظرفیت خود کار می کند، مهمترین کارش هم تصویب بودجه خیالی و غیر قابل اجراست و کار دیگری ندارد! به قول معروف بقیه فعالیت‎ها باری به هرجهت است.
در واقع شما می فرمایید، اگر برای بودجه کشور، نهاد دیگری تصمیم گیری کند؛ در نبود و تعطیل شدن مجلس هیچ اتفاقی برای اداره کشور نمی افتد؟
بله، اتفاقی نمی افتد. چون مجلس اصلا نقشی در اداره کشور ندارد. چقدر تاکنون قانون مصوب کرده و انجام نشده است؟ مجلسی که مصوباتش را کس دیگری می تواند هوا کند، مجلس نیست! در واقع نمایندگان فقط کاتب قانون هستند. خود مجلس بگوید چه مشکلی از کشور را توانسته حل کند؟
واقع قضیه این است که مجلس برای حل مشکلات کشور هیچ کاری نمی تواند انجام دهد بنابراین خروجی اش به نفع مردم نیست معتقدم هر گاه مجلس تعطیل است، مردم راحت تر هستند اما وقتی مجلس باز می شود، جریان درست می کنند و در جامعه التهاب بوجود می آورند.
چرا اکثریت احزاب در تهران متمرکز هستند؟ چون پول، قدرت ملی و جایگاه اجرایی ندارند و طبیعی است که نتوانند برای خود دفتر استانی باز کنند. تقریباً تنها حزبی که برای خود در استان ها تشکیلات، ساختار، نظم و انضباط و در دستگاه های اجرایی کمی نفوذ دارد، حزب موتلفه است. شما از جمله کسانی بودید که وقتی شورای 22 نفره اصولگرایان در انتخابات مجلس لیست 30 نفره تهران را اعلام کرد، تمکین نکردید و فهرست جداگانه دادید. خیلی ها می گفتند «اگر این اتفاق نمی افتاد، امروز آقایان حدادعادل و آقاتهرانی در مجلس حضور داشتند و اصلاح طلبان 30 برهیچ پیروز نمی شدند». اگر مجلس هیچ خاصیتی ندارد، پس چرا اینقدر جریانات سیاسی برای کسب کرسی های آن وقت و انرژی صرف می کنند؟

گروه های سیاسی این کار را هم نکنند چه کار کنند؟ درباره انتخابات مجلس دهم نیز معتقدم اگر لیست ما، تک لیست جریان اصولگرا می شد، بیشتر رأی می آورد و دیگر اصلاح طلبان 30 بر هیچ پیروز نمی شدند. اما آنها از تفرقه بین دو لیست در جریان اصولگرایی استفاده کردند و به این پیروزی دست یافتند.
عامل تفرقه در جریان اصولگرا چه کسی بود؟
باندها و آدم های تمامیت خواه عامل تفرقه بودند؛ چون با خودخواهی و از طریق زور و ارعاب و هوچی‌گری می خواستند افراد به نفع آنها کنار بروند.
اصولگرایان برای انتخابات مجلس آینده در تهران باید چه کار کنند که همچون دوره دهم و شورای شهر بازنده 100 درصدی میدان رقابت لقب نگیرند؟
مردم براساس تکلیف در انتخابات شرکت می کنند؛ اما باندهای قدرت و ثروت و افراد تمامیت خواه و انحصارطلب از محبت و مهر مردم به نظام سوءاستفاده می کنند و پاسخگو هم نیستند.
در فاصله ای که تا انتخابات بعد داریم، به نظرتان آیا اصولگرایان برای انتخابات مجلس می توانند به یک مکانیزم واحد برسند؟
خیر، اصولگرایان اگر یک بزرگتر معقول داشتند، حتما می توانستند چنین کنند. از آن زمانی که آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی به رحمت خدا رفتند، انشقاق عجیب و شکاف عمیقی بین اصولگرایان ایجاد شد و هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. همان طور که گفتم یکی از دلایلش خودخواهی و تمامیت خواهی بود. دلیل دیگر آن است که بزرگتر قرار می دهند، اما به حرف بزرگتر گوش نمی کنند! مثلا آقای موحدی کرمانی را به عنوان بزرگتر قرار دادند اما 99 درصد به حرف های او گوش نکردند.
برای ساختار معیوب جمنا و باند پایداری جایگاهی در جامعه وجود ندارد اما وقتی گروهی به طور سمّی شکل گرفته باشد برای همیشه فعالیتش سمّی است بنابراین فرقی نمی کند میزان سم چقدر باشد.به نظر شما این اتفاق در کشور ما می افتد که روزی احزاب محور فعالیت های سیاسی شوند؟
من از این مسئله ناامیدم؛ چون تا زمانی که باندها هستند، نمی گذارند چنین اتفاقی بیفتد. در حال حاضر می توان حدث زد که بیش از ٧٠ درصد سران، مخصوصا کسانی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، با تشکیل احزاب فراگیر مخالفند. چون خودشان در قدرت حضور دارند، بنابراین علاقمند نیستند که احزاب فراگیر سرکار بیایند. تأسف بارتر آنکه  این روحیه را به نسل بعدی هم انتقال می دهند.
