ماجرای عصبانیت عضو شورا از قالیباف و جواب جالب او

سرویس سیاسی فردا: مهدی چمران عضو سابق شورای شهر تهران در گفتگویی با مهر به انتقاد از شورای شهر فعلی پرداخته و خاطره‌ای جالب از قالیباف نیز بیان کرده است. بخش هایی از گفتگوی وی را در ادامه خواهید خواند:    – با یکدست بودن شورای شهر باید آرامش بیشتر باشد اما نمی‌دانم چرا آرامش وجود ندارد. نمی‌خواهم از اختلافات درون‌گروهی صحبت کنم؛ چون به هر حال داخل شورای شهر فعلی، دسته‌بندی‌های سیاسی وجود دارد. اعضای شورای شهر پنجم، می‌خواهند مدام قبلی‌ها را بکوبند که خود را نشان بدهند. نشان دادن خود، به کوبیدن قبلی‌ها نیست. اینکه قبلی‌ها را خراب کنیم، خودمان «خوبه» نمی‌شویم. اگر خودمان خوب کار کنیم، خود به خود خوب می‌شویم و آنقدر سطح شعور و بینش مردم بالاست که می‌توانند این موضوع را درک کنند. امروز در دانشگاه بودم، عده‌ای نزد من آمدند و می‌گفتند شما را مانند گذشته قبول داریم. حتی وقتی میان مردم می‌روم، من را دعوا می‌کنند که چرا وضعیت شورای شهر اینگونه است؛ من هم می‌گویم دیگر در شورا حضور ندارم؛ حتی قبول نمی‌کنند که دیگر در شورا نیستم

– باید واقعا فکر و کار کرد. اینکه در حین آسفالت‌کردن یک پُل یا رفتن به یک کودکستان مدام عکس بگیریم و منتشر کنیم، ما هم این جور جاها می‌رفتیم اما به مسائل تبلیغی تا این حد بها نمی‌دادیم. بهاء به کار است نه مسائل تبلیغی. حتی به ما ایراد می‌گرفتند که روابط عمومی شما ضعیف است؛ مثلا در صحن شورای شهر می‌گفتند چرا وقتی به بازدید می‌رویم، شهردار آن منطقه به استقبال ما نمی‌آید؛ شهردار آن منطقه هم می‌گفت، من کار دارم و نمی‌توانم صبح تا ظهر وقتم را بگذارم که شما بیایید بازدید کنید.

– من هنوز صاحب پاساژ علاءالدین را ندیده‌ام؛ در آن قضیه(پاساژ علاءالدین) به شدت روی موضوع ایستادیم تا یک طبقه اضافی پاساژ خراب شود. چنین مسائلی بوده اما اینکه از جاهای دیگر فشار باشد، خیر چنین فشاری در کار نبوده است؛ حتی در انتخاب شهردار وقتی وارد صحن می‌شدیم، همه تلفن‌شان را قطع می‌کردند. من خودم هیچ‌گاه در صحن شورای شهر موبایلم را نمی‌بردم.

– من و قالیباف در زمینه املاک، دوتا نامه به رئیس قوه قضاییه نوشتیم تا موضوع روشن شود. دادستان کل کشور و دادستان تهران با استناد به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از کارشناسان رسمی، به طور مشخص اعلام کردند از کل ۲۷ هزار ملکی که شهرداری در تمام این سال‌ها به تعاونی‌ها، جهاد کشاورزی یا جاهای دیگر واگذار کرده، فقط در ۱۲ مورد، طرف‌های دریافت‌کننده ملک یا زمین، کمتر پول پرداخت کرده‌اند. به این ۱۲ مورد هم نامه زدند و خواستند که بقیه پول را واریز کنند. کل تفاوت قیمت‌ها هم زیر ۴ میلیارد تومان بوده است. حدود ۲ میلیارد تومان برای حق‌الزحمه کارشناسی‌ها پول خرج شد و در حدود ۴ میلیارد تومان هم پول بازگشت داده شد. ۴۰ نفر از کل ۱۸۰ اسمی که عنوان شد هم اصلا معامله‌ای با شهرداری نداشتند.

– یک بار در زمان شورای شهر دوم، خانم معتمدی در رمپ یکی از بزرگراه‌ها گیر کرده بود، زنگ زد به آقای قالیباف؛ میانه‌شان هم زیاد خوب نبود! فریاد می‌زد آقای قالیباف کجایی! رفتی و خوابیدی، خبر نداری اینجا چه خبر است، مردم اینجا گیر افتاده‌اند. قالیباف هم گفت من پشت سرتان هستم! داریم اتوبوس را هل می‌دهیم، شما هم بیایید کمک کنید!   -من شخصا عضو کانال جبهه مردمی هستم، اما وقتی به تعداد member‌های کانال نگاه می‌کنم، مدام روند نزولی دارد. علت چیست؟

قاعدتا member‌ها باید در چنین ایامی کم شود. چون الان مساله هیجانی فعلا نداریم. من هم قبول دارم که در روند کار‌ها مقداری کُندی دیده می‌شود. خود من منتقد این مساله هستم، اما سعی می‌کنیم هر چه زودتر این مشکل برطرف شود. اینجا هم خبری بدهم مبنی بر اینکه بر اساس برنامه‌ای، مقرر شده طی ماه آینده، نشست استانی را برگزار کنیم.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

یک قاتل:کشتن برادرم از اهداف زندگی‌ام بود/ نگران اعدام نیستم،برای زن وبچه ام هم ثروت گذاشته ام

