درآمدی بر درک اجتماعی-فلسفی از پدیده‌ شهید حججی

محسن حججی، پدیده پیچیده‌ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را درنوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌ها و کوشش‌ها به اقتضای تاثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ‌داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده حججی در یک متن وسیع‌تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوط کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

  انسان انقلاب اسلامی چیست؟

وقتی از «انسان انقلاب اسلامی»، به‌مثابه مفهومی سخن می‌گوییم که می‌تواند به متن وسیع‌تر اجتماعی- فلسفی، به درک پدیده شهید حججی کمک کند، نیاز است قبل از آغاز بحث، «انسان انقلاب اسلامی» را توضیح دهیم. انسان انقلاب اسلامی چیست؟ این پرسش را می‌توان به‌مثابه کلیدی‌ترین پرسش تاریخ و اندیشه معاصر ما پی گرفت؛ چراکه انسان انقلاب اسلامی همان موجودی است که به واسطه کنش او وضع اجتماعی و تاریخی ما به کلی دگرگون می‌شود و ما به جهان متمایز پس از انقلاب راه می‌یابیم. انسان انقلاب اسلامی کارگزار تغییر در جامعه‌ای است که دست‌کم دو سده در بستری از انحطاط سیاسی (استبداد) و انحطاط اقتصادی (استثمار) و انحطاط فرهنگی (استحمار) و انحطاط اجتماعی (استضعاف) زیسته است؛ انحطاطی که این اواخر با استعمار نیز به نحوی تصاعدی تضاعف یافته بود. کوشش‌های جامعه ایرانی برای تغییر این وضعیت دست‌کم نیم‌قرن تداوم و استمرار داشته است. تجربه کوششگری و کنش‌گری جامعه ایرانی برای تغییر، از نهضت مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی، هفتاد سال پرتکاپو را نشان می‌دهد؛ هفتاد سالی که حامل ده‌ها رویداد است که هر یک به قوه یک انقلابند؛ انقلاب‌ها، نهضت‌ها و جنبش‌هایی که هیچ موفق به تغییر شرایط و کامیابی نشده‌اند.

 

این مهم نیست که یک نظریه چرایی و چگونگی «وقوع یک انقلاب» را تشریح کند. مهم این است که بتواند چرایی «عدم‌وقوع یک انقلاب» را هم توضیح دهد. نسبت دادن پیروزی انقلاب اسلامی به زمینه‌ها و ظلم‌های تاریخی و سیاسی و اجتماعی و حتی در معنای رایج آن مذهبی، گیریم که بتواند وقوع انقلاب را توضیح دهد، اما در توضیح عدم‌وقوع انقلاب در سال‌های قبل از 1357 بی‌شک باز می‌ماند. بیان اینکه انقلاب علیه استعمار، شرایط نامناسب اقتصادی یا اقدامات ضدمذهبی رژیم بود، بلافاصله ذهن‌ها را به این پرسش می‌کشاند که مگر این شرایط پیش از سال 57 وجود نداشت؟ چرا در آن سال‌ها انقلاب نشد یا به عبارت دقیق‌تر، چرا انبوه کوشش‌های انقلابی آن سال‌ها به پیروزی چشمگیری نرسید؟ اینها بنیادی‌ترین پرسش‌های نظری انقلاب اسلامی است؛ امام خمینی علاوه‌بر رهبری عینیت انقلاب، در میدان نظر نیز نظریه‌ای منسجم را می‌پروراند که می‌تواند به خوبی از پس پاسخ به پرسش‌ها برآید. نقطه کانونی نظریه امام خمینی «انسان انقلاب» است و همین چارچوبی به دست می‌دهد که ما درکی عمیق‌تر از پدیده حججی داشته باشیم.

  انقلاب اسلامی به‌مثابه انقلاب انسانی

بررسی متون و سخنان امام خمینی در یک راهبری نظری بدیع به ما کمک می‌کند که درکی سزاوار از چیستی پدیده انقلاب اسلامی داشته باشیم. از منظر امام خمینی، انقلاب اسلامی در درجه و گام اول عبارت است از یک «انقلاب انسانی»؛ انقلابی که در درون انسان ایرانی رخ داده، نهانی‌ترین لایه‌های وجودش را دگرگون ساخته و انسانی متمایز خلق کرده است. امام خمینی این انسان متمایز را، که از آن با تعابیر مختلفی ازجمله «انسان انقلابی» یاد می‌کنند، به‌عنوان یک نقطه کانونی در تحلیل در نظر می‌گیرد. در نظر و نظریه ایشان، انقلاب اسلامی اساسا چیزی نیست جز محصول فرآیند تولد انسان انقلابی و پس از آن، کنش متمایز و غیرقابل پیش‌بینی این انسان به‌مثابه موجودی جدیدالولاده. بخش مهمی از کوشش نظری امام خمینی در تحلیل انقلاب، متوجه تحلیل انسان انقلابی است و ما در ادامه می‌کوشیم با بررسی خطوط کلی تحلیل امام خمینی درباره این انسان، رهیافتی به تبیین پدیده شهید حججی به دست بیاوریم. (برای توضیح بیشتر ن.ک به مقاله نظریه انقلاب امام خمینی(ره)، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 5)

 

تحلیل امام خمینی پیرامون «انسان انقلاب» واجد دو سطح عمده است؛ یکی وضعیت انسان ایرانی پیش از انقلاب انسانی (و انسان انقلاب شدن) و دیگری وضعیت پس از آن؛ به عبارت دیگر تحلیل وضعیت «تحول از» و تحلیل وضعیت «تحول به». امام خمینی می‌کوشد با استدلال‌های متنوعی اثبات کند انسان جامعه ایرانی در وضعیت پس از انقلاب انسانی و تبدیل شدن به انسان انقلاب، درست در شرایطی معکوس وضعیت سابق قرار دارد. امام خمینی در تشریح ویژگی‌های انسان انقلاب بر تحول از «انسان غربی» به «انسان خودباور» (صحیفه امام، ج‏6، ص ۳۳۲-۳۲۹، ج‏14، ص317، ج‏15، ص310)، تحول از «حالت طبیعی» به «حالت الهی» ( ج‏16، ص130)، تحول از «خوف به شجاعت» ( ج‏7، ص399، ج‏8، ص42۶- ۴۲۵، ج‏9، ص179)، به «امن» (ج‏6، ص347)، به «قدرت» (ج‏9، ص197)، تحول از «ضعف» به «قوت» (ج ‏11 ص533)، تحول از «انسان عشرتکده‌ای» به «انسان مجاهد اسلامی» (ج‏17، ص211) تاکید کرده و ویژگی‌هایی همچون اراده معطوف به تعاون (ج‏6، ص229)، کاهش خصومت‌های اجتماعی، افزایش همبستگی اجتماعی (ج‏6، ص347، ج‏8، ص 42۶-۴۲۵)، گسترش «روحیه جمعی» و بسط «محبت‌ورزی» (صحیفه امام، ج‏7، ص60)، شکوفایی انسانیت و امر انسانی (ج‏7، ص26۶-۲۶۵)، توجه به مسائل بنیادین زندگی اجتماعی (ج‏6، ص347، ج‏9، ص177 و ص197، ج‏16، ص314)، احیای روح اعتراض (ج‏7، ص47 ) و عصیانگری (ج‏4، ص260)، دشمن‌شناسی (ج‏10ص375، ج‏12، ص91) عهد و درنهایت وضع و پیوندی جدید با قرآن و اسلام (ج‏12 ص367) را برجسته می‌کنند.

