یارگیری آمریکا و عربستان در انتخابات عراق و لبنان با هدف کاهش نفوذ ایران

صباح زنگنه، کارشناس و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با ایکنا درباره افزایش فشارها و فضاسازی‌های اخیر آمریکا، برخی کشورهای اروپایی، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی منطقه علیه فعالیت‌های موشکی و حضور منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و ارتباط دادن آن با برجام گفت: هر روز که به زمان انتخابات در برخی کشورهای منطقه نزدیک می‌شویم این حساسیت‌ها و فضاسازی‌ها هم بیشتر می‌شود. اکنون در شرف انتخابات در عراق و لبنان هستیم و از طرف دیگر روند شرایط در سوریه به نحوی است که با قدرتمندتر شدن دولت سوریه و متحدان آن، زمینه حل مسائل از طریق روند سیاسی فراهم‌تر می‌شود.

طرح آمریکا و برخی کشورهای عربی برای تأثیرگذاری بر انتخابات آتی عراق و لبنان و کاهش نفوذ ایران 

وی ادامه داد: از سوی دیگر آمریکایی‌ها و پشت سرشان اسرائیل، عربستان و امارات به شدت نگران ثبات و استقرار سیاسی منطقه به نفع کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان هستند. به همین دلایل است که آمریکا اعلام می‌کند که نه تنها نیروهایش را از سوریه خارج نمی‌کند بلکه افزایش خواهد داد که این علنا و صراحتا یک تخلف از مقررات بین‌المللی است که نیروهای خارجی بدون اجازه یک دولت در آن کشور حضور داشته باشند. همچنین آمریکا اعلام می‌کند که به تسلیح گروه‌های مخالف دولت سوریه ادامه خواهد داد.

زنگنه اظهار کرد: در عین حال آمریکا در حال هماهنگی با عربستان و امارات برای دخالت در انتخابات عراق و لبنان است و می‌خواهند با تزریق پول و امکانات و در اختیارگذاشتن دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای به افراد و گروه‌های متمایل و وابسته به خودشان، کمک کنند تا در انتخابات آرای بیشتری کسب کنند تا در ساختار و تشکیلات سیاسی این کشورها نقش و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند.

کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: طبیعتا در کنار این اقدامات، موج تبلیغات هم به راه خواهد افتاد تا اطمینان قلبی به افراد و گروه‌های وابسته به خودشان بدهند و اینگونه القا خواهند کرد که گویی این ایران است که می‌خواهد منطقه به ثبات نرسد و روند سیاسی در این کشورها را متوقف کند.

وی تأکید کرد: در واقع جبهه مقابل ایران، با مجموعه‌ای از اقدامات نظامی، امنیتی و تبلیغاتی تلاش می‌کنند این مرحله را به نفع خود جهت بدهند و لذا به صورت مکرر مسئله توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را مطرح و ان را به عنوان خطری برای آینده منطقه جلوه می‌دهند.

کنفرانس بین‌الملی بازسازی عراق یک شوی تبلیغاتی بود

زنگنه درباره برخی تلاش‌های جبهه غربی ـ عربی برای خارج ساختن ایران از جمع کشورهای مؤثر در بازسازی عراق در کنفرانس بین‌المللی کویت در دوره پساداعش گفت: این سومین کنفرانسی است که پس از سقوط صدام با موضوع بازسازی عراق برگزار می‌شود. با همه سروصداهایی هم که انجام گرفت جمع کل تعهدات کشورها بیشتر برای قرض دادن بود نه کمک‌های بلاعوض و کمک‌های بلاعوض بسیار اندک و خجالت‌آور بود.

این کارشناس مسائل جهان اسلام یادآور شد: اما قرض‌هایی هم که مطرح است عملا در جهت بدهکار کردن ملت عراق و نسل‌های آینده عراق خواهد بود و طبیعتا دولتمردان عراقی و متخصصان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد عراق نسبت به این نوع رفتارها، دقت لازم را خواهند کرد.

زنگنه با بیان اینکه کنفرانس کویت در عمل یک شوی تبلیغاتی بیشتر نبود و عملا چیزی از این کنفرانس عاید عراق نخواهد شد، گفت: روابط جمهوری اسلامی ایران با عراق در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصادی مستحکم‌تر از آن است که برخی کشورها بتوانند از طریق چنین کنفرانس‌هایی، بر نقش مؤثر ایران در بازسازی عراق در پساداعش اثر بگذارند.

گفت‌وگو از مهدی مخبری

انتهای پیام

منتشر شده در پول

در تحقق شعار «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» موفق نبودیم/ فقط با وام و پول کار درست نمی‌شود/لزوم وجود مدیریت کارآمد و بسیج همگانی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا اکبر رنجبرزاده در گفت‌وگو با آوای سیدجمال؛ با اشاره به نامگذاری امسال با عنوان «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» از سوی مقام معظم رهبری اظهار کرد: نمی‌توانیم در تحقق شعار اقتصادی مقاومتی خیلی به‌صراحت بگوییم که موفق بوده‌ایم چراکه هنوز مشکلات در سطح جامعه وجود دارد.

وی گفت: اینکه بگوییم حداقل به اشتغال زیادی نرسیده‌ایم و اما در یک برنامه‌ریزی کاملاً شفاف و نویدبخش برای کشور ریل‌گذاری شده است، موفق عمل نکردیم و بنده همچنان روی آمار اشتغال تردید دارم و اطمینانی ندارم.

*روی واقعی بودن آمار اشتغال تردید دارم

عضو هیئت‌رئیسه مجلس افزود: امروز در سطح جامعه می‌بینیم که هنوز بیکاری موج میزند و مشکلات معیشتی مردم حل‌نشده است و ضرورت دارد که تاش بیشتری در این راستا شود.

وی گفت: امروز نیاز است که جوانان تشویق و ترغیب به ایجاد اشتغال کنند و فقط با تسهیلات و وام و پول کار درست نمی‌شود بلکه نیاز به مدیریت صحیح و بسیج همگانی دارد.

*برای خروج از بیکاری باید دولت مسیر را برای جوانان باز کند

رنجبرزاده تأکید کرد: امروز برای خروج از بیکاری باید جامعه به‌خصوص جوانان به صحنه بیایند، راهکار و پیشنهاد بدهند، طرح‌های جدید ارائه کنند و دولت مسیر را برای آنان باز کند.

وی بابیان اینکه امروز ما باید بحث تجارت و صادرات را جدی بگیریم، افزود: در کشور ما سهم اندکی در عرصه فعال شدن چرخه تولید در موضوع صادرات راداریم و نتوانستیم اشتغال زیادی در این زمینه داشته باشیم.

*اقتصاد مقاومتی در سالجاری رنگ و لعابی به خود نگرفت

عضو هیئت‌رئیسه مجلس خاطرنشان کرد: اینکه درمجموع اقتصاد مقاومتی و تولید نسبت به سال‌های گذشته رنگ و لعابی بهتری به خود گرفته و یا امیدوارکننده بوده را بنده نمی‌توانم به‌صراحت اعلام کنم و نیازمند  این ست که هم دولت و هم مردم در تحقق آن مشارکت کنند.

وی تأکید کرد: امروز سطوح مختلف ملت و دولت باید در این میدان جهادی مشارکت کنند و حضور یابند و سختی‌های اولیه طی مسیر اقتصاد مقاومتی را بپذیرند و هموار کنند که البته هنوز نمره قبولی به اقتصاد مقاومتی و تولید و اشتغال بدهیم.

منتشر شده در پول

پروژه های در دست اقدام وزارت راه با این روند توزیع اعتبارات، 27 سال دیگر به بهره برداری می رسد!/دولت تا زمانی که به اوراق مشارکت و قرضه تکیه می کند، پیشرفتی نخواهیم داشت

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا «قلی‌الله قلی‌زاده» در گفت و گو با خبرنگار رودآور؛ در واکنش به روند کند مراحل اجرایی پروژه های ملی در سطح کشور و به ویژه پروژه های راه و شهرسازی، گفت: به طورطبیعی یکی از وظایف مجلس و کمیسیون عمران نظارت بر عملکرد دستگاه ها از جمله وزرات راه شهرسازی است.

پروژه راه آهن غرب کشور یکی از پروژه های اولویت دار دولت است

وی اظهار کرد: پروژه راه آهن غرب کشور یکی از پروژه های اولویت دار دولت است که به طور حتم باید انجام شود، ولی متأسفانه به دلیل شرایط مالی و اقتصادی و تخصیص کمی که دولت به پروژه های عمرانی می دهد، شاهد هستیم که پروژه ها آن طور که انتظار مردم و جامعه دارند، پیش نمی رود.

عضو کمیسیون عمران مجلس افزود: وزارت راه گرچه دستگاه اجرایی است ولی نقش کارفرمایی دارد و خود این وزارت به طور مستقیم کار را انجام نمی دهد و به پیمانکار می دهد و پیمانکار هم به عنوان کارفرما باید پولی در دست داشته باشد و پول را هم سازمان مدیریت و برنامه ریزی طبق آن اعتبار مصوبی که در ردیف خاص پروژه در نظر گرفته است، تخصیص می دهد.

به طور عمده به پیمانکاران به جای پول نقد، اوراق مشارکت می دهند/تخصیص آن طور که باید به دست پیمانکار نمی رسد

قلی زاده تصریح کرد: در زمان تخصیص نیز به طور عمده پول نقد داده نمی شود و مقداری از آن انواع اوراق هاهستند، اوراق ها هم تا تبدیل به پول شود در سیستم بانکی  و مقداری از آن کسر می شود و در نهایت آن چه که باید به دست پیمانکار برسد، نمی رسد.

عملیاتی شدن پروژه ها به مسائل مالی گره خورده است/بخشی از تأخیر زمان بهره برداری از پروژه ها، به مسائل مدیریت ارتباط دارد

وی عنوان کرد: در حقیقت پروژه ها به مسائل مالی، اقتصادی، درآمد دولت و تخصیص ها  گره خورده است، یعنی صرفاً نمی توان گفت که ایراد کار تنها از حوزه مدیریتی وزارت راه است، هر چند که بخشی از آن مربوط است و بالاخره وزارتخانه راه و شهرسازی به عنوان متولی امر از سازمان برنامه و بودجه و مجموعه دولت باید پیگیری کند و مصرانه بخواهد که تخصیص خوبی به این پروژه ها بدهند.

