مهم‌ترین موارد اعتراض بازیکنان به ابهامات مالی

ایران ورزشی: در این سه سالی که برانکو سرمربی پرسپولیس شده و در مقاطعی بازیکنان به خاطر مشکلات مالی و پرداخت نشدن مطالبات‌شان اعتصاب کرده و تمرین نمی‌کردند هم هیچ وقت از زبان ایوانکوویچ نشنیده بودیم که از باشگاه کلی پول طلبکار است اما او صریح‌تر از همیشه می‌گوید پولش را می‌خواهد و خواستار تسویه حساب با خودش، دستیارانش و بازیکنانش شده. همچنین تا قبل از این شاید کسی اعتراض‌های گاه و بی‌گاه کاپیتان‌های پرسپولیس که به نمایندگی از بازیکنان درخواست‌های‌شان را رسانه‌ای می‌کردند چندان جدی نمی‌گرفت اما حالا یکی  دو روز بعد از حسین ماهینی نوبت سیدجلال رسیده که به مشکلات مالی و عدم شفافیت مدیران باشگاه در این خصوص اشاره کنند و همزمان برانکو را هم همسو و همراه خود ببینند.

برخلاف آنچه پیش‌تر شنیده می‌شد بازیکنان پرسپولیس در این فصل بخش قابل توجهی از مبلغ قراردادشان را دریافت کرده‌اند و هر آنچه شنیده می‌شود اعتراضاتی است که نسبت به پرداخت نشدن مابقی مبالغ مربوط به قرارداهای فصل قبل، پاداش‌های امسال، آپشن‌های لیگ قبل و البته جرایمی است که به زعم آنها بی‌دلیل از مطالبات‌شان کاسته شده است. گفته می‌شود بازیکنان این فصل 40 درصد از قراردادشان را در پایان نیم فصل گرفته‌اند که معقول و منطقی به نظر می‌رسد اما یکی از مواردی که آنها بدان اعتراض دارند بحث مربوط به پاداش‌های معوقه‌شان است.
طبق سیستم پاداشی که برانکو برای بازیکنان در نظر گرفته و باشگاه هم تاییدش کرده اگر تیم موفق شود از هر 5 بازی 10 امتیاز بگیرد بازیکنان باید پاداش بگیرند. از قضا پرسپولیس در نیم فصل اول عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته. آنها از 5 بازی اول 10 امتیاز گرفتند، از 5 بازی دوم هم 10 امتیاز دشت کردند و از 5 بازی سوم نیم فصل اول به 13 امتیاز رسیدند که هر سه مقطع مستحق دریافت پاداش شدند اما ظاهرا فقط پاداش مربوط به 5 بازی اول پرداخت شده و بازیکنان دو نوبت پاداش طلبکارند.
البته که مدیران باشگاه پرسپولیس مثل هواداران این تیم از موفقیت‌های برانکو و شاگردانش خوشحالند اما حالا باید پاسخگوی تعهداتی باشند که ایجاد کرده‌اند. در واقع تیم پرسپولیس آنقدر موفق بوده که باشگاه مدام باید برای راضی نگه داشتن اعضای تیم هزینه کند. از یک طرف بحث برانکو در پیش است که برای صعود در هر مرحله از لیگ قهرمانان باید پاداش مجزایی می‌گرفته و این موارد به علاوه قهرمانی در لیگ آپشن‌هایی داشته که در قراردادش قید شده بوده و ظاهرا هیچ کدام از این موارد به اضافه مبلغ قابل توجهی از قرارداد او پرداخت نشده. از طرف دیگر بازیکنان هم به ازای قهرمانی فصل قبل و نوع عملکردشان مبالغ قابل توجهی از باشگاه طلبکارند اما باشگاه در ازای موارد مختلفی آنها را جریمه کرده که برای آنها قابل قبول نیست.
دادن لباس تیم به هواداران یا دوستان و آشنایان جرایم سنگینی برای بازیکنان به دنبال داشته که نفرات تیم باورشان نمی‌شود چنین مبالغی از مطالبات‌شان بابت این مساله کم شده باشد. اعتصاب و تعطیلی تمرین در یکی دو مقطع، باخت به قشقایی و کنار رفتن از جام حذفی و البته خروج از اردو (مثل آنچه فصل قبل در مورد احمدزاده و طارمی قبل از بازی با نفت آبادان رخ داد یا آنچه در دبی قبل از بازی برگشت با الاهلی لو رفت) و مسائل انفرادی مثل آنچه در مورد مذاکره بیرانوند با تراکتورسازی جهت جدایی از تیم رخ داد از جمله مهم‌ترین مواردی است که باعث کاهش رقم قابل توجهی از مطالبات بازیکنان پرسپولیس شده است. حالا و با اطلاع بازیکنان از این مساله آنها خواستار این هستند که اولا بدانند چرا چنین جرایمی برایشان در نظر گرفته شده و با توجه به موفقیت‌هایی که طی این یک سال و نیم به دست آورده‌اند اصلا چرا باید جریمه شوند؟ از سویی حالا که طاهری و ترکاشوند از باشگاه رفته‌اند بازیکنان راحت از گذشته سیاست‌های مالی آنها را نزد گرشاسبی زیر سوال می‌برند و دنبال این هستند تا از طریق صحبت با سرپرست جدید باشگاه خواسته‌های‌شان را مطرح کرده و به نتیجه مشخصی برسند که تا الان گرشاسبی چراغ سبز واضحی به آنها نشان نداده و درگیر مشکلات دیگر است.

منتشر شده در پول

راز 20 سال سرپا ماندن اصلاحات

گروه سیاسی جهان نيوز: داریوش سجادی از همکاران سابق نشریات اصلاح طلب و از روزنامه نگاران مقیم آمریکا طی یادداشتی نوشته است: اظهارات جدید سعید حجاریان و تصریح ایشان بر این نکته که «اصلاحات حال و روز خوبی ندارد» ظاهرا تلاشی است آسیب شناسانه برای بهبود حال و روز جنبش اصلاح طلبی که ایشان مطمح نظر دارند.

حسب اظهارات حجاریان جنبش اصلاحات از دیدن اقشار فقیر و محروم از «عدالت» غفلت کرد و غفلت از عدالت باعث شد تا عده‌ای با شعارهای پوپولیستی و پخش پول به صحنه بیایند و خود را مدافع عدالت معرفی کنند.

خیر جناب حجاریان!

با فرض پذیرش صداقت و حسن نیت تان، گریزی از این واقعیت نمی توانید داشته باشید که هنوز هم مطلب را نگرفته و متوجه نیستید از کجا خودتان و جنبش تان مبتلابه کژراهه شد!؟

هر چند دوری از طبقات محروم و بی توجهی به مطالبات ایشان و تکیه صرف به منویات و ارزش ها و نیازهای ثانویه «طبقه متوسط» بیت الغزل کسر قابل توجهی از اصلاح طلبان بود و هست و هر چند چنین خبطی واقعیت دارد و  تصحیح آن امر مبارکی است اما چیزی که هنوز ایشان بدان بی توجه اند آن است که محروم نوازی ادا درآوردن یا خلعت نیست تا به اقتضاء آن را پوشید و عند الاقتضاء آن را آویخت!

گوئی طبقات محروم توده هائی بی شکل و بی هویت و فاقد درک و فهم و شعور و شخصیت و رعایائی مستمند و یتیمانی مستحق بنده نوازی اند که در گوشه ای نشسته و چشم انتظار آنند تا «از ما بهترانی» بمنظور کسب اقبال، منت گذاشته و از سر لطف و احسان دست تفقد خود را بر سر ایشان بکشند! *

خیر آقای حجاریان!
محروم نوازی «پُز روشنفکری» نیست تا به اقتفای قدرت «مهتران» را بر «کهتران» مانوس سازد!
غایت قُصوآی چنان تواضع کردنی، تظاهر کردنی است از جنس تصنع!

جناب حجاریان هر چند از سر عجز فرموده اند:
اصلاحات حال و روز خوبی ندارند ولی تنها راه رهایی کشور از معضلات همین اصلاحات است و هنوز هیچ بدیلی در مقابل آن وجود ندارد.

اما همان طور که شخصا و پیشتر خدمت ایشان معروض داشتم:
درد امروز جامعه ایران اصلاحات در حکومت نیست و قبل از هر اصلاحی همت خود را می بایست صرف درمان و استعلاج آلام روحی ـ روانی خودتان و جماعتی فرمائید که در برزخ هویت و منجلاب منیت، خودفریبی می کنند!
آن مزاری که از ۷۶ تاکنون بر سرش بی تابی می کنید چیزی جز قبری خالی نیست! در این قبر چیزی جز نفرت نانباشتید!

بالغ بر ۲۰ سال است جنبش مسمی به اصلاح طلبی تان را با حربه «هیولاسالاری» تنها مستظهر به نفرت از رقیب کرده و با  ترویج ترس از رقیب و فریب و ارعاب مردم با این هشدار که «اگه به ما رای ندیدن هیولاها می خورن تان»! برای مانائی تان در قدرت صحنه آرائی فرموده اید.