آفتاب‌‌نیوز : مردی که برادر خود را به‌دلیل‌ اختلاف مالی و انتقام‌گیری هدف دو گلوله قرار داد و به قتل رساند، همچنان در بازداشت است و تحقیقات از او ادامه دارد.
این متهم در گفت‌وگویی انگیز‌ه‌های خود را از این جنایت شرح داد.
چند سال داری، چرا بازداشت شده‌ای؟
39ساله هستم، برادر کوچکم را به قتل رسانده‌ام چون بی‌‌ادب بود و من از او کینه به دل گرفته بودم.
درباره زندگی خودت توضیح بده.
من مغازه لوازم خانگی داشتم و متأهل هستم. ماجرا از زمانی شروع شد که من به دلیل تصادف دیگر نتوانستم به مغازه بروم و مجبور شدم آنجا را تعطیل کنم. بعد پدرم که صاحب مغازه بود، گفت مغازه را با مبلغ بیشتری اجاره می‌دهد و نصف پولی را که می‌گیرد به من می‌دهد.
من مغازه را با پول پیش 13میلیون و ماهانه 500‌ هزار تومان اجاره کرده بودم و بعد که مغازه را تحویل دادم پدرم آن را با 35‌ میلیون تومان ودیعه و کرایه ماهانه چهار‌ میلیون و 700‌ هزار تومان اجاره داد اما پول پیش من را پس ندادند. بعد که سراغ پدرم رفتم فهمیدم چک تخلیه و پول پیش را برادرم که چهار سال از من کوچک‌تر است گرفته. وقتی با او حرف زدم با من بد صحبت کرد و درباره همسرم هم بد گفت. برادرم خیلی بی‌ادب بود و پررویی می‌کرد، باید می‌کشتمش.
آیا برای این کار نقشه قبلی داشتی؟
بله حدود یک ماه و نیم قبل از عید بود که اسلحه را خریدم و می‌خواستم این کار را بکنم. می‌خواستم او را تهدید کنم تا پولم را بگیرم. گفته بودم یا پولم را بده یا خون به پا می‌شود.
آیا این تصمیم تو ریشه در اتفاقات و رفتارهای قدیمی پدر و برادرت هم داشت؟
بله. پدرم همیشه بین ما فرق می‌‌گذاشت. من این کار را کردم تا بفهمد نتیجه فرق‌گذاشتن چه می‌شود. مثلا همین‌تازگی‌ها یک خانه یک‌ونیم‌میلیاردی را با 200‌ میلیون تومان به برادرم فروخت.
چه چیز باعث می‌شد پدرت بین شما فرق بگذارد؟
بابا پیش او کم می‌آورد. من و خواهر و برادرانم آدم‌های باحیایی بودیم اما او پررو بود و حیا و احترام سرش نمی‌شد. برادرم هم همه‌چیز را برای خودش می‌خواست و می‌خواست همه زیردستش باشند.
این‌طور که گفتی از دو، سه ماه قبل نقشه قتل برادرت را کشیده بودی. آیا وقتی به این موضوع فکر می‌کردی ناراحت نمی‌شدی؟
نه. حقش بود. من در زندگی‌ام اهدافی داشتم این هم یکی از اهداف من بود.
از شب قتل بگو.
او را در خیابان دیدم. از او خواستم برویم با هم صحبت کنیم. بعد من رفتم از خانه اسلحه را برداشتم. یادم هست آن شب بارانی بود و او پشت فرمان بود و پشت فرمان هم با من صحبت می‌کرد. از او پرسیدم چرا آن‌قدر بی‌‌ادبی؟ گفت دلم می‌خواهد. بعد هم درباره همسرم بد صحبت کرد که من را عصبانی کرد. به او گفتم ماشین را نگه دار در موبایل چیزی نشانت بدهم.
کنار که زد موبایل را دستش دادم و اسلحه را درآوردم، مسلح کردم و یک گلوله به شکمش شلیک کردم. بعد او شروع به فحاشی کرد و می‌خواست به سمت من حمله کند که چون کمربند بسته بود نتوانست و من گلوله دوم را به سینه‌اش شلیک کردم. بعد از چند دقیقه سرش روی سینه‌اش افتاد و دیگر تکان نخورد.
آن‌موقع که این کار را کردی ترس و استرس نداشتی؟ الان عذاب وجدان نداری؟
نه، ترسی نداشتم. الان هم عذاب‌وجدان ندارم فقط می‌گویم کاش کمی بیشتر فکر کرده بودم.
به‌هرحال او برادرت بود.
من برادر بزرگ‌تر او بودم و به من بی‌احترامی می‌کرد. ناموس من باید برای او هم مهم باشد نه که او بی‌احترامی کند.
بعد از قتل چه کردی؟
رفتم آن طرف خیابان و سوار ماشین شدم و رفتم خانه. به هم ریخته بودم. همسرم گفت چرا این‌جوری هستی؟ گفتم حالم خوب نیست سرم درد می‌کند. می‌روم توی ماشین چند آهنگ گوش می‌دهم و می‌آیم. به این بهانه با ماشین تا دم محل قتل رفتم.
فکر می‌کردی دستگیر شوی؟
نه فکر نمی‌کردم. خودم به برادرم گفتم آنجا نگه دارد. نمی‌دانستم آن منطقه دوربین دارد.
در کودکی رابطه‌ات با برادرت چطور بود؟
خیلی با هم خوب بودیم. خیلی خاطراتی خوبی داشتیم. با هم می‌رفتیم سر زمین فوتبال و نوشابه می‌فروختیم. تا چند سال پیش هم خوب بودیم اما از وقتی چند زمین و ویلا خرید و وضعش خوب شد فکر کرد آدم مهمی شده است. امسال عید اصلا به خانه من نیامد. ‌به‌هرحال بزرگ‌تری گفته‌اند، کوچک‌تری گفته‌اند.وقتی دستگیر شدی چه اتفاقی افتاد؟
همسرم گفت یعنی من با یک قاتل زندگی می‌کنم؟ گفتم باید او را می‌کشتم. این‌جوری روزگار بهتر می‌شود.الان چه سرنوشتی در انتظارت است؟
از اعدام ترسی ندارم و نگران زن و بچه‌هایم هم نیستم. به اندازه کافی برایشان گذاشته‌ام.نگرانی دیگری نداری؟
چرا نگران پسرم هستم که در جامعه چه می‌کند چند شب تا صبح به این فکر کردم و نتوانستم بخوابم. در قتل عجله کردم و کارم منطقی نبود.
ظاهرا شما بیماری خاصی داری.
بله من اچ‌آی‌وی مثبت هستم. سال 78 که برای پایم رفتم بیمارستان جراحی کردم انگار خون خراب به من تزریق کردند و بعد بیمار شدم. از این بیماری و مرگ هم هراس ندارم. البته این را بگویم من الان از شما سالم‌تر هستم، هر ماه تست و آزمایش می‌دهم و می‌دانم ایمنی بدنم در چه سطحی است چون چکاپ می‌شوم و دولت هم داروهایم را رایگان می‌دهد.
کی متوجه شدی بیمار هستی؟
سال 87 می‌خواستم اعتیادم را ترک کنم، رفتم بیمارستان که خونم را عوض کنم که آنجا گفتند بیمارم.
چه موادی مصرف می‌کردی؟
تریاک و هروئین.
آیا از سرنگ آلوده و مشترک استفاده کرده‌ای؟ ممکن است در زمان مصرف هروئین این اتفاق افتاده باشد؟
بله ممکن است. هر چیزی ممکن است. من در زندگی‌ هدف‌گذاری می‌کنم و هر چند وقت یک‌بار اهدافم را نو می‌کنم. ‌کشتن برادرم هم یکی از اهداف من بود.
به‌غیر از کشتن برادرت چه اهدافی در زندگی‌ات داشتی؟
قبل از آن می‌خواستم برای خودم مغازه بخرم و کارم را گسترش دهم اما تصادف کردم.
مصرف مواد را از کی شروع کردی؟ چه مدت هروئین مصرف کردی؟
از 15سالگی. از سال 78 مصرف مداوم داشتم، چهار، پنج سال هروئین مصرف کردم بقیه را تریاک و چندسالی هم است شربت می‌خورم.
آیا برادرت از اعتیاد و زمان شروع مصرفت خبر داشت؟
او هم با من برای مصرف آمد اما او خوشش نیامد و ادامه نداد.چه کسانی از بیماری‌ات خبر داشتند؟
پدرم، ‌همسرم و همین برادرم.
اگر از زندان بیرون بیایی چه خواهی کرد؟
زندگی می‌کنم، اما خب شرایط خوبی نخواهد بود. خواهر و برادرهایم از من گله می‌کنند که چرا این کار را کردی، ‌البته تقصیر پدرم بود.
منبع: روزنامه شرق

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

نگرانی دانشجویان خوابگاه‌های دانشگاه مراغه از سرقت‌های مکرر و بی‌تفاوتی مسئولان/ دانشجویان حتی حق اعتراض ندارند!

سرقت‌های مکرر باعث نگرانی دانشجویان خوابگاه‌های دانشگاه مراغه شده است/ دانشجویان باید مراقب وسایل خود باشند   به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، زندگی در خوابگاه‌های دانشجویی سختی‌های خاص خودش را دارد و طبیعتا زندگی در خوابگاه آسان نیست، بالاخره تعداد زیادی دانشجو با فرهنگ‌های مختلف در یک خوابگاه دور هم جمع شده‌اند و گاهی می‌بینیم که در یک خوابگاه هر کسی ساز خود را می‌زند.

این شرایط برای دانشجویان به خصوص دانشجویان که دست کم باید چند سال از بهترین دوران عمر خود را در آن سپری کنند، کمی دشوار است؛ اما سختی این زندگی‌های جمعی زمانی دوچندان می‌شود که امکانات رفاهی خوابگاه محدود و پاسخگوی نیاز دانشجویان نباشد و از طرفی گاهی دیده می‌شود برخی افراد از شرایط موجود سوءاستفاده می‌کنند و این سختی را چندین برابر افزایش می‌دهند.

در دانشگاه مراغه ۶ خوابگاه برای دختران و پسران وجود دارد که حدود ۱۳۰۰ دانشجو از شهر‌های مختلف در آن سکونت دارند، اخیرا اخباری در رابطه با برخی اتفاقات ناشایست و سرقت وسایل دانشجویان در این خوابگاه‌ها منتشر شده که نگرانی بسیاری از دانشجویان را در پی داشته است.

اینکه وسایل و اموال یک دانشجو در خوابگاه که به یک باره ناپدید شود و به سرقت برود خبر نگران‌کننده‌ای است، در این خصوص با چند تن از دانشجویان مال باخته مصاحبه‌ای انجام داده‌ایم که در ادامه آمده است.   سرقت‌های مکرر باعث نگرانی دانشجویان خوابگاه‌های دانشگاه مراغه شده است/ دانشجویان باید مراقب وسایل خود باشند
* سرقت اموال دانشجویان در خوابگاه و عدم پیگیری مسئولان دانشگاه

یکی از دانشجویان دانشگاه مراغه در گفتگو با خبرگزاری دانشجو، گفت: حدود از ۲ سال پیش از خوابگاه‌های متعلق به دانشگاه سراسری مراغه اعم از دخترانه و پسرانه اشیائی همچون لپ‌تاپ که جزو ابزار ضروری تحصیل دانشجویان علی‌الخصوص دانشجویان رشته‌های مهندسی و کارشناسی ارشد است و همچنین پول نقد که مخارج ایاب و ذهاب روزمره، تغذیه و نیاز‌های معمول دانشجویان است و دیگر اشیاء به ارزش‌های مختلف به سرقت رفت.

وی افزود: متاسفانه فقط از یکی از خوابگاه‌های پسرانه این دانشگاه مجموعا اشیائی بالغ بر ۷ الی ۸ میلیون تومان به سرقت رفته است.   از یکی از خوابگاه‌های پسرانه این دانشگاه مجموعا اشیائی بالغ بر ۷ الی ۸ میلیون تومان به سرقت رفته است       این فعال دانشجویی گفت: این جریانات به صورت مکرر اتفاق می‌افتد و از طرف سرپرست خوابگاه، مسئول امور خوابگاه‌ها و حتی حراست پیگیری نمی‌شود و در بهترین حالت به صورت روتین و فرمالیته و صد البته بی‌نتیجه پیگیری شده است.