اگر مجلس مجوز توزیع اوراق قرضه برای پروژه ها را نمی داد، آن مقدار پیشرفت در پروژه ها را هم نداشتیم

عضو کمیسیون عمران مجلس در ادامه گفت: از آن طرف هم سازمان برنامه و بودجه هم تنها آنچه که در دست دارد و موجود است می تواند بدهد و اگر مجلس آن مجوزهای لازم برای پرداخت اوراق قرضه را هم نمی داد،  حتی این مقدار کاری هم که پیش رفته، انجام نمی شد.

قلی زاده با بیان اینکه در کشور چندین پروژه اولویت دار وجود دارد، اظهار کرد: راه آهن غرب کشور، میانه ـ تبریز، اردبیل، آستارا جزء این پروژه ها هستند که شرایط اقتصادی و مالی و البته بخشی هم موضوع مدیریتی سبب شده تا کارها مطابق انتظارت جامعه پیش نرود.

اعتبارات مانند گوشت قربانی، بین چندهزار پروژه های عمرانی توزیع می شود

وی همچنین عنوان کرد: از طرفی هم زمانی که تعداد پروژه ها زیاد هستند و اعتبارات بین چندهزار پروژه، مثل یک گوشت قربانی توزیع می شود و در نتیجه پروژه ها نیمه تمام و نیمه کار می مانند و به بهره برداری نمی رسند.

عضو کمیسیون عمران مجلس تصریح کرد: در عمل این اعتباراتی که برای پروژه ها توزیع می شود به اندازه کافی و لازم نیست و پروژه ها روی زمین می ماند، گاهی هم شده تعدادی از این پروژه ها عمر مفید آن 20 سال است و خیلی از پروژه ها هم اینک 25 سال است شروع شده ولی به اتمام کار خود نرسیده است.

با این روند توزیع اعتبارات، 27 سال دیگر پروژه های در دست اقدام وزارت راه به بهره برداری می رسد!

قلی زاده عنوان کرد: با این روندی که در پیش گرفته ایم و اگر طبق همین منوال هر سال سازمان برنامه و بودجه، بودجه به پروژه هایی همچون راه آهن و جاده ها اختصاص بدهد، سرانگشتی هم حساب کنیم شاید 27 سال زمان می برد تا این پروژه های در دست اقدام وزارت راه به بهره برداری برسد.!

تنها نسخه شفا بخش کشور، عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی است

وی در ادامه با تأکید بر اینکه تنها دارو، درمان و نسخه شفا بخش کشور هم عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی درتمامی حوزه ها است، گفت: یکی از شاخصه های اقتصاد مقاومتی درون زا بودن و برون نگر بودن آن است، به این معنا که ما باید توجه مان را به داخل و تولیدات داخلی داشته و برون زا یعنی آن که صادرات داشته باشیم.

فرهنگ عمومی جامعه ما به شکلی شده که همه چشمشان به دروازه های کشور است که چه می خواهیم وارد کنیم

عضو کمیسیون عمران مجلس تصریح کرد: این بدان معنا است که هم در خدمات، هم در صنعت و کشاورزی وحتی خدمات فنی مهندسی ما باید صادر کننده باشیم، ولی متأسفانه در حال حاضر فرهنگ عمومی جامعه ما به شکلی شده که همه چشمشان به دروازه های کشور است که چه می خواهیم وارد کنیم.

قلی زاده ادامه داد: در حال حاضر به تولیدات، صنعت و خدمات داخلی توجهی نداریم و از نظر کیفیتی به رقابت چه در داخل و چه در دنیا نپرداخته و صادراتی که باید نداریم و تا زمانی که دیدگاه ها این گونه است به جایی نمی رسیم.

تا زمانی که دولت به اوراق مشارکت و قرضه تکیه می کند، پیشرفتی نخواهیم داشت

وی افزود: هنگامی می توانیم پروژه های کشور را عملیاتی کنیم که درآمد، پول و اعتبار داشته باشیم،  زمانی که دولت به اوراق مشارکت و اوراق قرضه تکیه می کند، طبیعی است، پیشرفت خاصی حال نمی شود، دولت تا کی می خواهدبا قرض نسل آینده را بدهکار؟! و ما تا کی می خواهیم همه چیز را پیش خور کنیم ؟!

توان انجام کار را داریم اما اراده و عزم عمومی برای انجام کارها را نداریم

عضو کمیسیون عمران مجلس عنوان کرد: بنابراین مشکل اصلی ما یکی بحث مدیریت است که باید بگوییم نه اینکه نتوانیم توان انجام کار را داریم نمی دانم چرا نمی خواهیم هماهنگ، همسو، هم جهت و باهم باشیم، همه ما به ویژه در حوزه اجرا یک بار هم شده اراده کنیم کارها را انجام بدهیم در حالی که این گونه نیست و کارها را انجام نمی دهیم و در حقیقت اراده، عزم و عمومی نداریم.

تنها نسخه نوشتن مشکلات کشور را حل نمی کند بلکه این نسخه را هم باید عملیاتی و اجرایی کرد

قلی زاده تصریح کرد: این وحدت گفته شده را در گفتار، سخنرانی، مکاتبات و حتی در قانونی و دستورالعمل ها داریم اما در عمل نه! و تا کسی نسخه ای را که برایش نوشته اند نرود از داروخانه بگیرد و دارو را بخورد درمان نمی شود، اینجا هم باید گفت تنها نسخه نوشتن مشکلات کشور را حل نمی کند بلکه این نسخه را هم باید عملیاتی و اجرایی کرد.

منتشر شده در پول

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از یزد؛ تصایر صفحه نخست روزنامه‌ های امروز دوشنبه 30بهمن را با عناوین و تیترهای مختلف مشاهده کنید.

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

ازافزایش درآمد دلالان دربخش کشاورزی تا برخورد قاطع با مدیران ناموفق دریزد

بازار تبدیل سپرده به اوراق داغ شد

روزنامه دنیای اقتصاد: سود ویژه ۲۰ درصدی با یک استقبال متعادل مواجه شده است. پس از گذشت ۲ روز از اجرایی شدن بسته ضدالتهاب ارزی، گزارش میدانی «دنیای اقتصاد» حاکی از استقبال بینابینی مشتریان از طرح جدید بوده است. می‌توان گفت غالب مراجعان به شعبه، در فکر تبدیل سپرده‌های کوتاه‌مدت خود به گواهی سپرده بوده‌اند.

گزارش‌هایی نیز مبنی بر ورود پول جدید برای خرید اوراق بوده است، اما تعداد این گزارش‌ها در مقایسه با تبدیل سپرده، قابل توجه نیست. «دنیای‌اقتصاد» در این گزارش علاوه بر رصد میدانی، اثرات این سیاست را بر ترازنامه بانک‌ها و جریان گردش پول بررسی کرده است.

۴ برداشت از دو روز اول

میزان استقبال: قضاوت درخصوص فضای استقبال در دو روز اولیه فروش گواهی، شاید کمی زود باشد. اما آنچه در این دو روز ازسوی کارمندان بانک‌ها مشاهده شده، نه یک استقبال هیجانی و بلکه بیشتر یک استقبال حساب شده بوده است. از طرفی تعداد کمی از بانک‌ها نیز شاهد ورود نقدینگی جدید بوده‌اند. تلقی قطعی این است که صف شلوغی در بانک‌ها در روز دوم اجرای طرح مشاهده نشد. در شهریور ماه که بخشنامه نرخ سود ۱۵ درصد اجرایی شد، بانک مرکزی مهلت ۱۱ روزه‌ای به بانک‌ها داد تا خود را با ضوابط جدید تطبیق دهند. آن مهلت ۱۱ روزه مراجعین به بانک‌ها را به میزان زیادی افزایش داد. اما استقبال ۱۱ روزه شهریور، در اسفند تکرار نشد؛ حداقل در دو روز اول.

تبدیل یا ورود نقدینگی جدید: شواهد میدانی نشان می‌دهد عمده خریداران اوراق سپرده، مشتریان سابق بانک منتشرکننده بوده‌اند. در اینجا به دلیل اینکه تمامی بانک‌ها این اوراق را منتشر می‌کنند، کوچ سپرده‌ها از بانکی به بانک دیگر رخ نداده است. اما سوال اینجا است که نقدینگی جدیدی وارد شبکه بانکی در دو روز اول شده است؟ پاسخ مستند به این سوال نیازمند آمار پولی و بانکی بانک مرکزی است تا بتوان دقیق‌تر در این مورد اظهار نظر کرد. اما پیگیری میدانی «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد در دو روز اول، حجم نقدینگی جدید قابل توجه نبوده است. اکثر بانک‌ها معتقدند عمده خریداران اوراق، دارندگان حساب‌های کوتاه‌مدت یا بلندمدت با سود کمتر از ۲۰ درصد بوده‌اند. به تعبیری، یک نوع تبدیل سپرده اتفاق افتاده است و ورود نقدینگی جدید، ضریب کمی در این بین داشته است.

البته بانک‌های معدودی نیز بودند که اعتقاد بر ورود پول جدید به شعب داشتند، اما تعداد آنها در مقایسه با جبهه اول قلیل بود. می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در تقابل تبدیل سپرده و ورود نقدینگی جدید، دست بالا با تبدیل سپرده بوده است. هر چند قضاوت دقیق‌تر در این‌باره منوط به آمار رسمی بانک مرکزی خواهد بود. در این بین برخی مدیران شعب اعتقاد داشتند که سیاست بانک مرکزی بیش از آنکه برای جذب نقدینگی خارج از نظام بانکی کارکرد داشته باشد، با هدف ماندگاری مشتریان بانک‌ها اخذ شده است. در حقیقت یک مانع بر سر خروج پول از نظام بانکی تدارک دیده شده است تا خطر تقاضاهای جدید در بازارهای دارایی دیگر همچون ارز کاهش یابد. با تبدیل سپرده‌های کوتاه‌مدت به اوراق می‌توان گفت که خطر هجوم سپرده‌های کوتاه مدت به بازارهای دیگر در حال دفع شدن است.

میزان رعایت ضوابط: مراجعه خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» به شعب سطح‌شهر، حاکی از رعایت ضوابط ازسوی اغلب بانک‌ها است. در حقیقت بانکی یافت نشد که به نرخ سود ۲۰ درصد اوراق گواهی سپرده پایبند نباشد. تخطی از ضوابط بسته ارزی، بیشتر به نرخ شکست باز می‌گشت. تعداد معدودی از بانک‌های خصوصی نرخ شکست ۱۴ درصد را رعایت نمی‌کنند. یعنی اگر مشتری، گواهی سپرده را به بانک برای بازخرید تحویل دهد، همان سود ۲۰ درصد بر دارایی او اعمال می‌شود. در حالی که بانک مرکزی در بخشنامه خود تاکید کرده است که در صورت فروش اوراق قبل از سررسید، نرخ سود به ۱۴ درصد تنزل می‌کند.