 

نقطه اتکا و اهمیت در این تحلیل حاضر عبارت است از بخشی از نظریه امام خمینی که بر گزاره‌ها و گزارش‌های امام خمینی از نگرش ویژه انسان انقلاب به مرگ متمرکز است. در معرفتی که این نظریه به دست می‌دهد انسان انقلاب «از رفاه‌طلبی به سلحشوری» (ج‏16، ص314) تحول یافته و در وضع جدید خود نه‌فقط مرگ‌آگاه است، بلکه «شهادت‌طلب» (ج‏6، ص49۳- ۴۹۰، ج‏7، ص26۶ -۲۶۵، ص26۶ -۲۶۵، ج‏9، ص225، ص: 274، ج‏12، ص288) و «عاشق موت» ( ج‏17،ص ۲۱۲ – ۲۱۱ و ص 304) نیز هست و در پرتو همین ویژگی است که جهان اجتماعی جدیدی را بنا می‌نهد.

  شهید حججی، انسان انقلاب اسلامی

به تحلیل پدیده شهید حججی بازگردیم. دو قاب از حججی او را به یک «قهرمان» در ذهن و زبان ایرانیان تبدیل کرد؛ پس از آن البته به جهان زندگی او، بیش و پیش از این دو تصویر راه یافتیم. ازجمله به عالم و ارزش‌های متفاوتی که در دست‌نوشته‌ها و نامه‌هایش منعکس بود. چه چیزی محسن حججی را در ذهن ما متمایز و پدیده کرد؟ پاسخ دقیق‌تر این سوال نیاز به بررسی و تحلیل محتوای نوشته‌هایی دارد که در چند موج شبکه‌های اجتماعی را در بر گرفت. این بررسی برای ثبت و تثبیت هر گونه پاسخ به سوال فوق لازم است اما اکنون که همگی در متن این رویداد قرار داریم، بی‌آنکه مشاهدات مدون و منضبطی داشته باشیم، می‌توانیم پاسخ‌های حدودا دقیقی به این پرسش بدهیم. تاکنون دست‌کم چهار موج محتوایی در نوشته‌های شبکه‌های اجتماعی پیرامون شهید حججی وجود داشته است: روزهای پس از اسارت، روزهای پس از شهادت، روزهای گرامیداشت و دوره جدیدی که با اعلام خبر بازگشت پیکر او و احتمالا پس از آن رقم خورده و خواهد خورد. نوشته‌های موج اول و دوم حامل بیشترین دلالت‌ها بر تحلیل چرایی تکوین این پدیده بود؛ موج‌های دیگر بیشتر بر تجلیل پدیده شهید حججی تاکید دارند. در یک بررسی اجمالی از نوشته‌های موج اول و دوم، جملگی بر مواردی همچون «چشم‌هایش» و «نگاه آمیخته به غرور و شجاعت» محسن حججی متمرکز شده‌اند. نگاه محسن حججی در دو قابی که در یکی پشت به داعشی خنجر به دست و در دیگری میان دو عضو داعش سوار بر یک خودرو قرار دارد، برای همه ما حامل معنایی شگفت‌آور بود. با آن دو تصویر معنای بدیع به جهان اجتماعی ما راه یافت و همین معنا انبوهی از انسان‌ها را گرد خود و گرد یکدیگر متحد ساخت. این معنا اما چیست؟

  معنای پدیده حججی

برای رسیدن به پاسخ بهتر است کمی لایه‌های پرسش را از هم بشکافیم. محسن حججی انسان انقلاب اسلامی و قهرمان خمینی است؛ جنس قهرمان خمینی با دیگر قهرمان‌هایی که می‌شناسیم، متفاوت است؛ قهرمانی انسان انقلاب با قهرمان فلسفی‌ای که ارسطو در درام کلاسیک و تراژدی ترسیم می‌کند، با قهرمان تاریخی اجتماعی‌ای که از فلسفه هگل برداشت می‌شود و با قهرمان ابزوردی که کامو در افسانه سیزیف تصویر می‌کند، تفاوت بنیادینی دارد. از یک نظر همین تفاوت‌های بنیادین است که حججی را متمایز می‌سازد. حججی با مبدئیتی قریب به مرگ، به قهرمانی ملی و موضوعی فراملی تبدیل می‌شود؛ اما آخر در خاورمیانه‌ای که «مرگ» رایج‌ترین کالا در داد و ستدهای اجتماعی است؛ مرگ یک و فقط یک نفر چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد؟ به‌ویژه هنگامی که قاتل، گروهی است که از ابتدای پیدایش خود با «مرگ دیگری» قرین بوده است. بنابراین درست هنگامی که نباید مرگ «یک» انسان به دست داعش اهمیتی داشته باشد، اهمیت پیدا می‌کند و همین است که ما را در برابر یک پرسش بنیادین‌تر قرار می‌دهد.

 

پدیده حججی اگرچه به مثابه یک قهرمان در ذهن و زبان ما ایرانیان و در نوشته‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی، بازتاب یافت اما جنس و «بودن» حججی قهرمان نه‌فقط از لحاظ «فلسفی» با نظریه‌های رایج متفاوت بود، بلکه از نظر «فرآیند» و «شدن» رسانه‌ای نیز پدیده حججی به مثابه یک قهرمان، در دالانی متمایز خلق شد. اگر بخواهیم خام‌دستانه نقش رسانه مدرن در بازنمایی قهرمان را در دو دسته کلی خلق و روایت قهرمان تقسیم‌بندی کنیم، بهتر می‌توانیم این خلاف‌آمد بودن مورد حججی را تحلیل کنیم. در جهانی زندگی می‌کنیم که قهرمان‌هایش بیشتر از هرچیز برساخت رسانه‌ها هستند. آنها یک‌سره در عالم وهم یا به تعبیر بودریار در جهان ابرواقعیت (hyper‌reality) پرداخته می‌شوند بی‌آنکه هیچ ما به‌ازایی در واقعیت عینی داشته باشند. حججی طبعا در عداد چنین قهرمان‌هایی نبود. نه‌فقط این، بلکه حججی واقعیتی عادی بود که حتی رسانه‌ها نیز با معیارهای معمول خود نباید بازتاب‌دهنده شهادتش می‌بودند. رسانه‌های با معیار ارزش‌های خبری همچون درگیری (conflict)، تاثیر(impact)، شهرت(prominence)  و بداعت(novelty) اخبار و سوژه‌هایشان را دروازه‌بانی می‌کنند. محسن حججی و شهادتش دست‌کم براساس چهار معیار نام‌برده، موردی ویژه نبود. با این حال در ایران و جهان رسانه‌هایی به شهید حججی پرداختند که بی‌شک تاکنون هیچ‌گاه به شهدای جبهه مقاومت، دست‌کم با این ضریب، نپرداخته بودند و پس از هفت سال شهید حججی اولین شهید جبهه مقاومت بود که بر نیم‌تای اول صفحه نخست برخی روزنامه‌های وطنی می‌رفت. این حرف درستی است که رسانه‌های بزرگ در این مورد همچون موارد متعدد دیگر، تا حدودی پیرو رسانه‌های خرد و شبکه‌های اجتماعی بودند اما این حرف صحیح صورت‌مساله را تغییر چندانی نمی‌دهد بلکه آن را به سطح رسانه‌های خرد منتقل می‌کند: چرا از میان انبوه‌های متکثر از سوژه‌های بالفعل و بالقوه، این محسن حججی است که یکی دو روز قبل و روزها پس از شهادتش کنشگرانی متعدد، متکثر و متنوع را در رسانه‌های خرد بسیج می‌کند؟