خبرآنلاین 

منتشر شده در پول

متن کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای ، متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار روز یکشنبه ۲۹ بهمن ماه با مردم آذربایجان شرقی به این شرح بود: بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.  خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز و خواهران عزیز؛ یکی از برجسته‌ترین روزها و مراسمی که این حسینیّه به خود میبیند، روزی است که شما عزیزان از آذربایجان، از تبریز تشریف می‌آورید اینجا؛ روز بیست‌ونهم بهمن هر سال. آذربایجان برجسته است، مردم آن برجسته‌اند، حوادث آن برجسته است، راه و روش مردم عزیز تبریز و آذربایجان همیشه ایجاد ابتکار و راه‌های نو و حوادث شگفت‌انگیز است. رحمت خدا بر شما، لطف خدا پایدار برای شما.  یک جمله به‌مناسبت تقارن این ایّام با ایّام شهادت فاطمه‌ی زهرا، صدّیقه‌ی کبرا (سلام‌الله‌علیها) عرض کنیم؛ البتّه مراسمی که اجرا کردند، مراسم خیلی خوب و مؤثّر و مفیدی بود.(۲) من فقط یک جمله عرض میکنم و آن اینکه در فضیلت حضرت صدّیقه‌ی کبرا (سلام‌الله‌علیها) همه‌ی مسلمین متّفقند، شیعه و سنّی ندارد. در کتب اهل سنّت و شیعه این حدیث آمده است: فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ اَهلِ‌ الجَنَّة؛(۳) این بالاتر از «سَیِّدَةِ نِساءِ العالَمین»(۴) است؛ [یعنی] سرور زنان بهشت. در بهشت چه کسانی‌ هستند؟ برترین زنان، برجسته‌ترین زنان، مؤمن‌ترین زنان، مجاهدترین زنان، زنان شهید، آنهایی که خدای متعال در قرآن از آنها با عظمت یاد کرده است، همه‌ی اینها در بهشت جمعند؛ آن‌وقت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) «سَیِّدَةُ نِسَاءِ اَهلِ‌ الجَنَّة» [است]؛ خیلی مقام والا و بالایی است. درس شجاعت، درس فداکاری، درس زهد در دنیا، درس معرفت‌آموزی و معرفت را انتقال دادن به اذهان مخاطبین و دیگران، در مقام معلّم دانشور بشر قرار گرفتن، درسهای فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) است به همه‌ی بشر. امیدواریم همه‌ی شماها، همه‌ی مردم عزیز آذربایجان و همه‌ی ملّت ایران و همه‌ی مسلمین از برکات این بانوی دو عالم بهره‌مند بشوند.  عظمت روز بیست‌ونهم بهمن حقیقتاً با این تعبیرات کوتاهی که ما میکنیم، رسانده نمیشود؛ بیست‌ونهم بهمن خیلی باعظمت است. اگرچه جریان مبارزات در سال ۵۶، از قم شروع شد و بعد از تبریز هم در جاهایی اتّفاق افتاد امّا من به‌جرئت عرض میکنم که اگر حادثه‌ی بیست‌ونهم بهمن تبریز در سال ۵۶ نمیبود، به احتمال زیاد حادثه‌ی نوزدهم دی قم فراموش میشد و بعد هم آن حوادث دیگرِ سلسله‌وار به وجود نمی‌آمد؛ یعنی مسیر تاریخ کشور عوض میشد. تبریزی‌ها با قضایای بیست‌ونهم بهمن، با قیام خود، با فهم درست خود، با اقدام به‌جا و به‌موقع خود، توانستند این حرکت عظیمی را که به بیست‌ودوّم بهمن ۵۷ منتهی شد به وجود بیاورند؛ عظمت این داستان این‌چنین است.  من یک اشاره‌ای هم بکنم به راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن امسال؛ واقعاً بیست‌ودوّم بهمن، هم در تبریز، هم در شهرهای دیگر، هم در تهران -در سرتاسر کشور- امسال یک بیست‌ودوّم بهمنِ متفاوتی بود. بعد از ۳۹ سال، در ورود به ۴۰ سالگی پیروزی انقلاب، این حرکت عظیم مردمی، شبیه معجزه است. در هیچ جای دنیا هم چنین چیزی وجود ندارد؛ اینکه بعد از این‌همه سال -قریب چهار دهه- برای روز پیروزی انقلاب، نه دستگاه‌های دولتی، [بلکه] خود مردم وارد میدان بشوند، خیابانها را پُر کنند، خودشان شعار بدهند، حضور خودشان را نشان بدهند و از انقلابشان دفاع کنند، این در هیچ انقلابی از این انقلابهایی که ما می‌شناسیم و در این دو سه قرن اخیر اتّفاق افتاده است، وجود نداشته؛ در گذشته‌ها هم که به‌طریق‌اولیٰ وجود نداشته؛ الان هم در هیچ جای دنیا چنین چیزی نیست؛ این مخصوص ایران است، این مخصوص شما است. و امسال قضایای گوناگون دشمنی‌ها و اقدامات دشمنان از خارج، از داخل، از آمریکا، از بعضی از همسایگان ناخلفِ بدعهد ما، موجب شد که مردم انگیزه‌ی بیشتری پیدا کردند، وارد میدان شدند و امسال بیست‌ودوّم بهمن متفاوتی را به وجود آوردند. همه‌ی اینها برای ما درس است.  