امکان تمدید طرح: یکی از دغدغه‌های دیگری نیز که در این روزها مطرح می‌شود، امکان تمدید طرح است. عمده بانک‌ها در این باره معتقدند که امکان تمدید طرح کم است و در حال حاضر چنین بحثی وجود ندارد. در واقع اکثر بانک‌ها مشتریان را به خرید سریع‌تر تشویق می‌کردند، چرا که مهلت دو هفته‌ای را قابل تمدید نمی‌دانستند. به گفته یکی از کارمندان شعب، انتشار اوراق نامحدود نخواهد بود و هر بانکی تا یک سقف مشخص، می‌تواند گواهی سپرده صادر کند، از این رو شتاب در جذب مشتری در اکثر بانک‌ها دیده می‌شد. حتی برخی بانک‌ها، مشتریان باسابقه خود را در اولویت گذاشتند. اما اندک بانک‌هایی نیز بودند که وعده تمدید طرح را می‌دادند و از طرح‌های جدیدی در پایان سال خبر می‌دادند.

دو اثر جانبی

بدون شک در فضای اقتصاد هر سیاستی علاوه بر اثرات برنامه‌ریزی شده از سوی سیاست‌گذار، پیامد‌های مثبت و منفی جانبی منتظره یا غیر‌منتظره‌ای روی ابعاد مختلف اقتصادی خواهد داشت. یکی از سه بعد بسته اخیر بانک مرکزی برای مهار آشفتگی ارزی تفویض اختیار ارائه گواهی سپرده با سود ۲۰ درصد بوده است. هدف اولیه سیاست‌گذار پولی در پس ارائه این بسته سرازیری نقدینگی سیال در بازار ارز به سمت سپرده‌های بانکی بوده است. اما انتظار می‌رود این سیاست اثرات جانبی دیگری را در دو سطح «ترازنامه بانک‌ها» و «اقتصاد کلان» داشته باشد. مکانیزم سیاست به گونه‌ای است که «هزینه فرصت حساب‌های جاری» را افزایش داده و صاحبان پول‌های نقد و حساب‌های دیداری به دنبال سود‌گیری از این افزایش نرخ سود هستند. بنابراین این سیاست از یک طرف انگیزه سپرده‌گذاران موجود را به منظور تبدیل سپرده‌های جاری خود به اوراق سپرده یک ساله بر می‌انگیزد و از طرف دیگر ممکن است سوداگران بازار ارز و همچنین صاحبان اسکناس را به سمت این بازار سوق دهد.

بنابراین در پی افزایش هزینه فرصت پول انتظار می‌رود «تقاضای سوداگری»، «تقاضای احتیاطی» و حتی «تقاضای معاملاتی» پول کاهش یابد. تقاضای سوداگری، آن بخش از پول است که آحاد اقتصادی به منظور چشم دوختن به فرصت‌های بهتر آینده، به‌عنوان مثال انتظار افزایش نرخ ارز در آینده، در حساب‌های دیداری خود نگه می‌دارند. بنابراین در این خصوص ممکن است سود اوراق سپرده به حدی بالا باشد تا بر احتمال نگهداری پول نقد برای افزایش نرخ ارز غلبه کند و به این اوراق روی آورند. تقاضای معاملاتی آن بخش از پول است که عوامل اقتصادی به منظور انجام معاملات تا قبل از دریافت حقوق دوره بعدی خود نگه می‌دارند. اگر چه این نوع تقاضا در زمره تقاضا‌های ضروری قرار می‌گیرد اما ممکن است شکاف نرخ سود اوراق با سود معمول آحاد اقتصادی را وادار به خساست در معاملات کند و بخشی از پول معاملاتی خود را نیز به این سمت سوق دهند. تقاضای احتیاطی نیز آن بخش از پول است که عوامل به خاطر حوادث غیرمترقبه در حساب‌های قابل برداشت خود نگه می‌دارند.

این نوع تقاضا انعطاف بیشتری درخصوص اعلام سیاست‌های پولی جدید دارد. بنابراین انتظار می‌رود بخش قابل توجهی از پول‌های احتیاطی به سمت خرید اوراق گواهی سپرده سرازیر شود. اگر بپذیریم که این جریان سرازیری پول اتفاق بیفتد نه تنها انتظار می‌رود اصل «اصابت به هدف» درخصوص سیاست سیاست‌گذار رخ دهد، یعنی التهابات ارزی به نقطه پایان برسد، بلکه آثاری همزمان در ترازنامه بانک‌ها نیز اتفاق خواهد افتاد. اولین اتفاق در ترازنامه بانک‌ها در سمت چپ با یک تغییر وزن بین سپرده‌های دیداری و غیر دیداری خواهد افتاد. علاوه بر این انتظار می‌رود در کنار این جابه‌جایی، سطح سپرده‌های بلندمدت نیز افزایش یابد.

بنابراین سمت چپ ترازنامه بانک‌ها تقویت خواهد شد. این گرایش به سپرده‌گذاری غیر جاری می‌تواند به‌عنوان یک تنفس موقت ریسک اعتباری و تنگنای نقدینگی بانک‌ها را کاهش دهد. البته نکته مهم این است که تقویت سمت چپ ترازنامه بانک‌ها به چه ترکیبی در سمت راست ترازنامه آنها منجر می‌شود. به‌طوری که در یک حالت سپرده‌های تجمیع شده می‌تواند بیشترین بازدهی را برای بانک‌ها رقم بزند و در حالتی دیگر می‌تواند به انباشت دارایی‌های منجمد در سمت راست ترازنامه منجر شود. از آنجا که سپرده‌های تجمیع شده با نرخ سود بالا بوده و عمدتا در تاریخ مشخصی در سال بعد سررسید می‌شوند این تنفس موقت مدیریت ترازنامه هوشمندانه را از سوی بانک‌ها می‌طلبد. علاوه بر تاثیرات ترازنامه‌ای، این چرخش پولی می‌تواند در سطح کلان اقتصاد نیز تغییراتی ایجاد کند.

اولین اثر این است که با کاهش تقاضای سه‌گانه یاد شده، اگر سپرده‌های تجمیع شده وارد کانال‌های غیر منجمد نشوند، سرعت گردش پول موجود در بازار افزایش می‌یابد و بالطبع معاملات مرتبط و غیر مرتبط با تولید با نیاز به نقدینگی کمتری پوشش داده می‌شوند. بسته به مقیاس اثر‌گذاری سیاست، این افزایش سرعت گردش پول می‌تواند کانال تورمی نقدینگی را قطورتر کند. افزون بر این جانشینی شبه پول به جای پول می‌تواند پتانسیل تسهیلات‌دهی بانک‌ها را افزایش دهد. این خود برای رفع موقت تامین مالی بنگاه‌های تولیدی نیز می‌تواند موثر باشد. البته این اثر نیز به حد قابل توجهی به مکانیزم بانک‌ها درخصوص نمایش سپرده افزوده شده، در اجزای دارایی سمت راست ترازنامه بانک‌ها بستگی دارد. یعنی اگر نقدینگی وارد شده به بانک‌ها دچار فریز شود و در قالب تسهیلات ارائه نشود، سرعت گردش پول نه تنها افزایش نمی‌یابد، بلکه در مدار کاهشی قرار خواهد گرفت.

منتشر شده در پول

صادرات پیشکش، واردات را دریابید/ مازندران در چنبره بی‌تدبیری‌ها می‌سوزد

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، مازندران را استانی بغایت پراستعداد در حوزه‌های اقتصادی با تنوع عرصه‌های تولیدی در جلگه، جنگل، مراتع و دریا می‌دانند که ظرفیت‌های آن، شهره جهانی دارد. حال بماند دنیای سرشار از دیدنی‌ها و چشم‌اندازهای دلنواز آن، که مقصد مطلوب ایرانگردان و سیاحان سراسر جهان است.

 
مازندران، گرفتار در چنبره نگاه‌های بسته
این استان پراستعداد، که تا سال 1385 محصور نگاه بسته عدم ورود صنعت در آن بود، زمانی خود را از آن قید خارج یافت، که رشد صنعتی را در تنها شهرک‌های صنعتی خود مجاز دانسته شد.
 
استقبال شدید سرمایه‌گذاران در راه‌اندازی واحدهای تولیدی، موجب رونق شهرک‌های صنعتی و کاهش سطح بیکاری مازندران شد و امیدهای فراوانی را برای شکوفایی اقتصادی و رفع نگرانی‌های پیوسته بیکاری بوجود آورده بود.
 
دهه‌ها از عقب‌ماندگی مازندران در حوزه اقتصاد گذشته بود و می‌بایست سال‌ها واحدهای تولیدی و شهرک‌های صنعتی در این استان با ظرفیت بالا فعالیت می‌کردند تا بخشی از محرومیت‌های گذشته را جبران کنند؛ اما در سال‌های نخست فعالیت در حال تکمیل این شهرک‌ها، مشکلات با واردات کالاها و بی‌مهری کامل نسبت به تولید آغاز شد و این روند همچنان ادامه یافت تا اینکه واحدهای تولیدی آن یکی پس از دیگری تعطیل شد و سکوت کارگاه‌های شهرک‌های صنعتی آن، صدای اعتراض نیروهای جوان بیکارشده را نتوانست به گوش دولتمردان برساند؛ هرچند امروز کسی باورش نمی‌آید دولت از حال و روز تولید و وضعیت مرگبار واحدهای تولیدی بی‌خبر باشد.
 
جایگاه تولید در کشورمان
 
تولید در فرهنگ و آئین ایرانیان، امر مقدس و موکدی است، بگونه‌ای که هر فرد مسلمان و ایرانی به اتکاء داشته‌های اعتقادی و فرهنگی خود، بهترین حرفه برای خود را فعالیت تولیدی می‌داند؛ حال اجبار اجتماعی و ساز و کار اقتصادی برای نیروهای آماده بکار مازندرانی چه نوع کار و شغلی را ایجاب می‌کند، موضوع دیگری است.
 
در کشورمان بدلیل اهمیت تولید، صادرات هم مورد توجه نظام اسلامی قرار دارد، آنچنان‌که یک روز را بدلیل نقش صادرات در ایجاد جریان مواج و سیال تولید و کسب درآمدهای ارزی، به خود اختصاص داده و روز 29 مهرماه هر سال به روز "صادرات" نامگذاری شده و طی مراسمی این روز مورد تجلیل قرار می‌گیرد.
 