شادروان علامه محمدتقی جعفری داستان شیرینی را مطرح می کرد که مصداق اصلاح طلبی مبتلابه امروز آقایان است.
به گفته علامه در مدینه مردی بغایت کریه المنظر و زشت روی زندگی می کرد که هیچ زنی رغبت دیدنش را نداشت تا آنکه روزی زنی را دید که به ایشان اشاره می کند و می خواهد دنبالش برود! آن بنده خدا نیز مشعوف از آنکه بالاخره زنی ایشان را اقبال فرموده با اشتیاق بدنباش رفت تا آنکه وارد جواهر فروشی شد و زن به صاحب مغازه مرد زشت روی را نشان داد و گفت آن انگشتری که میخواستم برایم از تصویر شیطان بسازی شبیه ایشان باشد لطفا!

آقای حجاریان!
۲۰ سال است با موفقیت توانسته اید با «تجارت ترس» اصلاحات تان را سرپا نگه دارید! اما مانائی لزوما بمعنای حیثیتی استعلائی نیست!

منتشر شده در پول

۷ مشکل رایج زندگی زناشویی بعد از تولد بچه

سرویس سبک زندگی فردا: برای همه، داشتن بچه یک معجزه است.به نقل از بیتوته بچه شما، چه دختر باشد و چه پسر، فرشته‌ای از بهشت است که به شما هدیه شده است. با این وجود، زوج‌های بسیاری بعد از تولد بچه، با مشکلات متعددی مواجه می‌شوند. شما، و همچنین، اعضای خانواده مانند والدین و همسرتان، می‌بایست برنامه زندگی خود را تغییر دهید و گاهی اوقات مجبور می‌شوید با مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه دست و پنجه نرم کنید.

 

رایجترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه

۱) کار‌های خانه

یکی از رایجترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه، کار‌های خانه است. قبل از تولد بچه، شما هنوز لباسها، و ظرف‌ها را می‌شستید و خانه را تمیز می‌کردید، غذا می‌پختید و بسیاری دیگر از وظایف سخت و طاقت‌فرسای خانه را انجام می‌دادید. با این وجود، بسیاری از کار‌ها را هم مجبور نبودید با سرعت انجام دهید. اکنون که صاحب فرزند شده‌اید، دیگر نمی‌توانید کار‌های خانه را به تعویق بیاندازید. از این گذشته، با داشتن بچه، کار‌های خانه دو برابر می‌شوند.

شما اکنون، هم کار‌های خانه از قبیل: پختن غذا، خرید مواد غذایی برای خانواده، تمیز کردن خانه را انجام می‌دهید و در عین حال، مراقبت از کودک و غذا دادن و بازی کردن با او هم به کار‌های شما اضافه شده است. در همان حال که شما مجبور هستید کار‌های خانه را انجام دهید، شوهرتان هیچ کاری نمی‌کند و تمام وقتش را در خانه صرف تماشای تلویزیون، و بازی و خوردن و نوشیدن می‌کند، و این حس بسیار ناخوشایندی را به شما منتقل می‌کند. گاهی اوقات، به دلیل این مشکلات، با شوهرتان جر و بحث می‌کنید.

بطور کلی، خانم‌ها فکر می‌کنند وقتی کاری باید انجام گیرد، افراد مایل به انجام آن هستند. از طرفی دیگر، آقایان به درخواست‌های مستقیم بهتر پاسخ می‌دهند. بنابراین، به منظور حل این مشکل، می‌توانید با صحبت‌های مستقیم و یا چسباندن لیستی از کار‌های روزانه به در یخچال از همسرتان بخواهید که در انجام کار‌های خانه به شما کمک کند و یا حداقل از فرزندتان مراقبت کند. در اینصورت او می‌داند که باید چکار کند.

۲) سردی روابط

یکی از جدی‌ترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه که ممکن است با آن مواجه شوید، اینست که احساس می‌کنید رابطه بین شما و همسرتان سرد شده است. گاهی اوقات، کمی از شوهرتان متنفر می‌شوید. شاید «تنفر» یک واژه مناسب نباشد؛ با این وجود، رفتارتان در مقایسه با قبل از تولد بچه، سرد و بی‌روح شده است.

علاوه براین، گاهی اوقات ممکن است از نحوه پوشک کردن بچه، شستن ظروف و یا آماده کردن شربت او متنفر شوید. این درحالیست که قبل از تولد بچه شما و همسرتان یک رابطه عاشقانه با هم داشتید. گاهی باهم شام را در یک رستوران رمانتیک و زیر نور شمع صرف می‌کردید. اما، با تولد بچه همه چیز تغییر می‌کند. شما باید تمام کار‌ها از جمله رفتن سر کار، مراقبت از بچه، انجام کار‌های خانه و… را انجام دهید. گاهی اوقات، رابطه شما خسته کننده و ملال آور می‌شود.

علاوه براین، افکار مختلفی که بین شما و همسرتان رد و بدل می‌شود، باعث می‌شود احساس کنید رابطه شما و همسرتان به سردی گراییده است. بنابراین، به منظور حل این مشکل، باید در افکار، احساسات، و همچنین، کار‌های خانه با همسرتان شریک شوید.

۳) پول

بعد از اینکه ازدواج کردید، پول یک مشکل جدی خواهد بود که ممکن با آن مواجه شوید. اگرچه با کار کردن پول زیادی بدست آورده اید، اما بعد از تولد بچه، در خانه می‌مانید. در عین حال، باید مخارج مراقبت از بچه را پرداخت کنید. برای مثال، باید خوراک بچه مانند شیر خشک، پوشک، ویتامین، دستمال‌های یکبار مصرف تهیه کنید. از طرفی دیگر، خرج‌های ثابت زندگی هم باقی می‌ماند.

شکی نیست که درآمد رایجترین و بزرگترین مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه است که ممکن است با آن مواجه شوید. یکی از بهترین راه‌حل‌ها اینست که وقتی شما و همسرتان هر دو کار می‌کنید، زندگی را با حقوق یک نفر ادامه دهید. حسابی جداگانه برای پولی که پس‌انداز می‌کنید، باز کنید. به جای بیرون غذا خوردن، بهتر است غذا را در خانه بپزید. شاید بهتر باشد پول کمتری را صرف رفتن به سینما، خرید لباس‌های نو، و رفتن به تعطیلات کنید.

۴) سبک‌های مراقبت از کودک

هنگام صحبت از مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه، بدون شک پای سبک‌های مختلف مراقبت از کودک به میان می‌آید. گفته می‌شود که سبک‌های مختلف، گاهی یکدیگر را خنثی می‌کنند. در این حالت، بهتر آنست که روش‌های تربیتی یکسانی را اتخاذ کنید. با این حال، وقتی نیمه‌های شب با صدای گریه بچه از خواب بیدار می‌شوید، صحبت کردن از انضباط و تربیت، خواب و غذا کمی سخت می‌شود.

گاهی اوقات، روشی را که شما برای آموزش الگوی خواب به کودکتان بکار می‌برید، ممکن است از دید همسرتان غیرقابل قبول باشد. در اینجاست که سبک‌های مراقبت شما با هم تعارض پیدا می‌کنند. برای مثال، وقتی کودک با قاشق بر روی میز غذایش می‌کوبد، شما ممکن است با آرامش سراغ او بروید و او را از ادامه کار منع کنید در حالیکه همسرتان محکم به او بگوید “نکن”.

اگر شما همچنان روی روش‌های تربیتی خود اصرار بورزید، نظرات متفاوت در مورد مراقبت و آموزش بچه، زندگی مشترک را بر شما سخت خواهد کرد. با هم به گفتگو بنشینید و نظرات خود را ابراز کنید و مناسب‌ترین روش را انتخاب و هر دو آن را دنبال کنید. یادتان باشد بچه همان قدر که متعلق به شماست به همسرتان هم تعلق دارد.

۵) زمان با هم بودن

قبل از تولد بچه، شما و همسرتان زمان بیشتری را با هم می‌گذراندید. با هم غذا می‌خوردید، به سینما می‌رفتید. گاهی با هم پیاده روی می‌کردید. اما اکنون، بیشتر وقتتان را باید صرف خانواده کنید. گاهی اوقات، احساس می‌کنید که زمان کافی برای انجام کار‌های قبل را ندارید. به ویژه اینکه با تولد بچه، بیرون رفتن و دیدار با دوستان و آشنایان برای شما بسیار سخت می‌شود.

تمام زمان شما صرف مراقبت از بچه و انجام کار‌های خانه می‌شود. حتی زمانی برای مراقبت از خود ندارید. بعد از تولد بچه، از بین رفتن زمان با هم بودن، یکی از رایجترین مشکلات زناشویی بعد از تولد بچه است.

برای حل این مشکل، با هم به برنامه‌ریزی بپردازید. لازمست یک برنامه کوتاه مدت برای برنامه‌های خود تدوین کنید. برای مثال، شما می‌توانید با بهترین دوستان خود یک جلسه داشته باشید، و سپس، با آن‌ها گپ بزنید و با هم به خرید بروید؛ و یا، از والدین خود بخواهید که از کودکتان مراقبت کنند و شما برای شام بیرون بروید. از طرف دیگر، زمانی را هم به تنهایی خود اختصاص دهید.