این دانشجو در ادامه تصریح کرد: این اتفاقات آنقدر ذهن و وقت دانشجویان را مشغول خود کرده که آن‌ها را از درس و تحصیل که هدف اصلی آن‌هاست بازمی‌دارد.   سرقت‌های مکرر باعث نگرانی دانشجویان خوابگاه‌های دانشگاه مراغه شده است/ دانشجویان باید مراقب وسایل خود باشند وی گفت: متاسفانه ادامه این روند باعث ناامید شدن مالباختگان و مسکوت ماندن دیگر دزدی‌ها از اموال دانشجویان و عدم پیگیری آن‌ها می‌شود.

این فعال دانشجویی مطرح کرد: طنز تلخ این ماجرا آن‌جاست که با یک کلید می‌توان درب چندین اتاق را گشود و پاسخ مسئولین امر تعویض قفل‌ها توسط دانشجویان است که در این صورت نیز از طرف مسئولین خوابگاه این امر آسیب به اموال خوابگاه محسوب می‌شود. طنز تلخ این ماجرا آن‌جاست که با یک کلید می‌توان درب چندین اتاق را گشود و پاسخ مسئولین امر تعویض قفل‌ها توسط دانشجویان است    

وی افزود: این در حالیست که دانشجویان مالباخته بین حراست، مسئول خوابگاه‌ها، سرپرست خوابگاه و… پاس‌کاری می‌شوند و هیچ کدام مسئولیتی قبول نمی‌کنند.

این فعال دانشجویی تصریح کرد: برخورد مسئولین طوری است که گویا مالباختگان مقصر و گناهکار بوده و حتی حق اعتراض را هم برای دانشجویان به رسمیت نمی‌شناسند.

* دانشگاه هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال گم‌شدن وسایل دانشجویان ندارد

داوود قطعاتی مسئول امور خوابگاه دانشگاه مراغه هم در گفت وگو با خبرگزاری دانشجو، در این رابطه گفت: زمانی که دانشجویان وارد دانشگاه می‌شوند و درخواست خوابگاه می‌کنند فرم‌هایی به آن‌ها داده می‌شود که در این فرم‌ها نوشته شده نگهداری اشیاء قیمتی از قبیل: (پول طلا، لب تاپ…) برعهده دانشجو است و دانشجویان از این موضوع اطلاع دارند، و دانشگاه هیچ گونه مسئولیتی در قبال گم شدن وسایل ندارد.

داوود قطعاتی بیان کرد: در هر خوابگاه تقریبا ۱۰۰ اتاق وجود دارد، و امکان دارد کلید قفل یک اتاق به قفل‌های دیگر هم بخورد، دانشجویان باید در نگهداری وسایل شخصی بیشتر دقت کنند. دانشجویان باید در نگهداری وسایل شخصی بیشتر دقت کنند     وی گفت: ما به آن‌ها گفته‌ایم قفل در اتاق‌های خود را عوض کنند، چند تن از دانشجویان به ما گفتند در خوابگاه‌ها دزدی شده و از نظر ما دزدی زمانی صورت می‌گیرد که قفل در اتاق شکسته شده باشد و شواهدی ازاین که با زور وارد اتاق شده، اما در خیلی از موارد دیده شده است که هیچ گونه آسیبی به فقل اتاق وارد نشده است. ما فکر می‌کنیم این دزدی‌ها را افراد داخل خوابگاه انجام می‌دهند.

مسئول امور خوابگاه دانشگاه مراغه مطرح کرد: یکی از دانشجویان به ما مراجعه کرد و گفت مقداری از پولم گم شده است، به نظر شما چرا دانشجو باید مبلغ زیادی پول را در خوابگاه نگه داری کند، الان عصر تکنولوژی است و بیشتر مردم پول‌های خود را در کارت عابربانک نگه دار می‌کنند، دانشجویان باید پول نقد کمی در خوابگاه نگه داری کنند.

وی افزود: مسئول حراست دانشگاه موضوع دزدی‌های خوابگا‌ها را پیگیری می‌کند؛ اما دانشجویان هم باید در این مورد همکاری کنند مثلا وقتی از دانشجویان می‌پرسیم آیا به کسی مشکوک هستید می‌گویند نه؛ این کار ما را سخت می‌کند.

قطعاتی گفت: البته در مواردی هم شخص سارق پیدا شده است. برای اینکه این چنین اتفاقات در خوابگا‌ها نیفتد، اما دانشجویان هم باید مراقب وسائل شخصی خود باشند.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

تصمیم برجامی ترامپ و صادرات نفت ایران

هنوز هیچ اتفاقی در روند صادرات نیفتاده اما زمزمه‌های احتمال کاهش صادرات نفت خام ایران هم قیمت نفت را به بالاترین رقم از سال 2014 تاکنون سوق داده است. به‌طوری که بهای معاملات آتی نفت برنت اوایل هفته گذشته برای نخستین بار از اواخر سال 2014، از مرز 75 دلار در هر بشکه عبور کرد و روز گذشته در بالای 74 دلار برای هر بشکه ایستاد. برنت از ابتدای ماه میلادی جاری تاکنون 6 درصد و وست تگزاس اینترمدیت حدود 5 درصد رشد قیمت داشته است. رشد این دو قیمت پایه با‌وجود صعود ارزش دلار روی داده که در برابر سبدی از ارزهای رقیب به بالاترین حد از 11 ژانویه به این طرف رسیده است.

البته در این افزایش بحران سیاسی و اقتصادی ونزوئلا بی‌تأثیر نبوده اما یکی از بزرگترین مسائل،‌ احتمال خروج امریکا از برجام است. به هر‌حال دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا تا 12 ماه مه درباره بازگرداندن تحریم‌هایی که تحت توافق هسته‌ای ایران با شش قدرت جهانی برچیده شده بودند تصمیم خواهد گرفت. بازار انتظار دارد که این اتفاق صادرات نفت خام ایران را محدود و قیمت‌ها را صعودی کند.

اما در ماه‌های اخیر افت صادرات نفت خام ایران بهانه‌ای شد تا برخی به تنش‌های کشور بیفزایند. اما در حالی که گمانه زنی‌ها از جمله تغییر رویکرد مشتریان نفت خام ایران و جایگزین کردن دیگر تولیدکنندگان خبر می‌داد، هفته گذشته بیژن زنگنه، وزیر نفت کاهش صادرات نفت را کوتاه مدت و مختص یک ماه دانست و گفت: «ایران هم‌اکنون روزانه بیش از 2 میلیون و 500 هزار بشکه نفت خام و میعانات گازی صادر می‌کند.»
رابرت یاوگر، مدیر معاملات نفت در میزوهو، نیز روز گذشته این رقم را بر مبنای منابع ثانویه تأیید کرد و گفت: «اایران اکنون 2.5 میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کند. البته او پیش‌بینی کرد: «اگر امریکا از برجام خارج شود و تحریم‌ها مجدداً بازگردند، صادرات نفت ایران 350 هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت. به‌علاوه تولید نفت در ونزوئلا که بزرگترین تولیدکننده عضو اوپک در امریکای لاتین به‌شمار می‌رود، کاهش پیدا کرده است. بحران سیاسی و اقتصادی این کشور تولید نفتش را به حدود 1،5 میلیون بشکه در روز کاهش داده است. عرضه کمتر نفت از سوی ایران یا ونزوئلا، حفظ اهداف تولید تحت توافق اوپک و غیراوپک را راحت‌تر می‌کند.»

اما این موضوعی است که دونالد ترامپ از آن خشنود نیست. ترامپ دو هفته قبل در پیامی در توئیتر نوشت: «به‌نظر می‌رسد اوپک دوباره دست به کار شده و قیمت‌های نفت به طور مصنوعی بسیار بالاست. این مسأله خوب نیست و قابل قبول نخواهد بود. پیش از این توئیت، عربستان سعودی اعلام کرده بود می‌خواهد قیمت نفت بین 80 تا 100 دلار در هر بشکه باشد.»

** تأثیر تحریم‌ها بر ایران به اندازه دوره اوباما نخواهد بود
«اگر امریکا از توافق هسته‌ای خارج شود تأثیر تحریم‌ها بر ایران به اندازه دوره قبل نخواهد بود، زیرا امریکا در اعمال تحریم‌های جدید تنها خواهد بود.»

این مطلب پیش‌بینی مدیر مؤسسه پتروماتریکس از وضع صادرات نفت ایران در صورت وقوع تحریم‌های مجدد است. در حالی که حدود یک سال پیش، تولید‌کنندگان نفت نگران مازاد بیش از حد عرضه بودند، اما اکنون نگرانی از این است که تقاضا از عرضه پیشی بگیرد. همین نگرانی هم سبب شده تا قیمت نفت به بالاترین رقم‌ها از سال 2014 تاکنون برسد.