علی‌القاعده در این روز باید فعالان عرصه تولید در سطح ملی و استانی مورد تکریم و تقدیر قرار گیرند و سیاست‌های تشویقی و ترغیبی بیشتر برای صادرکنندگان تبیین و در نظر گرفته شود، اما در شرایطی که تولید از دستور کار دولت خارج می‌شود و واحدهای کلان تولیدی از تولید باز می‌ایستند و به تعطیلی کشانده می‌شوند، می‌توان از حال و روز "روز صادرات" هم پیش‌بینی داشت.
 
روز ملی صادرات؛ تجلیل یا تدفین صادرات؟!
 
هرچند ماه‌ها از روز ملی صادرات (29مهرماه) فاصله گرفتیم، اما می‌توان حال تولید را از آنچه که در مراسم این روز گذشت، پی برد.
 
محمد شریعتمداری در این مراسم به رسم وزیران دولت تدبیر و امید گذشته در نقش مدعی ظاهر شد و به بیان مشکلات امر صادرات در کشور پرداخت و دولتی فرضی را مخاطب صحبت‌های خود قرار داد.
 
 وی با ابراز نگرانی از ارزش پایین اقلام صادرات غیرنفتی و متنوع نبودن اقلام و کشورهای مقصد در زمینه صادرات، گفت: ارزش 10 قلم اول صادراتی کشور ما 8/23 میلیارد دلار است که شامل 55 درصد صادرات غیرنفتی می‌شود.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت ادامه داد: بسیار دردناک است که بگویم در 30 سال گذشته در جلساتی که شرکت می‌کردم، از لزوم ایجاد تنوع کالاهای صادراتی صحبت می‌کردیم اما امروز هم همین مشکلات را داریم.
 
 شریعتمداری تصریح کرد: مواد خام در کالاهای عمده صادراتی کشورمان مشخص است به طوری که گاز طبیعی نیز در میان صادرات کالاهای غیرنفتی قرار گرفته است. 
 
 وی تاکید کرد: در ایجاد تنوع کالاهای صادراتی به جایگاه مناسبی دست نیافته‌ایم و دیوار مشوق‌های صادراتی خوابیده است. با هزار میلیارد تومان شروع کرده‌ایم اما اکنون وضعیت مناسبی نداریم. 
 
 وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: این یارانه‌ها مانند چاشنی برای صادرات عمل می‌کند که عدم تثبیت نرخ ارز را برای صادرکنندگان جبران می‌کند.
 
شریعتمداری با تاکید بر لزوم اعطای یارانه‌های صادراتی، گفت: دیوار یارانه‌های صادراتی اکنون تاقچه هم نیست و آن را خوابانده‌اند. مجموع عمده کالاهای صادراتی‌مان به کشورهای معدودی صادر می‌شود که 30 سال قبل نیز از همین مشکلات صحبت می‌کردیم. 

مهم، نبود عزم جدی در دولت است
 وی افزود: عامل اصلی و مشکل رأسی در صادرات، نبود عزم ملی برای صادرات است و فعالان اقتصادی و مردم باید حرکت بیشتری در کنار مسؤولان داشته باشند. نباید رفتار ما طوری باشد که تشویق واردات تلقی شود و تنبیه صادرات!
 
 وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: 95 درصد واحدهای تولیدی کشورمان صادرات‌گرا نیستند و واحدهای کوچک صنعتی زیادی داریم که برای نوسازی آنها اقدام جدی صورت نگرفته است. 
 
 شریعتمداری با تاکید بر اینکه نوسازی صنعتی به طور جد باید در دستور کار دولت باشد، با انتقاد از صندوق توسعه ملی، گفت: صندوق توسعه ملی باید برای توسعه سرمایه‌گذاری‌های جدید در اولویت و حتی در انحصار باشد و صادرات‌گرایی ایجاد کند. 
 
دولت باید فکر اقتصادی خود را تغییر دهد
 وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: در بودجه استفاده از منابع برای صادرات و هدفمندی یارانه‌ها برای صادرات هدفمند در نظر گرفته نمی‌شود.  اگر عزم ملی برای صادرات غیرنفتی در کشور داریم، باید فکرمان را تغییر دهیم و این تغییرات باید در خود دولت صورت گیرد.
 
  شریعتمداری با طرح این سوال که بازارهای هدف و عمده صادراتی کشورمان چه کشورهایی هستند، گفت: ما می‌رویم با کشورهای اروپایی توافقنامه امضا می‌کنیم که در صورتی که صادرات ما به مشکل برخورد بیمه داشته باشد، اما باید توجه داشته باشید که بازارهای اصلی ما برای صادرات عراق است که هیچ پیش‌بینی‌ای درباره حوادث اقلیم عراق نکرده بودیم.

استفاده از یورو به جای دلار
برخلاف شریعتمداری که اظهاراتش حال و هوای انتقادی داشت، اسحاق جهانگیری وضعیت صادرات را خوب توصیف کرد. اسحاق جهانگیری دیگر سخنران این مراسم بود و با نگاهی متفاوت نسبت به شریعتمداری به موضوع صادرات وارد شد و گفت: ما سالیان گذشته درباره صادرات 5/1 تا 2 میلیارد دلاری صحبت می‌کردیم. بنابراین باید از کسانی که کشور را به این نقطه رسانده‌اند قدردانی و احترام آنها را حفظ کنیم.
 
وی گفت: اینکه 2 برابر نفت درآمد غیرنفتی داریم کار بسیار بزرگی است.
 
معاون اول رئیس‌جمهور گفت: در مرحله فعلی اصرار داریم در مراودات بین‌المللی به جای دلار از ارزهای رسمی دیگر مثل یورو استفاده کنیم.
 
 اسحاق جهانگیری در ادامه سخنانش در مراسم روز ملی صادرات افزود: برای این کار به‌دنبال آن هستیم با کشورهای هدف به تفاهم برسیم و با پول ملی کار کنیم.
 
وی افزود: در سفرم به ترکیه، روسای بانک‌های مرکزی دو کشور به توافق رسیدند که در مراودات خود از پول ملی دو کشور استفاده کنند.

 صادرکنندگان نمونه: پول را هنوز از صرافی‌ها وارد می‌کنیم!

صادرکننده‌های نمونه چه می‌گویند؟
در پایان مراسم روز ملی صادرات به گفت‌وگو با صادرکنندگان نمونه نشستیم تا مشکلات آنها را از زبان خودشان بشنویم.

یکی از این صادرکنندگان با اعلام این موضوع که چند سالی است دیگر خبری از جایزه صادراتی نیست، گفت: ما از دولت انتظار داشتیم با یارانه‌های مالی ما را حمایت کند نه اینکه جایزه صادرات ما را نیز حذف کند.
 
صادرکننده‌ دیگری در پاسخ به این سوال که چگونه ارز حاصل از فروش کالای خود را وارد می‌کنید، گفت: شاید گفتن این موضوع درست نباشد، اما  پول را از صرافی‌ها تهیه می‌کنیم، یعنی با 2 واسطه پول خود را به دوبی می‌رسانیم و از آن طریق با کسر نزدیک به 4 تا 5 درصد از حجم اصلی، پول را وارد کشور می‌کنیم.

تحریم‌های بانکی همچنان وجود دارد
وی تصریح کرد: تحریم‌های بانکی هنوز بر طرف نشده و تجارت خارجی بسیار دشوار است، ما هم کج دار و مریز در این مسیر مانده‌ایم.
 
 صادرکننده‌ دیگری با طرح این موضوع که ما سال‌هاست در این راه هستیم، اما هنوز به ادبیات مشترکی با گمرک نرسیده‌ایم، افزود: من سالانه حجم بالایی فرش به کشورهای مختلف صادر می‌کنم، اما پس از مدتی اگر بخواهم فرش خودم را مرجوع کنم تا دوباره در ایران احیا و آماده فروش شود، باید گمرکی پرداخت کنم که این موضوع اصلاً جالب نیست.
 
 تولید و صادرات باهم عزادارند
با توجه به سخنان ضد و نقیض شریعتمداری و جهانگیری در کنار درد  دل‌های صادرکنندگان می‌توان دریافت روز ملی صادرات پیش از اینکه روزی برای جشن صادرات باشد روزی برای گریستن به حال صادرات کشور است و شاید همین غمبار بودن حال صادرات بود که باعث شد حتی حسن روحانی هم رغبتی برای حضور در همایش روز ملی صادرات نداشته باشد.    

منتشر شده در پول

از پای لنگ تنظیم بازار تا افزایش 45 درصدی نهاده‌های دامی

به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، میزان تولید سالانه تخم‌مرغ در کشورمان 950 هزار تن تا یک میلیون تن برآورد می‌شود و این میزان تولید همواره از مصرف بالاتر و در نتیجه قیمت تخم‌مرغ در بیشتر اوقات سال مناسب و ارزان است و حتی در مواردی کمتر از قیمت تمام‌شده تولیدکنندگان در بازار به فروش رفته است.

بنابراین گزارش، در دو سال گذشته در اواخر پاییز و در زمستان شاهد نوسانات قیمت تخم‌مرغ در بازار بوده‌ایم و قیمت این محصول در سال گذشته به یک‌باره 2 تا 3 هزار تومانی افزایش یافت؛ اما در آخر پاییز امسال قیمت تخم‌مرغ از ریل خارج شد و شاهد فروش هرشانه تخم مرغ 30 عددی  به قیمت 16 هزار تومان تا 20 هزار تومان بودیم.

این گزارش حاکی‌است قیمت تخم‌مرغ از یک ماه پیش رو به افزایش گذاشت تا جایی که حتی یک شانه تخم مرغ با قیمت ۱۸ تا ۲۰ هزار تومان نیز به فروش ‌رسید.

طی ماه‌های اخیر، نارسایی‌های نظام توزیع و سیاست‌های تنظیم بازار که هر چند ماه یک بار،‌ یک محصول یا کالا را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عرضه را با مشکلاتی جدید مواجه می‌کند، این بار گریبان‌گیر تخم‌مرغ شده است. کالایی که در زمره کالاهای اساسی قرار دارد و در عین حال در تمام اقشار جامعه نیز مشتری دارد.

پای لنگ دولت در تنظیم بازار عامل شوک‌های گاه و بیگاه قیمت‌ها
بررسی‌ها نشان می‌دهد ابتدای سال ۱۳۹۱ قیمت یک شانه تخم‌مرغ ۵ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است، اما در سال جاری و پیش از جهش ناگهانی قیمت، یک شانه تخم مرغ ۱۱ تا ۱۲ هزار تومان فروخته می‌شد. این در حالی است که با احتساب تورم، باید این کالا پیش از جهش اخیر، بین ۱۳ الی ۱۴ هزار تومان به بازار عرضه می‌شد.