 چیستی حججی

وقتی به دو قاب باقی مانده از آخرین نمای حیات محسن حججی خیره می‌شویم و گذرگاه او از مرحله زندگی به مرحله قهرمانی را مورد توجه قرار می‌دهیم، احساس می‌کنیم می‌توانیم به پاسخ خود درباره چیستی این پدیده متمایز نزدیک شویم. حججی یکی از همان «انسان‌های انقلاب» است که امام خمینی ترسیم می‌کرد. ما در این دو قاب نسبت متفاوت انسان خمینی با مرگ را دیدیم. این نسبت به آن میزان متمایز بود که برخلاف آنچه گفته شد، بیشترین میزان از بداعت را با خود حمل می‌کرد. رسانه‌ها اگر راوی پدیده حججی شدند، اگر انسان‌هایی که در زمانه و زمینه آنلاین زیست می‌کنند اینچنین از پدیده حججی متحیر شدند، همه و همه به این مساله باز می‌گشت که نسبت متفاوت او با مرگ را دیدند. حججی خمینی در آخرین کار فرهنگی‌اجتماعی و به تعبیری شاهکار خود توانست روایتی «منحصربه‌فرد» و «صادقانه» از مرگ و از نسبت محیرالعقول انسان انقلاب با مرگ به دست بدهد. نگاه آمیخته با بی‌تفاوتی او، این دوقاب را به موضوعی برای مدت‌ها خیره شدن بدل ساخت.

 

همان‌طور که اشاره شد انسان انقلاب اسلامی حامی معنای منحصربه‌فردی از مرگ است که نه در فلسفه کلاسیک ارسطویی یافت می‌شود، نه در فلسفه مدرن هگلی و نه در فلسفه پست‌مدرن و ابزورد کافکایی. انسان انقلاب اسلامی تنها گونه و هویت انسانی است که چنین معنایی از مرگ را با خود حمل می‌کند و به دلیل همین فلسفه متمایز درباب مرگ است که مبشر زندگی‌ای متفاوت است. این احتمال وجود دارد که در نظر برخی عملیات انتحاری عناصر تکفیری نیز عشق به موت تفسیر شود اما کیست که نداند در معادله انتحار، «مرگ دیگری» متغیر مستقل و «مرگ خود» متغیر وابسته است. مرگ در نظر انتحاری بیشتر از آنکه حاصل عشق به مرگ خود باشد، نتیجه نفرت از زندگی دیگری است. بنابراین بنیادگرایی نیز همچون دیگر «گرایی»ها و ایسم‌های مدرن حامل معنای «عشق به موت» نیست و «عشق به موت»، که در تحلیل امام خمینی مولفه انسان انقلاب بود، معنای متفاوتی است که می‌تواند به اندازه کافی پدیده شهید حججی را توضیح دهد: حججی به این دلیل متمایز و پدیده شد که برای جهان سرمست از زندگی و سرشار از مرگ ما، حامل این معنای متمایز از مرگ بود. با این حال این تمام ماجرا نیست. در پدیده ‌بودگی حججی علاوه‌بر منحصربه‌فرد بودن معنا، روایت صادقانه این معنا نیز مطرح است. پدیده‌ حججی به نمایندگی از همه حججی‌های خمینی، توانست یک حجت و استدلال روشن درباره نگرش انسان انقلاب اسلامی به مرگ اقامه کند؛ استدلالی که نیاز به اندکی توضیح مقدماتی دارد.

 

فراچنگ داشتن معنایی از مرگ که انسان انقلاب اسلامی حامل آن است، می‌تواند مدعای افراد و مکاتب دیگر نیز باشد. مهم اثبات صداقت در مدعاست. انسان انقلاب اسلامی اغلب در اختیار داشتن این معنا از مرگ را با استقبال از مرگ نشان داده است. حججی اما در موقعیتی قرار گرفت که توانست این صداقت را پیش از مرگ و در موقعیتی استثنایی نشان بدهد. برای توضیح بهتر این موقعیت می‌توانیم از یک مفهوم اگزیستانسیالیستی وامی استعاری بگیریم. مفهوم «وضعیت مرزی» (boundary  situation)  ناظر به وضعیتی خاص است که امکان بروز فرد، آنچنانی که هست را فراهم می‌آورد. در وضعیت مرزی نوعی اجبار به صداقت وجود دارد. یاسپرس در توضیح مبسوطی مرگ را وضعیت مرزی نهایی می‌داند. شهید حججی در چنین وضعیتی که امکان هیچ ظاهرسازی‌ای وجود نداشت، در اوج صداقت، نگرش انسان خمینی به مرگ را برای ما روایت کرد. عجیب‌تر از این روایت صادقانه اما آن است که شهید حججی خود در آخرین دست‌نوشته برجامانده، از اثبات صدق چنین مدعایش با شهادت نوشته بود: «ان‌شاءالله شهادتم صدق گفتارم را گواهی می‌دهد.»

 

بازتابی که شهید حججی را پدیده ساخت، محصول و معلول مواجهه روشن و بی‌واسطه‌ ما با یک ویژگی انسان انقلاب اسلامی بود. نگرش حججی خمینی به مرگ، زندگی‌ای جدید و معنایی جدید از زندگی را به میانه جامعه ما آورد. بداعت انحصاری این معنا و تلالو روایت آن چشم‌های ما را خیره کرد. پدیده حججی البته وجوه قابل تفسیر دیگری دارد.