به‌گفته اولیویر جاکوب، مدیر مؤسسه پتروماتریکس: «این به نفع رئیس جمهوری امریکا نیست و من فکر می‌کنم این نخستین هشدار ترامپ به اوپک در مورد بالا بردن بیش از حد قیمت نفت است.»
این کارشناس بازار نفت بیان کرد: «اگر امریکا از توافق هسته‌ای خارج شود تأثیر تحریم‌ها به اندازه دوره قبل نخواهد بود زیرا امریکا در اعمال تحریم‌های جدید تنها خواهد بود… بنابراین شما شاهد میل بیشتر صادرات نفت ایران به سمت شرق خواهید بود. افزایش صادرات نفت ایران به آسیا قبلاً آغاز شده است. بنابراین من فکر می‌کنم ایران احتمالاً به منظور حفظ مشتریانش در آسیا که حساسیت کمتری نسبت به تحریم‌های احتمالی امریکا دارند، نفت خود را با تخفیف عرضه خواهد کرد.»

** برجام هنوز پابرجاست
در همین حال«امیرحسین زمانی‌نیا» معاون بین‌الملل و بازرگانی وزارت نفت در ششمین همایش تجاری بانکی ایران و اروپا نکته‌ای را به دنیا مخابره کرد. اینکه تا زمانی که صادرات نفت بدون مشکل باشد، عواید حاصل از فروش آن را براحتی دریافت کنیم، تأمین پروژه‌ها انجام شود، از نظر صنعت نفت «برجام» ادامه دارد.
به‌طور کلی هند پس از چین، دومین مشتری نفت خام ایران است. این کشور در دوران تحریم، خرید نفت از ایران را قطع نکرد، اگرچه امریکا برای کم کردن خرید نفت از ایران فشار زیادی بر دهلی نو وارد کرده بود. این کشور همچنین یکی از بازارهای رو به رشد نفت در آسیاست.

پالایشگران هندی در سال مالی 2018 – 2017 به‌طور میانگین روزانه 450 هزار بشکه نفت از ایران خریداری کردند. پالایشگران این کشور همچنین در ژوئیه سال 2017، 500 هزار بشکه نفت از ایران خریداری کرده بودند که یک رکورد در سال 2017 محسوب می‌شد.

صادرات نفت ایران به هند اگرچه در سال مالی 2018- 2017 نسبت به سال مالی پیش از آن به‌دلیل کاهش خرید نفت از سوی پالایشگران دولتی با کاهش همراه بوده است اما این کشور، در سال مالی جدید 2019-2018 میانگین خرید نفت از ایران را افزایش خواهد داد.

پالایشگران دولتی و خصوصی هند در ماه آوریل 2018 که نخستین ماه آغاز سال مالی جدید هند محسوب می‌شود، خرید نفت از ایران را به رقم بی‌سابقه حدود 700 هزار بشکه در روز رساندند که این حجم از فروش نفت ایران به این کشور بی‌سابقه محسوب می‌شود.

اما به هر حال فروش نفت تابعی از مسائل داخلی و بین‌المللی است و بازار نفت جای دوراندیشی، تدبیر و البته دیپلماسی است. وزارت نفت پس از اجرای برجام تمام تلاش خود را برای بازپس‌گیری سهم ایران از بازار نفت به بهترین شکل ممکن انجام داده است و با استفاده از همه ابزارها و تدابیر لازم در مقابل برخی کشورهای منطقه که حاضرند به هر قیمتی جایگاه ایران را در بازار نفت تضعیف و سهم کشورمان را غصب کنند، ایستاده است.

*منبع: روزنامه ایران؛ 1397،2،10
**گروه اطلاع رسانی**1699**2002

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

خرید و فروش امن طلا، با طلای ثامن

سرویس اقتصادی فردا: بنگاه ها؛ با بکارگیری این فن، سرمایه‌گذار بدون مراجعه به بازار سکه و طلا و ارائه درخواست خود می تواند سفارش‌های خرید و فروش سکه و طلای خود را به سرعت انجام دهد.

یکی از این مراکز معاملات آنلاین، مرکز طلای ثامن است.طلای ثامن بزرگترین و به روز ترین مرکز معاملات طلا و سکه و انس طلا در ایران می باشد. این مرکز فعالیت خود را با مجوزهای معتبر و رسمی از جمله پروانه کسب و پروانه کسب الکترونیکی و نماد اعتماد الکترونیکی و نماد ثبت در رسانه های دیجیتال آغاز کرده است. طلای ثامن دارای تندیس مدیریت عملکرد در سنجش جهانی در زمینه طلا و جواهر و سنگ های زینتی و همچنین دارای گواهی اس اس ال جهت امنیت کاربران است .

سرمایه گذاران می توانند در مرکز معاملات طلای ثامن به صورت ۲۴ ساعته خرید و فروش خود را انجام دهند. سامانه طلای ثامن توانسته است این امکان را برای کاربران خود به وجود آورد که بتوانند طلا ، سکه و انس طلای خود را به صورت حضوری نیز دریافت نمایند که این امر برای اولین بار در ایران و در بین سامانه های معاملاتی صورت می گیرد .

در این سامانه شما میتوانید حتی با 1 گرم طلای آب شده تجارت خود را اغاز کنید. یکی از نقاط قوت این مرکز امکان خرید و فروش از تمام نقاط ایران بدون محدودیت جغرافیایی است.

فرهاد زاهدی فر مدیریت مرکز طلای ثامن این سامانه را برای سهولت تجارت هموطنان، بدون دغدغه زمانی و مکانی ایجاد نموده است و از مهمترین محاسن این مرکز امنیت بالای اطلاعات شخصی کاربران است. شما نیز می توانید با دسترسی به اینترنت و با مراجعه به سایت طلای ثامن به آدرس www.sekehsamen.com به صورت رایگان در سامانه معاملاتی سکه و طلای ثامن ثبت نام و معاملات خود را آغاز کنید.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

خوزستان| بیکاری، آلایندگی و ناامنی حاصل فعالیت پتروشیمی‌ها در ماهشهر

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزاری تسنیم از بندرماهشهر، ناصر فیصلی‌زاده شامگاه یکشنبه در همایش ادوار شورای شهر بندر ماهشهر اظهار داشت: شورای پنجم برای خدمت‌رسانی بی‌وقفه و شبانه‌روزی به مردم اراده‌ای بسیار قوی دارد. 

وی افزود: در این مسیر همه اعضا شورا هم‌ قسم هستند و از ابتدای آغاز به کار این دوره نیز تلاش‌های بسیار خوبی در این راستا صورت گرفته است.

رئیس شورا پنجم بندر ماهشهر بیان کرد: با کمال افتخار دست اعضای سابق شورای شهر بندر ماهشهر را خواهیم فشرد و آماده استفاده از تجربیات طلایی آنها هستیم.

وی گفت: شورای شهر خدمت‌رسانی به شهروندان را افتخار خود می‌داند و در این مسیر از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کند.

فیصلی‌زاده عنوان کرد: مردم شهرستان بندر ماهشهر شایسته بهترین‌ها هستند و باید برای ارائه خدمات شایسته شأن آنها تمام تلاش خود را به کار ببریم.

منافع و درآمدهای پتروشیمی‌ها کجا صرف می‌شود!

در همین زمینه یکی از اعضای شورای اول بندرماهشهر به عنوان پیشکسوت به سخنرانی پرداخت در این راستا مستانه خواجه‌گیری در این همایش اظهار داشت: مرزبندی‌های شرکتی و غیرشرکتی باید در بندر ماهشهر برداشته شود چرا که حاصل فعالیت پتروشیمی‌ها برای شهرستان تنها بی‌کاری و آلایندگی و تبعیض و ناامنی است و منافع و درآمدهای آن برای شهرهای دیگر است.

وی افزود: البته خدمات شایسته‌ای نیز توسط پتروشیمی‌ها به شهرستان ارائه شده اما این خدمات را ناکافی می‌دانیم و شرکت‌ها باید در راستای ایفای وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی خود تلاش بیشتری کنند. 

عضو شورای اول بندر ماهشهر در ادامه با اشاره به ماجرای شهادت تنها زن شهیده ملی شدن صنعت نفت در این شهرستان بیان کرد: «تمام ابراهیمی» بانوی بندر ماهشهری بود که در ماجرای اعتصابات کارگری در جریان ملی شدن صنعت نفت مورد اصابت گلوله مستقیم دژخیمان رژیم شاهنشاهی قرار گرفت و به شهادت رسید.

وی گفت: در دوره نخست شورا نامگذاری محل شهادت این بانوی شهیده به نام «دِی واحد» به تصویب رسید و امیدوارم در این دوره شورا این مهم به سرانجام برسد.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

بانک‌ها، بازیگران یا بازی‌گردانان بحران ارزی؟

اگر تابستان سال گذشته اقتصاددانانی هشدار دادند که توقف نرخ سود بانکی در محدود 15 درصدی با وضعیت اسفناک برخی بانکها و البته غول نقدینگی، بحران در پی دارد،سکانداران بانک مرکزی این استدلال را نپذیرفتند.اما حالا که بحران ارز کمی فروکش کرده،بازخوانی آنچه گفته شد و آنچه عمل نشد،می تواند چراغ راهی باشد برای روزهای آینده.آنچه آن روزها توصیه شد،عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در یادداشتی که اخیرا پیش منتشر کرده،نوشته است:« واقعیت این است که اقتصاد ایران با چالش‌های ساختاری شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از جمله می‌توان به چالش‌هایی چون بدهی‌های دولت، تنگنای بانکی و سیاست‌های پولیِ و ارزی غیرِ مؤثر و گاه اشتباه، ترازنامه‌ی ناتراز برخی از بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی، صندوق‌های بازنشستگی، سیاست‌های مالی سردرگم و بودجه‌ی انبساطی متمایل به سیاست‌های رفاهی مخرب و غیر توسعه‌ای با کسری پنهان سنگین در کنار نظام دیوانسالاری پُررقیب در حوزه‌ی قدرت، ناکارآمد و ضعیف از حیث ضمانت اجرایی اشاره کرد.»