تجربه نشان داده که دولت، همواره در زمان ارزانی، سیستم تنظیم بازار را رها می‌کند و اقدامات حمایت‌کننده از تولید را نیز به فراموشی می‌سپارد.

دولت در زمان گرانی آسان‌ترین مکانیزم را که همان واردات است در پیش می‌گیرد. به عبارتی دولت همواره در تنظیم بازار به‌صورت واکنشی عمل کرده و کنش نداشته است. این در حالی است که دولت برای پایداری و تنظیم بازار به جای دخالت باید به نظارت بپردازد و الگوهای سنتی تنظیم بازار را تغییر دهد.

گفته می‌شود گرانی این کالا به دلیل شیوع بیماری آنفلوآنزا و از بین رفتن تعداد زیادی از مرغ‌های تخم‌گذار است و از آنجا که واردات این کالا نیز پیش از این ممنوع بود، کاهش عرضه نسبت به تقاضا، موجب شد تا قیمت‌ها در یک بازه زمانی کوتاه افزایش یابد.

در این میان، دولت به منظور کنترل قیمت‌ها و تنظیم بازار تخم مرغ، بخشنامه‌ای را برای واردات این کالا با تعرفه پنج درصد تا پایان اسفندماه صادر کرد تا تعادل را در بازار این کالا ایجاد کند که عملا موفق به تحقق این امر به‌صورت پایدار نشد.

کمبود عرضه عامل اصلی گرانی تخم‌مرغ
رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران نیز طی گفت‌وگویی با بیان اینکه عامل اصلی گرانی تخم مرغ در جامعه کمبود عرضه است، اظهار کرد: از آغاز مهرماه امسال با شروع بیماری‌های تنفسی در مرغداری‌های استان‌هایی مانند تهران، البرز، آذربایجان، قزوین و قم قیمت تخم مرغ افزایش یافته است.

ناصر نبی‌پور افزود: هم اکنون 80 درصد تولید تخم مرغ در هفت استان کشور انجام می‌شود که از این میان در پنج استان حدود 15 میلیون تن مرغ معادل روزانه هزار تن معدوم شده و این درحالی‌است که 2 هزار و 600 تن تولید روزانه مرغ است.

وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر مرغداران با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند و این در حالی‌ است که مرغدارانی که مرغداری خود را بیمه کرده‌اند و برای دریافت خسارت به بیمه مراجعه می‌کنند با پاسخ منفی به دلیل نبود بودجه در بیمه روبرو می‌شوند.

نبی‌پور ادامه داد: از طرفی هم سازمان دامپزشکی برای مقابله با این بحران یار و همکاری ندارد به طوری که حتی بودجه ای برای معدوم سازی مرغها در اختیار آن نیست.

وی با بیان اینکه برای جلوگیری از کمبود تخم مرغ در بازار اندکی واردات از ترکیه صورت گرفته، اظهار کرد: اگر دولت برای معدوم‌سازی و پاک‌سازی یاری رسان مرغداران باشد، می‌توان انتظار داشت طی چندماه آینده تولید در روال عادی قرار گیرد.

افزایش نهاده‌های دامی عامل دیگر افزایش قیمت در بازار
رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه قیمت نهاده‌های دامی طی دوماه اخیر افزایش یافته و هم اکنون با ارز آزاد وارد می شود با وجود این، بر قیمت آن به میزان 70 درصد افزوده شده است، بیان کرد: هر کیلو گرم ذرت 650 تا 700 تومان خریداری می‌شد اما در حال حاضر هر کیلوگرم هزار و 100 تومان خریداری می‌شود.

نبی‌پور با تأکید بر اینکه قیمت نهاده‌ها بیش از 45 درصد افزایش یافته است، بیان کرد: همچنین سویا که هر کیلوگرم آن حداکثر هزار و 400 تومان از سوی مرغداران خریداری می‌شد، طی دوماه اخیر هزار و 850 تومان در بندر معامله می‌شود.

قیمت 8200 تومانی مرغ در بازار مازندران
رئیس اتحادیه مرغ و تخم مرغ مرکز مازندران نیز در گفت‌وگو با خبرنگار بلاغ گفت: در حال حاضر قیمت توزیع مرغ به واحدهای خرده 7 هزار و 400 تومان و قیمت عرضه به مصرف‌کننده 8 هزار و 200 تومان است.

کامران هاشمی افزود: این قیمت نزدیک به سه هفته است که ثابت مانده است و دچار نوسانی نشده است.

وی اظهار کرد: هزینه‌های بالا، افزایش نهاده‌های دامی و بیماری آنفلوانزا موجب افزایش قیمت در بازار مرغ و تخم مرغ شده است.

علی‌اصغر ایمانی نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما وقوع بیماری آنفلوانزای مرغی را دلیل اصلی افزایش قیمت این کالا عنوان و اعلام کرد: در حال حاضر، قیمت توزیع تخم‌مرغ  16 هزار تومان است که این نرخ در بازار با قیمت 16 هزار و 500 تومان شانه‌ای و با قیمت هر دانه 600 تومان به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

این عامل پخش تخم‌مرغ در مازندران بیان کرد: آنفلوانزا موجب شد تا 25 میلیون مرغ را سر بزنند و معدوم کنند که باعث بر هم خوردن تعادل بازار عرضه و تقاضا و در نتیجه افزایش قیمت شده است.

ایمانی ادامه داد: البته تدبیر دولت برای واردات نیز چندان موفق نبود چرا که تخم مرغ‌های ترکیه‌ای با تاریخ محدود موجب شد تا با توجه به مدت زمان چند روزه ترخیص این کالا در گمرک، تاریخ یادی برای فروش باقی نماند و این برای واحدها و مراکز توزیع غیر قابل صرفه و ریسک پذیر بود که مورد استقبال قرار نگرفت.

حرف پایانی…
طی روزهای اخیر، قیمت تخم مرغ به 20 هزار تومان در هر شانه افزایش پیدا کرد و این میزان به معنای رشد 100 درصدی نرخ محصول مذکور در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال قبل است.

بدون تردید، تامین این مبلغ برای اقشار و خانوارهای کم درآمد که در قالب دهک‌های پایین و ضعیف جامعه تعریف می‌شوند، سخت و دشوار خواهد بود. به‌ویژه زمانی که این محصول در زمره اقلام غذایی پر مصرف خانوارها قرار می‌گیرد، در نهایت افزایش قیمت این محصولات شرایط سخت‌تری را برای جامعه هدف چنین محصولاتی رقم خواهد زد.

باید منتظر بود و دید این روند افزایشی کالاها در ایام پایانی سال‌جاری، کی و کجا متوقف می‌شود.    

هیچکس دلش به حال استقلال خوزستان نمی‌سوزد/ تا پول ندهند تمرین بی تمرین!

عقیل کعبی در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، درخصوص شرایط استقلال خوزستان و اعتصاب بازیکنان این تیم اظهار داشت: باور کنید خودمان هم نمی‌دانیم چرا هیچکس دلش به حال این تیم نمی سوزد و اصلا توجهی به آن نمی کنند. به نظرم همه راحت نشسته‌اند تا این تیم سقوط کند و خیال‌شان راحت شود.

وی افزود: به ما راحت می‌گویند پول نیست و اگر خواستید سر تمرین بیایید و اگر هم هر تصمیمی که دوست دارید بگیرید. تنها به ما گفته‌اند ممکن است یکی، دو ماه دیگر پول برسد و باید تا آن موقع منتظر بمانید. مگر می‌شود یک نفر مالک یک تیم بشود و مدیرعامل باشد و اصلا نداند در تیم چه خبر است.

مدافع استقلال خوزستان در پاسخ به این پرسش که ممکن است مثل دفعات قبل با قول و وعده تمرینات را از سر بگیرند و آماده بازی حساس با پرسپولیس شوند، گفت: تا الان هم اگر کار کردیم به خاطر عبدالله ویسی بوده است اما دیگر این وضعیت همه را خسته کرده است. من که خودم چنین تصمیمی دارم که تا وضعیت مشخص نشود سر تمرین نروم اما تا آنجا که می دانم این بار با دفعات قبل فرق دارد و تا پول نرسد تمرین نمی کنیم.

وی افزود: برای بازی با پرسپولیس هم که گویا باشگاه گفته از تیم امید و جوانان استفاده می‌کند به نظرم با این کار حداقل کمک می‌کنند که این بازیکنان صاحب تجربه شوند. تا آنجا که با بچه‌ها صحبت می‌کردم هیچکس نمی‌خواهد کار را تا روشن شدن وضعیت پیش ببرد چون اگر الان نتیجه نگیریم چیزی تا پایان لیگ نمانده و دیگر اتفاقی نخواهد افتاد.

منتشر شده در پول

درنبود مجلس هیچ اتفاقی برای اداره کشور نمی افتد/مجلسی که مصوباتش را کس دیگری هوا کند، مجلس نیست/پایداری خطرناک‌تر از جمناست؛ هر دو تفکر سمّی دارند/پوسته قدرت دست اصلاح‌طلبان و هسته آن دست اصولگرایان ا