  مرگ و زندگی در پرتو پدیده‌ حججی

این نوشته کوشید تنها درک یکی از وجوه پدیده حججی را درنظر بگیرد و از تحلیل دیگر وجوه، ازجمله نگرش عرفانی خاصی حججی و دریافت او از رابطه خدا و انسان بازماند. در غیر این صورت، بی‌شک ایده عجیب و عمیق شهید حججی درباره «زندگی»، به اندازه تصویر و تفسیر او از «مرگ» شگفت‌انگیز بوده و جای تحلیل خواهد داشت؛ آنجا که این چنین استدلال می‌کند: «سعی کنید طوری زندگی کنید که خدا عاشقتان بشود.» این‌طور و نحوه زندگی عمیقا معنوی و عرفانی به اندازه نحوه مواجهه حججی با مرگ اهمیت دارد. قرآن کریم شهیدان را در مقام مبشرانی تصویر می‌کند که برداشته شدن خوف و حزن را بشارت می‌دهند. محسن حججی اگر چه در لحظه اسارت، قهرمان زندگی و در لحظه شهادت، راوی نگرش خاصی به مرگ می‌شود اما مروری بر نوشته‌هایش نشان می‌دهد مغازله او با مرگ محدود به این لحظه نیست. او عمری در طلب و تمنای تصویر خاصی که از مرگ داشته زیسته و البته خود این آرزو را در سایه بشارت والاترین شهیدان، اهل‌بیت(ع)، دریافته است. این نوشته فارغ از تحلیل حجت‌های مکتوب حججی، بر حجت‌های چشمان حججی متمرکز بود و بر نوع نگرش خاصی که در نگاه این چشمان به مرگ وجود داشت. در غیر این صورت هر یک از این جملات بستر تاملی بیشتر می‌بود: «خدایا می‌دانم به اندازه‌ای نیستم که حتی زبانم لایق گفتن کلمه شهادت باشد»، «خدایا شهادت بی‌درد نمی‌خواهم»، «دوست دارم… پیکرم اربا اربا [تکه‌تکه] شود.»

 

انسان‌های انقلاب اسلامی تنها ملحق‌شدگان و تنها مبشران عصر ما هستند. در این میان حجت حججی در رساندن بشارت زندگی بی‌خوف و مرگ بی‌حزن، در اوج صداقت و بلاغت ما را مخاطب قرار داد. چشمان حججی ما را به جهانی دیگر متذکر شد. جهانی که انسان انقلاب اسلامی متعلق به آن بوده و انقلاب اسلامی در پی آن است. بصیرت برخاسته از چشمان حججی نه‌فقط حجت را بر جحود تمام کرد، بلکه برای مومنان به انقلاب اسلامی نیز از معنای مرگ و زندگی، آشنایی‌زدایی کرد. محسن حججی در یکی از دستنوشته‌هایش درباره‌ دلالت شهادت به جهانی دیگر نوشته بود: «خوب می‌دانم که شهادت در راه تو چیز دیگری است.» پدیده حججی به این جهت عجیب و جذاب بود که ما را به آن «چیز دیگر» راهنمایی می‌کرد.

 

«انسان انقلابی» و «انسان خمینی» ما را از یک «انحطاط مستمر تاریخی» نجات داد. حجت حججی به مثابه یک «انسان انقلاب اسلامی» و «انسان خامنه‌ای» اما ما را از «انحطاط متراکم اکنونی» رهایی بخشید. درست در شرایطی که در خانه عصاره فضایل ملت، نمایندگانی که یک تصویر با مستضعفان و موکلان خود ندارند، برای سلفی گرفتن با یک مقام اروپایی از سر و کول هم بالا می‌رفتند؛ در شرایطی که ریاست محترم این عصاره‌های فضایل، که از قضا کوشش ناکامش برای مصافحه با سلف سابق همین مقام مسئول اروپایی دستمایه تبسم در شبکه‌های اجتماعی شده است، این اقدام نمایندگان را به یک «سهل‌انگاری» فرو می‌کاهد، پدیده شهید حججی ما را به این واقعیت توجه داد که حقارت‌های موجود در کانون‌های اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، مانع پیدایش این پدیده‌های باورنکردنی (رهبر انقلاب، 30/5/1396) و نافی بروز انسان/ معجزه‌های انقلاب اسلامی (رهبر انقلاب، منتشر شده در 19/5/1396) آفریده نیست. هر چند مرکزگرایی موجود همزمان با از درون‌تهی ساختن ستادهای مرکزی، به تولید نیروی گریز از مرکز بپردازد و این نیرو انسان‌های انقلاب را برای حماسه‌آفرینی، به ناچار به سرحدات و منتهی‌الیه صف‌ها گسیل می‌نماید، اما در هر شرایطی انسان انقلاب اسلامی مسیر خود برای «تغییر» را در چارچوب انقلاب اسلامی پیدا می‌کند. 

 

قیمت فروش آپارتمان های نقلی در تهران/ تفاوت قیمت برخی از خودروهای Lexus در بازار تهران و دبی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار نبض بازار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، مهم‌ترین عناوین نبض بازار امروز به شرح زیر است:

 

تفاوت قیمت برخی از محصولات Lexus در بازار تهران و دبی

لیستی از قیمت محصولات لکسوس در بازار تهران و بازار دبی به شرح زیر آماده شده است.

قیمت فروش آپارتمان های نقلی در تهران/ تفاوت قیمت برخی از محصولات Lexus در بازار تهران و دبی

قیمت فروش هر دانه سفال در بازار

هر دانه سفال تیغه اصفهان، در بازار با قیمت 205 هزار تومان به فروش می رسد.

 

آخرین قیمت تخم مرغ بسته بندی در میادین میوه و تره بار

تخم مرغ بسته 6 عددی، در بازار میادین میوه و تره بار با قیمت 3 هزار تومان به فروش می‌رسد.

 

درآمد کشور از صادرات عناب به کانادا و هلند چقدر است؟

طبق آمار منتشر شده توسط گمرک در 5 ماهه نخست سال 1396 ، قریب به 34 تن عناب تازه، از کشور صادر شده است.

 

نرخ مصوب پنیرتبریز درجه یک در بازار چقدر است؟

پنیرتبریز درجه 1 وکم چرب، در بازار میادین میوه و تره بار با قیمت 16 هزار تومان به فروش می‌رسد.

قیمت فروش آپارتمان های نقلی در تهران/ تفاوت قیمت برخی از محصولات Lexus در بازار تهران و دبی

قیمت خرید و فروش آپارتمان های 60 متری در تهران

یک واحد آپارتمان 60 متری در محدوده جمالزاده ،خیابان فرصت ، با مبلغ 222 میلیون تومان بفروش می رسد.

 

چقدر ارز برای واردات يونيت دندانپزشکی از کشور خارج شده است؟

بر اساس آمار گمرک در 5 ماهه نخست سال 1396 قریب به 139 تن يونيت دندانپزشکی، وارد کشور شده است.

 

لیست قیمت جدیدترین تبلت های موجود در بازار

تبلت ایسوس، مدل Transformer Pro T304UA با ظرفیت 256 گیگابایت، در بازار با قیمت 4 میلیون و 650 هزار تومان به فروش می رسد.

 

قیمت خرید و فروش محصولات Mitsubishi در بازار دبی

خودرو Mitsubishi ASX، مدل 2017، در بازار دبی با قیمت 77 هزار درهم به فروش می رسد.