این جمله‌ای که شما در اینجا آوردید [و خواندید] که «انقلابین پاک عَلَمی قیرخ ایل اولوب مَأمَنی‌میز»(۵) یک واقعیّت است؛ چهل سال است که مأمن مردم، پرچم برجسته و بلندِ انقلاب است. این حرفِ زبان شما، حرفِ دل ملّت ایران است؛ درست گفتید. و این در حالی است که مردم از برخی از مسائل جاری کشور، انتقاد هم دارند، نه اینکه انتقاد ندارند؛ ما کاملاً در جریان انتقادهای مردم، گله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم میگویند؛ به دیگران هم میگویند، به ما منتقل میشود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان میشوند و حرکت میکنند. یک آگاهی انقلابی، یک کمال سیاسی، در ملّت ایران به توفیق الهی به وجود آمده است که میتوانند تفکیک کنند بین نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به وسیله‌ی انقلاب به وجود آمده است، با همه‌ی وجود دفاع کنند. اینکه میگوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّه‌ی قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت»؛ نظامی که با انقلاب این ملّت و با فداکاری این ملّت به وجود آمده است و صدها هزار شهید در راه این نظام در طول این چهل سال به قربانگاه رفته‌اند.  در این مناسبت که با شما عزیزان که از راه دور تشریف آورده‌اید روبه‌رو هستیم، من چند مطلب را تا حدّی که وقت اجازه بدهد با شما درمیان میگذارم. شما عزیزانی هستید که کسی مثل بنده از بُن دندان به شماها قهراً ارادت و محبّت و اخلاص دارد؛ یعنی این صفائی که در شما هست، این غیرتی که در شما هست، این حرکت آشکار انقلابی‌ای که در شما وجود دارد و احساس میشود و نه‌فقط در زبان، [بلکه] انسان در عمل آن را میبیند، هرکسی را مجذوب میکند. بنده هم از اوّلین باری که بعد از انقلاب به تبریز آمدم یا به آذربایجان آمدم و برگشتم -که سفرهای متعدّدی بوده است- به‌معنای واقعی کلمه این را احساس کردم، همان وقت خدمت امام هم آمدم و گفتم -زمان ریاست‌جمهوری آمدم تبریز، بعد خدمت امام آمدم گفتم- تبریز از جنس دیگری است. مردم تبریز یک حقیقتِ انقلابیِ پرشور و پرتوان و توفنده‌ی دیگری را نشان میدهند به انسان؛ بااینکه همه‌ی ملّت ایران آن روزها همان شور انقلابی را داشتند، امّا تبریز چیز دیگری بود. ما امروز با شما عزیزان تبریزی و آذربایجانی، از شهرهای مختلف آذربایجان، در اینجا روبه‌رو هستیم، [لذا] چند مطلب را عرض میکنم. البتّه مخاطب ملّت ایرانند؛ همه مخاطبند.  یک مطلب راجع به انقلاب و کارکرد اصلی انقلاب است، یک مطلب راجع به آسیب‌شناسی انقلاب است، یک مطلب -اگر وقت پیدا بشود- بیان اولویّتها و ترجیحهایی است که در این مقطع، انقلاب به ما املا میکند و دیکته میکند که باید آنها را رعایت کنیم، یک مطلب [هم] راجع به آینده‌ی انقلاب است. اینها حرفهای مهمّی است، حرفهای لازمی است، طرح آن هم در جمع شما عزیزان -که به‌معنای واقعی کلمه انقلابی و هوادار انقلاب هستید- به نظر میرسد مناسب‌ترین محلّ طرح است؛ یعنی واقعاً اینجا بهترین کار همین‌ است که این‌چنین مطالبی با افرادی مثل شما مطرح بشود.  راجع ‌به مسئله‌ی انقلاب و کارکرد انقلاب؛ انقلاب خیلی حرکت بزرگی بود و اعتقاد من این است که ما بعد از گذشت قریب چهل سال از پیروزی انقلاب، هنوز ابعاد این انقلاب و عظمت این انقلاب را درست درک نکرده‌ایم. بعدها آن‌ وقتی که بنشینند و هندسه‌ی انقلاب را از دور نگاه کنند، بیشتر معلوم میشود که این انقلاب چه بود و چه کرد و چه شد. کارکرد انقلاب خیلی فراوان است؛ خدماتی که انقلاب به ایران کرده است، خدمات بسیار زیادی است و یک فهرست طولانی‌ای در این زمینه وجود دارد -حالا دشمنها میخواهند انکار کنند ولی خب اینها حقایق روشنی است- لکن مهم‌ترین کار اصولی‌ای که انقلاب کرده است، تبدیل نظام طاغوت‌سالار به نظام مردم‌سالار است؛ این مهم‌ترین کاری است که انقلاب کرده است؛ آن هم با الهام از تعالیم اسلامی، نه با مکتبهای این نظریه‌پرداز و آن نظریه‌پرداز و نقصها و معارضاتی که در حرفهایشان هست؛ نه، با الهام از اسلام، با الهام از قرآن. اَلَّذینَ ءامَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَالَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوت؛(۶) نظام الهی در مقابل نظام طاغوتی است و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، نظام الهی را معنا کرد به نظام مردم‌سالاری دینی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ تبدیل کرد نظام طاغوتی را به نظام مردم‌سالار؛ این مهم‌ترین کار است.  مردم‌سالاری یعنی مردمْ اصلند؛ اصلْ مردمند؛ نه فقط در تعیین حاکم؛ چون تا میگوییم مردم‌سالاری، ذهن همه میرود به صندوقهای رأی -که خب درست هم هست، تعیین رئیس‌جمهور، تعیین خبرگان رهبری و در واقع تعیین رهبر، تعیین دستگاه‌های مختلف، همه درواقع به وسیله‌ی مردم انجام میگیرد- این تعیین‌کننده است، این درست است امّا فقط این نیست؛ آنچه مهم است، این است که مردم‌سالاری یعنی مردم را در همه‌ی امور زندگی، صاحب رأی و صاحب تدبیر و صاحب تصمیم قرار دادن؛ درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی که قبل از انقلاب در این کشور در طول قرنهای متمادی بود. قرنهای متمادی این کشور از خودرأیی طواغیت و سلاطین رنج میبرد، مردم