آفتاب‌‌نیوز : «اصولگرایی» عنوانی است که امروز خیلی‎ها مدعی پرچمداری آن هستند و اغلب همدیگر را قبول ندارند! از ابتدای دهه 80 تلاش شد در قالب طراحی مکانیزم های موقتی، نیروهای فعال در این اردوگاه سیاسی دور هم جمع شوند؛ این روش تا سال 92 موفقیت آمیز بود؛ اما بعد از آن دیگر نتیجه ای در پی نداشت. شکست پشت شکست؛ در کارنامه اصولگرایان به ثبت رسید. 
به گزارش راههای قانونی کسب درآمد از اینترنت به نقل از آفتاب نیوز، امروز کسانی همچون حسن بیادی می گویند «نظام تصمیم گیری در جریان اصولگرایی از خردجمعی به زورگویی تغییر کرده است و باندها و آدم‎های تمامیت خواه عامل تفرقه شده‌اند؛ چون با خودخواهی و از طریق زور و ارعاب و هوچیگری می خواهند افراد به نفع آنها کنار بروند».
 او از شکافی عمیق در جریان اصولگرایی سخن گفت و معتقد است: اصولگرایان برای انتخابات مجلس آتی به مکانیزم واحد نمی رسند، چون هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند، نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. ضمن آنکه کسی هم به حرف بزرگترها گوش نمی کند!
مشروح این گفت‎وگو را در ادامه بخوانید.
****
جریان اصولگرایی در فضای سیاسی امروز کشور لیدرهای زیادی پیدا کرده است، از طیف سنتی شامل جامعه روحانیت مبارز و جبهه پیروان خط امام و رهبری گرفته تا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، جبهه پاریداری و شخصیت های سیاسی همچون محسن رضایی، سعید جلیلی، قالیباف و …. هر یک معتقدند نبض معادلات و تحرکات این جریان به دست آنهاست. به نظر شما چرا جریان اصولگرایی سر ندارد؟
سرمنشا این اتفاقات عدم وجود احزاب فراگیر، موثر و اثرگذار است. تا زمانی که احزاب فراگیر و جامع در فضای سیاسی کشور فعالیت نکنند، همچنان باندها و گروه هایی تمامیت خواه به ویژه زمان انتخابات شکل می گیرند و جای احزاب می نشینند و هرکار خلافی از جمله خلاف قانون در رفتار سیاسی آنان مشاهده و محتمل است. علت شکل نگرفتن احزاب فراگیر نیز آن است که با وجود به رسمیت شناخته شدن فعالیت احزاب در قانون اساسی و قوانین عادی کشور، مشخص نیست که جایگاه آنها کجاست و در ساختار اجرایی، تقنینی، قضایی و سایر نهادهای حاکمیتی کشور چه نقشی باید ایفا کنند.
چرا جریان اصولگرایی مخصوصا در آستانه انتخابات باندخیز است؟
این ویژگی بین جریانات اصولگرا و اصلاح طلب مشترک است، فقط شدت و ضعف دارد.
می توان حدس زد که بیش از ٧٠ درصد سران مخصوصا کسانی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، با تشکیل احزاب فراگیر مخالفند؛ چون خودشان در قدرت حضور دارند. بنابراین علاقمند نیستند که احزاب فراگیر سرکار بیایند و تأسف بارتر آنکه این روحیه را به نسل بعدی انتقال می دهند.
اما شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در سال 78 متشکل از احزاب اصلاح طلب شکل گرفت. بعد از سال 92 نیز وقتی مجموعه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان اعلام موجودیت کرد، دو سوم اعضای آن نمایندگان احزابی شدند که براساس روالی تعریف شده به عضویت رسمی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درآمدند. اما اصولگرایان چنین شورایی ندارند، حتی جمنا وقتی تشکیل شد، از احزاب عبور کرد و به آنها رسمیت نداد. آیا به همین علت جریان اصولگرایی باندخیز است؟
بله، قبول دارم. باندها بر همین اساس شکل می گیرند چون قدرت بیشتر به دست اصولگرایان است.
یعنی شما معتقدید که چون قدرت بیشتر دست اصولگراهاست علاقه ای به کار حزبی ندارند و رویکرد باندی را دنبال می کنند؟

بله. در واقع پوسته قدرت دست اصلاح طلبان و هسته قدرت دست اصولگرایان است.
آیا اصولگرایان واقعا هیچ اراده ای برای اصلاح تشکیلاتی خود ندارند؟
معتقدم هیچ اراده ای در کل سیاسیون چه چپ و چه راست برای قدرت گرفتن احزاب وجود ندارد و دلیلش این است که پس از چهل سال فعالیت بی نتیجه، بعضی از این تمامیت خواهان که اغلب در مجلس هم بودند؛ کاری نکردند. این مسئله باید در مجلس قانون شود تا احزاب در مدیریت کشور نقش و جایگاه داشته و پاسخگو باشند. امروز وقتی افراد به مجلس راه می یابند، بعد از ورود حتی ماهیت سیاسی شان عوض و تبدیل به باندهای گوناگون می شوند. مثلا باند جبهه پایداری که در مجلس شکل گرفت. البته وقتی از احزاب فراگیر و موثر صحبت می کنیم، بعضی از خودخواهان به یاد حزب رستاخیز می افتند! یعنی مدل مطلوب شان حزب رستاخیز است.

شما جبهه پایداری را مثل جمنا یک باند می دانید؟
بله، شک نکنید، منتها جبهه پایداری از لحاظ اعتقادی و‌ دوگانه بودن در تفکرات خطرناک تر از جمنا است.
اما از وقتی جمنا اعلام موجودیت کرد، دیگر از کمتر از جبهه پایداری خبری دیده می شود. چرا شما چنین دیدگاهی دارید؟
هیچ شکی نیست که برای ساختار معیوب جمنا و باند جبهه پایداری جایگاهی در جامعه وجود ندارد، اما وقتی گروهی به طور سمّی شکل گرفته باشد؛ برای همیشه فعالیتش سمّی است! بنابراین فرقی نمی کند میزان سم چقدر باشد.
از هسته موسس جبهه پایداری، چهره‎هایی همچون آقایان حسینیان، رسایی، کوچک زاده و علی اصغر زارعی جدا شدند. یعنی نسبت به روز اول تأسیس شاهد حضور افراد دیگری در جبهه پایداری هستیم. این را چطور تحلیل می کنید؟
افرادی که پایداری را شکل دادند و بعد جدا شدند، هیچ جا موفق نبودند اما افکارشان سمّی است این دوستان ما باید تفکرشان را عوض کنند.
مگر می شود افکار رسایی، حسینیان و کوچک زاده عوض شود؟
درباره اشخاص و این اسامی صحبت نمی کنم، خیلی از اینها رفقای ما هستند اما تفکرشان مسموم است و نیاز به بازسازی و بازنگری در رفتار و اعتقادات خود دارند و با قبول تغییر می توانند در جامعه فعلی مفید باشند.
شما جمنا و پایداری را باند توصیف کردید؛ آیا جبهه پیروان خط امام و رهبری هم باند است؟
بله، شک نکنید. من زمانی در جبهه ایستادگی بودم، معتقدم آن هم باند است! البته در جریان اصلاحات نیز همین وضعیت وجود دارد.
تمام همسایگان مجلس، از مجلس عاصی هستند. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ مجلسی که باید مردمی باشد، دیگر مردمی نیست و درب آن به روی مردم بسته است. در واقع با همین روش ها داریم مردم را از مسئولان جدا می کنیم، اگر راست می گویند مثل امام جمعه تبریز ساختارهای محدودیت زا برای ارتباط با مردم را بشکنند و بین مردم بیایند. چرا از مردم فراری شده‌اند؟یعنی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان با وجودی که دو سوم اعضایش نمایندگان احزاب هستند، باند محسوب می شود؟
بله، فرقی نمی کند. در واقع هر مجموعه ای که در قبال کارهایش به مردم پاسخگو نیست، باند است.
چه طور شد از جبهه ایستادگی خارج شدید؟
از ٣  سال پیش جبهه ای جدید به نام پیشرفت، رفاه و عدالت با دبیرکلی آقای شهاب الدین صدر تشکیل دادیم که این جبهه متشكل از چند حزب شناسنامه‌دار، فعال و معتدل است و چنانچه این جبهه را هم مراقبت نکنیم، مصون از باند شدن نخواهد بود. خیلی آهسته جلو آمدیم، در انتخابات نیز ایفای نقش کردیم. البته باندهای قدرت و ثروت همه را متأثر می کنند یعنی اجازه ورود به کسی نمی دهند. چرا اکثریت احزاب در تهران متمرکز هستند چون پول، قدرت ملی و جایگاه اجرایی ندارند و طبیعی است که نتوانند برای خود دفتر استانی باز کنند. تقریباً تنها حزبی که برای خود در استان ها تشکیلات، ساختار، نظم و انضباط و در دستگاه های اجرایی کمی نفوذ دارد، حزب موتلفه است. در عوض باندها در استان ها خیلی قدرت شان بیشتر است چون پول و مکنت دارند.
برخی فعالان سیاسی اصولگرا در گذشته سابقه نظامی گری داشته‎اند. همین مساله هم انتقاداتی را از جناح رقیب متوجه شما کرده است. آیا این انتقاد را وارد می دانید؟
این افراد نوعا از ابتدا تفکر نظامی نداشتند، فعال سیاسی و جزء سرمداران انقلاب بودند و چون روحیه حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب را داشتند، به ویژه وقتی دشمن بعثی به کشور حمله کرد، ناگزیر لباس نظامی به تن کردند. یعنی این افراد نمی خواستند نظامی شوند، اما اوایل انقلاب ضرورت دیدند که لباس نظامی بپوشند. برعکس کسانی که از ابتدا نظامی بودند چنین ویژگی در آنها مشاهده نمی شود که بعد از بازنشستگی بخواهند فعالیت سیاسی انجام دهند.

اما منتقدان می گویند، جریان اصولگرایی با روحیه پادگانی اداره می شود، آیا این طور است؟
زمانی که آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی به رحمت خدا رفتند، انشقاق عجیب و شکاف عمیقی بین اصولگرایان ایجاد شد و هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. همان طور که گفتم یکی از دلایلش خودخواهی و تمامیت خواهی بود. دلیل دیگر آن است که بزرگتر قرار می دهند اما به حرف بزرگتر گوش نمی کنند.
این وضعیت در کل جریان های سیاسی کشور وجود دارد و منحصر به اصولگرایی نیست. در جریان اصلاحات هم چنین ویژگی را می بینیم، در واقع ساختار غلط به سمت امپراطوری می رود. چرا باندهای متصل به قدرت و ثروت اینقدر نفوذ دارند؟ چون مدیریت های اجرایی به شکل جزیره‌ای اداره می شوند …
آقای طلایی اخیرا مصاحبه کرده و گفته چهره های قدیمی مثل آقایان سروری و حدادعادل در جریان اصولگرا باید کنار بروند …