قیمت فروش آپارتمان های نقلی در تهران/ تفاوت قیمت برخی از محصولات Lexus در بازار تهران و دبی

قیمت فروش دل و جگر بوقلمون در میادین میوه و تره بار

دل پاک شده بوقلمون بسته 400 گرمی (هر بسته)، در بازار میادین میوه و تره بار با قیمت 3 هزار و 950 تومان به فروش می‌رسد.

 

خرید یک آبمیوه گیری چقدر آب می خورد؟

آبمیوه گیری بوش مدل MES3500، در بازار با قیمت 522 هزار تومان به فروش می رسد.

 

آخرین قیمت گوشت مرغ در ایام تاسوعا و عاشورا

مرغ کشتار، در بازار با میانگین قیمت 6 هزار و 801 تومان به فروش می‌رسد.

 

خرید زنجیر چرخ چقدر تمام می شود؟

زنجیر چرخ سایز 15، در بازار با قیمت 72 هزار تومان به فروش می رسد.

 

قیمت پرچمداران HTC در بازار تهران

گوشی HTC U11، در بازار با قیمت 2 میلیون و 550 هزار تومان به فروش می رسد.

قیمت فروش آپارتمان های نقلی در تهران/ تفاوت قیمت برخی از محصولات Lexus در بازار تهران و دبی

 

۹۵ درصد درآمدهای استان یزد از محل مالیات تامین می شود

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزاری مهر، علی نمازی اظهار داشت: سال گذشته ۱۲ هزار و ۷۰۰ میلیارد ریال درآمد از بخش های مختلف استان وصول شد.

وی با بیان اینکه بخش مهمی از مالیات های دریافتی در بخش های زیربنایی، توسعه و عمران شهری هزینه می شود، افزود: درآمدهای مالیاتی استان، معادل منابع و اعتبارات دولتی و گاهی بیش از اعتبارات عمرانی استان است.

نمازی بیان کرد: پارسال از محل ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده استان، بیش از ۹۵۰ میلیارد ریال به شهرداری یزد پرداخت شد و بخشی از فعالیت های عمرانی، بهسازی و فضاسازی شهری در استان از محل همین اعتبارات اجرا شده است.

وی اضافه کرد: در زمینه وصول مالیات باید طوری عمل و فرهنگ سازی کنیم که مردم نتیجه پرداختی های خود به دولت را از محل عوارض و مالیات مشاهده کنند و نسبت به آن ترغیب و تشویق شوند.

نائب رئیس مرکز خدمات سرمایه گذاری استان یزد همچنین جذب ۶۵ میلیون دلار سرمایه گذاری خارجی را به عنوان دیگر اقدام صورت گرفته در چهار سال گذشته عنوان کرد و گفت: سرمایه گذارانی از انگلیس، ایتالیا، آفریقای جنوبی، هند، اتریش، آلمان، فرانسه، ژاپن و چین آمادگی خود را برای سرمایه گذاری در این استان اعلام و یا اقدام به سرمایه گذاری کرده اند.

نمازی گفت: جذب، هدایت و سرمایه گذاری های استان بر اساس نیاز، نگاه به اشتغال، توجه به مسائل زیست محیطی و دانش فنی است و این سیاست همچنان دنبال خواهد شد.

وی، راه اندازی مرکز خدمات سرمایه گذاری در سال گذشته را یادآور شد و گفت: در زمینه سرمایه گذاری، تاکنون کارهای بزرگ زیربنایی انجام شده اما معتقدیم در ابتدای راه هستیم و اقدامات انجام شده آینده نوید بخشی را پیش روی این حوزه قرار داده است.

وی از حضور دو گروه سرمایه گذاری خارجی برای تولید برق در استان در آینده نزدیک خبر داد و گفت: این سرمایه گذاران دو واحد نیروگاه خورشیدی به ظرفیت هر کدام ۱۰ مگاوات برق را احداث خواهند کرد.

پردرآمدترین بازیگران زن تلویزیونى معرفى شدند

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرگزارى برنا؛ فوربس دیروز سه‌شنبه با انتشار فهرستی پردرآمدترین بازیگران زن تلویزیونی را معرفی کرد.

البته تنها یک چهارم درآمد ورگارا از سریال «خانواده مدرن» تامین شده و بیش از نیمی از درآمد وی از قراردادهای دیگر او از جمله بازی در فیلم‌های سینمایی و آژانس استعدادیابی و سخنرانی‌های وی کسب شده است.

کیلی کوکو جایگاه دوم را با کسب ۲۶ میلیون دلار کسب کرده است.

گرچه وی برای ایفای نقش در هر اپیزود از سریال کمدی شبکه سی‌بی اس یعنی «تئوری بیگ‌بنگ»

یک میلیون دلار دریافت کرده که بیش از ۲ برابر درآمد ورگارا از قراردادش برای «مدرن فامیلی» است، اما او فعالیت‌های جانبی کمتری دارد.

مندی کالینگ و الن پومپئو نیز هر ۲ درآمد کمتری نسبت به سال پیش کسب کردند و با کسب ۱۳ میلیون دلار در مکان سوم جای گرفتند. ماریسکا هارگیتای بازیگر «نظم و قانون» نیز درآمدش از ۱۴.۵ میلیون دلار به ۱۲.۵ میلیون دلار کاهش یافته و در مکان پنجم جای گرفته است.

فهرست پردرآمدترین زنان بازیگر تلویزیونی چنین است:

۱. سوفیا ورگارا با ۴۱.۵ میلیون دلار

۲. کیلی کوکو با ۲۶ میلیون دلار

۳. میندی کالینگ با ۱۳ میلیون دلار

۴. الن پومپئو با ۱۳ میلیون دلار

۵. ماریسکا هارگیتای با ۱۲.۵ میلیون دلار

۶. جولی بوون با ۱۲ میلیون دلار

۷. کری واشینگتن با ۱۱ میلیون دلار

۸. پریانکا چوپرا با ۱۰ میلیون دلار

۹. رابین رایت با ۹ میلیون دلار

۱۰. پائولی پرتی با ۸.۵ میلیون دلار

 

15 خرده فروش دستگیر شدند/ بیش از 2 کیلوگرم انواع مواد مخدر کشف شد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صدای خرامه، عبدالرسول جوکار فرمانده انتظامی شهرستان خرامه اظهار داشت: در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و با هدف توسعه احساس امنیت، طرح ارتقاء امنیت اجتماعی با بهره گیری حداکثری از توان انتظامی و عملیاتی ماموران این شهرستان، با قدرت و جدیت اجرا شد.

وی ادامه داد: در این راستا ماموران موفق شدند ضمن دستگیری ۱۵ خرده فروش مواد مخدر و معتاد، در بازرسی از محل پاتوق آن‌ها هزار و ۵۸۰ گرم تریاک، ۶ گرم هروئین، ۵۴۴ گرم سایر مواد و تعداد ۴ حقه وافور کشف کردند.

جوکار افزود: پس از سیر مراحل قانونی، متهمان به همراه مواد کشف شده تحویل مقام قضایی شدند.