علاوه براین، به خاطر داشته باشید که نباید به زمانی که از خانواده دور هستید، بعنوان یک چیز بد نگاه کنید؛ بلکه باید آن را یک هدیه بدانید، چراکه بعد از این زمان، سرحال و خوشحال نزد آن‌ها برخواهید گشت. قانون مهم اینست که در این مواقع، در مورد کودکتان حرف نزنید.

۶) پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها

یکی دیگر از مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه که با آن مواجه میشوید، پدر و مادرها، یا بعبارت دیگر، پدربزرگ و مادربزرگ فرزندتان، است. بسیاری مواقع، آن‌ها نظرات متفاوتی در مورد آموزش به بچه و مراقبت از وی دارند. به همین دلیل، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در فهرست یکی از مشکلات زندگی بعد از تولد بچه قرار دارند.

بهترین راه حل، رعایت حدود است. برخی اوقات، لازمست مؤدبانه به بزرگتر‌ها “نه” بگویید. اگرچه برای مراقبت از بچه بسیار سخاوتمند هستند. اگر صحبت کردن با آن‌ها بی‌فایده بود، شاید بهتر باشد از همسرتان کمک بگیرید.

۷) دیگر مشکلات زندگی زناشویی بعد از تولد بچه

به جز مواردی که در بالا ذکر شد، تولد بچه با مشکلات دیگری نیز همراه است. برای مثال، شما زمان کافی برای خوابیدن ندارید. کودک شما تمام روز می‌خوابد و شب بیدار می‌ماند. به همین دلیل است که شما شب را بیدار می‌مانید و با او بازی می‌کنید. اگر اینکار را نکنید، بچه ش. تمام شب را گریه خواهد کرد. وقتی زمان کافی برای خوابیدن ندارید، به آسانی و با هر چیزی از کوره در می‌روید.

علاوه بر این، بعد از تولد بچه، شما خسته و چاق به نظر خواهید آمد و وقت برای رسیدن به خود کم می‌آورید. اما سعی کنید با کمک گرفتن از اطرافیان زمانی هم برای خود فراهم کنید.

منتشر شده در پول

آغاز دوران رشد جهشی پول کاغذی در اقتصاد

روزنامه ایران نوشت: «چند سال پیش، میان علاقه‌مندان تکنولوژی پچ پچه‌ای درباره چیز جدید و اسرارآمیزی به اسم بیت کوین درگرفت.آن‌ها می‌گفتند یک نابغه ریاضی پولی مجازی اختراع کرده است که باعث انقلابی در سرمایه‌گذاری مدرن می‌شود و مبادلات ارزی با نظارت دولت را منسوخ می‌کند.»  کوین رزی، خبرنگار نیویورک تایمز روز گذشته گزارشی را در این رسانه چنین شروع کرد و ادامه داد:«من فقط می‌خواستم برای خودم بفهمم که این پدیده چیست. برای همین در سال 2013، یک بیت کوین خریدم که قیمت آن حدود 140دلار بود. یک هفته بعد بیت‌کوین‌ام را با بدبینی تمام به آینده ارزهای مجازی به خاطر اندکی کاهش ارزش فروختم و مطلبی با این عنوان نوشتم:«رؤیای بیت کوین مرده است» اما من اشتباه کردم. امروز بیت کوین 140 دلاری که من فروختم، بیشتر از 16 هزار دلار قیمت دارد.» البته در آخرین معاملات روز گذشته، ارزش بیت کوین به 17 هزار و 191 دلار رسید. این ارز مجازی، همچنان مانند یک ماه گذشته عجیب‌ترین پدیده بازارهای مالی جهان است. زمانی که ارزش آن به 7 هزار دلار رسید، تمام رسانه‌های جهان به آن پرداختند و عده زیادی پیش‌بینی کردند که این تنها یک حباب غیرواقعی است و بزودی خواهد ترکید. اما بیت‌کوین به تمام تحلیل‌های کارشناسی و تمام موضعگیری‌های مقامات کشورهای مختلف بخصوص مواضع سفت و سخت اروپایی‌ها، بی‌اعتنایی کرد و ارزش خود را تا 18 هزار دلار نیز بالا کشید. سر و صدای بیت کوین تا جایی بود که چند روز پیش گفت‌و‌گوی ویژه خبری شبکه خبر نیز به بررسی این پدیده اختصاص یافت. بر اساس پول ایران، بیت کوین 80 میلیون تومان ارزش دارد. البته طی هفته گذشته این ارز مجازی نوسانات زیادی داشت و حالا کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که قیمت آن روی 16هزار دلار تثبیت خواهد شد که چیزی حدود 75 تا 80 میلیون تومان در بازار ایران می‌شود. مصطفی امیری، کارشناس حوزه تجارت الکترونیکی در گفت‌و‌گو با ایسنا گفته است:« به دلیل این‌که بیت‌کوین‌ها هیچ محدودیتی را از طرف هیچ سیستم مالی نمی‌پذیرد و حتی نظام مالی امریکا هم نمی‌تواند کنترلی برروی آن داشته باشد، فضای ارزهای رمزنگاری شده و بیت کوین‌ها بسیار می‌تواند با توجه به تحریم‌ها علیه کشور راهگشا باشد. با توجه به محدودیت مبادلات پولی این فضا می‌تواند بسیار برای مبادلات مالی و ارسال پول به خارج کشور مناسب باشد.» با تمام این مزایا، هنوز هم کارشناسان در تمام جهان درباره حباب عجیب و غریب بیت کوین هشدار می‌دهند و مواضع منفی دولتمردان نشان می‌دهد که آن‌ها اصلاً از رونق گرفتن بازار بیت کوین خوشحال نیستند. بر اساس گزارش بلومبرگ، فلیپ لاو رئیس بانک مرکزی استرالیا در سخنرانی اخیر خود در سیدنی گفته است:«زمانی که به بیت کوین به عنوان یک ابزار صرفاً برای پرداخت نگاه شود، به احتمال زیاد بیشتر کسانی که می‌خواهند در اقتصاد سیاه و غیرقانونی معامله کنند، این ارز برایشان جذاب است. بنابراین جذابیت فعلی این ارزهای مجازی بیشتر از این‌که از آن‌ها به عنوان ابزار کارآمدی برای پرداخت الکترونیکی استفاده شود، یک جنون موقتی است.» مهمت سیمسک، معاون نخست‌وزیر ترکیه نیز در توییتر خود نوشته است:«حدس و گمان‌ها درباره بیت کوین، ارز مجازی را به «بزرگترین حباب در تاریخ مالی جهان» تبدیل کرده است.» حتی دولتمردان یک کشور موضع یکسانی درباره بیت کوین ندارند. مرات چتین کایا رئیس بانک مرکزی ترکیه ماه گذشته در کنفرانسی در استانبول گفت:«ارزهای دیجیتال اگر به خوبی طراحی شده باشند، می‌توانند به ثبات مالی ما کمک کنند؛ حتی اگر آن‌ها خطرات جدیدی برای بانک‌های مرکزی از نظر کنترل عرضه پول و ثبات قیمت‌ها داشته باشند.»