آقای طلایی خودشان هم مثل بنده از چهره های قدیمی اصولگراست و سن و سالشان کم نیست. به نظر من این حرف‎ها یک انحراف و نوعی شوخی است! مگر می شود متجربین را کنار گذاشت؟ با این کار سرمایه‌های نیروی انسانی آسیب پذیر خواهد شد، فکر کنم اختلاف بر سر جایگاه شغلی افراد براساس سن و تجربیاتشان است.
انحراف از چه چیزی؟
باید سیستم و ساختار مدیریتی و اجرایی کشور را درست کرد. صحبت درباره سن و تحصیلات افراد، اشتباه و یک بحث انحرافی است.
می خواهند انحراف را به کجا ببرند؟
باندها با تزریق افکار ناصواب و ذهنیت سازی در جامعه دنبال منافع خودشان هستند، وقتی مدیریت در کشور جزیره ای است، آنها سود می برند. اما اگر ساختار نظام‌مند و یکپارچه باشد، حتما شکست می خورند. امروز باندها، بانک ها و بسیاری از دستگاه‎های اجرایی را اداره می کنند و بالارفتن قیمت ارز را به وجود می آورند. چون در سیستم قدرت نفوذ دارند، یک دفعه جلوی واردات خودرو را می گیرند تا قیمت ها بالا برود، بعد جلوی واردات را باز می کنند! اما قیمت ها به وضعیت سابق بر نمی گردد یا به فرض اینکه قیمت ارز کاهش پیدا کند، آیا قیمت کالاهایی که افزایش پیدا کرده، کم می شود؟ خیر. پس احزاب چه خدمتی به مردم می توانند برسانند؟ هیچ. فلذا دولت ها هم از دست حرکات مذبوحانه این باندها عاجزند و نمی توانند کاری کنند.
بعد از برجام دولت که کم نفت به فروش نرسانده است، با همه این توصیفات مشکل اشتغال حل نشده، بنگاه‎ها و سیستم های تولیدی یکی پس از دیگری درحال تعطیل شدن هستند. با این حال رئیس جمهور محترم می فرمایند «درآمد ارزی از هزینه ارزی کشور بیشتر است»، پس دلیلی ندارد که گرانی ارز اتفاق بیفتد. ریشه همه این اتفاق ها به باندها بر می گردد.
نمایندگان فقط کاتب قانون هستند. خود مجلس بگوید چه مشکلی از کشور را توانسته حل کند؟ واقع قضیه این است که مجلس برای حل مشکلات کشور هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. بنابراین خروجی اش به نفع مردم نیست.شما می گویید دولت تمام تلاش خود را انجام داد تا وضعیت دلار تثبیت شود اما باندها نمی گذارند. آیا باندها می خواهند دولت را زمین بزنند؟
هدفشان صرفا زمین زدن دولت نیست. باندها فقط می خواهند منافع خود را تأمین کنند، فرقی هم نمی کند برای نیل به این مقصود چه اتفاقی می افتد. بابک زنجانی این همه فعالیت اقتصادی داشت، به محض آنکه قطعه زمینی در شهرک غرب نشست کرد، یک دفعه خلاف کار شد! یا مه آفرید امیرخسروی 27 هزار کارگر و کارمند داشت، یک شبه مفسد اقتصادی شد؟! آیا قبلا متوجه کارهای آنها نبودند و یکدفعه متوجه شدند؟
به نظر من قبل از محاکمه این افراد، کسانی که وظیفه نظارت و برخورد به موقع داشته‌اند را باید مورد سئوال قرار داد و محاکمه کرد. مثال دیگری می زنم، می گویند امنیت ما کامل است. داعش به مجلس حمله کرد اما مردم دارند جریمه اش را پس می دهند! ملاحظه می کنید که پس از آن حادثه، رفت و آمد مردم به مجلس برای ملاقات با نمایندگان محدود شد. خیابان متعلق به تردد مردم را بستند و به داخل مجلس منتقل کردند، دیوارهای اطراف مجلس را بلندتر کردند؛ در حالیکه در آن ماجرا کسان دیگری قصور و بی‌عُرضگی داشتند. مگر نمی شود دفاتر ملاقات مردمی را به خارج از مجلس منتقل کرد؟ اما این کار را هم نکردند. امروز تمام همسایگان مجلس، از مجلس عاصی هستند. چرا باید این اتفاق بیفتد؟ مجلسی که باید مردمی باشد، دیگر مردمی نیست و درب آن به روی مردم بسته است.
با همین روش ها داریم مردم را از مسئولان جدا می کنیم، اگر راست می گویند مثل امام جمعه تبریز ساختارهای محدودیت زا برای ارتباط با مردم را بشکنند و بین مردم بیایند. چرا از مردم فراری شده‌اند؟
منظور ایرادتان به ساختار اداره کشور چیست؟
ساختار اداره کشور متناسب با حضور مردم و قدرت، عزّت و شوکت نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی قانون حاکم باشد دیگر باندها کاره ای نیستند. الان جهان سومی ترین کشورها همچون بنگلادش و عراق به لحاظ ساختار اداره کشور و دموکراسی خیلی جلوتر از ایران هستند. اگر دموکراسی نمی خواهند، بگویند «می خواهیم ساختاری برای اداره کشور درست کنیم که یک نفر تصمیم بگیرد». خیلی هم خوب است به این مدل، مدیریت واحد می گویند که در دنیا هم وجود دارد. اما با اصول انقلابی ‌گری منافات دارد.
با این اتفاق که به قبل از 22 بهمن 57 بر می گردیم!
ساختار فعلی اداره کشور با اهداف انقلاب هم خوانی ندارد. چون تناقض وجود دارد، یا باید همان رفتارهای قبل انقلاب را ادامه دهیم یا باید فعالیت و جایگاه احزاب فراگیر را در اداره کشور به رسمیت بشناسیم؛ حد وسط این دو، تناقض و پارادوکس به وجود می آورد. معتقدم ما امروز مجلس موثر و پویا و قدرتمند نداریم و مجلس حداکثر با 20 درصد ظرفیت خود کار می کند، مهمترین کارش هم تصویب بودجه خیالی و غیر قابل اجراست و کار دیگری ندارد! به قول معروف بقیه فعالیت‎ها باری به هرجهت است.
در واقع شما می فرمایید، اگر برای بودجه کشور، نهاد دیگری تصمیم گیری کند؛ در نبود و تعطیل شدن مجلس هیچ اتفاقی برای اداره کشور نمی افتد؟
بله، اتفاقی نمی افتد. چون مجلس اصلا نقشی در اداره کشور ندارد. چقدر تاکنون قانون مصوب کرده و انجام نشده است؟ مجلسی که مصوباتش را کس دیگری می تواند هوا کند، مجلس نیست! در واقع نمایندگان فقط کاتب قانون هستند. خود مجلس بگوید چه مشکلی از کشور را توانسته حل کند؟
واقع قضیه این است که مجلس برای حل مشکلات کشور هیچ کاری نمی تواند انجام دهد بنابراین خروجی اش به نفع مردم نیست معتقدم هر گاه مجلس تعطیل است، مردم راحت تر هستند اما وقتی مجلس باز می شود، جریان درست می کنند و در جامعه التهاب بوجود می آورند.
چرا اکثریت احزاب در تهران متمرکز هستند؟ چون پول، قدرت ملی و جایگاه اجرایی ندارند و طبیعی است که نتوانند برای خود دفتر استانی باز کنند. تقریباً تنها حزبی که برای خود در استان ها تشکیلات، ساختار، نظم و انضباط و در دستگاه های اجرایی کمی نفوذ دارد، حزب موتلفه است. شما از جمله کسانی بودید که وقتی شورای 22 نفره اصولگرایان در انتخابات مجلس لیست 30 نفره تهران را اعلام کرد، تمکین نکردید و فهرست جداگانه دادید. خیلی ها می گفتند «اگر این اتفاق نمی افتاد، امروز آقایان حدادعادل و آقاتهرانی در مجلس حضور داشتند و اصلاح طلبان 30 برهیچ پیروز نمی شدند». اگر مجلس هیچ خاصیتی ندارد، پس چرا اینقدر جریانات سیاسی برای کسب کرسی های آن وقت و انرژی صرف می کنند؟

گروه های سیاسی این کار را هم نکنند چه کار کنند؟ درباره انتخابات مجلس دهم نیز معتقدم اگر لیست ما، تک لیست جریان اصولگرا می شد، بیشتر رأی می آورد و دیگر اصلاح طلبان 30 بر هیچ پیروز نمی شدند. اما آنها از تفرقه بین دو لیست در جریان اصولگرایی استفاده کردند و به این پیروزی دست یافتند.
عامل تفرقه در جریان اصولگرا چه کسی بود؟
باندها و آدم های تمامیت خواه عامل تفرقه بودند؛ چون با خودخواهی و از طریق زور و ارعاب و هوچی‌گری می خواستند افراد به نفع آنها کنار بروند.
اصولگرایان برای انتخابات مجلس آینده در تهران باید چه کار کنند که همچون دوره دهم و شورای شهر بازنده 100 درصدی میدان رقابت لقب نگیرند؟
مردم براساس تکلیف در انتخابات شرکت می کنند؛ اما باندهای قدرت و ثروت و افراد تمامیت خواه و انحصارطلب از محبت و مهر مردم به نظام سوءاستفاده می کنند و پاسخگو هم نیستند.
در فاصله ای که تا انتخابات بعد داریم، به نظرتان آیا اصولگرایان برای انتخابات مجلس می توانند به یک مکانیزم واحد برسند؟
خیر، اصولگرایان اگر یک بزرگتر معقول داشتند، حتما می توانستند چنین کنند. از آن زمانی که آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی به رحمت خدا رفتند، انشقاق عجیب و شکاف عمیقی بین اصولگرایان ایجاد شد و هیچ کدام از بزرگوارانی که ادعای بزرگی دارند نتوانستند نیروهای اصولگرا را دور هم جمع کنند. همان طور که گفتم یکی از دلایلش خودخواهی و تمامیت خواهی بود. دلیل دیگر آن است که بزرگتر قرار می دهند، اما به حرف بزرگتر گوش نمی کنند! مثلا آقای موحدی کرمانی را به عنوان بزرگتر قرار دادند اما 99 درصد به حرف های او گوش نکردند.
برای ساختار معیوب جمنا و باند پایداری جایگاهی در جامعه وجود ندارد اما وقتی گروهی به طور سمّی شکل گرفته باشد برای همیشه فعالیتش سمّی است بنابراین فرقی نمی کند میزان سم چقدر باشد.به نظر شما این اتفاق در کشور ما می افتد که روزی احزاب محور فعالیت های سیاسی شوند؟
من از این مسئله ناامیدم؛ چون تا زمانی که باندها هستند، نمی گذارند چنین اتفاقی بیفتد. در حال حاضر می توان حدث زد که بیش از ٧٠ درصد سران، مخصوصا کسانی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، با تشکیل احزاب فراگیر مخالفند. چون خودشان در قدرت حضور دارند، بنابراین علاقمند نیستند که احزاب فراگیر سرکار بیایند. تأسف بارتر آنکه  این روحیه را به نسل بعدی هم انتقال می دهند.
خبرآنلاین 

منتشر شده در پول

اسنایدر و ژاوی، رخ به رخ با ایرانی‌ها

شهروند| هفته دوم لیگ قهرمانان آسیا با برگزاری دیدارهای حساسی برای نمایندگان ایرانی استارت زده می‌شود. امروز تراکتورسازی تبریز در قطر میهمان الغرافه است و ذوب‌آهن در اصفهان از لوکومتیو تاشکند پذیرایی می‌کند. مهمترین بازی‌های تیم‌های ایرانی فردا با تقابل استقلال و پرسپولیس با الهلال و السد قطر برگزار می‌شود که دیدارهای حساسی برای سرخابی‌ها هستند.