فرمانده انتظامی شهرستان خرامه با قدردانی از تعامل و مشارکت مردمی در اجرای طرح های انتظامی، خاطرنشان کرد: در صورت مشاهده و اطلاع از فعالیت‌های مشکوک افراد به ویژه در زمینه توزیع انواع موادمخدر، مراتب را در اسرع وقت به مرکز فوریت های پلیسی 110 اعلام کنند.

پیشنهادی بدهید که قید پول ترکیه را بزنم

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از جهان نيوز، این سرمربی ترک که آخرین شغل او هدایت تیم ملی ترکیه بوده و به واسطه لغو قرارداد با فدراسیون فوتبال ترکیه مبلغی در حدود 3 و نیم میلیون یورو سالیانه از مجموعه فوتبال ترکیه دریافت می کند در شرایطی پای میز مذاکره با استقلال نشست که نامش به عنوان نامزد هدایت تیم هایی مثل ترابوزان اسپور به گوش می رسید. 

فاتح تریم یک شخصیت ویژه در فوتبال ترکیه است که قطعا در صورت حضور در ایران می توانست گرمای مجددی به فوتبال ایران ببخشد. 
نکته اینجا بود که در رسانه های ایران نوعی ناباوری درباره قرارداد یا مذاکره با فاتح تریم وجود داشت؛ اما وقتی مصطفی دنیزلی سرمربی مشهور ترک در شبکه تلویزیونی تی آر تی درباره پیشنهاد استقلال به تریم و واکنش او به این قرارداد صحبت کرد، موضوع از حد شایعه فراتر رفت. تریم در هفته گذشته در دو جلسه مختلف با نماینده استقلال در استانبول به گفت و گو نشسته و کم و کیف این پیشنهاد را بررسی کرد.
نکته بسیار مهم در قرارداد تریم موضوع مالی است که البته با توجه به وجهه و سطح این مربی در سطح جهان چندان هم عجیب نیست. تریم، مربی است با دستمزدی در حول و حوش 4 میلیون دلار که این پول را از تیم ملی ترکیه دریافت می کرده است. طبعا این مربی به سختی حاضر است با اعدادی پایین تر از این حد به کار خود ادامه دهد، چراکه برای مربیان در این سطح حفظ کلاس مالی و پرستیژی که عدد قرارداد به آنها می بخشد از اهمیت بسزایی برخوردار است. 
اینکه تریم در گفت و گوی خود با نماینده استقلال جزییات کاملی از شرایط باشگاه استقلال را سوال کرده و به امیر سلطانی به شوخی گفته باید پیشنهادی به وی بدهد که بتواند از خیر دستمزد 4 میلیون یورویی فدراسیون فوتبال ترکیه بگذرد. 
بنابراین بحث حضور تریم در فوتبال ایران عملا تبدیل به یک مساله مالی شده و هیچ تیم دیگری در ایران توانایی پرداخت 4 میلیون یورو را به یک مربی ندارد. اگرچه در فوتبال جهان پرداخت ها به اعداد بالاتری رسیده و حضور اسپانسرها و درآمدهای بیشتر این ولخرجی ها را گارانتی می کند؛ اما سفره ای کوچک نگه داشته شده فوتبال در ایران مانع از مخارجی در این سطح می شود. حال آنکه حضور مربی در ابعاد تریم در فوتبال ایران می توانست خبر بسیار خوبی برای هواداران استقلال باشد و تاثیر بزرگی در روند آینده این تیم بگذارد.
باشگاه استقلال که نام فاتح تریم را به عنوان یکی از گزینه ها مطرح کرده، کماکان مشغول جستجو برای استخدام سرمربی خارجی است و گفته می شود نام سرمربی خارجی استقلال روز دوشنبه اعلام خواهد شد.

منبع:ورزش3

منتشر شده در پول

زندگی نامه شهیدنویدی

زندگی نامه شهیدنویدیبه گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جهانگیر نویدی سال 1336 در روستای یاریجان سفلی ، از توابع میاندوآب به دنیا آمد، از کودکی بیشتر اوقاتش را صرف کار در مزرعه و دامداری می کرد.از سال 43 تا 48 دوره ابتدائی را در دبستان آزادی زادگاهش گذراند ، ولی به دلیل نبود مدرسه راهنمائی در روستا و ضعف مالی خانواده از ادامه تحصیل بازماند جهانگیر از نوجوانی به عزاداری امام حسین (ع) علاقه خاصی داشت و همواره از آغاز ماه محرم در تجمع کودکان در روستا مراسم نوحه سرائی و عزاداری به راه می انداخت .

قلبی رئوف و بخشنده داشت تا حدی که دوچرخه اش را به کارگر فقیر کوره پزخانه ای برای طی مسافت طولانی خانه تا محل کار بخشید و پنهانی برای عموی محتاجش پول تهیه کرد .از داوان نوجوانی از مشاهده اذیت و آزار دیگران آزرده خاطر می شد و به دفاع از حق مظلومین بر می خواست در سنین 16 – 17 سالگی به مسائل اجتماعی علاقه خاصی نشان می داد و اطرافیان تحت تأثیر روحیه و رفتارش قرار می گرفتند . اوقات فراغت را با مطالعه کتابهای مذهبی به خصوص رساله عملیه و برخی از کتب تاریخی سپری می کرد . دوران جوانی و تقارن دوره سربازی با آغاز مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی صفحه ای تازه در صفحات زندگیش گشود .

در سال 1356 توسط برادرش فرهنگ نویدی که به دلیل فعالیتهای ضد رژیم پهلوی از ارتش اخراج شده و به روستا بازگشته بود با تحولات سیاسی کشور مبارزات مردمی و نیز وابستگی رژیم به آمریکا و اسرائیل آشنا شد . در این مرحله از زندگی با پیوستن به حرکت موّاج نهضت در مبارزات فعالانه تر شرکت کرد . پس از پیروزی نهضت در سال 1358 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد . در سال 1359 در یک مراسم ساده با دختری کشاورز زاده به نام صدیقه رؤیت ازدواج کرد و پس از ازدواج در زادگاهش زندگی کرد و علاوه بر کار در سپاه به کارهای مربوط به کشاورزی و دامداری پدر رسیدگی می کرد ، وقتی فرصتی می یافت به تلاوت آیات قرآن و مطالعه کتب مذهبی می پرداخت .

جهانگیرنویدی به پیروی از دستورات دین مبین اسلام برای پدر و مادرش ارج و احترام فراوانی قائل بود و نافرمانی از آنها را از گناهان بزرگ می شمرد . حقوق ماهیانه دریافتی از سپاه پاسداران را به مستمندان انفاق و مخارج خانواده خود را از امکانات پدری تأمین می کرد.
نقل است که آقای عبدالله زاده از طریق کمیته امداد امام خمینی بوکان مطلع شد شخصی با مراجعه به کمیته امداد اظهار کرده ، سپاه مدتی است حقوق و مستمری وی را پرداخت نکرده است ، کمیته امداد ، به صورت کتبی از سپاه اصل ماجرا را جویا شد .