آخوندی به روشنی توضیح می دهد که آنچه سبب کلاف سردرگم ارز شده،یک سر آن به بانکها بر می گردد.« اتخاذ سیاست پولیِ انقباضی در شرایط جریان پولِ سمی و وجود بانکِ بد دو پیامد داشت که از ابتدا قابل ‌شناسایی بودند. این دو عبارت بودند از بالا ماندن نرخ سود سپرده و دیگری ایجاد شکاف کم‌سابقه بین نرخ سود بانکی و نرخ تورم؛ متغیری که از آن به‌عنوان نرخ سود واقعی یاد می‌شود. تصویر شکاف نرخ سود- نرخ تورم، عینا به‌صورت شکاف بدهی- دارایی به ترازنامه‌ بانک‌ها منتقل و موجب ناترازی واقعی و پنهانِ ترازنامه‌های مؤسسه‌های پولی و اعتباری شد. »

آمارها گواهی می دهند
شهریور 96 وقتی گزارش‌های رسمی بانک مرکزی از ورود نقدینگی به کانال 1400 هزار میلیارد تومانی خبر می داد،بانک مرکزی تصمیم گرفت برای منضبط کردن بانکهایی که بی محابا به بازی خطرناک پونزی * ورود کرده بودند،دستوری را صادر کند تا سودسازی‌های روی کاغذ متوقف شود.بانکهایی که خطاب بانک مرکزی قرار گرفتند،دو دسته بودند.یک دسته بانکهایی بودند که به واسطه داشتن دارایی‌های داخلی و خارجی و بدهی کمتر دولت، وضعیت ترازنامه‌ای مناسبی داشتند و در نتیجه بخشنامه بانک مرکزی چندان تاثیری بر روند آنها نمی‌گذاشت.زیرا تفاوت نرخ سود دریافتی بابت وام‌ها و پرداختی آنها بابت سپرده‌ها تقریباً ثابت بود. اما گروه دوم بانکهایی بودند که وضعیت ترازنامه آنها چندان رضایت‌بخش نبود.

این گروه بانکها به دنبال بخشنامه بانک مرکزی برای جلوگیری ازجریان خروج سپرده و انتقال آن به بازار سایر دارایی‌ها به ناچار وارد بازارهای ثانویه شدند.درواقع این گروه بیشتر شامل بانک‌ها و موسسات مالی بودند که دارایی خارجی کمتری داشته که در نتیجه کاهش ارزش پول ملی متضرر می‌شدند.بررسی‌ها نشان می‌دهد که در میانه پاییز96 و به دنبال بخشنامه بانک مرکزی، چهره نقدینگی به تدریج تغییر کرد. به طوری که رشد پول نسبت به شبه‌پول بیشتر شد. این روند در سه ماه زمستان هم ادامه یافت.گزارش بانک مرکزی نشان می داد که ترکیب سپرده‌های دیداری و اسکناس در دست مردم که از آن به عنوان پول یاد می‌شود در پاییز 96 بیش از چهار درصد رشد کرده است.

بحران از کجا رسید
آنچه نباید اتفاق می افتاد،افتاد. واقعیت این است که  در برخی بانکها میزان هزینه‌ها بیشتر از درآمدهاست و ترازنامه‌ این بانکها نشان می‌دهد که آنها به شدت زیان‌ده هستند. زیان‌ده شدن ترازنامه بانک‌ها موضوعی است که اقتصاددانان از آن به عنوان «یک آفت بزرگ» در نظام بانکی و پولی یاد می کنند.وقتی نرخ سود بانکی روی 15 درصد ایستاد،بانکهایی که تاکنون با استفاده از بازی پونزی حساب سازی کرده و صورت های مالی خود را از زیان پنهان می کردند،با شرایط تازه ای روبرو شدند که از پیش قابل پیش بینی نبود.اگر ردپای برخی بانکها در بحران ارزی اخیر را پیگیری کنیم به همین فرضیه می رسیم که بانکهایی که در مخمصه تراز پرداختها قرار گرفته بودند،با تصمیم تازه بانک مرکزی ناچار شدند برای پوشش زیان ترازنامه خود به دیگر بازارها سرک بکشند.

عباس آخوندی وزیر راه وشهرسازی در این رابطه می نویسد:« نگاهی به آمارهای بانک مرکزی به‌خوبی مبین این نکته است که با شدت گرفتن تنگنای بانکی، میزان کسری ترازپرداخت‌ها نیز فزونی یافته و در نتیجه حساب سرمایه نیز منفی‌تر شده‌است. هرچند نمی‌توان میزان منفی شدن حساب سرمایه را معادل خروج ارز از کشور قلمداد کرد لیکن، می‌توان قرینه‌ای بر خروج و یا دست‌کم خارج شدن ارز حاصل از عملیات تجاری در کشور دانست.»او می نویسد:« فقط مؤسسه‌های مالی در جریان تنگنایی که ایجاد کردند از بانک مرکزی ۲۱هزارمیلیارد تومان خط اعتباری دریافت کردند. هم‌چنین میزان اضافه برداشت بانک‌های خصوصی که منجر به خط اعتباری از بانک مرکزی شد بیش از ۵۰هزارمیلیارد تومان است. این ارقام کجا بازچرخانی شده‌اند؟هجوم این تقاضا به بازارِ ارز در شکل‌های مختلف قابل ردیابی است. این تقاضای کوتاه مدت در کنار مشکلات ساختاری اقتصادی پیش‌گفته و در فضای اقتصاد سیاسی بین‌المللی ایران ظرفیت شکل‌دهی بحران ارزی را داشت و این چنین نیز شد.»

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

ربودن مسافران به سبک فیلم‌های هالیوودی +عکس

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از مشرق، چندی پیش مردی با حضور در شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران از سه مرد به اتهام آدم‌ربایی و سرقت شکایت کرد و با دستور بازپرس رضوانی، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.

در این مرحله شاکی در پلیس آگاهی درباره ماجرای ربوده شدنش گفت: من در غرب تهران منتظر تاکسی بودم که خودروی پرایدی مقابلم توقف کرد. راننده دو مسافر هم داشت. مقصدم را گفتم و سوار شدم. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که مردی که کنارم نشسته بود مرا کتک زد که حالم بد شده و چشمانم سیاهی رفت. نیم ساعت بعد که به هوش آمدم، دیدم آنها برسرشان کلاه گیس گذاشته اند و چهره هایشان گریم شده است. با دیدن آنها وحشت کرده بودم و خواستم رهایم کنند اما توجهی نکردند. دو همدست راننده مرا داخل خودرو کتک زدند، در اطراف شهر تهران خودرو متوقف شد. آنها مرا به زور پیاده کردند. بعد دوباره کتکم زدند و این بار گوشی گرانقیمتم، پول، دستبند طلایم و کارت بانکی‌ام را گرفتند.

بیشتر بخوانید:

سناریوی زن و شوهر برای سرقت گوشی راننده‌های اسنپ +عکس

شاکی ادامه داد: دوباره مرا سوار کردند و مقابل دستگاه خودپردازی بردند تا مطمئن شوند رمزکارت بانکی درست است. بعد با چاقو خراش‌هایی را روی بدنم انداختند و تهدید کردند نام و نشان خانواده‌ام را می‌دانند اگر موضوع را به پلیس بگویم، این‌بار اعضای خانواده‌ام را هم به مکان نامعلومی می‌برند. چند روزی می‌ترسیدم شکایت کنم اما زمانی که از علنی کردن تهدیدهای آنها خبری نشد، تصمیم گرفتم شکایت کنم. در جریان تحقیقات پلیسی افراد دیگری نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایت‌های مشابهی را مطرح کردند. در تحقیقات بعدی معلوم شد متهمان زمانی که متوجه شدند برخی شاکیان از وضع مالی خوبی برخوردار هستند شماره اعضای خانواده آنها را به زور گرفته‌اند و از خانواده این افراد اخاذی کرده‌اند.

جست‌وجوها ادامه داشت تا این‌که چند روز پیش ماموران به سرنخ‌هایی دست یافتندکه نشان می‌داد، فردی با کارت سرقتی آخرین شاکی شارژ تلفن همراه خریده است. این مرد شناسایی و به پلیس آگاهی احضار و در بازجویی پلیسی مدعی شد این شارژ را با کارت بانکی گرفته که متعلق به داماد خانواده‌شان است و از سرقتی بودن آن خبری ندارد. با توجه به گفته‌های این مرد، داماد خانواده بازداشت شد. او در بازجویی مدعی بود اشتباهی بازداشت شده و کارگر یک شرکت فروش موادشوینده است اما ماموران متوجه شدند تصویر این مردشباهت بسیاری به یکی از آدم ربایان دارد که با چهره گریم شده از مسافران سرقت کرده است.