منتشر شده در پول

ظاهرسازی برای گریز از بدهی و پرداخت مالیات

روزنامه ایران نوشت: اواخر سال 95 یکی از اعضای کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس از عددی صحبت کرد که اوضاع اقتصادی کشور را وخیم نشان می‌داد.«آمارها نشان می‌دهد در کمتر از دو سال گذشته پدیده اعلام ورشکستگی، 700 درصد افزایش داشته و شگردی است که برخی افراد برای فرار از معوقات بانکی و سایر دیون خود از آن استفاده می‌کنند.»  این گفته محمد علی پورمختار صدای خیلی‌ها را در آورد.برخی از تولید‌کنندگان این گفته را   زیر سؤال بردند و گفتند اوضاع اقتصادی بد شده است و هیچ فعال اقتصادی ورشکستگی صوری اعلام نمی‌کند. بانک‌ها هم خودشان را از اینکه در ورشکستگی صوری برخی از افراد سهیم هستند، مبرا کردند. وقتی بانک‌ها پای خود را عقب کشیدند یکی دیگر از اعضای کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس خطاب به آنها گفت: «اگر بانک‌ها دلشان برای بیت المال می‌سوزد باید اسامی کسانی را که به‌دروغ اعلام ورشکستگی می‌کنند به کمیسیون اصل 90 یا ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی اعلام کنند.» از سال گذشته ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی منتظر لیست افرادی بود که ورشکستگی‌شان به تقلب ثبت شده بود اما نه از آن لیست خبری شد و نه  ورشکسته های صوری شناسایی شدند. استفاده از شگرد ورشکستگی این افراد که بعضاً وام‌های کلان از بانک‌ها گرفته‌اند و می‌خواهند به تنفسی چند ساله برسند از شگردهای ورشکستگی استفاده می‌کنند و می‌گویند چند سالی است که کاهش تولید یا توقف تولید داشتند و دیگر توان ادامه دادن فعالیت اقتصادی خود را ندارند.به همین جهت برای این افراد که بانک‌ها مهر تأیید بر ورشکستگی‌شان می‌زنند چندین روزنه عبور باز می‌شود.نخستین آن استمهال بدهی است. دومین آن پرداخت نکردن مالیات و سوم دسترسی به تسهیلات بیشتر است. در این میان بانک‌ها هم خیلی گله‌مند نمی‌شوند چرا که می‌توانند بعد از دوره استمهال بدهی، با نرخ سود بیشتری پول‌های خود را پس
 بگیرند. البته این موارد تسهیلاتی هم در مورد همه افراد و ورشکسته ها صدق نمی‌کند.کسانی می‌توانند از تسهیلات ورشکستگی و حمایت‌های دولتی بهره‌مند شوند که سوگلی افراد خاص باشند. محمد رضا زهره وندی عضو اتاق بازرگانی ایران یکی از کسانی بود که چنین امری را تأیید کرد و به «ایران» گفت: هیچ فردی به‌صورت مستقیم نمی‌تواند از تسهیلات ورشکستگی که قانون تعیین کرده، استفاده کند اما افرادی که بر اساس روابط  فعالیت‌های خود را جلو می‌برند براحتی می‌توانند مالیات پرداخت نکنند و پرداخت بدهی‌های خود را به تعویق بیندازد. حتی می‌توان این رانت را در تسهیلات کمک به رونق تولید مشاهده کرد.چند درصد از پول 17 هزار میلیارد ریال سال گذشته برای واحدهای صنعتی دچار بحران هزینه شده است.هر واحد صنعتی که وضعیت بحرانی دارد و ما می‌شناسیم به‌تسهیلات بانکی دسترسی پیدا نکرده است. با این اوصاف مشخص است که پول‌ها در جای درست هزینه نشده است. افزایش نگران‌کننده پرونده‌های ورشکستگی داستان ورشکستگی صوری چند سالی است که بین فعالان اقتصادی که ریشه‌ای در اقتصاد ندارند ادامه دار شده است.هر چند که قانون برای آنها مجازات سنگین در نظر گرفته است ولی این موضوع بازدارنده نیست و هر روز می‌توان نام یک واحد ورشکسته را در لیست بانک‌ها دید. چندی پیش نیز مدیرکل تصفیه و امور ورشکستگی قوه قضائیه گفته بود:افزایش تعداد پرونده‌های ورشکستگی نگران‌کننده است، تا سال 88 – 87 تعداد ورشکسته‌ها و پرونده ورشکستگی خیلی زیاد نبود و شاید در سال 20 عدد و در بعضی ادارات در شهرستان‌ها به طور انگشت شمار پرونده ورشکستگی تشکیل می‌شد اما متأسفانه این آمار در حال افزایش است. یکی از کارشناسان قوه قضائیه هم درباره پدیده ورشکستگی صوری بنگاه‌های اقتصادی گفت: طی سال‌های اخیر برخی با مراجعه به مراجع قضایی و ارائه مستندات غلط مبنی بر ورشکستگی، بنگاه اقتصادی خود را ورشکسته اعلام می‌کنند که این امر منجر به عدم بازگشت تسهیلات به شبکه بانکی می‌شود. حسین سلاح ورزی نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران هم گفت: افرادی که ورشکسته واقعی نیستند اما خود را ورشکسته معرفی می‌کنند به اقتصاد کشور از چند جهت ضربه می‌زنند.نخستین تبعات منفی آن در استمهال بدهی است.این افراد با گرفتن مهلت برای پرداخت بدهی خود شرایط اینچنینی را برای ورشکسته واقعی حذف می‌کنند. فرار مالیاتی هم دیگر گزینه‌ای است که باعث هزینه برای کشور می‌شود.همچنین باعث ناامیدی در فضای کلی اقتصاد می‌شوند و این امر مانند دومینو عمل خواهد کرد. لذا مراجعی که تأیید‌کننده ورشکستگی واحدهای صنعتی هستند باید به این موضوع دقت کنند و اجازه ندهند برخی‌ها براحتی به چنین موقعیتی دست پیدا کند. وی ادامه داد: قانون ورشکستگی ایران باید مورد بازبینی قرار گیرد و این روند به گونه‌ای باشد که ورشکسته شده‌های واقعی بتوانند از حمایت‌های دولت بهره‌مند شوند. طبق گزارش بانک جهانی رتبه ایران در شاخص سهولت کسب و کار مطلوب نیست به طوری که طی این ۱۰ سال بدترین رتبه ایران مربوط به سال ۲۰۱۴ با رتبه ۱۵۲ و بهترین رتبه مربوط به سال ۲۰۱۶ با رتبه ۱۱۸ است. آخرین رتبه ایران در این شاخص مربوط به سال ۲۰۱۷ با رتبه ۱۲۰ در جهان است. در بین کشور‌های منطقه منا در سال ۲۰۱۷، کشور امارات با رتبه ۲۶ در جایگاه نخست قرار دارد و کشور لیبی با رتبه ۱۸۸ در جایگاه آخر منطقه قرار دارد. همچنین ایران با رتبه ۱۲۰ در جایگاه ۱۰ در میان کشور‌های منطقه منا قرار دارد. بنابراین با توجه به مطالب عنوان شده به‌نظر می‌رسد بازنگری در سیاست‌های اقتصادی کشور ضروری است.

منتشر شده در پول

بحران موسسه های مالی و اعتباری؛ کلافی سردرگم در اقتصاد ایران

رکود موسسه های مالی و اعتباری در ماه های گذشته از مساله سازترین عرصه های اقتصادی کشور محسوب می شود که مشکلات بسیاری را از این رهگذر برای سپرده گذاران ایجاد کرد. نافرجام ماندن تعهدهای این موسسه ها به مشتریان، زمینه تعطیلی شماری از آنها را فراهم آورد و دولت دوازدهم تمام همت خویش را برای حل شدن مشکل افراد زیان دیده در این موسسه ها به کار بست.

حسن روحانی رییس جمهوری در سخنانی در 19 آذر 1396 خورشیدی در مجلس شورای اسلامی به موضوع حل مشکل سپرده گذاران پرداخت و بیان داشت: «حل مشکل 98 درصد از سپرده‌گذاران به یک معجزه شبیه بود و کار بسیار عظیم و بزرگی انجام شده است، جلوگیری از تکرار این حادثه در کشور را ضروری است.»

رییس جمهوری ضمن درخواست از شورای عالی امنیت ملی برای دادن اختیار به بانک مرکزی، بر همکاری تمام نمایندگان مجلس در صورت نیاز به قانون برای برطرف کردن مشکل سپرده گذاران و جلوگیری از گسترش این بحران تاکید کرد و همچنین کاهش سود تسهیلات، همکاری میان بانک‌ها و بالا بردن سرمایه برخی بانک‌ها را به عنوان راهکارهایی برای اصلاح امور بانکی دانست.

چگونگی عملکرد این موسسه های مالی و اعتباری و تاثیر آن بر نوسان های مالی موجود، سبب شد تا دیدگاه های «محمد قلی یوسفی» اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی را در این ارتباط جویا شویم.

**نگاهی بر چگونگی وقوع مشکل های بانک ها و موسسه های مالی
اقتصاد ایران در دهه های گذشته وضعیت باثباتی نداشته است و تحریم های بین المللی هم مزید برعلت شدند تا شرایط را سخت تر کنند. بنابراین بازدهی بخش‌های مولد به خصوص صنعت کشاورزی به شدت پایین آمد و ریسک سرمایه‌گذاری در آن حوزه، بسیار بالا رفت. این در حالی بود که بازدهی در بخش‌های غیرمولد به ویژه تجارت پول، کالا، واردات و بازرگانی، کم هزینه محسوب می شد، در نتیجه منابع به این طرف سوق داده شدند و تحریم‌های بین‌المللی نیز با ایجاد مشکل در بخش تولید، سودآوری تجارت پول را بالا بردند.

همزمان با افزایش شدید بازدهی در تجارت پول، سیستم مالی و بانکی متناسب با شرایط کشور پیش نمی رفت و به ضرر بخش‌های اقتصادی عمل می کرد و با ایجاد یک نوع حباب در سیستم پولی و بانکی، مشوقی شد تا مردم پول خود را به بانک ها و موسسه های مالی بسپارند.

بانک مرکزی با اعلام این که برای کنترل تورم، لازم است تا سود بانکی افزایش پیدا کند، نرخ سود بانکی را افزایش داد و وارد رقابت با بانک‌های خصوصی شد که این مساله به بازار بورس و بخش‌های تولیدی ضربه زد و در نتیجه سیستم پولی و بانکی که پیش از آن با مشکل های زیادی روبه رو بود با ترکیدن این حباب سبب افزایش مسایلی شد که اینک همگان شاهد آن هستند.

این اتفاق نشان می دهد که وقتی سیستم پولی و بانکی بدون حساب و کتاب توسعه پیدا کند، هر شخص و نهادی که بخواهد بانک و موسسه ایجاد کند، حمایت شود و نظارتی بر آنها نباشد، نتیجه این می شود که به دلیل جذاب بودن سود بانکی، موسسه های مختلف پولی و بانکی ایجاد خواهند شد و به دنبال آن آن مسایل بعدی رخ می دهد.