هیچ‌کاره بودند؛ طاغوت و طواغیت دُوروبَرِ طاغوتِ اصلی، تصمیم‌گیر بودند؛ یعنی استبداد مطلق؛ مردم وسیله‌ای بودند برای اینکه او بتواند تحکّم بکند -بالاخره کسی که میخواهد تحکّم کند، باید به کسی تحکّم کند؛ او مردمند- مردم را نگه میداشتند برای اینکه به آنها تحکّم کنند. از اواسط دوران قاجار یک بیماری دیگری هم اضافه شد و آن، سلطه‌ی خارجی و نفوذ خارجی و استعمار خارجی بود. قبلها این دیگر نبود؛ فرض کنید که زمان صفویّه یا زمان نادرشاه و دیگران، استبداد بود امّا نفوذ بیگانه نبود؛ امّا از اواسط دوران قاجار -از اواخر دوران ناصرالدّین شاه به این طرف- سلطه‌ی خارجی هم وارد شد؛ یعنی به‌طور دقیق از [سال] ۱۸۰۰ میلادی، نفوذ انگلیس‌ها در ایران شروع شد. نماینده‌ی دولت هند -که دولت انگلیسی بود- وارد کشور شد و من در بعضی از گفته‌ها اشاره کرده‌ام و مفصّلاً چیزهایی در این زمینه گفته‌ام، نمیخواهم وارد آن بشوم. نفوذ خارجی همراه شد با استبداد، سلطه‌ی خارجی اضافه شد بر سلطه‌ی طاغوت، کار به جایی رسید که سلسله‌ی قاجار که خودشان هم تحت تأثیر انگلیس‌ها بودند، به وسیله‌ی انگلیس‌ها برداشته شدند، یک سلسله‌ی جدیدی به‌ وجود آمد. رضاخان را انگلیس‌ها آوردند، بعد به دلیلی او را بردند و پسرش را آوردند، بعد هم که آمریکایی‌ها در اواسط کار وارد شدند و همه‌کاره‌ی این کشور شدند؛ هزاران مستشار آمریکایی [آمدند]. مردم‌سالاری نقطه‌ی مقابل این است؛ یعنی اجازه نمیدهد استبداد باشد، اجازه نمیدهد که سلطه‌ی خارجی باشد؛ این مردم‌سالاری است.  همانطور که عرض کردیم این مردم‌سالاری فقط در اداره‌ی سیاسی کشور نیست، در خدمات شهر و روستا است؛ در زنده کردن روحیّه‌ی کارهای بزرگ در کشور است -که شما نمونه‌ی آن را، مصداق واقعی آن را در تشکیل سپاه پاسداران، در تشکیل جهاد سازندگی، در تشکیل بسیج مشاهده میکنید؛ ناگهان در کشور یک حقیقتی مثل جهاد سازندگی به ‌وجود می‌آید و آن‌همه کارهای بزرگ را در طول چند سال انجام میدهد؛ [همین‌طور] سپاه پاسداران یا بسیج؛ این، ناشی از حضور مردم است- در پرورش و بُروز استعدادهای مردمی، [یعنی] ظرفیّتهای انسانی کشور. حالا شما جوانها که آن زمان را ندیدید، قدیمی‌ترها [میدانند]، از فیلیپین و از هند و مانند اینها برای ما دکتر می‌آمد. در روستاها و راه‌های دور نه، گاهی در شهرهای خیلی نزدیک، برای ما مثلاً از فیلیپین پزشک می‌آمد. یک کشوری که از لحاظ نیروی انسانی در این حد ناتوان بود، آن‌چنان بُروز پیدا میکند که مثلاً فرض کنید در همین زمینه‌ی سلامت، میشود قطب جذّاب سلامت در منطقه که برای علاج بیماری‌های دشوار از اطراف منطقه‌ امروز به کشور ما مراجعه میکنند و در بیمارستان‌های ما به دست پزشکان ما معالجه میشوند. استعدادهای بشری بُروز میکند؛ ناگهان می‌بینید در زمینه‌های فلان دانش کمیاب تازه‌پدید در دنیا، کشور میشود رتبه‌ی چهارم و پنجم دنیا در بین دویست‌وخرده‌ای کشور؛ این همان مردم‌سالاری است. اثر مردم‌سالاری زنده کردن استعدادها هم هست؛ وقتی مردم وارد میدان شدند، به مردم اعتماد شد، به مردم اعتنا شد، این‌جوری میشود. حسّ اعتماد به نفس ملّی در مردم زنده میشود؛ آن‌وقت در میدانهای علمی پیشرفت میکنند، در میدانهای صنعتی پیشرفت میکنند، در دانشهای نوپدید پیشرفت میکنند، در تأثیرگذاری سیاسی در منطقه پیشرفت میکنند؛ اینها همه ناشی از حضور مردم و تأثیرگذاری مردم بر حوادث کشور است؛ کشور و ملّت عظمت پیدا میکند.  امروز شما ببینید، مثلاً فلان کشوری که وابسته‌ی به آمریکا است، روزی ده میلیون بشکه هم نفت میفروشد، پول زیادی هم در خزانه‌اش وجود دارد، امّا کشورش فقیر است، کشورش عقب‌مانده است، از ملّت آن کشور اصلاً هیچ نامی و یادی نیست؛ در آن کشور آنچه برجسته است، چند نفر طواغیتند که در رأسند و از ملّت آن کشور در هیچ جای دنیا اثری و خبری نیست که این ملّت فلان کار را کردند یا فلان حرکت را کردند؛ امّا وقتی مردم‌سالاری دینی هست -مثل جمهوری اسلامی، مثل کشور عزیز ما- در نگاه عمومیِ [دنیا] به کشور ایران، مردم برجسته‌اند؛ لذا دشمنی دشمنان هم با مردم است. الان آمریکایی‌ها که با ما دشمنند، با شخص این حقیر یا با چند نفر دولتمرد دشمن نیستند، [بلکه] با ملّت دشمنند، چون ملّت در اینجا همه‌کاره است؛ همه‌ی چیزهایی که آنها را خشمگین میکند و به غیظ و غضب وادار میکند، کارهای ملّت است، عظمت ملّت است. اهمّیّت ملّت در مردم‌سالاری بالا میرود، یعنی ملّت شخصیّت پیدا میکند، وجهه‌ی عمومی و دنیایی پیدا میکند، عزّت و حرمت پیدا میکند؛ اینها هیچ‌کدام در دوران طاغوت نبود، اینها در دوران جمهوری اسلامی به برکت انقلاب به وجود آمد.  