متهم دوباره بازجویی شد و زمانی که در مواجهه حضوری با شاکیان قرارگرفت، سکوت خود را شکست و به این دزدی‌های سریالی با همدستی دو نفر از دوستانش اعتراف کرد.

سارقان زورگیر

وی به افسر تحقیق گفت: من با دو همدستم که یکی گچکار و دیگری پیک موتوری است در یک کانال تلگرامی آشنا شده و دوستی مان شکل گرفت. هر کدام مشکلات مالی داشتیم. چون سه نفری فیلم‌های هالیوودی نگاه می‌کردیم، تصمیم گرفتیم برای یکشبه پولدار شدن به سبک دزدی‌های هالیوودی عمل کنیم. ما مسافران مرد را سوار کرده و بعد از ربودنشان بیهوش می‌کردیم. در این زمان کوتاه گریم کرده و کلاه گیس می‌گذاشتیم.

متهم ادامه داد: آنها که به هوش می‌آمدند با دیدن چهره ترسناک ما و تهدید با چاقو، مجبور می‌شدند پول، گوشی و کارت‌های بانکی و رمز آن را به ما بدهند. بعد هم آنها را در خیابان رها کرده و اموالشان را سرقت می‌کردیم. موجودی کارت‌ های سرقتی را برداشت کرده یا با پول‌ های سرقتی دلار و سکه می‌خریدیم. حتی با پول‌های سرقتی برای زنان خانواده هم هدایای گران‌قیمت تهیه می‌کردیم. علاوه بر آن از چند نفر از از آنها که وضع مالی خوبی داشتند هم اخاذی کردیم.

با اعتراف وی دو همدستش نیز دستگیر شدند و به همدستی با او در دیگر سرقت‌های مقرون به آزار اعتراف کردند.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

حالا ستاره‌های تئاتری پرفروش شده‌اند

روزنامه شرق- رضا آشفته: حضور تئاتري‌هاي سرشناس و به تعبيري ستاره‌هاي تئاتري خود تضمین کننده فروش بهتر اجراها شده است و اين را از نزديك مي‌توان با حضور نويد محمدزاده در نمايش «ديابوليك: رومئو و ژوليت» ملاحظه كرد، بنابراين مي‌توان در اين ماه به حضور امير آقايي در «مالي سوئيني»، صابر ابر در «مالي سوئيني» و «آنتيگون»، مهدي پاكدل در «روموليت» و افشين هاشمي در «پرواز به تاريكي» چشم اميد بست.

حالا ستاره‌های تئاتری پرفروش شده‌اند

نويد محمدزاده
از نويد محمدزاده همواره در تئاتر با گرمي استقبال مي‌شد و حالا علاوه‌شدن شهرت سينمايي‌اش باعث شده كه او به چهره‌اي استثنايي در تئاتر تبديل شود كه هرجا باشد، حتما فروش تئاتر يك اتفاق همين‌طوري نيست، بلكه حضورش تضمين‌كننده فروش خواهد بود و اينك مثال روشنش اجراي ديابوليك: رومئو و ژوليت است. او تاكنون در نمايش‌هاي پسران آفتاب، ماه در مرداب، فاصله تاريک ستاره‌ها، دهاني پر از پرنده، نورگير، زمستان 66، ورود آقايان ممنوع، ايستاده‌ها سر سوراخ سوپ‌خوري، پچ‌پچه‌هاي پشت خط نبرد، ويران، مرد بالشي، يک دقيقه سکوت، هم‌طناب، روايت ناتمام يک فصل معلق، شکلک، دل سگ، آخرين نامه، بالاخره اين زندگي مال کيه؟، کامنت، ستوان اينيشمور، شب آوازهايش را مي‌خواند، خداي کشتار، دکلره، ديابوليک: رومئو و ژوليت و اليور توئيست بازي كرده است.

نمايش «ديابوليک، رومئو و ژوليت» به کارگرداني آتيلا پسياني که از ۱۵ فروردين‌ماه تا ۷ ارديبهشت با دو اجراي ۲۰ و ۲۲ در سالن استاد سمندريان به صحنه رفت، با ۱۴ هزار و ۱۹۳ مخاطب به اجراي عموم خود پايان داد.

نمايش «ديابوليک، رومئو و ژوليت» در ۴۴ اجراي خود پذيراي ۱۴ هزار و 193 مخاطب بود که از اين تعداد مخاطب، 9 هزار و 286 مخاطب با بليت‌هاي ۶۰ هزارتوماني، سه‌هزارو 757 مخاطب با بليت‌هاي ۵۰ هزارتوماني، ۵۲۳ مخاطب با بليت‌هاي ۴۰ هزارتوماني و ۵۰ مخاطب با بليت‌هاي ۳۲ و ۴۲ هزارتوماني به تماشاي اين نمايش نشستند. همچنين تعداد ۵۷۷ مخاطب شامل هنرمندان و اصحاب رسانه، با بليت ميهمان به تماشاي اين نمايش نشستند.

طبق اين آمار، فروش نمايش «ديابوليک، رومئو و ژوليت» در ۴۴ اجرا مبلغ ۷۶۷ ميليون و ۹۴۰ هزار تومان بوده است.

امير آقايي
امير آقايي که براي آخرين‌بار در سال 1382 و در نمايش «روي زمين» بر صحنه تئاتر به ايفاي نقش پرداخته بود، بعد از 15 سال به صحنه تئاتر بازگشته است. آقايي در نمايش «مالي سوئيني» در نقش «دکتر رايس» به صحنه مي‌رود. امير آقايي در سال 95 در گفت‌وگوي خود با فريدون جيراني در برنامه 35 از دلايل کناره‌گيري‌اش از تئاتر گفته بود. حتي خبرهايي در سال گذشته به گوش رسيده بود که او قرار است در يکي از سالن‌هاي خصوصي تهران، نمايشي روي صحنه تئاتر کارگرداني کند و حتي خبرهايي مبني‌بر توافق او با کارگردانان تئاتر براي اجرا منتشر شده بود که هيچ‌يک جامه عمل به خود نپوشاند.او از سال ۱۳۷۴ کار بازيگري را به‌ صورت جدي و حرفه‌اي شروع کرد و سال‌ها بود که علاقه‌مند به کار تئاتر بود و بر اثر يک اتفاق سرانجام وارد اين عرصه شد. او به‌لحاظ تحصيلات هم قصد داشت در زمينه کارگرداني فعاليت کند، اما در نهايت بازيگر شد.آقايي درباره اولين بازي‌اش در تئاتر مي‌گويد: اولين کار من تئاتري بود به اسم «آنسوي آينه» که در خدمت گروه و استاد خوبم، خانم آزيتا حاجيان، بودم. او گفته است: وقتي نمايش «سه‌سال‌ويک‌دوم» که نويسنده و کارگردان آن خودم بودم، در تئاتر شهر اجرا مي‌شد، با آقاي بهرام عظيم‌پور آشنا شدم. در آن زمان حاتمي‌کيا سريال «خاک سرخ» را کار مي‌کردند. ايشان من را به آقاي حاتمي‌کيا معرفي کرد و حدود دو ماه تمرين و تست را انجام داديم و بالاخره در این سریال بازی کردم.در اجراي سال 94 نمايش «مالي سوئيني» عباس جمالي ايفاگر اين نقش بود که به دليل مشغله کاري، در اجراي جديد اين اثر حضور ندارد.

«مالي سوئيني» عنوان نمايش جديدي نوشته براين فري‌يل است که از روز دوشنبه، دهم ارديبهشت سال 97 به کارگرداني مرتضي ميرمنتظمي در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه مي‌رود. در اين اثر نمايشي که در ساعت 21 با مدت‌زمان 75 دقيقه و قيمت بليت 25 هزار تومان و 40 هزارتومان به صحنه خواهد رفت، اميرآقايي، صابر ابر و الهام کردا به‌عنوان بازيگر حضور دارند.

افشين هاشمي
افشين هاشمي هم در تئاتر جاپايش را سفت كرده و همواره در مقام نويسنده، كارگردان، بازيگر و آهنگ‌ساز در تئاتر حضور داشته است. او هم در سينما و تلويزيون اعتبار و شهرتي براي خود رقم زده، اما از اين اعتبار به نفع تئاتر بهره مي‌گيرد.

او سال گذشته نمايش كمدي «شيرهاي خان‌باباسلطنه» را در تالار شهرزاد به تماشا گذاشت كه حضور خودش و گلاب آدينه تضمين کننده فروش بهتر آن بود، اما اينكه او در تالار چهارسو نمايش «پرواز به تاريکي» را به نويسندگي و کارگرداني خودش اجرا مي‌كند. البته افشين هاشمي در كنار ايوب آقاخاني و مونا فرجاد بازي هم مي‌كند. اين نمايش ساعت 19 با مدت‌زمان 80 دقيقه و قيمت بليت 30 هزار تومان پذيراي دوستداران تئاتر است.