این موسسه ها سود بالایی را پرداخت می‌کردند، رقابت برای بالا بردن سود به وجود آمد و تعهداتی را ایجاد کرد که نتیجه آن حجم بالایی از نارضایتی ها را در پی داشت. با سود 30 درصد کدام بازدهی وجود دارد و چه بخشی می تواند 30 درصد سود به بانک مرکزی پرداخت کند و خود نیز سود ببرد؟ پس نیاز به دستکم 40 درصد سود است که 30 درصد آن را بابت اعتباری که از بانک مرکزی می گیرد، باید به بانک بدهد که سود 40 درصد هم یعنی تورم افسار گسیخته و با آمار اعلامی بانک مرکزی مبنی بر کاهش تورم در تناقض است.

اگر تورم به طور واقعی پایین آمده باشد، با تورم 10 یا 15 درصد، چگونه نرخ سود بانکی 30 درصد است؟ چه فرد می پذیرد که پول بدهد و کالای خود را با 10 درصد ضرر عرضه کند؟ این مساله نشان از یک ابهام دارد و نشان دهنده این است که برخی سیاست‌های نادرست به همراه تحریم های بین المللی دست به دست هم دادند و بحران پولی و بانکی در کشور ایجاد کردند که پیامدهای آن در جاهای مختلف دیده می شود و در این میان بی توجهی به حقوق مردم سبب شد تا افرادی که منابع مالی و پولی خود را در این نوع سیستم بانکی سپرده اند، با مسایل جدی روبه رو شوند.

**نقطه آغاز مسایل جدی موسسه های مالی و اعتباری
شروع اصلی مشکلات مالی در کشور به سال‌های بعد از 1390 خورشیدی باز می گردد. این بحران از آنجایی تشدید شد که پیش از دهه 90، مشکل هایی در سیستم پولی و بانکی به وجودآمده بود، یعنی منابع بانکی تخلیه شده بودند و در جاهای نادرست هزینه می‌شدند. در دهه بعد به جای در پیش گرفتن سیاست‌های درست، عکس قضیه دنبال شد؛ به عبارت دیگر نرخ سود بانکی به عنوان یک اهرمی که یک سنگ را در داخل چاه انداخت، اما همان اهرم نتوانست این سنگ را از چاه بیرون بیاورد. اگر سود بانکی قبل از دهه 90 خورشیدی به بحران اقتصادی منجر شد، به این معنا نبود که همان بحران را دوباره از طریق سود بانکی می‌شد جبران کرد و این مساله، اشتباهی بود که تا میزان زیادی به این دلیل به وجود آمد که به توصیه‌های صندوق بین‌المللی پول که درک نادرستی از ریشه مشکل های اقتصادی ایران داشت، عمل شد.

نظرهای «سید حسن حسینی شاهرودی» دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی را درباره راه حل ها رفع بحران های موسسه های مالی پرسیدیم.

**بررسی راه حل ها برای رفع بحران موسسه های مالی
برخی از مشکل ها در حوزه بانکی از قوانین فرسوده و ناکارآمد نشات می گیرد و بخشی دیگر از این چالش ها به شرایطی بازمی گردد که بر بانک ها تحمیل شده است که از آن جمله می توان به تحریم و مطالبات بانک ها از دولت و بخش خصوصی اشاره کرد. در حوزه تولید، تسهیلاتی از بانک ها دریافت و سپس با حاکم شدن شرایط رکود بر بخش تولید، بازپرداخت آن با مشکل روبه رو شد. از طرف دیگر افرادی با استفاده از رانت، مبلغ های کلانی را از بانک ها وصول کردند که بازپرداخت آن نیز صورت نگرفت.

در بودجه سال گذشته کشور، بدون نقدینگی و این که پولی به حساب دارایی و افزایش سرمایه بانک ها تزریق شود، قیمت ارزش پول ملی بر پایه دلار به روز شد و این امر به پول ملی آسیب رساند. این مسایل ناهنجاری های زیادی را در حوزه بانکی به وجود آورد که علاوه بر نکته هایی که رییس جمهوری در سخنان خود در مجلس عنوان کرد، نیاز به استفاده از راهکارهای دیگری در بخش پولی و بانکی احساس می شود. بسیاری از این راه حل ها جهت خروج موسسه های مالی از وضعیت بحرانی، ابزارهای پولی و سیاست هایی است که در شورای پول و اعتبار به تصویب می رسد و به مجوز شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و قانون مجلس نیازی ندارد. هرچند مجلس به طور قطع و یقین از افزایش سرمایه بانک ها استقبال کرده و خواهد کرد.

اینک کشور به یک برنامه جامع در نظام اقتصادی نیاز دارد که بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری، جزیی از آن هستند. نمی توان بانک ها و حوزه مالی کشور را از بازار سرمایه، بورس، تولید، صادرات و واردات جدا کرد. اینها به هم متصل هستند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. بخش های دولتی، غیر دولتی، عمومی و خصوصی باید از تدوین نظام جامع اقتصادی پیروی کنند و نظارت موثر و عالی بر ارایه این سیاست در کشور وجود داشته باشد در غیر این صورت آثار آن در دیگر حوزه ها مشهود خواهد بود.

برای بررسی چرایی بحران بانک ها و برطرف کردن آن، نظارت بر دانه درشت ها، برخورد بانک مرکزی با آنها و معرفی این افراد به قوه قضاییه همگی از جمله راهکارهایی به شمار می رود که کمک کننده محسوب می شود. ادغام برخی موسسه ها و بانک های ورشکسته به عنوان آخرین سیاست پیش رو خواهد بود. در این ادغام تمام بدهی های موسسه های ورشکسته تا سقف 2 هزار میلیون ریال و برخی موسسه ها تا سقف یک هزار میلیون ریال را پرداخت کرده که حدود 96 تا 98 درصد سپرده گذاران را در بر می گیرد و وضعیت 98 درصد از سپرده گذاران مشخص خواهد شد.

مبلغ هایی از جمله تسهیلاتی که دریافت کرده اند و سود مازاد بر 15 درصد از اصل پول سپرده گذاران کم شده و باقی مانده آن به سپرده گذاران پرداخت خواهد شد. هرچند با اعلام بانک مرکزی تمام این وجه علی الحساب تسویه شده است.

این پرداخت ها برپایه قراردادی صورت می گیرد که افراد با بانک ها و موسسه های مالی امضا کرده اند و پرداخت ها برای برخی موسسه ها از 1394 خورشیدی و برای شماری دیگر از 1392 خورشیدی محاسبه می شود و منابعی که اکنون در این موسسه ها موجود و قابل دستیابی است، شناسایی می شوند که با تبدیل به پول نقد یا دریافت خط اعتباری از بانک مرکزی، بدهی ها جبران خواهد شد. برای پرداخت 2 درصد باقی مانده نیز، اموال سرمایه گذاران و سهامداران در بانک های مربوطه شناسایی، قیمت گذاری و با تبدیل به پول، میان سپرده گذاران توزیع می شود.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: عشرت کراری**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**9428**2059**9131
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.