خب، نتیجه‌ی مردم‌سالاری، پیشرفت کشور است؛ پیشرفتها هم واقعاً خارق‌العاده است. ما دهه‌ی چهارم انقلاب را دهه‌ی پیشرفت و عدالت نامگذاری کردیم و پیشرفت به معنای واقعی کلمه در کشور اتّفاق افتاده است؛ عدالت را نمیگویم؛ درمورد عدالت ما عقب‌مانده هستیم؛ در این تردیدی نیست؛ خودمان اعتراف میکنیم، اقرار میکنیم. در دهه‌ی پیشرفت و عدالت بایستی هم در پیشرفت موفّق میشدیم، هم در عدالت؛ در پیشرفت به معنای واقعی کلمه موفّق شدیم، واقعاً پیشرفت کردیم و در همه‌ی زمینه‌ها پیشرفت اتّفاق افتاده است؛ [امّا] در زمینه‌ی عدالت، باید تلاش کنیم، باید کار کنیم، باید از خدای متعال و از مردم عزیز عذرخواهی کنیم. درمورد عدالت مشکل داریم و ان‌شاءالله با همّت مردان و زنان کارآمد و مؤمن، در این ناحیه هم پیشرفت خواهیم کرد امّا در زمینه‌ی پیشرفت مادّی انصافاً کارهای بسیار زیاد و بسیار مهمّی انجام گرفته.  پیشرفت این نیست که خارجی‌ها بیایند پول یک کشوری را ببرند و برایشان برج درست کنند؛ اینها پیشرفت نیست. بعضی نگاه میکنند به بعضی از این کشورهای دوروبر ما که ثروتشان نفت است، و می‌بینند بله، آنجا فرودگاهِ فلان‌جور یا برج فلان‌جور دارد! نه، این پیشرفت نیست؛ اینکه خارجی‌ها بیایند پول یک کشوری را بگیرند، مردم آن کشور را تحقیر کنند و برایشان برج بسازند، این پیشرفت نیست، این عقب‌رفت است، این خسارت است. امروز بلندترین برج منطقه در بی‌عُرضه‌ترین کشور منطقه است! اینکه پیشرفت نشد! پیشرفت این است که یک کشور، یک ملّت، با توان خود، با اراده‌ی خود، با تصمیم خود، با دانش خود، با ظرفیّت خود، خودش را به صفوف مقدّم برساند؛ این پیشرفت است و این در کشور ما بحمدالله اتّفاق افتاده است. ما امروز قطب پزشکی و درمان هستیم، رتبه‌ی علمی بالایی در دنیا داریم، صاحب رأی در مسائل منطقه هستیم، در زمینه‌ی هسته‌ای دانش بالایی پیدا کرده‌ایم، در زمینه‌ی نانو دانش بالایی پیدا کرده‌ایم، در زمینه‌ی زیست‌فنّاوری دانش‌ بالایی پیدا کرده‌ایم، در زمینه‌ی دانشهای مربوط به فضای مجازی رتبه‌ی بالایی پیدا کرده‌ایم، اینها پیشرفت است. بسیاری از جوانهای ما از شدّت استعداد، واقعاً منتظر یک اشاره‌اند که اوج بگیرند. یک‌خرده ما مدیران در این زمینه کوتاهی داریم؛ وَالّا اگر یک‌خرده بیشتر همراهی کنیم با جوانها، واقعاً پرواز میکنند در زمینه‌های علمی و فنّی و خدماتی و کارهای گوناگون؛ همچنان‌که در زمینه‌های معنوی پرواز میکنند. ما در زمینه‌ی امنیّت، در زمینه‌ی دفاع، در زمینه‌ی کشاورزی، در زمینه‌ی سلامت، در زمینه‌ی علم، در زمینه‌ی راه‌های مواصلاتی و امثال اینها، خیلی پیشرفت کرده‌ایم و پیشرفتمان الحمدلله خوب است؛ دهه‌ی پیشرفت و عدالت، پیشرفت خوب بود. اینها ناشی از انقلاب است. البتّه چون تبلیغات ما ضعیف است، مردم کشورهای دیگر ممکن است اینها را ندانند؛ [امّا] دشمنها خیلی از اینها را میدانند. این را هم عرض بکنم: ما در خیلی چیزها قوی هستیم، [امّا] در تبلیغات ضعیفیم؛ در تبلیغات، در بیان آنچه اتّفاق افتاده، کم‌کار و ضعیف و کم‌ابتکاریم؛ در این زمینه باید پیشرفت کنیم. لکن آن کسانی که دشمنان ما هستند و همه‌ی مسائل ما را رصد میکنند، آنها می‌بینند پیشرفتهای کشور را، میدانند که کشور چقدر حرکت کرده است، چقدر جلو رفته است.  بنابراین، انقلاب کار بزرگی در کشور انجام داد: کشور را از حالت فلاکت خارج کرد، ملّت را از حالت توسری‌خوری و ذلّت و سرافکندگی خلاص کرد؛ ملّت ما امروز سربلند است و این مهم‌ترین دستاورد برای یک کشور و برای یک ملّت است. [البتّه] از این قبیل زیاد است؛ یک فهرست طولانی وجود دارد، [امّا] همین‌طور که عرض کردم، تبلیغات ما ضعیف است. من توصیه میکنم مسئولین نه با زبان مبالغه، نه‌فقط با گزارش زبانی، [بلکه] به‌صورت عملی، به‌صورت هنری، گزارشهای صحیح درباره‌ی انواع و اقسام پیشرفتهای کشور را مطرح کنند، تا هم بعضی افرادی که تشکیک میکنند و غافلند، خودشان متوجّه بشوند -بعضی هم البتّه غافل نیستند؛ تعمّداً خدشه میکنند- هم مردمِ جاهای دیگر بفهمند که انقلاب چه به وجود آورده است. این راجع به مسئله‌ی انقلاب.  راجع به آسیب‌شناسی انقلاب هم چون وقت دیگر کم است و به ظهر نزدیکیم، من یک جمله‌ی کوتاه عرض میکنم. یکی از مهم‌ترین آفتهای همه‌ی انقلابها ارتجاع است. ارتجاع یعنی چه؟ یعنی این حرکتی که انقلاب شروع کرده بود و ملّت داشتند در این مسیر با نیروی انقلابی و با سرعت حرکت میکردند، در یک جاهایی سست بشوند، بعد متوقّف بشوند، بعد برگردند؛ این ارتجاع است؛ ارتجاع یعنی برگشت. همه‌ی انقلابهای بزرگ تاریخ که ما آنها را می‌شناسیم -مثل انقلاب فرانسه، مثل انقلاب روسیه و انقلابهایی که در کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین و جاهای دیگر اتّفاق افتاد- تقریباً بدون استثنا در سالهای اوّل عمر خودشان به این بلیّه دچار شدند؛ اینکه چهل سال بگذرد و شعارهای انقلاب دست نخورد، تکان نخورد، در هیچ‌کدام از این انقلابها وجود ندارد؛ ما توانستیم این شعارها را حفظ کنیم. امّا خطرناک است؛ من وظیفه دارم خطر را به مردم عزیزمان بگویم. ما اگر به سمت اشرافیگری حرکت کردیم، این رفتن به سمت ارتجاع است؛ اگر به جای توجّه به طبقه‌ی ضعیف، دل‌سپرده‌ی طبقات مرفّه و زیاده‌خواه در کشور شدیم، این حرکت به سمت ارتجاع است؛ اگر به جای تکیه‌ی به مردم به خارجی‌ها تکیه کردیم، امیدمان را به بیگانه‌ها بستیم، این حرکت در سمت ارتجاع است؛ این نباید اتّفاق بیفتد. نخبگان جامعه باید حواسشان باشد، مدیران جامعه باید حواسشان باشد. مدیران کشور باید بشدّت مراقبت کنند، مردم هم نگاه کنند، با حسّاسیّت دنبال کنند رفتار ماها را، رفتار مدیران را؛ با حسّاسیّت. ارتجاع چیز خطرناکی است. ارتجاع وقتی اتّفاق می‌افتد، معنایش این است که همان آدمهای انقلابیِ سابق سرِ کارند امّا خط را عوض کرده‌اند، راه را عوض کرده‌اند؛ کأنّه انقلاب شده بود برای اینکه آنها بروند و ما بیاییم سرِ کار! برای این [کار] که انقلاب نشد؛ انقلاب یعنی دگرگونی، انقلاب یعنی تغییر مسیر، انقلاب یعنی یک هدفهای والائی را در نظر گرفتن و به سوی آنها حرکت کردن؛ اگر از این هدفها فراموش کردیم، دیگر انقلاب نیست.  بعضی خیال میکنند انقلاب فقط سال ۵۷ بود و تمام شد؛ این خطا است. انقلاب در سال ۵۷ شروع شد، نه اینکه تمام شد؛ آغاز تغییر، آغاز حرکت اصلاحی در جامعه در سال ۵۷ اتّفاق افتاد، در بیست‌ودوّم بهمن اتّفاق افتاد و آنجا شروع شد؛ بتدریج این حرکت باید عمیق‌تر، وسیع‌تر، گسترده‌تر، خردمندانه‌تر ادامه پیدا کند، نه اینکه متوقّف بشود. این‌جور نباشد که اگر گفتیم فلانی انقلابی است، از او برداشت منفی بشود؛ یا [اگر گفتیم] فلانی انقلابی است یعنی آدم غیر متفکّری است، مثلاً آدم سر به هوایی است؛ نخیر، این‌جوری نیست. بله، نظام اداره‌ی کشور محترم است، قانون اساسی محترم است، باید همه‌ی اصول قانون اساسی رعایت بشود؛ انقلاب در این قالب ریخته شده است، [لذا] این قالب بایستی محترم نگه داشته شود؛ این لازم است.  این هم که ما خیال کنیم انقلاب بدون نظام معنی میدهد، یک خطای دیگری است که از آن طرف، بعضی تصوّر میکنند انسان باید به همه چیز، به همه‌ی حوادث، به همه‌ی بخشهای نظام اسلامی زبان اعتراض و انتقاد و مانند اینها پیدا کند به اسم انقلاب؛ نه، این [صحیح] نیست. انقلاب یعنی نظام انقلابی؛ این نظام اسلامی، همین نظام امّت و امامت، نظام مردم‌سالاری دینی باید باشد با هدفهای انقلاب، با حرکت انقلابی، با جهتگیری انقلاب؛ این باید اتّفاق بیفتد. خب خوشبختانه ما [افراد] انقلابی کم نداریم و در بین آحاد مردم، انقلاب بحمدالله سکّه‌ی رایج است؛ در بین مدیران هم کم نیستند کسانی که به معنای واقعی کلمه طرف‌دار انقلابند. این حسّاسیّت‌ها نباید از بین برود.  بنده در یکی از سفرها در زمان ریاست جمهوری، رفتم در یکی از کشورهای آفریقایی. چند سالی -مثلاً هفت هشت ده سال- از پیروزی انقلاب در آن کشور گذشته بود؛ این مردِ رئیس دولت، یک سیاه‌پوستی بود که رهبر انقلاب و فرمانده‌ انقلاب و حالا هم رئیس دولت بود. من دیدم این رئیس کشور که میزبان ما بود، رفتارش در همان کشور خودش مثل رفتار آن ژنرال پُرتغالی‌ای است که قبل از انقلابِ اینها بر این کشور حکومت میکرده؛ رفتار، همان رفتار است. ظاهراً این کشور، سابقه‌ی استعمار اسپانیا یا پرتغال را داشت؛ طبعاً یک سیاستمدار نظامی پرتغالی بر این کشور سالها حکومت میکرده، حالا این آقایی که رئیس انقلاب است رفتارش مثل رفتار او است! خب این چه انقلابی است؟ نگاهش به مردم، نگاهش به دوروبری‌ها، برخوردش با مخاطبین [همان‌جور بود]. جمهوری اسلامی از این حالت دور است؛ بحمدالله تاکنون دور بوده، بعد از این هم دور خواهد بود. اشرافی‌گریِ مسئولان، امتیازطلبیِ مسئولان، بی‌مبالاتیِ به بیت‌المال، بی‌اعتنائیِ به طبقه‌ی مستضعف، اینها حرکتهای ضدّ انقلابی است. همه‌ی تشکیلات نظام بایستی با نگاه به اهداف انقلاب حرکت بکند.  خب، یک مسئله‌ی مهمّی که امروز مطرح است، مسئله‌ی اقتصاد است؛ من اینجا این را هم عرض بکنم. همه‌ی مسئولین و مطّلعین و آگاهان و آحاد مردم شاید معتقدند که امروز یکی از مسائل اصلی کشور مسئله‌ی اقتصاد کشور است. خب برای اصلاح اقتصاد کشور چه‌کار باید کرد؟ یک راه تکیه‌ی به مردم است؛ [یعنی] اقتصاد مقاومتی. این را ما اعلام کردیم، همه‌ی مسئولین کشور هم تصدیق کردند، یعنی هیچ‌کس مخالفت نکرد؛ حالا البتّه گاهی نقّ و نوقّی از گوشه و کنار شنیده میشود، امّا آن‌وقتی که سیاست اقتصاد مقاومتی اعلام شد، همه‌ی مسئولین کشور تصدیق کردند که راه همین است و بس. معنای اقتصاد مقاومتی، محصور شدن و زندانی شدن در داخل کشور نیست؛ نیایند بگویند که «ما میخواهیم با دنیا ارتباط داشته باشیم»! خب، در اقتصاد مقاومتی ارتباط با دنیا وجود دارد؛ منتها گفته میشود که اعتماد بایستی به مردم باشد؛ اقتصاد درون‌زا و برون‌گرا. جوشش حرکت اقتصادی از درون کشور است؛ استعدادهای مردم، امکانهای مردم، سرمایه‌های مردم. تدبیری اندیشه بشود که این سرمایه‌ها، این استعدادها، این ظرفیّتها به کار و تولید در داخل و ثروت‌سازی و ایجاد ثروت در داخل بینجامد؛ این تدبیر میخواهد. نگاهمان به خارج نباشد. البتّه اگر بخواهیم اقتصاد داخلی رونق پیدا کند باید صادراتِ خوب داشته باشیم، وارداتِ به‌مورد داشته باشیم، ارتباطات اقتصادی داشته باشیم؛ در این تردیدی نیست. سرمایه‌گذاری خارجی‌ها در داخل باشد؛ بنده مخالف نیستم با اینکه خارجی‌ها بیایند سرمایه‌گذاری کنند، منتها تدبیر کار و سررشته‌ی کار باید دست مدیران داخلی باشد، اینها بایستی تصمیم بگیرند، اینها باید اراده کنند؛ کار سپرده نشود دست بیگانه‌ها. اگر کار دست بیگانه‌ها سپرده شد، سررشته‌ی کار از دست مدیران کشور خارج خواهد شد. حوادث عبرت‌انگیزی در این زمینه اتّفاق افتاده است.  در همین تهران، رئیس یکی از کشورهای معروف منطقه ــ که دیگر نمیخواهم اسم بیاورم؛ یکی از کشورهای بالنّسبه پیشرفته‌ی آسیا که واقعاً پیشرفتهای اقتصادی خیلی خوبی داشت و رشد بالای اقتصادی داشت ــ حدود دوازده سال، سیزده سال قبل از این، اینجا آمد و با بنده ملاقات کرد؛ آن‌وقتی بود که آن زلزله‌ی اقتصادی بزرگ در کشورهای شرق آسیا به وجود آمده بود؛ این [فرد] رئیس یکی از همان کشورها بود. آمد پهلوی من؛ وارد اتاق که شد، جزو اوّلین کلماتش این بود که گفت «ما در یک شب گدا شدیم». اقتصاد وقتی وابسته‌ی به سرمایه و اراده‌ی یک سرمایه‌دار یهودی و غربی و آمریکایی است، این‌جوری میشود. یک کشورِ سرِپای با نشاطِ اقتصادی و دارای رشد اقتصادی بالا، رئیسش به من میگوید که ما در یک شب گدا شدیم! اتّکاء به خارج این است. ما خودمان اتّکاء به خارجی‌ها را در قضیّه‌ی برجام مشاهده کردیم؛ در قضیّه‌ی مذاکرات هسته‌ای اعتماد کردیم به اینها و از اعتمادمان سودی نبردیم. خوشبختانه من میبینم مسئولان کشور برخوردهای خوبی دارند و من واقعاً باید تشکّر کنم از وزیر خارجه‌مان؛ برخوردش با خباثت آمریکایی‌ها و با یکی به نعلْ یکی به میخ زدنِ اروپایی‌ها، برخوردِ بسیار خوب و قاطعی بوده است؛ بعضی‌اش پخش شده و بعضی‌اش هم پخش نشده است که ما اطّلاع داریم؛ برخورد خیلی قوی و خوبی کردند. بله، راه همین است؛ باید برخورد کنند؛ عزّت ملّی را باید نشان بدهند در ارتباطات خارجی. تکیه‌ی به بیگانه خطرناک است؛ تکیه‌ی به بیگانه موجب میشود که بیگانه با انواع طُرق بر سرنوشت کشور بتدریج مسلّط بشود؛ تکیه نباید کرد به بیگانه. از بیگانه بهره باید برد، استفاده باید کرد، [ولی] تکیه‌ی به او نباید کرد، اعتماد به او نباید کرد. این از جمله‌ی مسائل بسیار مهمّی است که حقیقتاً بایستی همه‌ی مسئولین کشور به آن توجّه داشته باشند.  خب، حالا ما در آستانه‌ی چهل‌سالگی پیروزی انقلابیم. چهل سال زمان زیادی نیست؛ در تاریخ یک ملّت، چهل سال چیز زیادی نیست، چیز کمی است. در این چهل سال، ملّت ما زحمت زیادی کشیدند؛ واقعاً بر روی سنگلاخ حرکت کردند؛ ما از سال اوّل ــ تقریباً از روز اوّل ــ تحریم بودیم و این تحریمها به شکلهای مختلف ادامه پیدا کرده است و زیاد شده است. همه‌ی آنچه اتّفاق افتاده است ــ همه‌ی این پیشرفتها ــ در حال تحریم اتّفاق افتاده است، یعنی ما تحریم بودیم و این پیشرفتها را انجام دادیم؛ این نشان‌دهنده‌ی توانایی انقلاب و توانایی ملّت ایران است.  ما اولویّتهایی داریم: باید مدیریّت جهادی را بر دیوان‌سالاری‌های فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوه‌ی مجریّه، در قوه‌ی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بی‌انضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شب‌وروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.  در حوزه‌ی سیاست داخلی باید متن مردم را بر اقلّیّتهای حزبی و مجموعه‌های جناحی و مانند اینها ترجیح بدهیم؛ متن مردم مقدّمند بر همه.  در باب خدمات بایستی مستضعفان را، مناطق مظلوم را، مناطق دورافتاده را، ترجیح بدهیم بر مرفّهین. خوشبختانه در طول این سالها خیلی از مناطقی که هرگز گذر آبادانی به آنجاها نمی‌افتاد، مورد توجّه قرار گرفته است؛ هم دستگاه‌های مسئول، هم حتّی دستگاه‌هایی که مستقیماً مسئول نیستند. سپاه پاسداران ــ فرض کنید در سیستان و بلوچستان ــ کارهای بزرگِ خدماتی انجام میدهد؛ بااینکه کارِ سپاه پاسداران کار خدماتی نیست امّا خدمات ارائه‌شده‌ی به مردم به وسیله‌ی سپاه در فلان منطقه‌ی محروم واقعاً چشمگیر است. این کارها هست و باید دنبال بشود؛ باید همه‌ی دستگاه‌های کشور، این اولویّت را رعایت کنند.  