صابر ابر
صابر ابر هم به‌حق يك ستاره تئاتري است، چون در چند نمايش بازي داشته كه هم به‌لحاظ كيفي و زيبايي‌شناس اين نقش‌آفريني‌ها به چشم آمده‌‌اند و هم از آن سو اعتبار سينمايي‌اش باعث جذب مخاطبان عام شده كه خود تضمين‌کننده فروش تئاترها بوده است.

صابر ابر با نمايش «آنتي‌گون» به کارگرداني علي راضي، از يکشنبه 16 ارديبهشت در سالن سمندريان تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه مي‌رود.

صابر ابر که پيش از اين نقش چند شخصيت جاودان دنياي درام مانند ريچارد، هملت و کاليگولا را ايفا کرده است، اين‌بار در حضوري متفاوت دو شخصيت کرئون و هِمون را در نمايش «آنتي‌گون» ايفا مي‌کند. ابر در اين نمايش با بازيگر فرانسوي ناتالي مَتي و نوال شريفي روي صحنه مي‌رود.

او تاكنون در نمايش‌هاي کرگدن (فرهاد آئيش/ ۱۳۸۷)، داستان يک پلکان (رضا گوران/ ۱۳۸۸)، کاليگولا (همايون غني‌زاده/ ۱۳۸۹)، جيره‌بندي پر خروس براي سوگواري (علي نرگس‌نژاد/ ۱۳۸۹)، وُرک‌شاپ (سينا آذين/ ۱۳۹۰)، ريچارد سوم (آتيلا پسياني/ ۱۳۹۰)، هملت (رضا گوران/ ۱۳۹۱)، ننه دلاور، بيرون پشت در (سجاد افشاريان/ ۱۳۹۱)، سه جلسه تراپي (افسانه ماهيان/ ۱۳۹۴)، کاليگولا (همايون غني‌زاده/ ۱۳۹۴)، مالي سوييني (براين فري يل/۱۳۹۴)، از زيرزمين تا پشت‌بام (افسانه ماهيان/ ۱۳۹۵)، زبان تمشک‌هاي وحشي (شيوا مسعودي/ ۱۳۹۶) بازي كرده است.

همچنين او تاكنون در تئاتر برنده تنديس بهترين بازيگر مرد براي نمايش ريچارد سوم در سي‌امين جشنواره تئاتر فجر و تنديس بهترين بازيگر مرد تئاتر سال ۱۳۹۰ شده است. «آنتي‌گون» به کارگرداني علي راضي از يکشنبه 16 ارديبهشت در سال سمندريان تماشاخانه ايرانشهر اجراي خود را آغاز مي‌کند.

فروش بليت‌هاي اين نمايش نيز از ساعت 12 دوشنبه 10 ارديبهشت در سايت فروش تيوال آغاز مي‌شود. بازيگران نمايش «آنتي‌گون» صابر ابر، نوال شريفي و ناتالي مَتي هستند.

مهدي پاكدل
مهدي پاكدل هم با اعتباري از تلويزيون و سينما همواره در تئاتر حضور داشته و البته او هم آغاز بازي‌هايش در تئاتر بوده است؛ بنابراين آن شهرت سينمايي و تلويزيوني باعث شده حضورش در تئاتر تضمين‌کننده فروش قابل قبول باشد.

پاكدل تاكنون در نمايش‌هاي جنبش انفيه در کلکته (سيروس شاملو، ۱۳۷۶)، ريچارد سوم (داوود رشيدي، ۱۳۷۸)، سياها (حامد محمدطاهري، ۱۳۷۸)، بعد از مگريت (مريم مجد، ۱۳۷۹)، دير راهبان (فرهاد مهندس‌پور، ۱۳۸۰)، پاي ديوار بزرگ شهر (حسن معجوني، ۱۳۸۱)، قهوه تلخ (شبنم طلوعي، ۱۳۸۲)، روي زمين (افروز فروزند، ۱۳۸۲)، بي شير و شکر (مهرداد ضيايي و حميد امجد، ۱۳۸۳)، همسايه آقا (حسين کياني، ۱۳۸۵)، مي‌خوام بخوابم (رضا گوران، ۱۳۸۶)، يرما (رضا گوران، ۱۳۸۶)، ماچيسمو (محمد يعقوبي، ۱۳۸۷)، خشک‌سالي و دروغ (محمد يعقوبي، ۱۳۸۸)، اهل قبور (حسين کياني، ۱۳۸۸)، داستان يک پلکان (رضا گوران، ۱۳۸۸)، نوشتن در تاريکي (محمد يعقوبي، ۱۳۸۹)، حضرت والا (حسين پاکدل، ۱۳۸۹)، برهان (محمد يعقوبي، ۱۳۹۱)، امر ملوکانه (حسين پاکدل، ۱۳۹۴) و کنسرت نمايش سي (علي‌اصغر دشتي، ۱۳۹۶) بازي كرده است. نمايش «روموليت» با بازي مهدي پاکدل، بهناز جعفري، شهروز دل‌افکار، امير شمس، صبا ايزدپناه، مونا شريفي، سجاد باقري، الناز شهبازي، علي آرتين، علي عبدي، فاطمه احمدي، امير باباشهابي، دانيال شاهسون، سعيد بابايي هر شب ساعت ۱۹ در تئاتر مستقل تهران اجرا مي‌رود.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