تقابل حساس طارمی و اسنایدر با تبریزی‌ها

مهدی طارمی مهاجم ملی‌پوش ایرانی که در مدت کوتاه حضورش در فوتبال قطر تبدیل به مهره‌ای مهم برای الغرافه شده، امروز در نوک خط حمله این تیم با بازیکنان تراکتورسازی دیدار می‌کند. برای این‌که متوجه شوید طارمی چه اهمیت فوق‌العاده‌ای برای باشگاه الغرافه دارد، به کنفرانس مطبوعاتی دیروز سرمربی الغرافه مراجعه کنید و طارمی را ببینید که به همراه سرمربی تیمش مقابل خبرنگاران قطری قرار گرفته است. این درحالی است که الغرافه بازیکنان قطری سرشناسی دارد اما مسئولان این باشگاه ترجیح دادند ستاره ایرانی خود را به کنفرانس خبری بروند تا نشان دهند طارمی اهمیت زیادی برای آنها دارد. دیگر ستاره‌ای که می‌تواند کار را برای تراکتور در بازی امروز دشوار کند، وسلی اسنایدر هلندی است. این بازیکن اروپایی پا به سن گذاشته، مثل ژاوی هرناندز بعد از بازنشستگی در اروپا با دلارهای بی‌پایان قطری‌ها به این کشور حاشیه خلیج‌فارس آمد تا سال‌های پایانی فوتبالش را در این کشور سپری کند. الغرافه با بازیکنانی مثل اسنایدر و طارمی امید زیادی به صعود از گروهش دارد. البته این تیم هم مثل تراکتورسازی در هفته اول لیگ قهرمانان شکست خورد، به همین دلیل بازی امروز هر دو تیم اهمیت زیادی برای آنها دارد. تراکتوری‌ها هم امیدوارند امروز بتوانند از پس الغرافه بربیایند و به اوضاع خود در جدول سروسامان بدهند، هرچند که مدافعان این تیم روز سختی را مقابل طارمی و اسنایدر و همبازیانشان خواهند داشت.

پرسپولیسی‌ها در انتظار دیدار با برترین ‌هافبک تاریخ

حضور ژاوی هرناندز برترین‌هافبک تاریخ فوتبال دنیا در السد قطر باعث شده این تیم قطری طرفداران زیادی بین کشورهای آسیایی ازجمله ایران داشته باشد. السد قطر بعد از ناکامی بزرگ در فصل گذشته لیگ قهرمانان برابر استقلال، در فصل جدید توانسته در مرحله گروهی حاضر شود و اکنون رقابت اصلی برای صعود را مقابل پرسپولیس پیش‌رو دارد. جذاب‌ترین نکته تقابل پرسپولیس و السد حضور ژاوی و مرتضی پورعلی‌گنجی مدافع ملی‌پوش ایرانی در ترکیب تیم قطری است. ژاوی، ستاره اسپانیایی دو فصلی می‌شود که برای السد بازی می‌کند. ‌سال گذشته بازیکنان استقلال بودند که افتخار بازی مقابل کاپیتان سابق تیم‌ملی اسپانیا را به دست آوردند و حالا نوبت پرسپولیسی‌هاست که برای قرارگرفتن رو‌به‌روی ژاوی لحظه‌شماری کنند. برانکو ایوانکوویچ به خوبی می‌داند که برای مهار این ستاره اسپانیایی باید تدبیر موثری بیندیشد و قطعا پرسپولیس برای مهار او یارگیری فشرده‌ای را در دستور کار قرار خواهد داد. پرسپولیسی‌ها که در بازی با حریف متوسطی مثل نسف قارشی چند موقعیت خطرناک به مهاجمان ازبک دادند، باید خیلی مراقب باشند که مبادا یکی از این فرصت‌ها نصیب ژاوی شود، چون او آمار فوق‌العاده‌ای در دادن پاس گل به همبازیانش دارد. البته این بازیکن اسپانیایی تنها نقطه قوت السد نیست. مرتضی پورعلی‌گنجی مدافع ملی‌پوش ایرانی در دو‌سال گذشته از ستاره‌های درخشان لیگ ستارگان قطر بوده است. پورعلی‌گنجی علاوه بر این‌که خط دفاع السد را به سدی نفوذناپذیر تبدیل کرده، در برنامه‌های هجومی این تیم هم نقش ویژه‌ای دارد. قرمزها امروز در قطر میهمان السد هستند.

دل قلعه‌نوعی را به دست بیاورید

درحالی که به ‌نظر می‌رسید ذوب‌آهن در هفته اول لیگ قهرمانان آسیا کار سختی نداشته باشد اما شاگردان امیر قلعه‌نوعی در دیدار با تیم ناشناخته الدحیل قطر دور از انتظار عمل کردند. ذوبی‌ها در این بازی شکست خوردند تا شروع خوبی در لیگ قهرمانان نداشته باشند. با وجود گذشت یک هفته از این شکست، امیر قلعه‌نوعی از باخت تیمش همچنان عصبانی است. او در کنفرانس مطبوعاتی دیروز هم به انتقاد از شرایط فوتبال ایران پرداخت و گفت: فشارهای زیادی روی بازیکنان ایران است، چراکه فوتبال ایران مشکلات زیادی دارد و بازیکنان حرفه‌ای بازی نمی‌کنند. امروز هم ذوب‌آهنی‌ها در ورزشگاه فولادشهر میزبان لوکومتیو تاشکند هستند و امیدوارند با پیروزی مقابل این تیم شانس صعودشان را از دست ندهند. امیر قلعه‌نوعی دیروز از مردم اصفهان دعوت کرد که در بازی این تیم مقابل لوکومتیو تاشکند ورزشگاه را پر کنند و به حمایت از ذوب‌آهن بپردازند.

استقلال و جنگ ستارگان

فردا یکی از حساس‌ترین دیدارهای گروهی در غرب آسیا برگزار می‌شود. استقلال ایران با سابقه ٢ قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا مقابل الهلال پرافتخارترین تیم قاره کهن قرار می‌گیرد. بیست‌وپنجمین تقابل خود با تیم‌های عربستانی را تجربه کنند. بازی امروز استقلال و الهلال بیست‌وپنجمین تقابل این تیم با نمایندگان عربستانی است. در این تقابل‌ها ٩ پیروزی، ١٣ شکست و ٢ تساوی برای استقلال به دست آمده و امروز هم شاگردان شفر مقابل یکی از قدرتمندترین الهلال‌های تاریخ لیگ قهرمانان آسیا قرار می‌گیرند. اشرف بن‌شرقی از مراکش، نیکلاس میلسی از اوروگوئه، ایزکویل چیروتی از آرژانتین، کارلوس ادواردو از برزیل و گیلمن ریواس ونزوئلایی ستاره‌های خارجی الهلال هستند که نقش پررنگی در موفقیت‌های اخیر این تیم دارند. به خارجی‌های سرشناس استقلال یاسر شهرانی، یاسر القحطانی و عبدالله عطیف را هم اضافه کنید تا ببینید آبی‌پوشان پایتخت چه کار دشواری برای مقابله با غول عربستانی و ستاره‌هایش دارند. آنچه کار استقلال را در بازی فردا دشوارتر می‌کند، برگزاری دیدار این تیم با الهلال در عمان است. اگرچه در ظاهر این استقلال است که فردا در عمان میزبان الهلال است اما همان‌طور که در هفته گذشته هم تراکتور نتوانست میزبان تیم عربستانی باشد و عملا در عمان میهمان بود، استقلالی‌ها هم نمی‌توانند با استفاده از امتیاز میزبانی مقابل الهلال امیدوار باشند و شفر برای گرفتن امتیاز از رقیب قدرتمندش باید به توانایی‌های فنی خود و بازیکنانش دلخوش کند.

پول جذب سرشناس‌ها را نداریم

رضا حسن‌زاده پیشکسوت فوتبال

بازیکنان سرشناس اروپایی که به استخدام تیم‌های حاشیه خلیج‌فارس درمی‌آیند، اگرچه از نظر سنی بالا هستند اما کیفیت لازم برای بازی در آسیا را دارند. شاید این بازیکنان نتوانند در اروپا به موفقیت‌های خود ادامه دهند اما توانایی و استعدادی که دارند، برای درخشش در فوتبالی با سطح قاره آسیا کافی است. نیازی به گفتن نیست که پول کشورهای عربی تنها انگیزه برای بازیکنان اروپایی پا به سن گذاشته است که دوران بازنشستگی خود را در لیگ‌های ضعیف عربی سپری کنند. دیده‌ایم که در سال‌های اخیر بازیکنان تراز اول دنیا به کشورهایی مثل عربستان، قطر و امارات رفته‌اند و درخشش فوق‌العاده‌ای هم در این تیم‌ها از خود به نمایش گذاشته‌اند. حقیقت این است که فقط داشتن پول می‌تواند باشگاه‌های ایرانی را هم صاحب ستاره‌های بین‌المللی کند. اگرچه مدام می‌گوییم که فوتبال ما فراتر از قاره آسیاست و ما استعدادهای فوق‌العاده‌ای داریم اما باید بپذیریم که اوضاع مالی فوتبال ایران بسیار ضعیف است. فوتبال ایران از نظر مالی قابل قیاس با کشورهای عربی نیست و به همین دلیل ما نمی‌توانیم ستاره‌های بزرگ دنیا را مجاب کنیم که در سال‌های پایانی فوتبالشان به ایران بیایند. ما در بحث آسیایی هم نیاز زیادی به بازیکنان باتجربه و حرفه‌ای داریم و با این‌که می‌توانیم از مرحله گروهی صعود کنیم اما در مراحل حذفی به واسطه نداشتن بازیکنانی در سطح بین‌المللی کاری از پیش نمی‌بریم. در واقع آنچه فوتبال ایران را از بقیه کشورها در مراحل پایانی لیگ قهرمانان متمایز می‌کند، نداشتن بازیکنان خارجی است. مثلا ما برای پیشرفت تیم‌هایمان در لیگ قهرمانان آسیا نیاز به دو بازیکن فوق‌العاده در خط‌ هافبک و حمله داریم که با ادامه شرایط فعلی در فوتبال ایران بعید می‌دانم بتوانیم بازیکنان اروپایی را برای آمدن به کشورمان راضی کنیم.

منتشر شده در پول
اجرا شده توسط: همیار وردپرس