سپاه بعد از بررسی های زیاد به نتیجه نرسید و آقای عبدالله زاده موضوع را پیگیری کرد و به این نتیجه رسید که جهانگیر نویدی از پس انداز خود و خانواده اش مدتی به آن خانواده کمک می کرده و پس از مدتی به علت بیماری و زایمان همسرش نتوانسته است به کمکهایش ادامه دهد . به همین جهت آن فرد به کمیته امداد مراجعه کرده و از نرسیدن مستمری شکایت نموده است . بعد از مشخص شدن عمل جهانگیر نویدی ، سردار باقری مقداری پول در اختیار وی گذاشت تا به کار خیر خود ادامه دهد ولی جهانگیر با بیان این جمله که « معبر من لو رفته » از پذیرش پول خودداری کرد .

جهانگیر نویدی با وجود داشتن همسر و فرزند حضور در جبهه های جنگ را از یاد نبرد علاوه براین با تبلیغ و حمایت زمینه حضور تعداد کثیری از اهالی روستا را در جبهه فراهم آورد و مقادیر زیادی کمک مادی و دام از اهالی روستای یاریجان به جبهه فرستاد . شهادت برادرش فرهنگ نویدی درجه دار ارتش در منطقه عملیاتی جنوب تأثیر زیادی برجهانگیر گذاشت .
چندی بعد پس از سالها انتظار به اتفاق پدر به مکّه معظّمه مشرف شد و پس از بازگشت به سوی جبهه ها شتافت در جبهه های دفاع مقدس سمت های فرماندهی پایگاه ، گروهان و گردان را عهده دار بود . در زمان حضور در پشت جبهه شبانه روز برای تدارک نیازمندی های منطقه جنگی و آموزش جوانان روستا فعالیت می کرد . او شبانه روز خود را وقف خدمت به اهالی روستا کرده بود و بارها شبانه با اتومبیلش بیماران را برای مداوا به شهر می رساند در مشکلات یار ، امین و دلسوز اهالی روستا بود و در شرایط سخت هیچگاه دست رد به سینه نیازمندان نزد .

در ازدواج یک جوان و ساخت خانه برای او نقش به سزائی ایفا کرد و از کمک مادی هم دریغ نداشت . در پاکسازی بوکان حضوری فعال داشت . او بارها با صدای بلند اعلام کرد : « ما با کفر می جنگیم نه با کرد » . روحی لطیف داشت و حتی از کشته شدن افراد ضد انقلاب خرسند نمی شد و با تأسف از مرگ آنها یاد می کرد . روزی پس از درگیری با فردی ضد انقلاب و هلاکتش با خانواده و مادر آن فرد همدردی و حتی گریه کرد.

منتشر شده در پول

زمانی برای یکسان‌ سازی قیمت دلار

سید کمال سید علی در خبرآنلاین نوشت: بازار ارز ما از یک حالت پرنوسان به یک آرامش و ثبات نسبی رسیده است، اما با توجه به متغیرهای اقتصادی و همچنین وضعیت قیمت نفت و درآمدهای ارزی دولت، چنانچه برنامه ریزی و مدیریت کارآمدی در بازار ارز انجام نشود، بعید نیست که دوباره در این بازار شاهد اختلاف و از بین رفتن این ثبات نسبی باشیم.

پول ملی متناسب با اتفاقاتی که در اقتصاد رخ می دهد در برابر ارزهای خارجی تقویت یا تضعیف می شود و مادام که این روال بر دوام باشد و مسیر کلی بازار ارز، تحت مدیریت صحیح، متناسب با واقعیت های اقتصادی باشد، شرایط تحلیل پذیر و قابل قبول خواهد بود، اما تثبیت نرخ ارز به طور دستوری، مانند نگهداشتن فنر قیمتی است که عاقـت، همانگونه که در دولتهای قبل رخ داد، جهش قیمتی را در پی خواهد داشت.

تعیین نرخ ارز در چارچوب نظام ارزی باید انجام شود بنابراین چنانچه سیاستگذار این بازار پس از انتخاب رژیم ارزی و اعمال یکسان سازی، نرخ ارز را تعیین کند، به نظر من رژیم ارزی ما «شناور مدیریت شده» خواهد بود.

مبنای تعیین نرخ ارز در یکسان سازی، باید نرخ روز بازار باشد و هر نرخی کمتر از آن یا هر نرخی که به صورت دستوری از سوی دولت یا بانک مرکزی اعمال شود، محکوم به شکست خواهد بود. در این فرآیند، نرخ شناور با یک هدف بلندمدت روزانه تعیین خواهد شد اما بدیهی است که نرخ تورم، نرخ تبدیل ارزها و نوسانات بین المللی نیز در نرخ روزانه اعلامی بانک مرکزی موثر خواهد بود.

یکسان سازی نرخ ارز موضوعی نیست که دولت یا بانک مرکزی نگاه مثبت یا منفی به آن داشته باشند. این امر به دلایل مختلف از جمله حذف پذیرش رانت، حذف تقاضای اضافی، شفاف سازی در اقتصاد و تجارت و نهایتا سرمایه خارجی، یک ضرورت است.

البته در بلندمدت چنانچه ورودی ارز از طریق منابع بین المللی مانند فاینانس و سرمایه گذاری خارجی، بیشتر نشود و شیب نرخ ارز نیز به سمت بالا نباشد به عقیده من، بعد از دو سال باز هم شاهد پرش نرخ ارز خواهیم بود.

انتظار مردم برای کاهش نرخ ارز، با دیگر متغیرها و پدیده های اقتصادی کشـور همخوانی ندارد. به عبارتی اگر رشد خوبی در تولید و اقتصاد نداشته باشیم و نرخ تورم هم بالا باشد، بی دلیل نمی توانیم و نباید قیمت ارز را پایین نگه داریم چراکه ریال زمانی باید تقویت شود که تولید، اشتغال و صادرات غیرنفتی افزایش یابد و پس از آن با عرضه ارز حاصل از صادرات غیرنفتی در بازار، تقاضا را پاسخ دهیم و قیمت ارز را کنترل کنیم. اگر این اتفاق نیفتد، کاهش قیمت ارز با مداخله بانک مرکزی مصنوعی خواهد بود و نمی تواند برای مدت زیادی ادامه داشته باشد.

بنابراین تک نرخی کردن ارز باید براساس نرخ ارز در بازار آزاد باشد. اینکه بانک مرکزی اعلام کند در چه قیمتی ارز را تک نرخی می کند نیز چندان فرقی نمی کند یعنی اگر تک نرخی در سه هزار و 800 تومان باشد دوباره بانک مرکزی باید این نرخ را با نرخ بازار آزاد مدیریت کند؛ اگر قیمت بازار آزاد بالا رفت قیمت ارز تک نرخی را نیز باید بالا ببرد و اگر پایین آمد نیز قیمت ارز تک نرخی را باید پایین بیاورد.