شب‌های خاموش میهمانسراهای راه‌آهن

میدان راه‌آهن شاید به نظر خیلی‌ها قدیمی و ناامن بیاید اما قدم زدن در پاساژ دریانی با آن کافه‌ و رستوران و میهمانسراها حسی شبیه نگاه کردن به یک عکس قدیمی دارد.
با این تفاوت که دیگر از آن شلوغی و مسافران ساک بدستی که از شهرستان به اینجا می‌آمدند تا در میهمانسراها جاگیر شوند خبری نیست.
روزگاری که به قول آقای کلوانی میهمانسرادار قدیمی: «اگر اینجا اندازه یک موزاییک جا داشتی می‌توانستی روزی 200 تومان کاسبی کنی.»
خورشید بالای میدان راه‌آهن ایستاده و باد پرچم‌های کوچک سبز و قرمز و آبی که سراسر میدان به ریسه‌ها آویزان است راتکان می‌دهد.
تاکسی و شخصی‌ها بسرعت پر و خالی می‌شوند. مسافران با عجله خود را به ورودی راه‌آهن می‌رسانند تا از قطار جا نمانند.
در غذاخوری‌های ضلع شرقی میدان چند نفری مشغول خوردن چایی و کشیدن قلیان هستند. فونت قدیمی روی درهای شیشه‌ای هنوز همان است که بوده و انگار کسی حوصله مدرن کردن سردر یا داخل مغازه‌ها را ندارد. توی خیابان بیگی مردان به نظر بی‌دلیل روی سکویی پشت به میدان ردیف نشسته‌اند.
پیرمردی از داخل کیسه قدیمی که جلوی پایش است شلواری جین را بیرون می‌کشد نگاه می‌کند.
پسری جوان با صورتی که انگار استخوان‌هایش تا چند لحظه دیگر بیرون می‌زند از موتورسواری بسته‌ای می‌گیرد و در چشم بهم زدنی غیب می‌شود.
ابتدای خیابان بیگی هم چند نفر مشغول فروش انگشترهای مردانه هستند. کاسبان بی‌مغازه میدان که شاهدان عینی سال‌های رفته هستند.
کتی چند سایز بزرگتر و دستانی رنگارنگ از عقیق و فیروزه که زیر نور می‌درخشند. 50 ساله بنظر می‌رسد و می‌گوید 27 سال است اینجا می‌ایستد و همه آدم‌های این دوروبر را می‌شناسد. اتاقی کرایه کرده و شبی 17 هزارتومان پولش را می‌دهد.
به قول خودش چه فرقی می‌کند کجا زندگی می‌کند و چی می‌خورد.
او راست یا دروغ خودش را بدون خانواده و تنها معرفی می‌کند و از کارهایی که در این سال‌ها داشته می‌گوید همین‌طور که حرف می‌زنیم صدای آواز کوچه بازاری از پشت سرمان خیابان را پر می‌کند.
مردی با لباس چهارخانه قرمز و آبی و شکمی ورم کرده از راه می‌رسد. ضبط کوچکی را حائل شکم کرده و وقتی با انگشتر فروش حرف می‌زند جای خالی دندان‌هایش نشان از گذشته‌اش می‌دهد. مرد انگشتری او را یکی از قدیمی‌های این اطراف معرفی می‌کند.
همین‌طور که سعی می‌کند نگاهم نکند انگشتری را از دستش درمی‌آورد و می‌گوید: «70تومان می‌خری؟»
دختربچه‌ای فال فروش از پشت سر دائم تکرار می‌کند: «عمو به من پول می‌دهی؟»
در رستوران خالی مردی تقریباً 60ساله پشت قابلمه‌های بزرگ پر از‌آش نشسته. نخستین نشانه کسادی بازار.
او که سال‌ها در این راسته کار کرده می‌گوید: «هر کی از دور می‌شنود می‌گوید راه‌آهن است و پول پارو می‌کنیم اینجا حالت توریستی داشت ولی دیگر از توریست‌ها خبری نیست.
سال‌های گذشته عرب‌های خوزستان و عراقی‌ها می‌آمدن ولی حالا هیچی.»
از او دلیل کسادی بازار را می‌پرسم و او می‌گوید: «قبل‌ترها مسافرهای داخلی می‌آمدن اینجا بلیت تهیه می‌کردن و مجبور بودند چند روز بمانند تا سوار قطار شوند. این مدت معطلی را می‌رفتند میهمانسرا و از رستوران استفاده می‌کردند.
وقتی میهانسراها باز باشد بقیه هم رزق و روزیشان می‌آید. ولی الان همه از اینترنت بلیت می‌خرند و در سطح شهر پخش شده‌اند.»
مغازه‌دار میانسال دیگری هم از راه می‌رسد.
مغازه‌اش 50 سال قدمت دارد و خودش بعد از فوت پدرش اداره مغازه را به دست گرفته، او می‌گوید: «آن موقع بوفه راه‌آهن روزی 8 کیلو کالباس از من می‌خرید با کلی نان و چند کیلو خیارشور اما حالا…»
از او می‌پرسم آن موقع هم اینجا کارتن خواب و معتاد داشت؟می‌خندد و با طنز مخصوص خودش می‌گوید: «کارتن خواب‌ها جزو جهیزیه راه‌آهن هستند. قبلاً هم بوده بعداً هم هست چون اینجا خاکش خراب است.
سی سال پیش اینجا بهترین نقطه تهران بود.
من از بچگی اینجا بودم همیشه همین وضعیت بود. دزد و قاچاقچی و معتاد بود هیچ فرقی نکرده. شاید باورت نشود ولی من بعضی‌ها رو می‌شناسم که از زمان شاه معتاد بودند هنوز هم هستند.آن زمان 12 سالم بود و الان پیر شدم ولی آنها حتی قیافه‌شان هم عوض نشده.»
میهمانسراهایی که چرخ مولد اقتصاد میدان راه‌آهن بودند و مردم برای یک اتاقش سرودست می‌شکستند حالا تبدیل به فضایی قدیمی شده و انگار کسی به فکرشان نیست جز صاحبانشان که هر روز با افسوس به گذشته فکر می‌کنند.
دیوارهای میهمانسرای منصور با سرامیک‌های سفید و براقی نوسازی شده وشبیه میهمانسرایی 80 ساله نیست.
محمد‌زاده توی اتاقک مدیریت بالای پله‌ها نشسته.
مردی میانسال و خوش رو که می‌گوید میهمانسرا را از پدرش به ارث برده و خودش هم از سال 63 اینجا مشغول است.
او از روزگاری می‌گوید که مسافران توی راهروها می‌خوابیدند. حتی روی پشت بام هم 50 تا تخت می‌گذاشتند. حالا قدغن شده.
او می‌گوید: «الان دیگر کسی برای گشت و‌گذار نمی‌آید. بیشتر درگیر کار اداری هستند یا دادگاهی دارند، یا در بیمارستان مریض دارند و می‌خواهند جای ارزان بگیرند.
سابق مردم توی صف قطار می‌خوابیدند یا مجبور بودند چند روز بمانند تا قطاری گیرشان بیاید.»
او به لیست نرخ پشت شیشه میز اشاره می‌کند که از سال 94 تغییری نکرده.
حتی مجبورند زیر قیمت بدهند تا از میهمانسراهای دیگر عقب نیفتند.
او یکی از دلایل کم شدن مسافر را آدم‌هایی می‌داند که حتی نمی‌گذارند مسافر از ایستگاه راه‌آهن بیرون بیاید و از همانجا آنها را به خانه‌های شخصی خود می‌برند.پاساژ دریانی پر از میهمانسرا و غذاخوری است.
مثل یک مجموعه زنجیره‌ای کامل اماقدیمی.
پر از رستوران‌هایی که ماکارونی و سوسیس بندری را تو محوطه شیشه‌ای و در معرض دید قرار داده‌اند.
جلوی مغازه دیگر سیب‌زمینی و تخم‌مرغ آب پز را توی سبد جلوی مغازه گذاشته‌اند تا خنک شود.
قلیان‌سراهایی با دکوراسیون داخلی گل‎های درشت با رنگ سبز و زرد فسفری براق و پیچک‌های مصنوعی.
طبقات بالا هم ردیف به ردیف اتاق‌های میهمانسراهاست.
فکر می‌کنم چقدر راحت می‌شود از همین پاساژ با کمی رنگ و لعاب و مرتب کردن مغازه‌ها توریست جذب کرد.
اگر همین راسته قدیمی در کشورهای همسایه ما بود الان چطور بود؟ چقدر تبلیغش را می‌کردند؟ ابری از رؤیاها و مقایسه‌ها.
وارد یکی از میهمانسراها می‌شوم و هنوز سر حرف را باز نکرده صدایی خسته از اتاق پشتی می‌گوید بیا اینجا.
آقای کلوانی با سبیلی سیاه و کت وشلواری برازنده روی مبل قدیمی نشسته و سرش توی گوشی است.
بی‌حال و حوصله بنظر می‌رسد و همان‌طور که سرش توی گوشی است از تاریخ میهمانسرای 80 ساله‌اش می‌گوید: «20 سال است که کاسبی خوابیده. اینجا مال پدرم بود و من هم 45 سال است که اینجا هستم. 40تا اتاق هم داریم که پر از خالی است.»
کلوانی پایش را دور سرامیکی می‌کشد و می‌گوید: «آن موقع که کاروکاسبی اینجا رونق داشت همه آرزو داشتن اندازه این سرامیک اینجا جا داشتن تا شبی 200 تومان در بیاورند.
الان قطارها را یکسره کردند و اتوبوس‌های داخل شهری را از این کله به اون کله کردند. راه‌آهن بن‌بست شده.»
انگار حرف زدن از گذشته ناراحتش می‌کند با صدایی که انگار از ته چاه بیرون می‌آید می‌گوید: «اینجا طرح شهرداری است و نمی‌شود کاری کرد.
تعریض کوچه و خیابان دارد. چاره‌ای نیست. بعد از سی سال دیگر کاری از دست ما برنمی‌آید.
آن موقع که اینجا می‌ارزید می‌شد با پولش برویم حسن‌آباد 4 دهنه مغازه بخریم که الان هر کدام 12میلیارد پولش است.
اینجا باید خرجی 20 نفر را در بیاورد ولی الان کلاً 4نفر هستیم.»
چشمش را به درمی‌دوزد و با صدایی غمگین می‌گوید: «اینجا قبل ماه رمضان باید هیاهو باشد و هر کی که از در می‌آمد تو می‌گفتیم جا نداریم.»
میهمانسرای بنفشه نو در پاساژ دریانی هم از کسادی بازار ناراحت است ولی این مسأله را به اقتصاد مردم مرتبط می‌داند.
مرد جوانی که پشت دخل نشسته با شور و حرارت تعریف می‌کند که دولت قبل قرار بوده به آنها وام بدهد اما: «بعد از 6 ماه رفتن دیدیم همه وام‌ها به هتل‌ها رسید و به ما گفتند 40میلیون وام می‌دهیم با کلی شرط و شروط. ما هم گفتیم نمی‌خواهیم.»
به تلفن قدیمی روی دیوار هتل نگاه می‌کنم به چوب‌های زردی که به دیوار و سقف زده شده و پرچم کشورهای مختلف دنیا روی لبه پنجره.
ضلع غربی میدان هم هنوز چند مغازه هستند که رنگ و بوی گذشته را حفظ کرده‌اند.کبابی حاج حسن یکی از آنهاست.
پیرمردی که از پشت دخل بیرون آمده می‌گوید اینجا مال پدرش بوده از روز افتتاح راه‌آهن تهران باز شده: «اول قهوه خانه بوده بعد هم‌ آش فروشی و بستنی فروشی و بعد از انقلاب رستوران شده. اما حالا دیگر مشتری نیست. همه دوست دارند در رستوران‌های شیک و امروزی غذا بخورند.»
در چند قدمی رستوران میهمانسرای قدیمی «آریا» است.
پسر جوان پشت دخل می‌گوید میهمانسرا 90سال قدمت دارد و وقتی داخل حیاط می‌شوم هنوز90 سال پیش است.
با این تفاوت که حوض از وسط حیاط برداشته شده و درختان از ته بریده شدند و رویش چند موزاییک با رنگی متفاوت کار شده. مردی قد بلند با موهای مجعد در اتاق همکف حیاط را می‌بندد و لخ لخ کنان سکوت را بهم می‌زند تا به توالت برسد.
روزگاری اینجا چه سروصدایی بود.
روزنامه ایران
تهرام/1735

منتشر شده در دسته‌بندی نشده