در سیاستهای دفاعی کشور، همه‌ی شیوه‌ها و همه‌ی ابزارهایی که مورد نیاز امروز و فردای کشور است بایستی دنبال بشود و نوسازی بشود. ما یک لحظه نباید تردید بکنیم در اینکه کشور برای دفاع از خود باید به طرف هرچه احتیاج دارد حرکت کند، ولو همه‌ی دنیا مخالفش باشند. آن کسانی که خودشان با ابزارهای اتمی و هسته‌ایِ مهلکِ بشر، دائم بشر را دارند تهدید میکنند، حالا نشسته‌اند به موشکهای جمهوری اسلامی چسبیده‌اند که «چرا شما موشک میسازید»! خب به شما چه؟ وسیله‌ی دفاعی ما است، امکان دفاع کشور است، این ملّت باید از خودش بتواند دفاع کند. میگویند شما وسیله‌ی دفاعی نداشته باشید تا ما هرچه خواستیم به شما زور بگوییم، بگوییم! [البتّه] خود ما یک چیزهایی را حرام میدانیم و دنبال آنها نمیرویم ــ مثل وسایل هسته‌ای و کشتار جمعی؛ ما دنبال آنها نمیرویم ــ امّا در آنچه برای ما مورد نیاز است، تأمّل نمیکنیم، تردید نمیکنیم.  در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّتها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویّتهای امروز ما است.  در اقتصاد، مسئله‌ی اشتغال بالاترین مسئله است، مسئله‌ی تولید بالاترین مسئله است. بنده امسال اعلام کردم «تولید و اشتغال»؛ در این زمینه باید تلاش بشود، باید کار بشود؛ همه‌ی مسئولین کشور در این زمینه باید تلاش کنند. امسال البتّه کارهایی انجام گرفته است، آمارهایی هم داده‌اند، لکن آن چیزی که مورد نظر است، تلاش بیشتری لازم دارد. ما باید کاری کنیم که آمار اشتغال در کشور بالا برود، تولید داخلی در کشور بالا برود؛ علاج اقتصاد در کشور این است.  من میخواهم [مطلبی هم] عرض بکنم برای آینده‌ی کشور؛ بدانید، اوّلاً جوانها باید خودشان را آماده بکنند؛ از لحاظ علمی، از لحاظ اعتقادی، از لحاظ انگیزه‌های انقلابی، جوانها باید همیشه آماده باشند. جوانها موتور پیشرفت انقلابند؛ از اوّل هم همین‌جور بوده است، تا امروز هم همین‌جور است. خوشبختانه ما امروز جوانِ دارای عزم و همّت و بصیرت، از اوّل انقلاب بیشتر داریم. نه اینکه به‌قدر اوّل انقلاب؛ نخیر، بصیرت جوانهای امروز، عمق معرفت جوانهای امروز، از بسیاری از جوانهای اوّل انقلاب بیشتر است و ما در این زمینه هیچ کمبودی نداریم؛ این بحمدالله هست. جوانها خودشان را باید آماده کنند؛ این نوجوان‌هایی که به سمت جوانی میروند باید خودشان را آماده کنند؛ تفکّرات انقلابی، انگیزه‌های انقلابی، بصیرت انقلابی، اقدام انقلابی، جزو سرفصل‌هایی است که جوانهای ما باید به یاد داشته باشند.  این را هم همه بدانند که جمهوری اسلامی قوی است؛ جمهوری اسلامی خیلی قوی است. دلیل قوّت جمهوری اسلامی این است که چهل سال است همه‌ی دولتهای مستکبرِ خبیثِ دنیا میخواهند جمهوری اسلامی را نابود کنند و از بین ببرند و هیچ غلطی نتوانسته‌اند بکنند؛ دلیل اقتدار جمهوری اسلامی همین بقای جمهوری اسلامی در این چهار دهه است؛ با این فضای نامساعد، با این وضعیّت نامساعد، با این دشمنی‌های بزرگ؛ جمهوری اسلامی زنده است. بنابراین، این نشان‌دهنده‌ی این است که این نهال، امروز به درخت تناوری تبدیل شده است که نمیتوانند آن را از جای خودش تکان بدهند؛ این بنا، بنای بسیار رفیع و مستحکمی است و قوی‌تر هم خواهیم شد. این را شما بدانید! جمهوری اسلامی قوی‌تر خواهد شد. تهدیدها را میدانیم، حرفها را می‌شنویم، حرفهایی که علنی میگویند به گوش ما میرسد، حرفهایی هم که گاهی اوقات مخفی در محافلشان میگویند بعضی اوقات به گوش ما میرسد، میدانیم علیه ما چه توطئه میکنند امّا با همه‌ِی اینها، من همان حرف امام را تکرار میکنم که «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند».(۷) خیلی از دیدار شما عزیزان خوشحال شدیم و به همه‌ی مردم عزیزمان در تبریز «منّن ده سلام یتیرین».(۸) والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته  ۱) در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّدعلی آل‌هاشم (نماینده‌ی ولیّ فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه‌ی تبریز) مطالبی بیان کرد.۲) اشاره به مدّاحی و شعرخوانی دسته‌جمعی حاضران، قبل از شروع بیانات.۳) امالی صدوق، ص۱۲۵۴) کافی، ج ۱، ص ۴۵٩۵) عَلَم پاک انقلاب، چهل سال است که مأمن ما است.۶) سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۷۶؛ «کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه خدا کارزار میکنند و کسانی که کافر شده‌اند، در راه طاغوت میجنگند …»۷) صحیفه‌ی امام، ج ۱۰، ص ۵۱۵۸) سلام من را برسانید.

منتشر شده در پول