به این معنا که به صورت «شناور مدیریت شده» تلاش کند تا قیمت ارز تک نرخی، همان قیمتی باشد که بازار تعیین می کند چراکه اگر قرار باشد یکسان سازی نرخ ارز روی قیمت های پایین و غیرواقعی انجام شود باز هم در عمل، شاهد نرخ متفاوتی در بازار آزاد خواهیم بود.

از این رو من اعتقاد ندارم که حالا بانک مرکزی نرخ ارز را پایین می آورد تا بتواند اعلام تک نرخی کند و آن را شناور کند چراکه تک نرخی شدن ارز روی قیمت های بالاتر، نگاه سفته بازی در پی ندارد. یعنی هرچقدر نرخ ارز بالاتر باشد، حمله به سمت ارز کمتر خواهد بود یعنی کسی به صورت سفته بازی وارد این بازار نمی شود. پس بانک مرکزی باید نرخی اعلام کند که فقط مصرف کننده واقعی سراغ ارز بیاید.

آرمان: دولت پول نفت را خرج بودجه جاری می‌کند

گروه اقتصادی: یک کارشناس اقتصادی گفت: در سال‌های گذشته که قیمت نفت بالا بود، اغلب کشورهای صادرکننده نفت از این صعود قیمت بیشترین استفاده را کرده و با سرمایه‌گذاری در صنایع زیرساختی و پالایشی آینده صنعت نفت خود را تا حد زیادی بیمه کردند، اما تنها ایران و ونزوئلا از این فرصت استفاده نکردند.

آرمان: دولت پول نفت را خرج بودجه جاری می‌کند

بهمن آرمان با اشاره به کاهش بهای نفت در گفت‌وگو با بولتن نیوز، گفت: کشورهای حوزه خلیج‌فارس در زمان افزایش بهای نفت در بخش فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی سرمایه‌گذاری کردند و امروز محصولاتشان را صادر می‌کنند، اما در مقابل، ایران و ونزوئلا هرگز نتوانستند از این فرصت استفاده مناسبی کنند. این دو تولیدکننده نفت، همچنان نفت خام صادر کرده و صرف هزینه‌های جاری خود می‌کنند.

او افزود: نزدیک به یک پنجم منابع ورودی حاصل از فروش نفت در اختیار صندوق توسعه ملی قرار دارد که عمدتاً بجای آنکه در طرح‌های سرمایه‌گذاری مولد بخش خصوصی هزینه شود در چارچوب اختیارات دولت، صرف پرداخت هزینه‌های جاری و تأمین هزینه‌های ضروری و غیرضروری می‌شود.

این اقتصاددان با تأکید بر اینکه انتظار این بود که با کاهش قیمت نفت اکثر بخش‌های اجرایی و عملیاتی دولت دچار وقفه شود، متذکر شد: این اتفاق به دنبال کاهش بهای نفت در این سه سال گذشته افتاد و بالطبع دود آن به چشــم بخش خصوصی رفت که هرلحظه انتظار تخصیص منابع به طرح‌های خود را داشتند.

او اضافه کرد: این در حالی است که بخش خصوصی بیشترین مالیات، عوارض، بیمه و سایر موارد قانونی را متعهد شده و پرداخت می‌کنند و باید موردحمایت قرارگرفته تا بتوانند به‌عنوان بازوی کمکی برای دولت و مردم عمل کنند.

آرمان: دولت پول نفت را خرج بودجه جاری می‌کند

او در پاسخ به این سؤال که دولت چگونه می‌تواند بحران کاهش قیمت نفت را مرتفع سازد، اظهار داشت: شرایط پیش آمده برای اقتصاد ایران تازگی ندارد؛ این شرایط در گذشته هم اتفاق افتاده بود اما به‌جای درس گرفتن، مجدداً این شرایط تکرار شد. درحالی‌که می‌توان با اتخاذ تدابیر و برنامه‌های منسجم بحران پیش آمده را پشت سر گذاشت و به‌راحتی از آن عبور کرد.

آرمان گفت: کاهش تصدی‌گری دولت، افزایش بهره‌وری نیروی انسانی، توجه به بهینه‌سازی در اجرای فعالیت‌ها، کاهش هزینه‌های عمومی از سوی دولت و افزایش حضور بخش خصوصی در اجرای پروژه‌های کشور می‌تواند فشار کاهش بهای نفت را بکاهد.

او افزود: اعطای معافیت‌های اصولی به بخش خصوصی برای توسعه فعالیت‌های تولیدی در کشور، توسعه فضای کسب‌وکار و اعطای تسهیلات مناسب مالی از سوی بانک‌ها به بخش خصوصی و اجرای طرح‌های اقتصاد مقاومتی مطابق اسناد ارائه‌شده از سوی مقامات عالی‌رتبه کشور و نهایتاً کوچک‌سازی و چابک سازی بخش‌های دولتی در یک دوره یک تا سه‌ساله ازجمله راهکارهای کاهش آثار بحران نفتی بر اقتصاد ایران است.

منتشر شده در پول

مردم برای سرمایه‌ گذاری در مسکن پول دارند

خبرآنلاین: یک کارشناس بخش مسکن گفت: ما به ناچار برای تولید دو میلیون واحد مسکونی برای این‌که تب افت و خیر رکود و رونق روند ثابتی داشته باشد، نیازمند منابع روشن و سرمایه‌گذاری خارجی هستیم.

بیت‌اله ستاریان اظهار داشت: ما می‌گوییم وضعیت بخش مسکن را باید اصلاح کنیم؛ این در حالی است که دور بخش ساختمان یک خط کشیدیم و محدود کرده‌ایم.

وی افزود: اگر اقتصاد کشور کاملا خصوصی شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ کسی که سرمایه‌های بسیار عظیمی دارد، یک هزارم درصد را هم نمی‌تواند استفاده کند؛ در حالی که مردم توانایی و پتانسیل بالایی در تولید مسکن دارند و در تاریخ اقتصاد هم نشان دادند که فعالان اقتصادی بزرگی بودند.

این کارشناس مسکن تصریح کرد: در حال حاضربخش عمده ای از اقتصاد ایران در اختیار دولت است و به همین دلیل هیچ کسی حاضر نیست سرمایه‌گذاری کند. در بخش راه و شهرسازی این مشکلات وجود دارد و افراد محدودی حاضر به سرمایه‌گذاری هستند؛ آن هم با وجود فعالیت‌هایی عظیمی است.

ستاریان عنوان کرد: اگر قرار باشد که بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کند، باید دولت حافظ منافع بخش خصوصی باشد.

وی متذکر شد: ما به ناچار برای تولید دو میلیون واحد مسکونی برای این‌که تب افت و خیر رکود و رونق روند ثابتی داشته باشد، نیازمند منابع روشن و سرمایه‌گذاری خارجی هستیم.

این کارشناس بخش خصوصی خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده که سرمایه‌گذاری در کشورهای دیگر عموما بیش از 75 درصد رسوب کرده است.

منتشر شده در پول