منتشر شده در پول

احمدی‌ نژاد با هزار میلیارد دلار منابع کشور چه کرد؟

لیلا مرگن در روزنامه شرق نوشت: نفت، پرسروصداترین محل درآمد کشور همواره با عنوان صادرات و میزان ارزآوری برای کشور شناخته شده و هیچ‌گاه به نفتی که در داخل می‌سوزانیم، توجهی نشده است. این در حالی است که بیشتر از آنچه نفت صادر می‌کنیم، در داخل کشور به مصرف می‌رسانیم.  مصرفی که چندان مشخص نیست چه دستاوردی برایمان داشته است. اگر تنها ١١ سال یعنی از سال ١٣٨٤ تا ١٣٩٤ را ملاک محاسبه قرار دهیم، می‌بینیم عددی معادل ٦٢٥ میلیارد و ٦٢٣ میلیون دلار نفت خام و گاز مصرف کرده‌ایم؛ درحالی‌که در همین مدت معادل ٧٩٢ میلیارد و ٤٧٤ میلیون دلار از این منبع انرژی را صادر کرده‌ایم. به عبارت ساده تقریبا برابر آنچه صادر کرده‌ایم، در داخل سوزانده‌ایم.  دولت احمدی‌نژاد که تمام شد، تحلیل پشت تحلیل بود که درباره طلایی‌ترین دوران نفتی کشور ارائه می‌شد و گفته می‌شد احمدی‌نژاد حدود ٧٠٠ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته که نسبت به کل درآمدهای نفتی کشور تا سال ١٣٨٤ برابری می‌کرد و این نقد وارد می‌شد که چرا در برابر این میزان درآمد توسعه متناسبی در کشور اتفاق نیفتاده است. حال با این شرح در نظر بگیرید علاوه بر درآمد نفتی ارزی، در دو دولت احمدی‌نژاد‌ ٤٥٨ میلیاردو ٣٧٠ میلیون دلار مصرف داخلی نفت داشته‌ایم که در مجموع نفتی که در دوره احمدی‌نژاد خرج شد، به هزارو ٩٧ میلیارد و ٣٢٩ میلیون دلار می‌رسد.  یعنی ٤٨درصد منابع ٥٦سال تنها در هشت سال. این در شرایطی است که اقدامات توسعه‌ای و زیرساختی در کشور بدون هیچ تناسبی با این میزان منابع از‌دست‌رفته محاسبه می‌شود. کارشناسان انرژی بر این باورند که شدت مصرف انرژی در ایران بالاست؛ اما این شدت بالای مصرف، صرفا به‌ خاطر سهل‌انگاری و مشارکت‌نداشتن مردم در برنامه‌های صرفه‌جویی نیست؛ بلکه یارانه انرژی و توسعه صنایع رانتی انرژی‌بر، سبب افزایش شدت مصرف انرژی در کشور شده است.   طبق بررسی دفتر پژوهش‌‌های اقتصاد و توسعه اتاق بازرگانی مشهد و مبتنی بر محاسبات و مستندات دقیق خود  که منابع ارزی در اختیار کشور را برای ١٠٢ سال از ١٣٩٢ شمسی الی ١٣٩٤ مورد کاوش دقیق قرار داده و بر‌اساس داده‌های آمار بانک مرکزی و ترازنامه انرژی وزارت نیرو در برخی سال‌ها، میزان مصرف روزانه نفت خام از صادرات آن پیشی گرفته است. در سال ٩٢ بر‌اساس آمارهای منتشر‌شده، هزارو ٦٨٥ بشکه در روز حجم صادرات کشور بوده است که در همین سال ‌هزارو ٧٩٦ هزار بشکه در روز نفت خام در داخل مصرف شده است. در سال ٩٣ و ٩٤ نیز میزان مصرف داخلی نفت خام از صادرات آن پیشی گرفته است.  کارشناسان انرژی می‌گویند که دلیل پیشی‌گرفتن مصرف داخل از صادرات، افزایش‌یافتن شدت تحریم‌های ایران در آن سال‌ها بوده است؛ اما انکار هم نمی‌کنند که شدت مصرف انرژی در کشور بیش از حد معمول است. بهروز هادی‌زنوز، کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با «شرق» تأکید می‌کند: ایران یکی از انرژی‌برترین کشورها است که به ازای هر واحد ارزش افزوده تولید‌شده در داخل، شدت مصرف انرژی در آن زیاد است.  او می‌گوید: در ایران مقدار زیادی انرژی مصرف می‌شود. این نشان‌دهنده کارایی‌نداشتن اقتصاد ایران است. بخشی از اتلاف انرژی ناشی از قیمت حامل‌های انرژی در کشور است؛ زیرا در ایران بهای انرژی پایین‌تر از قیمت‌های بین‌المللی است. این کارشناس اقتصادی اضافه می‌کند: در ایران یارانه پنهان به انرژی می‌دهیم.  مصرف بیش از حد انرژی یک پیامد بیرونی منفی دارد و محیط زیست را آلوده کرده و سلامت مردم را به خطر می‌اندازد. متأسفانه این مسئله را محاسبه نمی‌کنیم. ما باید از مردم مالیات آلودگی بگیریم.  او بیان می‌کند: اگر انرژی مصرف نشود، می‌توانیم آن را صادر کنیم؛ اما چون انرژی را ارزان می‌فروشیم، مردم دستگاه‌های انرژی‌بر را استفاده می‌کنند. یک پیکان، ١٤ لیتر در صد کیلومتر بنزین مصرف می‌کند، درحالی‌که یک ماشین جدید، ممکن است هفت تا هشت لیتر مصرف داشته باشد؛ اما افراد پیکان قراضه را نمی‌فروشند؛ زیرا انرژی را به میزان یک‌چهارم یا یک‌سوم قیمت جهانی، در ایران عرضه می‌کنیم. یارانه ٧٥ میلیارد‌دلاری به مصرف‌کنندگان انرژی زنوز سخنان خود را با طرح این پرسش که چرا در کوره‌های ذوب آهن و سیمان ایران انرژی بیشتری مصرف می‌شود، ادامه می‌دهد. به اعتقاد او انرژی ارزان سبب شده که صاحبان تکنولوژی به‌ دنبال اصلاح خطوط تولید نباشند و تولید برخی محصولات انرژی‌بر مانند آلومینیوم در ایران ‌گران تمام شود. او تأکید می‌کند: در ایران به مصرف‌کنندگان انرژی یارانه می‌دهیم. حتی به چاه‌های کشاورزی که با برق و گازوئیل برای استخراج آب کار می‌کنند، یارانه انرژی تعلق می‌گیرد. بر‌اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول، هزینه مستقیم و غیرمستقیم یارانه‌ای که ایران به انرژی پرداخت می‌کند، در سال ٢٠١٦ نزدیک به ٧٥ میلیارد دلار بوده است. ‌این کارشناس انرژی توضیح می‌دهد: هزینه مستقیم یارانه مابه‌التفاوت قیمت داخلی و قیمت بین‌المللی با نرخ ارز رایج است. هزینه غیرمستقیم یارانه نیز مالیاتی است که از آثار و پیامدهای انرژی نمی‌گیریم.  او یارانه‌های کلان صنایع انرژی‌بر را عاملی برای سودآوربودن برخی صنایع از‌جمله پتروشیمی و فولاد اعلام می‌کند و بر این باور است که با حذف یارانه انرژی، صادرات برخی تولیدات حاصل از صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی، فولاد، مس و‌ آلومینیوم و حتی صنایع غذایی شامل کنسروسازی‌ها غیراقتصادی خواهد شد.  زنوز می‌گوید: یارانه‌ها باید به‌تدریج حذف شود و به صنایع وام داده شود که به سمت تکنولوژی‌های روز دنیا حرکت کنند. در صنایع آلومینیوم چهار نسل وجود دارد که به دلیل انرژی ارزان، نسل دوم تکنولوژی صنایع آلومینیوم به ایران وارد شده و با حذف یارانه‌ها، این صنعت ناگزیر خواهد بود به سمت تکنولوژی‌های نسل سوم و چهارم حرکت کند. افزایش مصرف ناشی از رشد درآمدهای نفتی احسان سلطانی، کارشناس اقتصادی، نیز در گفت‌وگو با «شرق»، با تأکید بر اینکه ابعاد مختلف مصرف را باید در نظر گرفت، بخشی از افزایش مصرف را ناشی از رشد جمعیت کشور اعلام می‌کند.  به گفته او، درآمدهای نفتی، نقدینگی را در کشور افزایش می‌دهد و پول نفت، میزان مصرف را زیاد خواهد کرد. در دوران نفتی وسعت منازل افزایش پیدا کرده و به‌تبع آن، مصرف انرژی نیز افزایش می‌یابد.  سلطانی سطح رفاه و افزایش جمعیت را عوامل مؤثری در رشد جمعیت می‌داند و نیم‌نگاهی هم به وضعیت و کیفیت تولید خودرو در ایران می‌کند.   بر اساس آمارهایی که او ارائه می‌دهد، در دهه ٨٠ تا ٩٠، حدود ١٠ میلیون خودرو وارد چرخه مصرف در کشور شده است. میزان مصرف خودرو در ایران دو برابر شده و ایران از نظر واگذاری پلاک به خودروها، رتبه ١٠ تا ١٢ دنیا را به خود اختصاص داده است.  این کارشناس انرژی اضافه می‌کند: مصرف بالای خودروها، شدت مصرف انرژی را افزایش می‌دهد و در این روند نمی‌توان مردم را مقصر دانست. رشد بیش از ٣٥درصدی صنایع انرژی‌بر در پرتو رانت سلطانی می‌گوید: ٢٥ تا ٣٠ درصد مصرف بنزین در ایران ناشی از خودروهای نامناسب داخلی است زیرا خودروهای خارجی مقدار کمتری سوخت مصرف می‌کنند اما سیاست‌های متمرکز بر حمایت از تولید خودروی بی‌کیفیت داخل، مصرف انرژی را افزایش می‌دهد. در چنین روندی مردم مقصر نیستند. او ادامه می‌دهد: اگرچه به دلیل افزایش جمعیت، مصرف مردم افزایش یافته است، اما این مصرف، توأم با توسعه محصولات بی‌کیفیت بوده است. خانه در کشور ساخته شده، ولی هیچ نهادی خود را موظف ندانسته است ساخت خانه را کنترل کند تا مردم در و پنجره دوجداره در بنای خود استفاده کنند.  کسی به آنها نگفته است مکلف هستید استانداردهای مصرف را رعایت کنید زیرا مافیای مسکن‌سازی و مستغلات قوی بوده است. در این روند چون خود نهادها هم شریک بوده‌اند، برای به‌دست‌آوردن منافع بیشتر، استانداردهای ساخت‌وساز و مصرف انرژی را رعایت نکرده‌اند. این کارشناس انرژی تأکید می‌کند: سیاست‌گذاری دولت در مصرف انرژی خیلی تأثیر گذاشته است. واقعیتی در کل جامعه وجود دارد و آن این است که سیاست‌گذارها، سیاست‌ها را تعیین و قیمت‌گذاری می‌کنند. مدل ساخت خانه‌ها، حمایت از تولید خودروی داخلی با هر کیفیت و … ناشی از سیاست‌های دولت است که روی مصرف تأثیر می‌گذارد. او اضافه می‌کند: از سال ٩٠ تا ٩٥، صنایع انرژی‌بر به‌شدت رشد کرده‌اند.  تولید فولاد کشور سه تا چهار برابر شده است. یک کارخانه سیمان یا فولاد می‌تواند به اندازه یک شهر کوچک انرژی مصرف کند. ١٠ درصد مصرف برق ایران متعلق به کارخانه‌های فولاد است که این روزها به ١٥ درصد مصرف رسیده است. این صنایع با برق یک‌سوم قیمت و خوراک یک‌سوم قیمت کار می‌کنند و اتلاف انرژی در آنها بالاست.  سلطانی ادامه می‌دهد: چندین طرح بزرگ فولادی با تکنولوژی چینی ایجاد کردند که اتلاف انرژی آنها بالاست. اما بازار انحصاری فولاد و برق یارانه‌ای، فعالیت این کارخانه‌ها را مقرون‌به‌صرفه می‌کند زیرا اگر بخواهید فولاد را وارد کنید، حتما باید ١٠ تا ١٢ درصد مالیات بر ارزش افزوده و سایر پرداخت‌ها را به دولت داشته باشید.  این پرداخت‌ها قدرت رقابت کالای انرژی‌بر داخلی با محصول خارجی را بیشتر می‌کند.  به گفته او، تولید سیمان در کشور با وجود انرژی‌بربودن افزایش یافته است. بر اساس یک بررسی از سال ٧٠ تا ٩٥، سهم صنایع انرژی‌بر از کل درآمد صنعتی ایران از حدود ٣٥ تا ٤٠ درصد به بالای ٧٠ درصد رسیده است. یعنی این صنایع رشد کرده‌اند. اما در مقابل، صنایع اشتغال‌زا و صنایعی که مناسب محیط زیست است، رشد چندانی نداشته است. صنایع انرژی‌بر در پرتو رانت انرژی رشد کرده‌اند. عمده این صنایع شبه‌دولتی و شبه‌خصوصی هستند و مردم در ایجاد آنها نقشی نداشته‌اند. مصرف خانگی در ایران کمتر از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس سلطانی نقش مردم در مصرف انرژی را کم‌رنگ‌تر از نهادهای تصمیم‌‎ساز دانسته و می‌گوید: در مصرف خانگی باید چند عامل را در نظر گرفت. ایران، شانزدهمین تا هجدهمین کشور پرجمعیت و با تولید ناخالص دنیاست. طبیعی است چنین کشوری مصرف انرژی بالایی داشته باشد. درواقع مصرف انرژی یک حق برای مردمی است که صاحب منابع هستند و این مردم می‌توانند کمی بیشتر از سایر کشورها مصرف کنند.  او اضافه می‌کند: سرانه مصرف انرژی الکتریکی یا غیرالکتریکی ایران در بخش خانگی از تمام کشورهای نفتی منطقه پایین‌تر است. سرانه مصرف ایران به‌شدت از عربستان یا امارات یا کویت پایین‌تر و حتی از آمریکا هم پایین‌تر است.  سرانه مصرف بنزین در ایران نیز بالا نیست و ایران چهلمین کشور مصرف‌کننده بنزین در جهان است. از نظر مصرف سرانه برق در کشور رتبه هفتادم را داریم.  این کارشناس انرژی ادامه می‌‎دهد: این در حالی است که برای ایجاد ١٣ طرح فولادی از سوی بانک صنعت و معدن در ١٣ استان کشور که از سال ٩٢ تا ٩٦ اجرا شده است، سه میلیارد یورو تسهیلات ارزی مصرف شده است. این طرح‌ها در سیستان‌وبلوچستان، فارس، لرستان، چهارمحال‌و‌بختیاری، خراسان جنوبی، کرمان و یزد که مناطق صنعتی تولید فولاد نبوده‌اند، ایجاد شده و طبق آمار این بانک، برای هشت‌هزارو ٦٥٦ نفر با این طرح‌ها اشتغال ایجاد شده است. با توجه به حجم سرمایه‌گذاری ریالی، هزارو ٤٠٠ میلیون تومان به ازای ایجاد هر شغل در این مناطق هزینه شده است. این منطقی نیست که برای ایجاد یک شغل در سیستان‌وبلوچستان چنین هزینه‌ای داشته باشد. با این رقم می‌شد حداقل ١٠ برابر در منطقه شغل ایجاد کرد.   سلطانی بیان می‌‎کند: از کل مصرف انرژی کشور، حدود ٣٥ درصد خانگی است. بر اساس محاسبات ما، با احتساب خوراک پتروشیمی‌ها، اتلاف بنزین به‌خاطر ساخت خودروی بی‌کیفیت داخل، اتلاف انرژی به دلیل سیاست‌هایی که به‌دنبال ایجاد ساختمان‌های با مصرف انرژی کم نبوده است، همچنین اتلاف انرژی الکتریکی بخش صنعتی، نیمی از انرژی ایران در بخش صنعت مصرف می‌شود یا مسئول این مصرف، بخش صنعت است. در واقع مردم بیشتر قربانی سیاست‌ها هستند تا مقصر مصرف بیش از حد انرژی.  او تأکید می‌کند: ما در منطقه صاحب نفت هستیم. با وجود آنکه یک‌سوم انرژی الکتریکی ایران در خوزستان، بوشهر و هرمزگان مصرف می‌شود، به این سه استان نمی‌توان گفت که کولر گازی روشن نکنید درحالی‌که آن سوی خلیج‌فارس مردم در رفاه کامل زندگی می‌کنند. به مردم نمی‌توان فشار آورد که به اندازه ملت‌های بدون رفاه و پول انرژی مصرف کنند. در نتیجه بحث انرژی را باید به صورت چندوجهی نگاه کرد و همه ابعاد را در تصمیم‌سازی‌ها لحاظ کرد.

منتشر شده در پول

کسبه می‌پرسند وام ما کجاست؟

پول نیوز- کمتر از دو ماه دیگر حادثه پلاسکو یک ساله می‌شود اما هنوز حتی یک آجر روی آجر آن گذاشته نشده است. پلاسکو هنوز مخروبه‌ای است که رسیدگی به وضعیت آن را اصناف و کسبه و اتحادیه‌ها و شهرداری و بنیاد به یکدیگر پاس داده می‌دهند. 

کسبه امروز مطالبات مختلفی دارند و هرکدام به نوعی آسیب دیده‌اند. هادی شیرازی رییس اتحادیه پوشاک در این باره به پول نیوز گفت: «یک سوم واحدهای ساختمان پلاسکو زیر نظر اتحادیه پوشاک بوده‌اند. بابت دو سوم دیگر باید اتاق اصناف تهران و اتحادیه پیراهن‌دوزان پاسخگو باشند.»

او ادامه داد: کار اجرایی در حوزه اختیارات اتحادیه نیست. وظیفه اتحادیه پیگیری مطالبات کسبه است که ما همه تلاش‌مان را به کار بسته‌ایم. نامه‌های ما به آقای شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن تجارت موجود است. 

او تاکید کرد: کسبه مدام می‌پرسند وامی که وعده اش را داده بودید چه شد؟ آن‌ها از طی کردن این روند خسته‌اند  و هیچ نشانه‌ی مثبتی نمی‌بینند. حق به جانب آنهاست. 

به گفته شیرازی، مجتمع‌هایی که به کسبه پلاسکو برای جایگزینی پیشنهاد می‌دهند در شان آن‌ها نیست و برای همین بین آن‌ها برای انتخاب یک مکان واحد، تجمیع فکر صورت نمی‌گیرد. 

او افزود: اتحادیه بودجه ندارد که شق القمر کند و با حق عضویت ساده اداره می‌شود. ما وکیل کسبه ایم و همه تلاش خود را برای استیفای حقوق آن ها می کنیم. 

منتشر شده در پول

داعش در لبنان و ترکیه ده ها اسپانسر مالی دارد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از افکارنیوز،

مدیر سرویس مبارزه با پولشوئی و حمایت مالی از تروریسم در وزارت کشور فرانسه اعلام کرد : حدود 150 تا 200 " اسپانسر مخفی" در لبنان و ترکیه برای داعش پول جمع می کنند. 

دال هنگام ارائه گزارشی درباره حمایت مالی از تروریسم، در میان خبرنگاران گفت : اسپانسرهای مخفی برای اینکه داعش به فعالیت های خود ادامه بدهد ، برای این گروه پول جمع می کنند و می فرستند.

دال افزود : داعش بیش از پیش به حمایت هالی مالی خارجی چشم دوخته است . 

دال اعلام کرد که داعش درپی از دست دادن مناطق تحت تصرف خود در سوریه و عراق ، دیگر نمی تواند با غارت دارائی ها و اموال دولتی و عمومی یا باج گیری از مردم هزینه های خود را تأمین کند لذا تلاش می کند که با کمک اسپانسرهای خارجی خود بخشی از هزینه هایش را تأمین کند. 

در این گزارش آمده است : داعش از سازمان های بشردوستانه و فرهنگی نیز کمک هالی مالی دریافت می کرده است .

 

 

منتشر شده در پول

رازهای زندگی سلبریتی‌های وطنی در آن ور آب! +عکس

خبر فوری: محسن تنابنده، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر خوش ذوق و خلاقی است. او با مجموعه تلویزیونی پایتخت و نقش نقی معمولی بین عموم مردم به شهرت رسید و حالا تقریبا همه مردم او را می‌شناسند البته بیشتر با نام نقی تا محسن تنابنده!

قدیم‌ها می‌گفتند هر کسی نان بازوی خود را می‌خورد و بیراه نیست اگر بگوییم که تنابنده نان خلاقیت و هوش خود را می‌خورد و نوش‌جانش اگر حالا به یکی از سلبریتی‌های پولدار تبدیل شده و باز هم بیراه نیست اگر بگوییم او مختار است که با پول خود هر جور دوست دارد و هر کجا که میل‌اش می‌کشد، زندگی کند. آنهایی که محسن تنابنده را در اینستاگرام دنبال می‌کنند، می‌دانند که روز شنبه او ویدیویی از آبشار نیاگارا به اشتراک گذاشت و نوشت که هفته خود را با دیدن زیبایی‌های بی‌پایان این آبشار آغاز کنید.

 رازهای زندگی سلبریتی‌های وطنی در آن ور آب

بله! در دنیای مجازی تماشا کردیم و لذت بردیم اما واقعیت این است که به هرحال زندگی مردم عادی با زندگی یک سلبریتی فرق‌های زیادی دارد. یکی‌ از این فرق‌ها این است که حدود 96درصد مردم در همین کشور خودمان همه زندگی را جمع و جور می‌کنند و واقعیت این است که یک سرزمین دارند؛ در همین‌جا متولد شده، بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند و… فقط چهار درصد هستند که در ایران کار می‌کنند و در سرزمین دیگری زندگی! مثلا در تورتنوی کانادا؛ در شهری که زیبایی‌های منحصر به فرد خود را دارد و خب بهتر است بچه آنها در کانادا متولد شود و شناسنامه کانادایی داشته باشد، شهروند ایرانی – کانادایی! حتما محاسنی دارد که ما از آن شاید که بی‌خبر باشیم. تنابنده پدر می‌شود و قاعدتا دوست ندارد که فرزندش زندگی شبیه دخترهای نقی معمولی را تجربه کند. محسن تنابنده با نقی معمولی تفاوت‌هایی دارد که یکی‌اش همین است که نقی یک آدم معمولی با زندگی معمولی است اما تنابنده آدم معمولی نیست او حالا در ایران آنقدر اسم و رسم به دست آورده که برای کارهایش دستمزد زیادی بگیرد و برود در کنار نیاگارا از زندگی حالش را ببرد و پدر شدن را تجربه کند! به هرحال دریای کاسپین کجا و آبشار نیاگارا کجا.

آمریکا، انگلیس ما داریم می‌آییم!

روزی روزگاری یا بهتر بگوییم تا همین ده، پانزده سال قبل دو، سه تا سلبریتی بودند که این‌طرف کار می‌کردند و آن طرف زندگی. معروف‌ترینشان فریبرز عرب‌نیا بود که مقیم آمریکاست و گاهی برای بازی در فیلم یا سریالی به ایران می‌آید که البته طبق شنیده‌ها بعد از بازی در سریال مختارنامه و نقش مختار سقفی و دستمزدی که برای این سریال دریافت کرد، آمدنش به ایران خیلی کمتر شده است. او و پسرش جانیار در آمریکا زندگی می‌کنند. به هرحال با ماهی بیست میلیون تومانی که آن زمان عرب‌نیا برای چند سال کار از تلویزیون گرفت می‌توان سال‌ها بدون دغدغه خاصی در آمریکا زندگی کرد، بخصوص اگر سرمایه‌گذاری هم کرده باشی که دیگر دغدغه‌ای نداری! حالا هم که اوضاع دستمزد در سینما و تلویزیون کساد است و آمدن و نقش گرفتن و بازی کردن دیگر به صرفه نیست.

نیکی کریمی هم که خب از سلبریتی‌های قدیمی است و برای اقامت دوم انگلیس را انتخاب کرده و باز هم آنهایی که در اینستاگرام او را دنبال می‌کنند، می‌دانند که او بیشتر سال را آن‌طرف است و گاهی برای بازی یا تهیه فیلم یا کارگردانی به ایران می‌آید.

پارسا پیروزفر هم از بازیگرانی است که چند سالی مقیم آمریکا بود. او بعد از بازی در سریال در چشم باد و نقش بیژن به این کشور رفت و چند سالی در آنجا ماند اما برگشت و ترجیح داد خیلی آرام و با تئاتر زندگی در ایران را ادامه دهد.

نسرین مقانلو هم از آن بازیگران عشق وطن است. همسر فوتبالیست او سال‌هاست که در آمریکا زندگی می‌کند و پسرهایش هم در آمریکا اقامت دارند اما خودش گاهی می‌رود، خانواده را می‌بیند و برمی‌گردد سر کار و کاسبی و البته زندگی در ایران. او علاوه بر بازیگری، مزون هم دارد و چنان که معلوم است ترجیح می‌دهد در ایران در کمال شهرت و اعتبار کار کند و از زندگی لذت ببرد تا در کشوری غریب فقط زندگی کند.

این آمد و رفتن‌ها آدم را یاد کسانی می‌اندازد که در تهران کار می‌کنند و در کرج زندگی. در واقع کرج برایشان حکم خوابگاه را دارد. آنها چون پول کافی ندارند، نمی‌توانند در تهران خانه بگیرند. البته در مورد سلبریتی‌های این‌ور آب و آن‌ور آب قضیه فرق می‌کند. آنها چند ماهی سختی زندگی در ایران را به جان می‌خرند و کار می‌کنند و پول درمی‌آورند و بعد برای زندگی و استراحت به آن طرف می‌روند!‌

مستقیم؛ کانادا

البته الان دیگر آن دوره گذشته که برخی از سلبریتی‌‌های خاص در دو یا سه سرزمین زندگی می‌کردند الان با دستمزدهایی که می‌گیرند و راحتی گرفتن ویزا از کانادا خیلی از هنرمندان ترجیح می‌دهند بین ایران و کانادا در رفت و آمد باشند. خانه‌ای در آنجا بخرند و خانه‌ای هم در این‌جا داشته باشند و بیایند کاری بکنند و پولی بگیرند و بروند آن طرف تمدید اعصاب کنند. آن‌طور که معلوم است بازیگرانی مانند حامد بهداد، بهرام رادان رضا عطاران، پیمان قاسمخانی و… در کانادا خانه و زندگی دارند. البته علیرضا کاظمی‌پور، فیلم‌نامه‌نویسی که اثار به اصطلاح ماورایی و اجتماعی مانند گمگشته، او یک فرشته بود، کمکم‌ کن، غریبانه، از نفس افتاده،‌زمانه، خوش‌نشین‌ها، پنچری و … را دارد نیز مقیم کاناداست.او در سال دو، سه مرتبه‌ای به ایران می‌آید و سفارش کار می‌گیرد و برمی‌گردد کنار آبشار نیاگارا.

اما ماجرای بازیگران زن و زندگی در دو سرزمین جالب‌تر است. آنها معمولا به آن طرف مرز می‌روند تا فرزند خود را مثلا در کانادا به دنیا بیاورند و بعد برمی‌گردند ایران و به کار خود ادامه می‌دهند و گاهی می‌روند سری به آن طرف می‌زنند که ویزای اقامتشان دچار مشکل نشود. مثل همین رزیتا غفاری که برای به دنیا آوردن دخترش به کانادا رفت و چند سالی هم آنجا زندگی کرد و یا شبنم قلیخانی، بازیگر نقش مریم مقدس که او هم فرزندش را در کانادا به دنیا آورد و بعد از این که بچه از آب و گل درآمد برگشت ایران!

بازگشته‌ها و نرفته‌ها…

اما در میان همه این سلبریتی‌هایی که سودای زندگی در آن طرف را دارند و برای فرزندان خود در کانادا و آمریکا برنامه‌ریزی می‌کنند، هستند بازیگرانی که بعد از پیروزی انقلاب رفتند آمریکا چون فکر می‌کردند که دیگر نمی‌شود در ایران ماند و کار و زندگی کرد اما بعد از سال‌ها برگشتند به وطن و ماندند و ماندند تا به امروز. یکی از آنها سعید راد است و دیگری چنگیز جلیلوند. حبیب خواننده پاپ را هم که یادمان هست، برگشت و در همین‌جا درگذشت و در شمال به خاک سپرده شد. آهو خرمند هم سال‌ها در کانادا زندگی کرد اما برگشت و چند سالی در تلویزیون و سینما مقابل دوربین رفت و الان هم می‌آید و می‌رود. انگار بخش از روانش آنجاست و بخشی از دلش اینجا.

خیلی‌ها هم اصلا خانه دومی آن‌طرف مرز برای خود دست و پا نکردند، شاید بروند گشتی بزنند دنیا را ببینند اما خانه اول و آخرشان همین‌جاست؛ مثل علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، ثریا قاسمی، رویا نونهالی و … که همیشه سلبریتی بوده‌ و خواهند بود.

منتشر شده در پول